دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

اسلام آباد غرب و شروع جنگ تحمیلی / دکتر لطیف صفری

اسلام آباد غرب و شروع جنگ تحمیلی / دکتر لطیف صفری

اسلام آباد غرب و شروع جنگ تحمیلی / دکتر لطیف صفری

 دکتر لطیف صفری

کرمانشاه دیلی:  از جمله مناطقی که از آغاز تا پایان 8 ساله جنگ تحمیلی همواره مورد حمله دشمن قرار گرفت شهرستان اسلام آباد غرب بود.

مردم اسلام آباد که با وقوع انقلاب و برقراری نظام جمهوری اسلامی در وضعیت روانی اجتماعی مطمئنی نسبت به امام و نظام و کشور احساس همدلی، همراهی و تعلق خاطر داشتند، با وقوع جنگ تحمیلی بدلایلی که بعضاً در پی میاید مسئولیتی فراتر از دفاع همگانی در مقابل متجاوزین عراقی حس کردند زیرا :

1- همجواری مردم منطقه با عراق در دورانهای متمادی و نقش مردمی بزرگان عشایر منطقه در حفاظت از مرزها و میزبانی و حراست رایگان زوار عتبات بعنوان بخشی از شئوناتی بود که مردم به آن مباهات داشتند،بر این مبنا از قدیم الایام ارتباط خوبی هم از جنبه زیارتی و هم از بابت داد و ستد و هم از جانب روابط اجتماعی با مردم مرزنشین عراقی بخصوص در حوزه خانقین و مندلی داشتند. بطوریکه بیشتر مردگان سرشناس مردم این مناطق در قبرستان وادی السلام نجف دفن میشدند.

2- شهرت کرمانشاه بعنوان قطب دامپروری کشور به خاطر وجود مراتع وسیع برای چرای دام عشایر در مناطق مرزی ایران و عراق بود که در ماههای آخر پاییز تا اوایل بهار سال بعد ایلات مختلف منطقه به این مناطق کوچ کرده و هزارها گله احشام خود شامل صدها هزار راس دام در این مناطق می چراندند.

3-با حاکمیت جمهوری اسلامی به تدریج حملات ایزائی توسط مهاجمین عراقی که بعضاً توسط بعضی طاغوتیان فراری سازماندهی می شدند در داخل مرزهای ایران انجام شد که چون نیروهای نظامی و انتظامی در اثر انقلاب تضعیف شده بودند و نیروهای رزمنده وفادار به انقلاب مانند سپاه و بسیج هم هنوز قوام نگرفته بود لذا این تجاوزات مرزی بیشتر توسط نیروهای مردمی که به صورت خود جوش شکل گرفته بودند دفع می شد که در سال 58 و اوایل سال 59 عده ای از اشخاص سرشناس عشایر که گروههایی برای مقابله با این مهاجمین تشکیل داده بودند در درگیری های مناطق مرزی به شهادت رسیدند.

با مشارکت همگانی مردم در جهاد سازندگی و دیگر نهادهای انقلاب حضور فعال و گسترده در روند رساندن خدمات عمومی داشتند و در مدتی کوتاه بیش از یکصد پروژه اساسی مانند مدرسه سازی در روستاها و ایجاد مدارس راهنمائی و دبیرستان در مراکز دهستانها- احداث راههای روستایی- برق کشی و لوله کشی آب سالم برای روستائیان و پروژه های بهداشتی، خدماتی، کشاورزی مانند ایجاد پلهای ارتباطی، بندهای آبیاری پایدار … به انجام رساندند و با روحیه و رفتاری دوستانه و صمیمی که دور از هرگونه تنش و درگیری برخوردار از احساس امنیت عمومی، در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و شغلی ارزش مدار زندگی می کردند، و حکومیت بعث عراق را در حد اینکه لشکرکشی و تجاوز بنماید به حساب نیاوردند، بخصوص اینکه حالا همه مردم از زن و مرد و کوچک و بزرگ مدافع نظام و کشور بودند.

در چنین شرایطی در نیمه اول تیر ماه 1395 که تازه مجلس تشکیل شده بود آقای دکتر مصطفی چمران سرپرست وقت وزارت دفاع اینجانب و آقایان اسدالله عالیپور نماینده مردم ایلام و مرتضی محمودی نماینده مردم قصرشیرین را به جلسه ای در وزارت دفاع با حضور آقای ظهیرنژاد فرمانده وقت ژاندارمری دعوت کرد.

دکتر چمران آماری از جنگ افزارها و نیروهای ارتش عراق با مقایسه ای از جنگ افزارهای در دسترس و نیروهای ارتش ایران که بعد از انقلاب نسبتاً بازسازی شده بود ارائه داد و گفت « دیر یا زود عراقیها به ما حمله می کنند، هدف آنها خوزستان و بخشی های جنوب ایران است. ……. برای اینکه بخشی از نیروهای ارتش ما را در غرب درگیر کنند و توان ما را در خوزستان کاهش دهند در قسمتهای غربی هم حمله می کنند. لذا ما برای تقویت نیروهای رزمنده در مقابل ارتش مجهز عراق باید نیروهای اصلی دفاعیمان در جنوب متمرکز کنیم و برای مقابله با حملات جبهه غرب که کوهستانی است بیشتر از نیروهای مردمی کمک بگیریم » که از ما درخواست شناسائی و به نحوی آماده سازی صدها نفر از افراد عشایر و روستاهای مسیر حملات احتمالی دشمن را کردند و به آقای ظهیرنژاد هم دستور دادند از طریق ژاندارمری برنامه آموزش و مسلح کردن این نیروها را مهیا کنند بگونه ای که هر روستا در مقابل حملات دشمن به پادگانی تبدیل شود!! و در گردنه ها و جاده های کوهستانی مسیر آنها سنگرها و پناهگاههای لازم آماده داشته باشند.

من به اعتبار شناخت اجتماعی و ارتباطاتی که در دوران جهاد سازندگی با مردم منطقه داشتم از طریق شخصیتهای معتمد و اعضاء شوراهای مرتبط با جهاد سازندگی و بزرگان ایلات در حدود 800 نفر از افراد علاقمندی که توانائی این کارها را داشتند شناسایی و لیست کردم و درصدد این بودم که فرماندهان ژاندارمری کرمانشاه اقدامات عملی را برای آموزش و … شروع کنند.! این اقدامات شروع نشده بود که به ناگاه ارتش عراق حمله را از زمین و هوا آغاز کرد. در 31 شهریور همراه با مراکز مهمی در تهران و شهرهای دیگر شهر اسلام آباد غرب هم بمباران شد که علاوه بر ویرانی بخش وسیعی از شهر جمع زیادی از مردم غیر نظامی شهید و مجروح شدند.

ساعت 2 صبح اول مهر به اسلام آباد رسیدم،  مردم وحشت زده به روستاها و بیابان زده بودند جنازه بسیاری از شهدا هنوز دفن نشده بود. مجروحین به کرمانشاه و تهران اعزام شده بودند. شهر، خلوت و تقریباً خالی از سکنه بود. در بین راه برنامه چگونگی مقابله با حادثه را در سر می پروراندم. قوت قلبم دعوت از نیروهای مردمی و تقسیم مسئولیت تامین امنیت، اعزام به جبهه و ترمیم و بازسازی ویرانیها بین خود مردم بود. و دولت و ارگانهای دولتی هم وظیفه تدارکات و تامین ابزار و وسائل و مصالح و بودجه را بعهده داشته باشند.

با هم آهنگی فرماندار و مدیران ادارات و ارگانها برنامه را تنظیم و باجرا در آوردیم، اول صبح پیامی تدوین و از رادیو کرمانشاه با صدای خودم پخش شد که در آن در حالی که گریه ام گرفته بود خطاب به مردم گفتم که آن عراق که در طول تاریخ جرات تجاوز و دستیابی به منطقه ما را نداشته اکنون میهن، انقلاب و ملیت و … ما را در معرض تهدید قرار داده است.از شما دعوت میکنم برای مقابله و سرکوب نیروهای متجاوز همگان بسیج شویم و برای نظم دادن به نحوه بهره گیری از نیروها ساعت 8 صبح فرداد 2 مهر جلو فرمانداری حضور بهم رسانید.

همزمان از طریق فرماندهی ژاندارمری کرمانشاه که سرهنگ الماسی از نظامیان متعهد اهل اسلام آباد مسئول اسلحه و مهمات و تدارکات آن بود 600 قبضه اسلحه (برنو و ام یک M1) با فشنگ مربوطه گرفتیم.

در عین حال با امضاء فرماندار 3 کمیته از افراد معتمد و آگاه به کار مربوطه تشکیل داده شد. یک گروه برای برآورد خسارات وارده به اماکن، ادارات، بانکها و اموال مردم در اثر بمباران، یک گروه برای تامین بودجه بازسازی و ترمیم. و یک گروه برای تهیه مصالح وسائل و ملزومات و …..  قرار بر این شد اولویت اصلی مدیریت اجرا بعهده صاحبان اماکن و یا مدیران ادارات مربوطه باشد. از هرگروه هم یک نفر مامور بستن قرارداد با صاحب ملک و همچنین تهیه مجوزهای لازم و نظارت بر نحوه ساخت ویرانیها شد.

این روش به خوبی جواب داد و در ظرف زمانی 2 ماه بیشتر ویرانیها ترمیم و بازسازی شد و مردم هم راضی بودند، این رویه تا آخر جنگ ادامه یافت و اسلام آباد بصورت عمده 11 بار در دوران 8 ساله جنگ بدست خود مردم بازسازی شد بدون اینکه نارضایتی پیش بیاید.

در پی آن پیام روز دوم: بیش از دو هزار نفر داوطلب آمده بودند. چون اسلحه کم داشتیم اعلام کردیم به کسانیکه همین حالا عازم جبهه گیلانغرب (که نیروهای عراقی وارد شهر شده بودند) بروند هر دو نفر یک تفنگ داده میشود که 600 رزمنده با 300 قبضه تفنگ همانروز به خط مقدم جبهه اعزام شدند. به کسانیکه مسئولیت تامین امنیت حاشیه شهر و روستاهای در معرض تعرض مهاجمین و غارتگران که تا آن موقع با گردنه گیری ، راه بندان و حمله به روستاها به قتل و غارت می پرداختند بعهده بگیرند. هر پنج نفر یک اسلحه داده شد که به اینصورت در کمتر از یک هفته 1500 نفر با 300 قبضه اسلحه طیف وسیعی از حوزه اسلام آباد – کرند غرب و گیلانغرب را پوشش می دادند. که طی اطلاعیه ای که از رادیو کرمانشاه پخش شد این مهم را به اطلاع عموم رساندیم،  براستی که تاثیرگزار بود، هم برای احساس امنیت مردم و هم برای ترس وحشت مهاجمان، که با وجود ادامه جنگ منطقه از لحاظ امینیت داخلی برای سالها هیچ مشکلی نداشت و هیچ نگرانی هم پیش نیامد.به این صورت بسیج مردمی بمعنای واقعی در این منطقه تشکیل شد.

تقریباً با شروع کار کمیته ها و گروههای بسیجی و … وضعیت عادی به شهر برگشت و در کمتر از یک هفته کسب کار و ادارات عادی شد و مدارس شروع به کار کردند.

البته با این حمله دشمن مهمترین خسارات به عشایر منطقه وارد شد که در آغاز فصل کوچ پاییزه مراتع آنها در حوزه های قصر شیرین گیلانغرب و سومار و نفت شهر در تصرف لشکریان دشمن قرار گرفت و چون هیچ امکاناتی برای تامین علوفه و آغول زمستانی نداشتند بیش از یکصد هزار راس دام عشایر یا از بین رفت یا با قیمت نازل به کشتارگاه فرستاده شد و عشایر هم به معنی واقعی در حاشیه روستاها تخته قابوت شدند. هنوز هم خسارات آنها تامین نشده است و تولیدکنندگان اصلی به مصرف کننده حاشیه نشین تبدیل شده اند.!!

                                

بخشی از خاطرات دکتر لطیف صفری

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, 28 شهریور 1395 ساعت 1:42 ب.ظ

3 نظر

  1. ………………………………………….

  2. دادستان کل ایران: هشتاد ایرانی در مالزی در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.

    به گزارش خبرگزاری قوه قضائیه – میزان – محمدجعفر منتظری، دادستان کل جمهوری اسلامی، در دیدار با محمد افندی بن علی، دادستان کل مالزی که به تهران سفر کرده، خواستار تسریع در رسیدگی به پرونده شهروندان ایرانی زندانی در آن کشور شد.
    در این دیدار که امروز، چهارشنبه، ٣١ شهریور (٢١ سپتامبر) در دفتر دادستان کل جمهوری اسلامی صورت گرفت، آقای منتظری گفت که در حال حاضر، سیصد شهروند ایرانی در مالزی زندانی و حدود هشتاد نفر هم محکوم به اعدام هستند. وی گفت همانطور که رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی پیشنهاد کرده است، دو طرف می‌توانند با انعقاد تفاهم نامه‌ای، در باره سرنوشت زندانیان تصمیم‌گیری کنند.

  3. بعد از 30 سال از پایان جنگ این مطلب که سهم مردم کرمانشاه بخصوص کارمندانی که در زمان جنگ در منطقه خدمت کرده اند و حق ایثارگری به انان داده نشده است بجز بی عرضه گی و بی لیاقتی نمایندگان چیز دیگری را نمیرساند

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه