پنجشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۶

از بمبئی تا اسلام آباد غرب/ اوضاع نابسامان دومین شهر استان کرمانشاه/ اردشیر محمدی

از بمبئی تا اسلام آباد غرب/ اوضاع نابسامان دومین شهر استان کرمانشاه/ اردشیر محمدی

از بمبئی تا اسلام آباد غرب/ اوضاع نابسامان دومین شهر استان کرمانشاه/ اردشیر محمدی

 اردشیر محمدی

کرمانشاه دیلی:   کسانی که با حوصله و نگاهی دقیق فیلم « میلیونر زاغه نشبن » ساخته دنی بویل را دیده و جزئیات فیلم را ملاحظه کرده باشند ، با دیدن شرایط این روزهای خیابان های اسلام آباد غرب ، بخش زاغه نشبن شهر بمبئی که هدف اصلی کارگردان نیز بازنمایاندن همین چهره از بزرگترین شهر هندونشین دنیاست را در ذهنشان تداعی خواهند کرد . آنچه که باعث شهرت فیلم میلیونر زاغه نشین شد اشاره فیلم به موضوعات و مسائلی بود که باعث گردید فیلم از روایت یک داستان تک بعدی رهایی یافته و پیچیدگی های جامعه فقر زده هند را به نمایش بگذارد . به عبارتی در پس اتفاق هایی که برای شخصیت اصلی داستان رخ می دهد به خوبی می توان جامعه هند را دید و ملاحظه نمود ، عشق دیوانه وار مردم هند به سینما ، درگیری های قومی و مذهبی که موجب بروز فاجعه های بزرگی شده است ، وضعیت نابسامان بخش اعظم مردم هند که در فقر و بی سوادی به سر می برند ، کودکان بی سرپرستی که معلوم نیست چه آینده ای در انتظارشان است ، شرایط عجیب جامعه ای که می توان در آن یک شبه از یک بی خانمان به یک میلیاردر تبدیل شد و یا بر عکس و ….. پیام هایی است که ظاهرا دغدغه اصلی کارگردان را تشکیل می دهد . به بیانی دیگر ، فیلم میخواهد نابسامانی های زندگی یک عضو جامعه را به مسائل مختلفی ارتباط دهد که ریشه اصلی آن نشئت گرفته از فقر و بیکاری است و همه شهروندان در زندگی روزمره خود به کرات آن را مشاهده کرده و در آن دست و پا می زنند .  

شاید ادعای گزافی باشد اگر بخواهیم قدم زدن در خیابانهای شهر اسلام آباد را با آن چه در فیلم مورد نظر و در خیابانهای بخش محروم بمبئی دیده ایم مقایسه کنیم . از دست فروشان و گاری های میوه فروشی سیار اطراف میدان هدایت که بعضا ترافیک سنگین خودروها را سبب می شوند تا افراد بیکار و وقت گذرانی که در حول و حوش بانک کشاورزی ازدحام می کنند تا نمایشگاههای رنگارنگ اتومبیل در خیابان کارخانه قند که در مقابل چشمان ماموران راهنمایی و رانندگی تا دو سوم خیابان اصلی را قرق کرده اند و تا عبور و مرور انواع و اقسام احشام از داخل خیابانهای شهر همه حکایت از اوضاع نابسامانی دارد که دومین شهر استان کرمانشاه با آن روبروست و چهره و نمای شهر را به حالتی درآورده است که بد جوری توی ذوق می زند . وجه تشابه این دو شهر آنجا تکمیل می شود که در نگاه اولیه شاهد ازدحام انسانهایی هستیم که در خیابانهای شهر داخل هم لول می خورند بدون این که کار مشخصی انجام دهند یا پیگیر اقدام خاصی باشند . این وضعیت ، معلول یک عامل بیشتر نیست و آن عامل را هم باید در بیکاری مردمان و خصوصا جوانان آن جستجو کرد . دست فروشی ، معاملات سرپایی ، معرکه گیری ، بساط پهن کردن داخل پیاده روها و ممانعت از عبور و مرور افراد …. رابطه مستقیمی با همین موضوع دارد و اگر قرار است چهره شهر تغییر پیدا کند باید مسئولان آن فکری به حال اشتغال و بیکاری مردم کنند .

شاه آباد در اولین تقسیمات کشوری ایران که مملکت ما به ده استان تقسیم شده بود در کنار کرمانشاه ، سنندج ، همدان و ملایر پنج شهر استان پنج را تشکیل می دادند یعنی در زمانی که ایران ده استان بود و استان پنج به عنوان استان غرب نشین کشور در سپهر جغرافیایی ایران خودنمایی میکرد ، شاه آباد غرب یکی از پنج شهر غرب کشور بود و اتفاقا از شهرهای آباد آن هم به شمار می رفت . شهری با این پیشینه و با این سابقه ی قابل اعتنا امروز در وضعیتی به سر می برد که حتی بکار بردن واژه « شهر » هم برای آن محل تردید است . طبق ماده 4 قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ایران ، شهر ، مکانی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی مشخصی واقع شده است ، از نظر بافت ساختمانی ، اشتغال و سایر عوامل دارای سیمایی با ویژگی های خاص خود است به طوری که ساکنان آن در مشاغلی همچون تجارت ، صنعت ، خدمات و فعالیت های اداری اشتغال دارند ، شهر جایی است که از خدمات شهری برخوردار بوده و کانون مبادلات اجتماعی اقتصادی فرهنگی و سیاسی می باشد ، از لحاظ کالبدی دارای وجه غالب اشتغال صنعتی ، زیرساخت ها و تاسیسات شهری است و سبک زندگی و کیفیت مصرف آن با روستا متفاوت می باشد . با این اوصاف و این تعاریف در ذهن هر انسانی که گذری بر خیابانهای اسلام آباد دارد اولین سئوالی که شکل می گیرد این است که آیا می توان برای اینجا همچنان واژه « شهر » را بکار برد ؟؟؟؟ اگر پاسخ به این پرسش مثبت باشد آن وقت چرایی شکل گیری این وضعیت و راههای برون رفت از آن را باید از کسانی پرسید که این روزها در هر محفل و مجلسی حاضر می شوند تا برای رخداد مهم پیش رو مورد توجه و اقبال مردم قرار گیرند.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, 08 تیر 1394 ساعت 1:38 ب.ظ

22 نظر

  1. نقد اقاي محمدي كاملا منطقي و درست ولي ايا همه دردها و مشكلات را بيان فرمودن بنظر حقير خير .بعضي از اين مشكلات الخصوص رفع سد معبر مغازه دارها در سطح شهر اصلا نياز به بودجه از مكان خاصي نيست فقط اراده و عزم جدي ميخواهد كه در شوراي شهر ما نه در شهردار محترم وجود دارد و هر بار بدلايلي از انجام ان سر باز زدن ما مدارك مسند داريم.رفع مشكل بنگاه داران ماشين اگه شهرداري بدون توقع زميني را تعقيير كاربري ميداد و اين امر را به خود سنديكاي بنگاه  داران واگذار ميكرد سالها پيش اين معضل رفع ميشد . وجود افراد سال سال خورده در جلوي بانك ملي و كشاورزي بعلت نبود پاركي مناسب باعث اين مشكل و معضل شده است . عدم توجه عزيزان ما در راهنمايي و رانندگي  باعث ترافيك و رعايت نكردن عده راننده متخلف در سطح شهر گرديده كه همه و همه دست بدست هم داده تا چهره اين شهر دگرگون و ناموزن باشد

  2. برادر گرامی آقای محمدی.
    اوضاع شهر در دست شهردار و شورای شهر هستش که شهردا رو با واسطه و شورا را مستقیم مردم بزرگوار انتخاب میکنن کل این مشکلات به خود مروم عزیز بر میگرده …
    والسلام.

  3. البته مقایسه اسلام آباد با شهر بمئی خیلی منطقی نیست بمبئی یک کلان شهر است و شکل گیری مناطق فقیرنشین در کلان شهرها یک امر طبیعی است همچنان که محلات فقیرنشین در شهرهای بزرگی مثل تهران هم دیده می شود مثل خاک سفید .
    اما این که این دوستان دلسوز هم همه مشکلات را به گردن شهردار و شورا انداخته اند هم قابل قبول نیست . در این مقاله به درستی اشاره شده که ریشه این نابسامانی ها مثل دستفروشی و سد معبر و …. ناشی از بیکاری و نبودن اشتغال است که ارتباطی چندان با شورای شهر و شهرداری ندارد . بیکاری ناشی از ضعف زیرساخت های اقتصادی شهرستان است که به نظرم باید همه نمایندگان این شهرستان و مسئولان آن در طول دو دهه اخیر پاسخگوی آن باشند

  4. یاد اون جمله ی حشمت فلاحت پیشه که سر رییس جمهور سابق داد زد : اینجا اسلام آباد است … یک روستای بزرررررررگ محرووووووم ….

  5. درود بر استاد محمدی عزیز

  6. آقای محمدی مثل اینکه زیاد فیلم می بیند.لطفا کمی با واقعیات روز مقاله بنویسید.جهت استحضار دوستان خلاصه ای در مورد شهر بمبئی تقدیم می گردد.سپس دوستان وهمشهریان عزیزم این شهر را با شهر خودمان مقایسه بفرمایند:

    بمبئی با نام جدید مومبای پایتخت ایالت ماهاراشترا از مهمترین شهرهای کشور هند است.
    بمبئی در زبان هندی به معنای ساحل خوب است. این نام را، استعمارگران پرتغالی روی این شهر نهادند. در سال ۱۹۹۶ نام این شهر، به مومبای تغییر یافت که نام یکی از خدایان زن هندی است. اما در خارج از هند، این بندر بزرگ همچنان به بمبئی معروف است.
    این شهر با وسعتی برابر ۶۰۳ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 13 میلیون نفر یکی از چهار شهر بزرگ و پرجمعیت کشور هندوستان است. این شهر در غرب کشور هند در ساحل دریای عرب واقع شده است. بمبئی یکی از شهرهای بزرگ و پرجمعیت هندوستان و پایتخت تجارتی آن به شمار می رود.
    شهر بمبئی بزرگترین بندر هند در ساحل غربی این کشور است. این شهر در واقع مرکز بانکداری، تجارت، مبادلات مالی، بازرگانی و صنعت کشتی سازی هند به شمار می رود. تمرکز امور اقتصادی و تجاری در بمبئی پس از استقلال هند نیز ادامه یافته و بعنوان شاهراه ارتباطی هند با ایران و جهان عرب اهمیت راهبردی خود را حفظ کرده است. بندر بمبئی، بزرگترین مرکز تولید پارچه های پنبه ای و فیلم های سینمايی شبه قاره هند است و از این رو به بالیود نیز شهرت دارد.
    در حال حاضر از بین جمعیت حدود ۷۰ میلیون نفری ایالت مهاراشترا بیش از ۲۰ درصد زیر خطر فقر زندگی کرده و خود بمبئی بزرگترین جمعیت کپرنشینان هند را در خود جای داده است. درآمد سرانه در هند حدود ۱۰۸۹ دلار می‌باشد لیکن ایالت مهاراشترا با داشتن بیشترین سهم در اقتصاد یک تریلیون دلاری هند رتبه یازدهم را در مقیاس درآمد سرانه در بین ایالتهای هند داراست. جمعیت شهر، همراه با حومه هایش به حدود بیست میلیون نفر می رسد. شدیدترین جلوه‌های تضاد طبقاتی جامعه هند را می توان در این شهر یافت. از یک سو صاحبان ثروت‌های سرشار در این شهر زندگی می کنند و از سوی دیگر توده‌های فقیری که حتی قادر به سیر کردن شکم خویش نیستند. بیش از نیمی از جمعیت شهر، در حصیر آبادها و حلبی آبادها به تیرگی روزگار می گذراند.
    بمبئی از اتصال ۷ جزیره به یکدیگر در زمان حضور بریتانیا در هند به وجود آمده است. بسیاری از شهروندان هندی از ایالت های مختلف به امید فرصت های شغلی به این شهر مهاجرت می نمایند. از همین رو تعداد ساکنین این شهر در روز ۳ میلیون نفر بیش از ساکنین در شب برآورد می شود. در زمان استعمار انگلیس بر هند، بمبئی مرکز بخشهای اداری و حکومتی انگلستان در شبه قاره هند به شماره رفته و از نظر انگلستان دروازه هند بود. امروزه بمبئی یکی از مراکز بزرگ تجاری ، فرهنگی و گردشگری هندوستان است.

    شهر بمبئی به دلیل تمرکز شرکت های مختلف تجاری به عنوان پایتخت تجاری هند به شمار می رود.
    شهر بمبئی یک سوم سهم درآمد مالیاتی کشور هند و بیش از ۵۰ درصد مالیات گمرکی و یک پنجم مالیات بر تولید را بخود اختصاص داده است.
    حدود یک ششم ارزش تولیدی کشور متکی به این شهر است.
    ۸۰ سرکنسولگری در این شهر وجود دارد که از این تعداد ۴۰ سرکنسولگری رسمی دارد از 40 سرکنسولگری رسمی ، تعداد ۱۳ سرکنسولگری مربوط به کشورهای اسلامی است و بقیه توسط سرکنسول های افتخاری اداره می شود. همچنین دفاتر متعدد تجاری خارجی نیز در این شهر مستقر هستند.
    سیستم بانکی و فعالیت های اقتصادی هند در این شهر متمرکز است. همچنین دفتر مرکزی تقریبا تمام بانک‌های معتبر، موسسات مالی و شرکتهای بیمه در این شهر قرار دارند.
    صندوق معاملات ارزی بانکها در بمبئی است. بیش از ۲۵ درصد اعتبارات بانکی کشور را بانکهای مستقر در این شهر تامین می‌نمایند.
    بیش از ۳۵ درصد معاملات چک نیز در این شهر انجام می‌گردد.
    دفتر اصلی بازار سهام هند که یکی از قدیمی ترین بازارهای بورس سهام هند بشمار می رود تحت عنوان بمبئي استاك اكسچنج (Bombay Stock Excahange) در مومبای فعالیت می نماید كه بیش از ۹۰۰ شرکت در خرید و فروش سهام هند حضور دارند که اکثریت آنها در اين شهر مستقر هستند.
    حدود ۴۴ درصد ترافیک دریایی کل کشور در بندر بمبئی تخلیه و بارگیری می گردد. در بندر بمبئی چهار اسکله تخلیه و بارگیری نفت خام وجود دارد.
    مهاراشترا بالاترین رقم تولید برق را در هندوستان دارا بوده که ۸۲ درصد آن از طریق انرژی گرمائی تولید می‌شود گفتنی است ۴۷۵۰ مگا وات برق هسته ای در کل هند تولید می گردد.
    شهر بمبئی از مهم ترین مراکز تجارت الماس به شمار می رود. تا جایی که ۸۰ درصد الماس هایی که در ایالت گجرات تراش داده می‌شوند به بمبئی می رسد. بیش از ۷۵۰۰۰ نفر در این شهر از فعالیتهای مربوط به الماس امرار معاشق می کنند.
    صنعت فیلم هند تا حدود زیادی در بمبئی متمرکز است و سهم عمده ای از تولید سالانه ۹۰۰ تا هزار فیلم در این شهر و در مرکز سینمایی آن موسوم به بالیوود انجام می‌شود. بالیوود افزون بر مسائل اقتصادی نقش عمده ای در مسائل فرهنگی این شهر و کشور هند و حتی کشورهای همجوار به‌عهده دارد.

  7. ادامه درمورد بمبئی وفلسفه بازار بمبئی:
    نام بمبئی از بمبئی مامبا ، نام یکی از رب النوعهای هندی ، گرفته شده است. دوره هندویی که از کهنترین دوره های تاریخ این شهر است ، با استقرار تدریجی مسلمانان در هند، در قرن هفتم ، و تسلط آنها بر گجرات رو به افول نهاد.
    مسلمانان از 1370 ميلادي در این شهر سکنی گزیدند و در امتداد کرانه های شمال غربی هند با جزیره هرمز، به تجارت دریایی پرداختند. در 1530 ميلادي ، پرتغالیها جزیره بمبئی را به تصرف درآوردند. سالهای بين 1534 ميلادي تا 1661 ميلادي دوره ورود اروپاییها و بویژه پرتغالیها به این منطقه و تجارتشان در آنجاست. در این دوره ، اروپاییان به تبلیغ مذهب کاتولیک در میان بومیان هندی پرداختند. در 1661 ميلادي بمبئی به عنوان بخشی از جهیزیه همسر پرتغالی چارلز دوم ، پادشاه انگلستان ، به انگلستان واگذار شد. در 1668 ميلادي ، چارلز مالکیت بمبئی را به شرکت هند شرقی منتقل کرد.
    بمبئی تا 1858 ميلادي مرکز اصلی این شرکت بود و در این دوره مرکز بازرگانی ، نظامی و آموزشی شد.

    بازار کرافت مارکت (Craft Market) یکی از قدیمی ترین بازارهای بمبئی است. این بازار در کنار دیگر بازارهای سنتی و انبوه فروشگاه های بزرگ و چند ملیتی امروزی، هنوز رونق خود را حفظ کرده است.
    افزون بر بازار تاریخی کرافت مارکت در شهر بمبئی بازارهای متعددی وجود دارد که اغلب به فروش منسوجات ، پوشاک ، صنایع دستی ، مصنوعات و زیورآلات طلا و نقره و غیره در این شهر بزرگ ، پرجمعیت و پر رونق اشتغال دارند. مانند بهیندی بازار، بازار کلابه و بازار بندیرا.
    شهر بمبئی به عطر دهن العود ، عود ، صندل ، مسک و عنبر مشهور است. همچنین انبوه بازارهای مدرن و فروشگاه‌های برندهای مشهور جهانی در این شهر به فراوانی یافت می شوند.
    افزون براین هم اکنون بسیاری از مراکز جدید و ساختمان های نوین جزو دیدنی های این شهر بزرگ به شمار می روند مانند سيتي سنتر(City Center) ، كراس رودز (Cross Roads) و گلوباس (Globus)

  8. فلاحت چه برای این روستای بزرگ محرم کردن.اونهم هشت سال.واین آقای محمدی دانشمند چهار راه کار شدنی هم بفرمایند؟!؟!

  9. فرهنگی عزیز
    1 . ممنون از اطلاعات خوبی که در مورد شهر بمبئی در اختیار خوانندگان این صفحه گذاشتی
    2 . بله دیدن فیلم خصوصا فیلمهایی که نگاه اجتماعی و فرهنگی دارند یکی از علائق بنده است
    3 . قصدم در این مطلب مقایسه اسلام آباد با شهر بمبئی نیست زیرا همانگونه که آقا یا خانم حسینی اشاره کرده اند این مقایسه منطقی نخواهد بود . بخش فقر نشین و شلوغ بمبئی به لحاظ برخی ویژگی های خاص خود زمینه مناسبی برای مطالعات اجتماعی و حتی حقوقی از حیث جرم شناسی دارد به همین خاطر است که معمولا مورد توجه فیلمسازان یا نویسندگان قرار می گیرد . مناطقی در اسلام آباد هم هست که گاهی اوقات انسان را به یاد نقاط زاغه نشین و شلوغ بمبئی می اندازد ، این تشابه و سنخیت فقط زاییده ذهن بنده نیست ، اگر دقت کرده باشی در ابتدای خیابانی که روبروی کارخانه قند است بازاری وجود دارد که به « بازار بمبئی » معروف است بنابراین این تشابه در ذهن خیلی ها شکل گرفته به نحوی که موجب تخصیص یک نام عرفی بر روی قسمتی از شهر اسلام آباد هم شده است .
    4 در پاسخ به شمس الله عزیز هم عرض کنم که راهکار برای حل این مشکلات هست اما جای طرح این راهکارها اینجا نیست ، وظیفه یک رسانه یا یک فعال مدنی اجتماعی بیان مسائل و مشکلات اجتماع است و نباید از بیان کننده ، انتظار کارکارشناسی داشت . کار کارشناسی وظیفه مدیران و دست اندرکاران جامعه است و رسانه ها به عنوان بازتاب دهنده مسائل و مشکلات ، زمینه را برای حل آنها فراهم می نمایند

  10. ممکن است بر نقد ایرادی وارد باشد اما مهمتر این است که به خودمان بیاییم واصلاح کنیم .بوجه را هدر ندهیم .از افراد کار بلد وسالم بعنوان ناظر استفاده کنیم.برای اجرای هر طرحی نو اسکیسها مختلف بگوییم مجری بزند مسول مربوطه ببیندیکی را که بهتر است انتخاب کند.مشکل ما عدم استفاده از افراد متخصص است و…مشکل از زمان حشمت به خاطر درگیری با شهر دار به اوج رسید…

  11. با سلام
    ضمن تشکر از جناب آقای محمدی در خصوص اینکه ریز به ریز مشکلات شهر رو بیان فرمودند باید به اطلاع برسانم مهمترین عامل بروز این ناهنجاریها خود ما شهروندان هستیم که یا از زندگی شهری و قوانین آن آگاهی نداریم یا اینکه خودمان رو به ندانستن می زنیم و باعث این چنین وضعیتی در شهر شدیم لذا برای رفع مشکلات ذکر شده مهمترین راه حل آنها فرهنگ سازی در بین جامعه می باشد که باید انتظار بیشتری از قشر زحمت کش جامعه یعنی فرهنگیان و اساتید دانشگاهها در جهت فرهنگ سازی داشت. و در مرحله بعد باید با وضع قوانین و مدیریت شهری برای رفع این مشکلات چاره اندیشی کرد. شاید این کارها دیر انجام گرفته باشد ولی اقدامات همروند این دو میتواند فرهنگ شهر نشینی را در این دیار که مردمانش جایگاه ویژه ای در تصمیم گیری های کلان منطقه ای و استانی دارند زنده کند.

  12. ما که نفهمیدیم منظور فرهنگی از بیوگرافی شهر بمبیی چه بود اگه توضیح بدن ممنون میشیم

    1. با سلام ، همانطوری که جناب استاد محمدی در مقاله شان بدان اشاره نموده بودندونیزاذهان عمومی مردم وقتی نام بمبئی را می شنوند انگار یک شهر بی درو پیکر با مردمانی فقیر و… در ذهن تداعی می گردد. درحالی که اینطور نیست در مدرن ترین شهر ها هم حاشیه نشینانی فقیر نشین زندگی می کنند.واینکه وجه تسمیه شهر اسلام آباد با بمبئی از هرمنظری که به آن پرداخته شود قابل قیاس نیست. به قول معروف«خال مه رویان سیاه ودانه فلفل هم سیاه» به هرحال آن طوری که جناب محمدی لایه های فقردر هندوستان را در فیلم«میلیونرزاغه نشین» بیان می کنند .چنین اموری در شهر اسلام آباد با آن شدت وحدّدت وجود ندارد. در یک کلام شهر ما نیاز به یک مدیریت قوی شهری دارد.که در این برهه از زمان مدیر لایقی ظهور نکرده است.

  13. اقای دانشجو تو اصلا نوفهمی

  14. سخنی با فرهنگی گرانقدر و دیگر دوستان 
    باتشکر از آقای محمدی ، استاد عزیز 
    متاسفانه امروزه در جامعه ی ما ، از یک کودک خردسال گرفته تا یک ریش سفید ، همه و همه برای خود نقد کننده ای به ظاهرماهر شده اند ، و فراموش کرده اند کار نقد را هر کسی نمیتواند انجام دهد ، فرهنگی عزیز ، من از آقای محمدی دفاع نمیکنم ولی از شما خواهش دارم دغدغه ی اصلی استاد گرامیمان را درک کرده و به جای انداختن تقصیر بر گردن فلان مسوول و یا غلط املایی ویا انشایی پیدا کردن ، برای اوضاع شهرمان راه حلی بیندیشیم و بهترین راه حل ها : درست فکر کردن و انتخاب مسوولانی شایسته است ….
    با تشکر ، عذر خواهی بنده به خاطر نظر طولانی ام را بپذیرید…

    1. مثلا شما می خواهید بگویید که نقد فقط شما بلدید که اینگونه بر یک فرهنگی می تازید!نظر آقا یا خانم فرهنگی همان خط آخر شماست.همه ی ما شاگرد اون فرهنگی هستیم که هنوز دغدغه فرزندان شهرش را دارد وبه شاگردش (هرچند هم استاد باشد)یاد آوری می کند که درد در جای دیگر است !قیاس شما اشتباه است!

  15. با سلام !
    سخنی با موافق فرهنگی :
    اینکه همه شاگرد فرهنگیان گرامی هستیم بر کسی پوشیده نیست…
    اما نقد فرهنگی که همه ی ما منظور ایشان را متوجه شدیم و خود استاد محمدی هم دلیل قیاسشان را آورد … 
    استاد گرانقدرمان ساعت ها مطالعه کرده و متنی از دغدغه هایش نوشته ، جناب فرهنگی مقاله ای را از ویکی پدیا کپی و در اینجا پیست کرده اند و چ خوب شد این اطلاعات را به ما دادند وگرنه هیچ کس نمی دانست بمبئی کجاست !!!
    دوست گرانقدر قدر بیندیشیم که محمدی چ می خواهد بگوید و فرهنگی چه ….!!!
    شما هم در مورد انسان ها آن هم در شبکه مجازی زود قضاوت نکنید 

  16. سلام اقای دکتر محمدی با تشکر انصافا تحلیل درستی در مورد اسلام اباد بیان نمودید کو گوش شنوا

  17. احس اقای محمدی به نکات جالبی اشاره کردید این شورا وشهردار داره چکار می کنه

  18. در پاسخ به جناب فرهنگی عزیز عرض کنم :
    فرموده اند در یک کلام شهر ما نیاز به یک مدیریت قوی شهری دارد.که در این برهه از زمان مدیر لایقی ظهور نکرده است. بنده این فرمایش را رد می کنم . منظور از مدیریت قوی چیست ؟ و مدیر قوی و لایق چگونه ظهور می کند ؟ فرض کنید مدیری قوی ظهور کرد و خواست شهردار اسلام آباد بشود با شورای شهر مسئله دار و ناهماهنگ چگونه می خواهد اعمال مدیریت کند ؟ اگر نماینده با ایشان مخالف بود و چوب لای چرخ ایشان گذاشت چه ؟ لطف بکنید مسائل را به صورت اساسی تحلیل کنید

    1. جناب hoseiniمنظور اینجانب مدیریت قوی شهری(ازفرماندار ونماینده تا یک مدیر اجرایی یک بخش) نه مدیریت خاص یکنفر!لطفا با کلمات بازی نکنید!

  19. سلام   این  شهر  زمانی  فوق لعاده  پاکیزه   با  مردمانی  خونگرم  بود  اغلب  مردم  فرهنگی   صمیمی  و  همراه  بودند  الان  گاهی  اوقات  در  سال  سری  برای  دیدن  میزنم  شده   یک  روستای  بزرگ   بدون  امکانات 

  20. آقای فرهنگی از نوشته شما چنین مقصودی به ذهن نمی رسد چون فرموده اید … در این زمان مدیر لایقی ظهور نکرده است . مدیر واژه مفردی است و مجموعه مدیران شهر را شامل نمی شود . این را به خاطر این عرض کردم که شما به عنوان یک فرهنگی اظهار نظر کرده اید و انتظار از جامعه فرهنگی این است که در اظهاراتش دقت لازم را داشته باشد

  21. با سلام خدمت دوستان کاش شما قبلا اسلام اباد( شاه اباد) را دیده بودید چه بهشتی بود

  22. دغدغه اقای محمدی بزرگوار ستودنی ست… درود برشما 

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه