جمعه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

اسلام آباد غرب ، ایل گرایی با چاشنی سیاسی / اردشیر محمدی

اسلام آباد غرب ، ایل گرایی با چاشنی سیاسی / اردشیر محمدی

اسلام آباد غرب ، ایل گرایی با چاشنی سیاسی  / اردشیر محمدی

ایل گرایی آفت بزرگی برای جامعه ما می باشد و خواص دیار ما با علم به پیامد های زیانبار این آسیب بزرگ ، همیشه دغدغه آن را دارند و در تلاش هستند تا این ناهنجاری را از صحنه جامعه اسلام آبادغرب حذف و یا کمرنگ کنند. در همین راستا اردشیر محمدی از فرهیختگان و صاحب قلمان این خطه با نوشته های خود در تلاش است تا بلکه به سهم خویش در این راستا روشنگری کند. او پیشتر هم در یادداشتی با عنوان ” اسلام آبادغرب ، ضرورت گذار از قبیله گرایی” و هم اکنون با یادداشت ذیل سعی نموده است تا به عنوان یک فرد آگاه و روشنفکر ، مسئولیت خویش در ازای جامعه و نسل های آینده را اداء کند. یادداشت “اسلام آباد غرب ، ایل گرایی با چاشنی سیاسی” به قلم این نویسنده خوشفکر را در ادامه مشاهده می کنید.

.

  • اسلام آباد غرب ، ایل گرایی با چاشنی سیاسی / اردشیر محمدی

.

 کرمانشاه دیلی:  با شمارش معکوس انتخابات ،  فرصت دوباره ای برای رجوع بازیگران سیاسی به برخی سنت های اجتماعی فراهم می شود که معمولا در اوقات دیگر از دایره ذهن و زندگی آنان مفقود است . یکی از این سنت ها ، زنده کردن و بکاربردن واژه های “ایل” و “طایفه” و … در محاورات و ارتباطات سیاسی و همچنین برخی حاشیه های مربوط به آن است . هر کنشگر سیاسی سعی می کند به نحو موثری برای خویش صبغه ای ایلی پیدا کرده و حتی الامکان خود را به طایفه ای منتسب کند . از آنجا که این رویکرد مبتنی بر یک “خواست” و “نیاز” اجتماعی نیست ممکن است بازتولید این سنت ها و زنده کردن رقابت ها و حساسیت های ایلی گذشته که همراه با حوادث تلخ و خونینی بوده است مجددا مسائل و مشکلاتی را دامنگیر این استان نماید .

فعالان سیاسی و تبلیغاتچی های آنان بدون اینکه به مفهوم واژه ها توجه کنند و یا چگونگی شکل گیری جامعه ایلی و ضرورت وجود آنها را در شرایط فعلی توضیح دهند مدام به تکرار این واژه ها مشغولند و بعضا به این اقدام خود نیز افتخار می کنند . جامعه شناسان واژه ایل را برای چادرنشینانی بکار می برند که در تمام سال در بیابانها و دشت ها و کوهپایه ها در سیاه چادرهای خود زندگی می کنند از گرمسیرات به سردسیرات جابجا می شوند ، نظام خویشاوندی منسجم و نیرومندی دارند که مسائل و معضلات ایل بر اساس قوانین برآمده از آن ، در درون ایل حل و فصل می گردد .  شیوه معیشتی آنان مبتنی بر دامپروی است و زراعت برای آنان در درجه دوم اهمیت قرار دارد ، شیوه زیست آنان به شکل کوچندگی و نیمه کوچندگی آشکار می شود . ایل در درون خود به یکسری واحدهای کوچک اجتماعی مثل طایفه و تیره و عشیره تقسیم می شود که افراد آن بر اساس پیوندهای خونی متحد و متشکل می گردند . ایلات و عشایر زمانی دارای هویت سیاسی بودند که دولت مرکزی کنترل چندانی بر مناطق خویش نداشت ، به همین دلیل ایلات به مرور صاحب یک قلمرو سرزمینی شده و شبه حکومت هایی محلی را شکل دادند ، فقدان نظارت دولت مرکزی بر وضعیت عشایر سبب شد که هر ایل برای حفظ قلمرو خود و یا احیانا بسط و گسترش آن با سایر ایلات وارد منازعه و درگیری شود که حوادث خونینی را در تاریخ گذشته غرب کشور رقم زده اند .

زندگی ایلی بعد از روی کار آمدن رضاشاه به کلی جمع شد و عشایر یکجا نشین شدند . در زندگی امروزی ما که مبتنی بر مظاهر مدرنیته است اثری از تعلقات زندگی عشایری وجود ندارد ، حتی روستاهای ما و ساکنین آنها بدیهی ترین شیوه زندگی ایلی یعنی پختن نان را نیز کنار گذاشته و مظاهر زندگی شهری را به صورت کامل پذیرا شده اند . در دورافتاده ترین روستاهای این استان می توان رد پای ماهواره و اینترنت را دید بنابراین به ضرس قاطع می توان گفت که شکل معیشت ایلی و عشایری در استان ما به کلی از بین رفته است .اما نکته جالب این است که آنانی که بیشترین اصرار را بر احیای طوایف و ایلات دارند ، خود کمترین گرایشی به زندگی ایلی و سکونت در روستاها را از خود نشان نمی دهند ، برخی از آنان حتی حاضر به سکونت در شهر کرمانشاه نیز نبوده و بعضا پایتخت نشین شده اند فقط ایام تبلیغات و فعالیت های سیاسی سر و کله آنها پیدا می شود . برخی از بزرگان و بازماندگان خوانین گذشته که هویت بعضی از ایلات را به اجداد آنها منتسب می کنند بعضا نمی توانند به زبان مادری خود یعنی کردی تکلم کنند !

وضعیت اجتماعی استان کرمانشاه گویای این واقعیت است که مردم این استان تمایلی به رجعت به زندگی و معیشت عشایری ندارند ، این مهم را می توان از روند افزایش مهاجرت روستائیان به شهرهای استان مشاهده کرد ، خالی شدن روستاها و رشد قارچ گونه حاشیه نشینی در اطراف شهرهای بزرگ سند این ادعاست بنابراین اصرار فعالان سیاسی برای بازتولید “ایل” و “طایفه” فقط یک معنی می تواند داشته باشد و آن نیز بهره برداری  از آن برای رسیدن به مقاصد سیاسی است . ایجاد حساسیت های کاذب و قطبی کردن جامعه با دمیدن به شیپور ایل گرایی ممکن است در ایام انتخابات کارایی نسبی داشته و برخی را به اهداف خود برساند اما آسیب هایی که از این رهگذر به ساختار جامعه وارد می شود را نیز نباید از ذهن دور داشت .

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, 09 تیر 1393 ساعت 10:24 ق.ظ

26 نظر

  1. ممنون از شما جناب محمدی . مطلب خوبی نوشته اید اما بهتر بود دو مطلب را از هم تفکیک می کردید . یکی این که ایل گرایی فقط شکل و ظاهر زندگی نیست آنچه که شما آن را نقد کرده اید در حقیقت شیوه ای از زندگی است که متناسب با زمان فعلی ، منسوخ شده است الان عشایر به شیوه دیگری زندگی می کنند و لازم نیست حتما کسانی که مدافع زندگی ایلی هستند به همان شیوه منسوخ شده زندگی کنند . دوم این که داشتن ایل و تبار ، به رسمیت شناختن هویت آنان است شما به فکر آن نباشید که مردم منطقه غرب کشور به سادگی دست از هویت خود بکشند این که فرمودید هر کسی می خواهد خود را به طایفه ای بچسباند ، به نظر من چسباندن نیست بلکه تعلق خاطر و ابراز هویت است و باید این نگاه را محترم شمرد

  2. باسلام
    محضر آقای محمدی خدمت شما عرض کنم در مملکت هم گروه چپ و راست و … هم هست .

  3. ممنون از شما استاد مطلبتون همیشه پربار و خواندنیه
    من زیاد با وضعیت سیاسی اسلام آباد آشنا نیستم اما مطالب وبلاگتون رو مرتب میخونم . کاش کمی شفاف تر می نوشتید کیا در اسلام آیاد دنبال مسایل سیاسی و قومی هستن؟ اینها اگه برای مردم روشن بشه خب حتما با شناخت بیشتری توی اتتخابات شرکت خواهند کرد

    1. باسلام همه تحصیل کرده نتنها وقت انتخابات ایلی میشوند بلکه متاسفانه کسانی مانند فلاحت پیشه شورای بر نامه ریزی شهرستان را همه از چوبداران ایب انتخاب می کند نادری پیروز است

  4. این دوره جوادمرادی به نام اصلاحات وبه کام سیاه سیاه.

  5. من با نظر شما موافقم جناب محمدی ولی کو گوش شنوا درمیان همین افراد منتسب به ایل وطایفه افراد شایسته هم وجود دارند ای کاش آقایان که دم از کدخدایی ده میزنند بگذارند مردم در انتخابشون آزادانه شایسته ها را انتخاب کنند

  6. به نظر من عامل اصلی ایل گرایی در اسلام آباد غرب حشمت الله فلاحت پیشه و عوامل او در آموزش و پرورش بودند یادمان باشد آن زمان هر کس می خواست در آموزش و پرورش پستی بگیرد یا از حاشیه امنیت برخوردار باشد خود را به ایل سیاسیا وصل می کرد

    1. جناب خالد نظرت برای خودت مهم است. قبل وبعد از فلاحت پیشه نیز این قبیله گرایی وایل گرایی بوده وخواهد بود. پس بیخودی برچسب به کسی نزنید.الان برین تحقیق کنین در آموزش وپرورش ویا ادارات دیگرکه هیچ یک از افراد سیاه سیاهی نیست.چه کسانی دارای پست ومقامند وبه چه گروه ویا قبیله خاصی وابسته اند.

  7. اقای خالد حسینی عزیز این دورههم کسی دیگه میخواد بیادوبه نام اصلاح طلبی همون کارو انجام بده.جواد مرادی.

  8. ضمن تشکر از دوست وهمفکر عزیزم اردشیر محمدی. جناب اردشیر خان یک سئوال از جنابعالی دارم وان اینکه شما که داعیه اصلاح طلبی وروشنفکری دارید ودر 3دوره قبل انتخابات به یکی از کاندیداهای ایل گرا رای داده وبعضا جزو اتاق فکر ایشان بوده ویار سینه چاکش بودید در حالی که اصولگرا بودواز حزب موتلفه .اکنون چه اتفاقی افتاده که تغییر رویکرد داده وبه نقد ایلگرایی وایشان میپردازید.در ضمن به نظر شما اگر ایل و کاندیدای ایل ازنیروهای روشنفکر وچارچوب داری باشد که به دنبال تحقق منافع ملی ومنطقه ای وخواست عمومی جامعه باشد ودر مسیر احقاق ارمانهای مردم وانقلاب واکثریت جامعه گام بردارد به نظر جنابعالی باز هم ایرادی بر ان وارد است نهایتا اقای محمدی عزیز ما همه فرزند روستا وایل بوده وبه ان افتخار میکنیم که سند اصالت ماست واگر راست میگوییم باید گفتمان پوپولیستی حاکم بر فضای ایل را کمرنگ نموده وتدریجا بیرنگ نماییم که امثال اقایانی که شما هم طرفدارشان بودید از ان سواستفاده نکنند.درپایان از اقای پرندین تشکر میکنم وخواهشمندم که توجه بفرمایید برخورد سطحی وتحلیل روبنایی ابزاری در نقد ایلگرایی نتیجه ای عکس دارد.سنت دربستر تاریخ شکل گرفته ویک شبه از بین نمیرود.لئو اشتراوس .لطفا دیگه ازین دست تحلیلها را چاپ نفرما.

  9. پیداست این کاربر محترم یا از روی حب وبغض صحبت فرمودند یا اینکه اساسا شناخت عمیق و درستی نسبت به اقای جواد مرادی نداشته وندارندو تمامی کسانی که ایشان را میشناسند تائید میکنند که ضمن احترامی که ایشان برای تمامی سنتها وارزشها وباورهای پسندیده ایلی وقومی قائل است ولی بدور از هر گونه احساسات وتعصبات ایلی وعشیره ای کورکورانه وبی منطق است .

  10. همایون عزیز . ضمن تشکر از نقد جنابعالی لازم است چند نکته را جهت تنویر شما و سایر دوستان به عرض برسانم :
    1 . من متوجه نشدم چه ارتباطی بین نقد ایل گرایی و حمایت از یک کاندیدای مجلس ( فلاحت پیشه ) وجود دارد ؟ مگر این که قائل به این باشیم که عامل اصلی ایلگرایی در شهرستان اسلام آباد آقای فلاحت پیشه بوده اند . در حالی که این گونه نیست ، موضوع ایل گرایی در این منطقه سابقه دیرینه ای دارد و در تمام ادوار مجلس ، افراد مختلفی در جهت مقاصد سیاسی از آن بهره برداری کرده اند بنابراین در فرض شما بین مقدمه و ذی المقدمه هیچ ارتباط منطقی وجود ندارد
    2 . در هیچ کجای مطلب من ایل و خاستگاه اجتماعی فرهنگی آن نفی نشده است بلکه نقد اینجانب به بهره برداری سیاسی افرادی است که ایل و زمینه های اجتماعی آن را مستمسکی در جهت مقاصد سیاسی خودکرده اند در حالی که خود به هیچیک از مولفه های زندگی عشایری اعتقاد ندارند . همه ما فرزند روستاییم و هویت اجتماعی فرهنگی ما نیز در چارچوب زندگی روستایی شکل گرفته و کسی حق ندارد آن را انکار کند
    3 . مواضع سیاسی افراد و نقد آنها باید در ظرف زمانی خودش مورد توجه قرار گیرد اگر کسی در تعاملات سیاسی خود موضع خاصی را اتخاذ کرد باید آن را فارغ از هرگونه حب و بغضی با معیارهای زمان خودش سنجید . جمایت اینجانب از آقای فلاجت پیشه هم در همین راستا قابل تحلیل است . در دوره حاکمیت لایه های افراطی اصولگرایان (طیف احمدی نژاد) و قلع و قمع همه نیروهای اصلاح طلب و در حالی که زمینه برای حضور هیچ نیروی اصلاح طلبی در عرصه انتخابات مجلس فراهم نبود حمایت از فلاحت پیشه به واسطه مواضع صریحی که علیه دولت احمدی نژاد داشت به نظرم کاری معقول و منطقی بود . کما این که در آن زمان همه بزرگان اصلاح طلب نیز همین نظر را داشتند و بعضا نیروهای اصلاح طلب استان را به حمایت از ایشان ترغیب می کردند
    4 . نمی توان با تمسک به نظریه اشتراوس از سنت یک «تابو» ساخت و از ورود به حوزه نقد سنت محذور شد اگر سنت امری مربوط به گذشته است نمی توان در گذشته ماند و برای آن به به و چه چه کرد بلکه باید آن امر گذشته در خدمت «نو» قرار بگیرد به قول کارل پوپر ابطال دائم گذشته معادل مدرنیته است باید به فکر یک بنای تازه در حوزه معرفت شناسی بود که وجه مشخصه اش عقل گرایی انتقادی باشد

  11. جناب نیک زاد باعث تاسفه که آدمهای تحصیلگرده موقع انتخابات دنبال ایل گرایی باشند ضمنا تبلیغ الکی نکنید بین دانشجوها ندیدم کسی طرفدار نادری باشه و بخواد به ایشون رای بده

  12. جناب اقای اردشیر محمدی از پاسخ شما ممنونم ولی چند نکته را جهت تنویر افکار عمومی واز باب یاد اوری به جنابعالی متذکر میشوم ومنتظر پاسخ شفاف شما هستم.1- در اینکه اقای فلاحت پیشه خود یکی از حامیان ورای دهندگان به اقای احمدی نزاد درانتخابات سال 84 بودندشکی نیست .که بارها به صراحت ان را بیان داشته وبه گونه ای که ضدیت ایشان باجریان اصلاحات درسال اول ورودش به مجلس در مورد استیضاح اقای خرم وزیر راه دولت اقای خاتمی نمایان شدوبارها درمصاحبه هایش جریان اصلاحات ومجلس ششم را افراطی وساختار شکن نامید.2-انتخابات مجلس هفتم وهشتم به دلیل رد صلاحیت اصلاح طلبان به نوعی تحریم شده بودبه گونه ای که میزان مشارکت مردم در دوره هفتم در بسیاری از حوزه ها از جمله اسلام اباد کمتر از 60 درصد بود بنابر این اصلاح طلبان وقتی خود محروم از حضور در انتخابات بودند علاقه ای به بازی فرمایشی رقابت اصولگرایان باهم نداشتند 3-اینکه جنابعالی در توجیه عملکرد خود بیان داشتید که بزرگان اصلاحات در استان وشهرستان توصیه به حمایت از ایشان داشتند اینگونه نبوده است اگر هم بر درستی سخن خویش اصرار دارید صراحتا بیان داریدکه ان بزرگان چه افرادی بودندکه حاضرشدند در فضای عدم مشارکت از کاندیدای موتلفه حمایت نمایند4-در ارتباط با نیروهای شهرستان هم برخی از نیروهای جریان اصلاحات که تعدادشان هم اندک بود یا به دلیل برخی تعارفات محلی وعشیره ای ویا این که به خاطر گرفتن مسئولیتی در حد پست کارشناسی ویا مدیریت یک مدرسه به ایشان روی اوردند این حمایت هم نه تشکیلاتی بوده ونه سیاسی البته برخی دیگر هم صرفا به دنبال منافع اقتصادی وبورزوا کمپرادوری خود بودندکه در نهایت دستشان رو شد وتنها ماندند5-سنت ومدرنیته درایران وجهان مظاهر گوناگونی دارد به نحوی که شما میفرمایید نیست عقلگرایی انتقادی کارل پوپر ونظریه نقد مستمر وابطال پذیری ایشان را نمیتوان پایانی بر همه نظریه ها دانست هر چند در پاسخ به نئو مارکسیستها وفرانکفورتی ها محکم بود ولی اردشیر عزیز از دکتر سریع القلم ومیرسپاسی گرفته تا جواد طباطبایی ومرحوم مستشار الدوله مولف یک کلمه بر تفاوت های بنیادین ما بین مدرنیته ایرانی ومدرنیته غربی تاکید دارند وبر نظریه مدرنیته ایرانی و عقلانیت تکاملی با نگاه به فرهنگ وتمدن ایرانی اسلامی است وبا توجه به شکست توسعه ومدرنیته به شیوه پروزه ای رضاخان و ولیعهدش وتعارض جدی اسلام سیاسی با ان در نتیجه از سروش تا گوگوش به این باور رسیدند که نمیتوان مدل غرب را در ایران اجرا کرد وبه قول مایکل اوکشات سنت خودش خودش را نو میکند .و وظیفه ما بهره گیره و باز نمودن فضابرای مدرنیسم وکنار زدن موانع ان با توسل به نیروهای اجتماعی ونهادهای مدرنی که استعداد داخلی دارند.نمونه بارزش انگلستان که نماد لیبرالیسم کلاسیک است ولی سنتهایش راهم حفظ کردشما عوامل رنسانس در غرب را با ایران وتاریخ تحولات دموس کراتوس یعنی دمکراسی را با ایران بعد از اسلام اشتباه نگیر اروپایی ها 2500 سال کار کرده اندکه الان برسر نظریات مارکسیستی ولیبراستی بدینجا رسیده اندکه معادله از پیش داده شده به 2500سال پیش باز میگردد الان شما میخواهید بادو واحد دانشگاهی اندیشه غرب ایلگرایی را از بین ببرید .تاملی براستبداد ایرانی .نبرد سنت ومدرنیته.مدرنیته ایرانی .استبداد شرقی.شیوه تولید اسیایی ویتفوگل .نقد سه گانه مارکس وده ها جلد کتاب دیگر که درکش برای شما دشوار است خالی از لطف نیست.

  13. جناب همایون عزیز
    1 . ظاهرا عنایت کافی به عرض بنده نفرمودید ، عرضم این بود که هر کنشی در ظرف زمانش قابل تحلیل است و قابل تعمیم به همه دوره ها نیست فهم این مطلب برای انسان روشنی همچون حضرتعالی نباید دشوار باشد . شما فضای سال 84 را با حتی سال 88 هم نمی توانید قیاس کنید هر چند هر دو در دوره احمدی نژاد رخ داده است سال 84 خیلی از جریانات و گروهها به احمدی نژاد رای دادند در واقع احمدی نژاد مدل 84 نمادی از اسلام اصیل تلقی می شد که در برابر اشرافیت نوکیسه بعد از انقلاب برکشیده بود به همین خاطر خیلی از افراد و شخصیت ها به ایشان رای دادند هر چند بعدا هم پشیمان شدند
    2 . اینجانب در انتخابات مجلس هفتم اساسا شرکت نکردم و رای هم ندادم این موضوع متاثر از همان شرایطی بود که حضرتعالی فرمودید برایند کلی اصلاح طلبان هم همین بود که در انتخابات شرکت نکنند اما بعدا متوجه شدیم که استراتژی اشتباهی است و تحریم انتخابات کارگشا نخواهد بود . در انتخابات مجلس هشتم شرایط عوض شد ، اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کردند و در حوزه هایی که امکان رقابت بود وارد عمل شدند در حوزه اسلام آباد ، آقای فلاحت پیشه به دلیل شرایطی که قبلا عرض کردم گزینه مطلوبتری به نظر می رسید . ایشان مواضع شفافی علیه دولت احمدی نژاد داشت و در تهران نیز چهره معقول و قابل احترامی از اسلام آباد و استان کرمانشاه را در معرض داوری نخبگان و فعالان سیاسی اجتماعی قرار داده بود
    3 . جریان اصلاحات در استان کرمانشاه و شهرستان اسلام آباد تا بحال به صورت تشکیلاتی در هیچکدام از ادوار انتخابات ننوانسته است وارد عمل شود علت آن هم اختلاف سلیقه و فقد تشکیلات منسجم این جریان است در چنین فضایی طبیعی است که برخی به حمایت از فلاحت پیشه روی می آورند و برخی به چهره های دیگر . در انتخابات مجلس هشتم و نهم چنین شرایطی حاکم بود تعداد شاخصی از بزرگان اصلاح طلب در تهران و کرمانشاه که شخصا با آنها مراوده داشتم نظرشان بر حمایت از فلاحت پیشه بود البته محذورات اخلاقی اجازه نمی دهد نام آنها را ببرم هر چند بیان اسامی آنها ضرورتی نداشته و دردی را هم دوا نخواهد کرد
    4 . در مورد سنت گرایی ، همان گونه که فرموده اید نظریه عقلگرایی انتقادی کارل پوپر و اعتقاد ایشان بر ابطال گذشته پایان همه نظریه ها نیست اما التفات داشته باشید که نظریه « سنت گرایی » هم راهگشای عصر حاضر نخواهد بود . تمام آنچیزی که سنت گرایان متقدمی همچون رنه گنون ، کوماراسوامی ، فریتیوف شووان و … گفته اند تا آن چه که الان سید حسن نصر مدعی آن است بر حکمت خالده و خرد جاویدانی متکی است که می گویند وجه مشترک همه ادیان آسمانی و حتی آیین های شرقی است . انتقاد از غرب و دنیای مدرن و همچنین اعتقاد به علم و هنر قدسی در برابر علم و هنر مدرن همه مولفه هایی هستند که سنت گرایان به دنبال آنند اگر چه این ها موضوعاتی فلسفی هستند و پرداختن به این مباحث در حوصله این نوشتار نیست اما باید توجه داشت که نفی مدرنیته تنها در قالب سنتگرایی محقق نمی شود می توان بدون التزام به چارچوب های خشک سنت گرایی انتقادات مهمی را بر مدرنیته و لوازم آن وارد کرد ضمن آن که باید بین مبانی نظری مدرنیته و دستاوردهای علمی و صنعتی آن تمایز قائل شد چیزی که سنت گرایان ما متاسفانه عنایت کافی به آن ندارند . حتی برخی از اصولی که سنت گرایان به آن باور دارند فاقد پشتوانه عقلی و علمی است این که سنت گرایان ریشه همه ادیان الهی و حتی آیین های شرقی را یکی دانسته و آن را به حکمت خالده نسبت می دهند فاقد پشتوانه عقلی است چگونه می توان عرفان اسلامی و شریعت محور را با عرفان های فاقد شریعت و معتقد به تناسخ یکی دانست ؟؟؟
    من حیث المجموع قصدم از بیان مفهوم سنت گرایی ورود به این مقوله بود که حتی گفتمان مبتذلی همچون ایل گرایی نیز مقوم اندیشه سنت گرایی نیست ایل گرایی در قاموس دامن زنندگان به آن خصوصا در این حوزه گفتمانی پوپولیستی است و صرفا در ورای آن به جز بهره برداری سیاسی ، هدف دیگری قابل تصور نیست . موفق باشید

  14. جناب اقای محمدی در پاسخ به سئوالات بنده از طرف شما غیر از مغلطه چیزی ندیدم بغیر از اینکه به توجیه اپورتونیست های اصلاح طلب نما ومصلحت اندیشی خود پرداختید. امیرالمونین میفرماید انسان بزرگترین تاوان را در راه عقایدش میپردازد عجب تاوانی دادید. ساموئل هانتیگتون دوره تکامل دمکراسی واستحکام پایه های ان را در موج سوم دمکراسی بین 40 تا50 سال میداند ومیگوید حتی اگر شبه دمکراسی هم باشدباید این طفل نوپا را یاری نمود و افت دمکراسی را مصلحت گرایی .منفعت صلبی.وفرصت طلبی دانسته ومیگویدباید فقط منافع ملی وحزبی در نظر باشد ولی متاسفانه شما مدرن فکر میکنید ولی سنتی عمل میکنید.بدبختانه ودرکمال تاسف برای شهرم باید بگویم قدرت احمذیان که خود نیز از قربانیان رد صلاحیت های گسترده بود شاید ایشان هم به همین افت تحلیلی سطحی دچار شده بودکه با ان همه ادعا در نهایت مدافع وسخنران فلاحت پیشه گشت اما نخبگان ایلی چنین چرخش حیرت انگیز و مصلحت گرایانه ای با وجود سوادکم سیاسی از خود ندارند .ذکر چند نکته جهت روشن شدن افکار عمومی.1-شما ساختار وتشکیلات منسجم اصلاحات درسطح استان را زیر سئوال برده وفرمودید تا کنون منسجم در هیچ انتخاباتی حضور نیافته.پس کامبیز جعفری واعظم ناصری پوردرچه شرایطی وباحمایت چه جریانی پیروز شدند خانم ناصری پور که ایل نداشت وایا تعدادنفوس ایل منصوری از سایر ایلات بیشتر بود.2-فرمودید من در دوره هفتم انتخابات در سال82 یعنی دوره اول فلاحت پیشه تحریم کردم درحالی که قبلا اینچنین نمیگفتی ولی باز میگوئیم درست.امااقای فلاحت پیشه درسال 83 طراح وناطق اصلی استیضاح احمد خرم وزیر توانمند راه دولت خاتمی بود وبارها مسعود پزشکیان وزیر وقت بهداشت خاتمی وچند نفر دیگر از وزرا رادر معرض سئوال وطراحی برای استیضاح پیش برد ولی از پس انها برنیامددر سال 84 حامی احمدی نزاد بود ودر سال 85 بارها از وزرای ناتوان دفاع نمودودر همین 4 سال بارها مجلس ششم را ساختار شکن وافراطی نامیدواین در حالی بود که درسال 86 شما براساس اصل مصلحت حامی ایشان ویار سینه چاکش بودیددر حالی که عملکرد 4ساله را دیده بودید ویا در خواب بودید یا بازیجه حاتمی هراسی اقایان3- میگوییدبزرگان اصلاحات در سطح کشور حمایت از ایشان را توصیه نمودند در حالی که نام نمیاورید.در حالی که یکی از دوستان بدون ادعای من که از دوستان نزدیک محمد رضا خاتمی.تاج زاده دربند .میردامادی مقاوم و رمضان زاده عزیز است میگوید انها چیزی دیگر میگویندبه هر حال به قول حجاریان مشارکت بین العباسین است واز عباس عبدی تا عباس دوز دوزانی در ان یافت میشودبی شک جریان اصلاحات نیز این چنین است هم عباس عبدی دارد وهم عباس دوز دوزانی هم الهه راستگو دارد وهم مظفر وزیر خائن اموزش وپرورش.قضاوت با مردم. اما در باب ایل گرایی .حتما قبول داریدنقش نخبه ها را در دامن زدن وترویج ایل گرایی جهت دستیابی به مقاصد سیاسی ومطامع شخصی ومیدانیدکه همین نخبگان بودندکه از گذشته تاکنون خصوصا در دوره قبل وامثال حمید صیدمحمدی وفلاحت پیشه وداریوش کیانی در همین راه گام برداشته وگفتمان پوپولیستی وکارناوال فتنه ایلی وتقابل قبیله ای را دامن زدندودر حالی که کامیابی وناکامی ان برای انان موقتی بود چون در حمایت از قالیباف رقیبان دیروز یاران گرمابه وگلستان هم شدنددر حالی که اقایانی چون صید محمدی وداریوش کیانی در کنار فلاحت پیشه از شاخه ای به شاخه ای میپریدندواین نشان دهنده سواستفاده از احساسات پاک ایلی وعشیره ای بودوبازنده اصلی انان مردم بودند که با تخم کینه کاشته شده زندگی میکردند.به هر حال اردشیر جان گذشته ها گذشت ودر این حال وظیفه من وشما واقای پرندین ودیگر دوستان. روشنگری وتزریق خون تجدد وروح مدرنیته ایرانی در پیکر سنت های ایلی با ابزار تحلیل وگفتمان سازی در بین ایلات وعشایر ونخبگان جدید ایلی ومنطقه ای است که بار دیگر بازیچه دست گندم نماهای جو فروش نشویم.لطفا اقای پرندین کما فی سابق مقاله را بدون ملاحظه وتعصب ایلی جهت حرکت در مسیر توسعه درج بغرما.در ضمن مقاله ای مفصل در باب مبحث سنت ومدرنیته با استفاده از نظریات مارشال برمن.دکتر عطائ الله هودشتیان. دکتر میرسپاسی.دکتر سریع القلم.کارل مارکس.وادموند برک به صورت مفصل در این سایت معتبر چاپ میکنم که به شرفم سوگند ان را به محمد قوچانی در مهر نامه ندادم.تا اقای اردشیر خان تفاوت سنط وسنت در حوزه هستی شناسی وجامعه شناسی را دریابد که در ان به نقد مفصل سید حسین نصر وحکمت خالده پرداخته ام.والسلام.

  15. سلام.همایون خان اگه میشه خودتان رابیشتر معرفی کنید.ما دوست داریم همشهریان عزیزمان را بیشتر بشناسیم

  16. درود بر شرف همایون ومدیر این سایت که شاید از دوستان اردشیر محمدی وهمایون باشد که تمامی مطالب را بدون کم کاست درج مینماید از تحلیل همایون لذت بردم

  17. سلام.اینکه در نوشته و تحلیل جناب آقای محمدی ایراداتی وارد است و معیار های معقول وعلمی برای تعاریفشان استفاده نکرده اند مثلا نان پختن در خانه و…شکی نیست.اما موضع گیری تند همایون خان و استفاده مفرط از اسامی واصطلاحات قلمبه ثلمبه برای به رخ کشیدن سواتشان و نفهم نامیدن مخاطبشان جای تاسف دارد هر علی مشکه ای لیسانسی درحوزه علوم انسانی خوانده باشد کلی ازاین اسم واصطلاحات می داند همایون قلی دیر رسیدی.اما چرائی حمایت امثال آقای محمدی از آقای فلاحت پیشه دلایل متعدد دارد که صرف چسپاندن انگ فرصت طلبی نمی تواند جوابگوی قضیه باشد.من اعتقاد دارم اسلام آباد شرایط ویژه ای دارد که باعث می شود با هر شهر دیگر تفاوت داشته باشد.از طرفی جامعه اهل حق هستند که بنا بر ضرورتی که حس می کنند (این ضرورت شامل حال هر اقلیت اعتقادی در هر جامعه دیگر نیز می شود)داری رای منسجم هستند وهمین هم بلا ی جان انتخابات مجلس در اسلام آباد شده است .و از طرف دیگر ایل سیا سیا هستند که بر خلاف نوشته جناب محمدی هنوز هم بدلیل منافعی که به وابستگان و بخصوص افراط صاحب نفوذ ایل می رساند اثر گذاری خود را حفظ کرده و در بزنگاههایی امثال انتخابات بروز و ظهور می کند.بنا براین تفکر و زندگی ایلی را نمی توان صرفا در نشانه های ظاهری مثل کوچ چادر نشینی ونان پختن و…..خلاصه کرد .

  18. همایون عزیز ، دوست نامعلوم !
    بنده را به واسطه حمایت از آقای فلاحت پیشه متهم به « مصلحت اندیشی » کرده ای اما بدون هیچ استدلالی ، هویت خود را از مخاطبان عزیز ما مستور می نمایی ! مخاطبانی که کمترین حق آنان شناختن گوینده کلامی است که ذهن و زبانشان را درگیر می نماید . فرموده ای که تمام صحبت های ما « مغلطه » است اما در مطالبتان با استناد به نظریه هانتیگتون خواهان مددرسانی به طفل نوپای دموکراسی شده اید در حالی که حق قانونی یک نماینده مجلس را در استیضاح وزیر راه وقت تخطئه می کنید و توجه نمی کنید که تفکیک قوا و به رسمیت شناختن حقوق قوای سه گانه از لوازم دموکراسی است . در جایی مدرنیته و دستاوردهای آن را به نقد میکشی و در جایی دیگر ما را به ارائه مقاله ای در نقد سید حسین نصر و حکمت خالده سنت گرایان وعده می دهی ! این همه تناقض و تعارض در مطالب شما بجز « مغلطه » چه معنی دیگری می تواند داشته باشد ؟ علی ایحال مایل نیستم که بحث به مجادله بینجامد چرا که نهایتا دغدغه های بنده و جنابعالی در یک راستاست . اما جهت تنویر ذهن مخاطبان عزیز ناگزیرم به مطالب مطروحه حضرتعالی به ترتیب پاسخ دهم .
    1 . فرموده اید : « شما ساختار و تشکیلات منسجم اصلاحات در سطح استان را زیر سئوال برده … » کدام تشکیلات منسجم دوست عزیز ؟ تشکیلات منسجمی که شما از آن نام می برید کجاست ؟ اساسنامه و مرامنامه اش را چه کسی نوشته و در کدام کنگره به تصویب رسیده است ؟ این تشکیلات منسجم همان تشکیلاتی است که یک سر آن آقای چشمه گچی است و سوی دیگرش جناب ابراهیم فتاحی که علنا در هر کوی و برزنی از خجالت هم در می آیند . تا انجا که ذهن حقیر یاری می کند هیچگاه تشکیلات اصلاح طلبان منسجم نبوده است . پیروزی آقای کامبیز جعفری و خانم ناصری پور قبل از آن که محصول کار تشکیلاتی اصلاح طلبان باشد متاثر از فضای اجتماعی سیاسی حادث شده از دوم خرداد بود در آن فضا و شرایط و تب پیروزی آقای خاتمی هر کسی که همسو با جریان دوم خرداد می بود مورد توجه مردم قرار می گرفت ، اگر پیروزی آن عزیزان در نتیجه کار تشکیلاتی اصلاح طلبان بود می بایست بعد از آنان هم این پیروزیها استمرار می یافت و نوبت به افرادی مثل فلاحت پیشه که به زعم شما اصول گرا هستند نمی رسید
    2 . فرموده اید : « …. فلاحت پیشه در سال ۸۴ حامی احمدی نژاد بود و در سال ۸۵ بارها از وزرای ناتوان دفاع نمود و در همین ۴ سال بارها مجلس ششم را ساختار شکن و افراطی نامید و …. » شما باز هم کلید کرده اید به مواضع سال 84 و 85 آقای فلاحت پیشه و آن را شاخص و شاغول قضاوت خویش قرار داده اید ، دوست عزیز من مواضع افراد در گذر زمان تعدیل می شود و برای ارزیابی این مواضع ، برایند کلی آن ، ملاک نظر قرار می گیرد شما مواضع سال 88 آقای فلاحت پیشه را هم در نظر بگیرید . در عالم سیاست هیچ چیز مطلق نیست نباید همه را یا سیاه دید یا سفید ، طبق منطق شما مواضع آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و حسن روحانی هم مردود است چون یک زمانی در مقابل اصلاح طلبان قرار گرفته اند . آقای احمد پورنجاتی زمانی معاون آقای لاریجانی بود و از نظریه پردازان جناح راست ، همان زمان بحث های تئوریک زیادی در رد جریان اصلاحات با آقای محسن آرمین در نشریه عصر ما و روزنامه کیهان وقت داشت اما همین آقای پورنجاتی بعدها شد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت . نگرش سیاه و سفید دیدن مواضع افراد به جزم گرایی می انجامد و اندیشه جرم گرایی در دنیای سیاست عاقبت خوبی ندارد .
    3 . فرموده اید « …. حتما قبول دارید نقش نخبه ها را در دامن زدن و ترویج ایل گرایی جهت دستیابی به مقاصد سیاسی و مطامع شخصی و می دانید که …. » در این قسمت با شما همداستانم و اساسا مقاله من هم ناظر به نقد همین وضعیت است متاسفانه افرادی در این شهرستان شیپورچی ایل گرایی هستند که خود کمترین اعتنایی به مبانی زندگی عشایری ندارند ، نه حاضرند مثل همین مردم و در میان همین مردم زندگی کنند و نه حاضرند فرزندانشان را بر اساس همان داعیه ای که منادیش هستند تربیت نمایند . فقط ایام انتخابات و بهره برداری های سیاسی سر و کله آنها پیدا می شود . به نظرم مسئولیت ما در این جا سنگین است ، باید برای نسل جوان این شهرستان روشنگری کرد و از هزینه های آن نهراسید .
    در پایان وعده داده ای که بزودی مقاله ای در نقد آراء سید حسین نصر منتشر نمایی ، اما نمیدانم چرا مخاطب این پیام را بنده قرار داده ای ؟ مگر من مدافع آقای سید حسین نصر هستم ؟ من با تمام احترامی که برای آقای نصر قائلم آراء او را در نقد افراطی مدرنیته ، قابل نقد می دانم . تمام حرف نصر در تقدس سنت خلاصه می شود ، او در کتاب « معرفت و امر قدسی » ترجمه فرزاد حاجی میرزایی مبانی اصلی معرفت شناسی مدرن را به چالش کشیده و می گوید سنت دارای سه مولفه « معرفت قدسی » ، « هستی » و « سعادت » است که همواره بین این سه ارتباط وجود دارد اما در دوران مدرن چون معرفت غیر قدسی شده است بنابراین سعادت برای بشر هم دست نیافتنی است ، من فکر می کنم این بخش از آراء نصر عمیقا قابل نقد است .
    انشالله موفق باشید

  19. این آقای همایون به نظرم دچتر نوعی غرور علمی شده و خودش رو برتر از دیگران می بینه . آخه آدمایی که تا این خد خودشون رو قبول ندارن حرف دیگران رو نمی پذیرن ولو این که حرف آنان کاملا حق باشه

  20. همایون داره کج میره

  21. هر کسی می تونه با اسم مستعار و بدون این که نگرانی داشته باشه هر حرفی که دلش بخواد بزنه . این که هنر نیست مهم اینه که آدم انتقاداتش رو شفاف و با معرفی خودش مطرح بکنه . آقای همایون شما جرات داری خودتو معرفی کن و اینجوری علیه فلاحت پیشه بلبل زبانی کن . این حرفا و انتقادات شما پشیزی ارزش نداره

  22. درود بر خالد حسینی و همفکرانش عامل اصلی ایل گرایی و بنیانگذار آن جناب فلاحت پیشه بوده و گندی که زده به راحتی درست بشو نیست و الان هم از روی لج و ادامه همان راه کج ایشان است که ایل گرای به بیراه رفته جناب اردشیر خان جنابعالی که دم از روشنفکری میزنید چطور از یک موتلفه ای حمایت کردید و میکنید مردم در ادوار گذشته از حب علی نبود که به فلاحت پیشه رای دادند بلکه شانس آورد و رقابت مردم با حاتمی بود که رای به صندوق فلاحت پیشه ریخت و الا داش حشمت که مردم اسلام آباد را پر یه اسمولی هم نمیدانست ولی بنازم همت ملت را که خوب درسی به اودادند

    1. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  23. باسلام واحترام بمحضرشما جناب آقاي محمدي- اينجانب افتخارشاگردي درمحضرتان را درسنوات گذشته دراسلام آبادداشته ام وبعنوان يك شهرونددرراستاي ريشه كني مشكل (تابو)ومعضل ديرينه ايل بازي درانتخابات؛ باتوجه به تحقيقهاوكنكاشهاي صورت گرفته با بسياري ازبزرگان منطقه درآينده نچندان دور طرح وحدت ايلات كلهردرقالب فراخواني بزرگ درراستاي همدلي طوايف كلهر جهت وحدت هرچه بيشتر مردم منطقه درمقابل تسلط اجانب برخاك مقدس ايران اسلامي درسايه الطاف پروردگار وپرچم جمهوري اسلامي ايران؛ همايشي مبني برازميان برداشتن شعارهاي تفرقه انگيزايل بازي صورت خواهد گرفت كه بابسياري ازصاحب نظران راي زني شده است به اميد روزي كه به ايل باديدمحترمانه نگريسته شود نه منفعت طلبانه- ومعتقدم كه : توتم جهل اقوام بلندقامت ترازالهه خردمندي نيست ! موفق باشيد .

  24. اقای محمدی ………….. چرا وقتی اصلاح طلبان شکست خوردند سریع به تهران رفتی ……………برگشتی – …………. .

  25. با جرات می گویم
    که نماینده قبلی اسلام آباد فلاحت پیشه برای همیشه در…………… خواهد رفت!

  26. سلام- بر بزرگ زادگانی که روزگاری ایل کلهر را همچون پرچمی بلند دردهه های گذشته دراحتزار داشتند تاینکه توسط ادم های کوچک این ارزش به ضد ارزش تبدیل شد

    متاسفانه عامل اصلی نقاق وجدایی کلهر :
    تفــرقــه انـــداز کلهــر ( فلاحت پیشه ) بود
    و نه تنها تفرقه افکنی و مخاصمه مردم شروع کرد بلکه در ذیل اقداماتی دیگر وخصایصی بارز داشت که عبارتند از:
    1. ایل بازی بخاطر منفعت طلبی خود
    2. توهین به مردم وبزرگان کلهر
    3. توجه نکردن به مشکلات شهرستان و تنها شعـار بین الملل سر دادن .
    4. توجـه زیاد به حلقه تنگ اطرافیـان خـود .
    5. تفرقـه افکنـی بیـن تمام مردم ایلات کلهر .
    6. طــرد شدن از سوی همه بزرگان بعد از شکست دوره قبل .
    7. شرکت و همراهی با سران فتنه سبـــــز 88 تهـــران .
    8 . تمسخر و مردم را نـردبان ترقـی خود نامیـدن .
    9. هلیبـورد نیروی خارج از حوزه اسلام آباد و خود را تنها وامـدار عده ای خاص کردن.
    10. خود را تنهـا نخبــــه غرب نامیدن و…..
    11. وعده های تو خالــــی دادن وجواب تلفن مردم را ندادن و…..
    12. فریفتن عوام و مردم ساده لوح و….
    13. ســوء تعبیــر از پروژ های ملــی به نام خـــود ( مانند راه آهــن و…)
    14. ادعای چند دفعه روشن کردن تریبون مجلس وبردن نام اسلام آباد — درحالیکه عملا” هیچ فایده ای نداشت
    به قول معروف : ماشا الله .ماشالله گفتن که آدم را سیــر نمی کند .
    آیا نمایندگان : اصفهان – تهران – شیراز وتبریز و… همه زبان باز بوده و عوام فریب ؟
    آیا تریبون آنان روشن نمی شد … انهمه کارخانه تبریز از کجا امده حتما نماینده شان ( اس ام اس ) میکرده
    متاسفم اول برای خودم ودوم برای مردم که 8 سال متوجه این موضوع نبودند !

    ب ااحترام سیاسی واجتماعی واقتصادی

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه