جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶

اسلام آباد و آنومی قتل های مکرر / اردشیر محمدی

اسلام آباد و آنومی قتل های مکرر / اردشیر محمدی

اسلام آباد و آنومی قتل های مکرر / اردشیر محمدی

اردشیر محمدی

کرمانشاه دیلی: حادثه دردناک و تاسف بار قتل دخترکان اسلام آباد آنقدر سخت و جانکاه است که سکوت و بی تفاوتی نسبت به آن با هیچ توجیهی پذیرفتنی نیست چرا که این قتل ها و قتل های مشابه آن اولین بار نیست که در این شهر اتفاق می افتد . واقعیت آن است که حادثه قتل دو دختر معصوم توسط پدر خود آنهم با سلاح گرم اگر چه حادثه جدیدی نیست و مشابه آن را به کرات در شهرستان خویش دیده و شنیده ایم اما باید پذیرفت که جنایت رخ داده هم از حیث ویران کردن عاطفه ها و هم شکستن حریم و حرمت خانواده و هم “مکرر” بودن و مسبوق به سابقه بودنش در نوع خود پدیده اجتماعی قابل تاملی است که باید تا حد ممکن نگاه فعالان مدنی و اجتماعی را به بررسی ابعاد آن معطوف کرد .

این که زمینه پیدایش چنین جنایاتی چیست و کدام عامل اجتماعی ، روانی و جرم شناختی بستر آن را فراهم می کند مقوله مهمی است که علیرغم فراوانی رخدادهای اینچنینی و وجود چشمه های تولید خشونت ، متاسفانه هنوز دست اندرکاران ما نه زمینه ها و علت بروز آن را شناسایی کرده اند و نه این که راهکاری عملی را برای درمانش یافته اند . فقط این وسط مردم و شهروندان ما هستند که هر از چندگاهی مجددا صحنه جگرخراشی از وقوع این جنایات را مشاهده کرده و بر حال و روز جامعه خویش افسوس می خورند .

جامعه شناسان می گویند در زندگی انسانها ، “نظام” اجتماعی بر اساس “نیازهای” جمعی شکل می گیرد و نیازهای جمعی نیز متاثر از “باورها” و قراردادهای اجتماعی ، “آگاهی” جمعی را بوجود می آورند . آگاهی جمعی نیز به نوبه خود “هنجارهای” اجتماعی را شکل داده و باید و نبایدهای رفتاری انسانها را تعیین می کند . این که افراد درون یک جامعه کدام عمل را “باید” انجام دهند و کدام رفتار را “نباید” مرتکب شوند ، در حقیقت بستگی به هنجارهای پذیرفته شده همان اجتماع دارد که آنهم محصول آگاهی ، نیازها ، قراردادهای اجتماعی و باورهای جامعه است . جامعه “بهنجار” جامعه ای است منسجم ، دارای همبستگی اجتماعی که با یک تقسیم کار از پیش تعیین شده هر کس به وظیفه ای که برای او تعریف شده است مشغول می گردد .

قتل و جنایت مختص جوامع “نابهنجار” و “نابسامان” است . جوانع نابسامان کانون مهم جرم خیزی است . جامعه زمانی نابسامان می شود که هنجارهای تعمیم یافته و مورد پذیرش جامعه تضعیف یا ناکارآمد شود . امیل دورکیم جامعه شناس معروف اولین کسی بود که مفهوم “آنومی” یا ناهنجاری اجتماعی را وارد ادبیات جامعه شناسی کرد . از نظر دورکیم جامعه زمانی دچار آنومی یا ناهنجاری می شود که هنجارهای اجتماعی نفوذ خود را بر رفتار فرد از دست می دهد . به عبارتی وقتی هنحارهای پذیرفته شده با “واقعیت اجتماعی” در ستیز قرار گیرند جامعه دچار ناهتجاری شده و افراد مرتکب رفتارهای نابهنجار و مجرمانه می شوند . اگر در جامعه ای بر اهداف و ارزش های اجتماعی تاکید شود اما شرایط و امکانات اجتماعی برای تحقق آن ارزش ها فراهم نگردد ، هنجارهای اجتماعی ناکارآمد شده و شرایط آنومیک در جامعه محقق می گردد .

شرایط و امکانات لازم برای تحقق اهداف اجتماعی فقط شرایط سخت افزاری نیست . تنها ساختن خیابان و ساختمان و آسفالت کردن کوچه ها و تولید لباس و پوشاک برای تحقق امکانات اجتماعی کفایت نمی کند . جامعه نیاز به آموزش دارد نیاز به امنیت روحی و روانی  و نیاز یه تقسیم کار دارد . همه اینها در کنار امکانات سخت افزاری دست به دست هم داده و یک جامعه “بسامان” را شکل می دهد .

وقتی در جامعه ای آموزه های اخلاقی و سلامت نفسانی و رفتاری مدام از سوی متولیان جامعه گوشزد گردد اما مردمان جامعه ، رفتار و سلوک متولیان را در تضاد با همان آموزه ها ببینند ، وقتی مدام بر حفظ کانون خانواده و قداست آن تبلیغ شود و جوانان را به سوی ازدواج و تشکیل خانواده ترغیب نمایند اما بدیهی ترین عنصر بقای خانواده همچون “امید” و “نشاط” و “شادی” را فراهم نسازند ، وقتی در شعار ، رشد و توسعه و پیشرفت را به رخ مردم بکشند اما در عمل جوانان و تحصیلکردگان جامعه را در کابوس “بیکاری” گرفتار سازند ، وقتی مردم تمام آرمانها و اهداف و ایده آلهای موعود را در تضاد یا واقعیت های زندگی خود ببینند ، بروز نابهنجاری و نابسامانی و وقوع رفتارهای خشونت آمیز امری محتمل و بدیهی خواهد بود . نهایتا به همان اندازه که بین واقعیتهای زندگی و ارزشهای مورد تیلیغ جامعه شکاف و گسست بیشتری وجود داشته باشد ناهنجاری های حاصله نیز بیشتر و عمیق تر بوده و وقوع جنایت های ناشی از آن نیز هولناک تر و دلخراش تر خواهد بود .

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, 30 شهریور 1396 ساعت 7:39 ق.ظ

3 نظر

  1. قتل و جنایت نشانه بی فرهنگی است و هیچ دلیل دیگری ندارد . اسلام آباد یک روستای بزرگ است و از فرهنگ شهرنشینی بدور است افراد وقتی عصبانی می شوند فوری دست به اسلحه می برند و اول زن و بچه بی گناه خود را می کشند بعد از این که فهمیدند چه کار احمقانه ای کرده اند خودشان را هم می کشند

  2. آقای همشهری اینجوریام نیست ولی در کل شهرداری باید فرهنگسازی کنه با ایجاد فرهنگسرا و بافت شهری ایجاد محیطهای آرام و … که متاسفانه یه عده بیسواد در شهرداری هستن

  3. فرهنگ خشونت نه تنها در اسلام آباد بلکه در استان کرمانشاه و حتی استانهای لرستان و ایلام نیز یک امر عادی به شمار می آید . بالاترین آمار خودکشی کشور در شهرستان ایلام گزارش شده است این مقدار خشونت ها علاوه بر این که ریشه در مسایل فرهنگی منطقه دارد می تواند ناشی از تبعات جنگ تحمیلی هم باشد . متاسفانه مسئولان ما حتی این موضوع را در حد یک بررسی و مطالعه علمی هم ندانسته اند

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه