شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶

اسلام آبادغرب و واژه های مانوس قتل و جنایت / اردشیرمحمدی

اسلام آبادغرب و واژه های مانوس قتل و جنایت / اردشیرمحمدی
  • اسلام آبادغرب و واژه های مانوس قتل و جنایت  

  • دومین واکنش فرهیختگان اسلام آباد به جنایت اخیر

مدت هاست کلمات  قتل و جنایت به واژه های مانوسی برای ساکنان این شهر تبدیل شده و ظاهرا هم قرار نیست که این بلیه اجتماعی به این زودی ها سایه شومش را از سر مردمان فلک زده این سامان بردارد .

اسلام آبادتایمز: قتل و جنایت واژه هایی هستند که هر چند برای شهروندان ما تکراریند اما اثرات مخرب آنها به حدی است که شنیدن چندباره  آن نیز می تواند به راحتی فضای روانی و اجتماعی شهر را به هم ریخته و به محور اصلی صحبت های مردم تبدیل گردد . نا امنی اجتماعی حاصل از بروز مکرر قتل و جنایت و تبعات پیدایش چنین احساسی خود معضل مضاعفی است که در جای دیگری باید به آن پرداخت .

قتل یک زن در داخل خودرو در یکی دو روز گذشته و متعاقب آن قتل دختر بیگناه 8 ساله اش تلنگری است که باید سمت و سوی نگاه مسئولان و دست اندرکاران شهر را به چاره اندیشی برای این معضل سوق دهد ، مدیریت و مسئولیت صرفا در برکناری فلان مدیر و تقسیم پست و منصب بین خودی ها خلاصه نمی گردد ، مدیریت ، هنر برنامه ریزی صحیح برای برخورداری آحاد جامعه از یک زندگی شرافتمندانه و عاری از خشونت است که در این زمینه ذکر چند نکته خالی از لطف نیست :

1 . جامعه ما به طور اعم و منطقه غرب و شهرستان اسلام آباد به طور اخص درگیر تعارضات پیچیده و متعددی است که در سالهای اخیر روند رو به رشدی نیز داشته است . به هر سوی که نگاه می کنیم با یک سری اختلافات مواجه می شویم این اختلافات چه در سطح خانواده  ، چه در سطح جامعه و حتی محیط کار و اشتغال به وفور مشاهده می شود . این که این اختلافات معلول چه عاملی است و کدام سیاست ها و تصمیمات در بروز و تشدید آن ذیمدخل است بحث علیحده ای است که در جای دیگری باید مورد بررسی قرار گیرد اما در شرایط عادی و معمولی ، مردم برای حل این اختلافات چه اقدامی می توانند انجام دهند ؟ اگر احساس کنند که مرجعی برای حل اختلافات آنان نیست یا اگر هست پرهزینه و کم نتیجه است طبیعی است که خود برای حل اختلافاتشان دست به کار خواهند شد و طبیعی است که نتیجه آن نیز چه خواهد شد.

2. جامعه ای که در حال گذار است و بین آموزه های جدید و رفتارهای سنتی آن تضاد و پارادوکس وجود دارد نیازمند آموزش های مکرر و مستمر است تا معضلات ناشی از این تضاد را به حداقل برساند . به عنوان مثال انتخابات به عنوان پدیده ای جدید ، مناسبات تازه ای را در روابط اجتماعی و سیاسی شهروندان قرار می دهد اما به دلیل غلبه باورهای سنتی ، علقه های قومی و قبیله ای را پرورش داده و جبهه جدیدی از اختلافات و معضلات اجتماعی را فراروی شهروندان می گشاید . حل این معضلات و معضلات مشابه آن و همچنین تقلیل آنها مستلزم آموزش شهروندان است اما ناتوانی دست اندرکاران شهر در آموزش شهروندان برای انطباق با الزامات جامعه جدید طبیعتا موجب تعمیق اختلافات شده و جامعه را در چرخه خشونت و ناسازگاری فرو می برد

3 . اسلام آباد غرب بر اساس تناسب جمعیتی خود برخوردار از نیروی انسانی کافی است و مستند این ادعا نیز حجم مراجعه دارندگان مدارک تحصیلی فوق لیسانس و دکتری به مراکز آموزش عالی و دانشگاهی شهر برای تدریس است غیبت و عدم حضور این نیروها که می توانند پشتوانه کارشناسی تصمیمات مدیران و دست اندر کاران شهرستان باشد ناشی از بی تفاوتی آنها نیست بلکه کم عنایتی مسئولان در توجه ویژه به این نیروهاست که سبب شده تا خلاء تصمیمات کارشناسی شده را در بهبود معضلات اجتماعی و فرهنگی شهرستان شاهد باشیم .

هنر مدیریت آن است که این نیروها را در جایگاه شایسته آنها چینش کند و تصمیمات و سیاستگزاری ها را به مطالعات و تحقیقات اجتماعی و فرهنگی آنان مستند نماید تا راههای مناسبی برای حل معضلات اجتماعی و فرهنگی شهرستان مکشوف گردد.

4 . از دیدگاه جامعه شناسی نگاه یک فرد به خود به عنوان یک انسان نقش مهمی در پیدایش خشونت و بروز قتل های عمد و غیر عمد دارد اگر مناسبات اجتماعی و فرهنگی ما برای انسان و خون او ارزش بالایی قائل نباشد ، ریختن خون انسان و ستاندن جان او به امری ساده و معمولی تبدیل می گردد .

آموزگاران فرهنگی و مهندسان اجتماعی ما باید به این نکته عنایت لازم داشته باشند که در آموزه های خود ارزش والای انسان و حرمت و کرامت او را ملحوظ کنند و از هر آموزه ای که فرهنگ خشونت را در جامعه باز تولید می کند اجتناب نمایند.

اردشیرمحمدی

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, 12 دی 1391 ساعت 10:56 ق.ظ

2 نظر

  1. گاهی اوقات فکر می کنم که شنیدن این اخبار برای ما دیگر عادی شده. اما بسیار بعید می دانم برای خانواده های قربانیان و حتی شاهدان به این زودی ها فراموش شود. واقعا تکان دهنده است. خودم را به یاد می آورم که تابستان سال پیش وقتی خبر قتل یکی از دبیران دوران راهنماییم را شنیدم چگونه دنیا بر سرم آوار شد. قتلی که هنوز هم به صورت یک معماست.
    ما آنقدر به این مسایل عادت کرده ایم که اگر چند وقتی نباشد برای محافلمان حرف کم می آوریم. من نمیخواهم ریشه یابی کنم و اصلا تخصصم هم این نیست اما یک خواسته دوستانه دارم از هر کسی که این سخنان را می خواند. هیچ کس بزرگی اندوه خانواده این قربانیان را نمی داند پس حداقل تا زمانی که موضوع روشن نشده از گمانه زنی و شایعه پراکنی و تهمت زدن و حرف های در گوشی بپرهیزیم. بیایید آبروی همسایه مان را آبروی خودمان بدانیم و لحظه ای خود را در جایگاه آنان قرار دهیم. پیش داوری نکنیم و اجازه دهیم کشفیات را کارشناسان انجام دهند. یک لحظه فکر کنیم خدایی ناکرده یک کلام نسنجیده مادر چنین جامعه سنتی چه لطمه روحی و آبرویی می تواند در پی داشته باشد.
    کما اینکه تا کنون نمونه های آن را به کرات دیده ایم. با تشکر

  2. با سلام،
    بسیار مفتخرم که با سایت شما آشنا شده ام و این فرصت نصیبم شد که در جایگاه شاگردی از محضر فرهیختگان شهرم استفاده کنم.

    باور دارم که آنکه می نویسد درد است نه ذهن و از این حیث می پندارم که مردمان دیارمن بالقوه نویسندگان خوبی می توانند باشند!
    باامید موفقیت روزافزون شما و همکارانتان در اسلام آباد تایمز
    حیدری

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه