پنجشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۶

اظهارت جدید فلاحت پیشه: به دلیل بی عرضگی بعضی‎ها مدیون 2 جوان شدیم/ترسیدند و دنبال ماشین این تروریست ها هم نرفتند/راننده اصلا نفس نکشید و در لحظه جان باخت/من خودم را پشت صندلی مخفی کردم و اصلا تیر نخوردم/دستم مورد اصابت گلوله قرار گرفت

اظهارت جدید فلاحت پیشه: به دلیل بی عرضگی بعضی‎ها مدیون 2 جوان شدیم/ترسیدند و دنبال ماشین این تروریست ها هم نرفتند/راننده اصلا نفس نکشید و در لحظه جان باخت/من خودم را پشت صندلی مخفی کردم و اصلا تیر نخوردم/دستم مورد اصابت گلوله قرار گرفت

اظهارت جدید فلاحت پیشه: به دلیل بی عرضگی بعضی‎ها مدیون 2 جوان شدیم/ترسیدند و دنبال ماشین این تروریست ها هم نرفتند/راننده اصلا نفس نکشید و در لحظه جان باخت/من خودم را پشت صندلی مخفی کردم و اصلا تیر نخوردم/دستم مورد اصابت گلوله قرار گرفت

 فلاحت شه

کرمانشاه دیلی:  حشمت الله فلاحت پیشه نماینده مردم اسلام آبادغرب و دالاهو در مجلس دهم امروز دوشنبه گفتگویی از وی در خبرگزاری خبرآنلاین منتشر شده است که در آن ایشان اظهاراتی را در خصوص حادثه ریجاب مطرح نموده است. اما یکی از نکات این گفتگو ، طرح ادعایی عجیب از جانب دکتر فلاحت پیشه می باشد آن جا که وی گفته است:

چون کار داشت شدت می گرفت و مردم اسلام آباد می خواستند موضع گیری در مقابل گروه اهل حق نمایند که ما بیانیه دادیم واعلام کردیم که این عملیات از سوی خارجی ها برنامه ریزی و اجرا شده است. “

اطلاعی از اینکه که آیا واقعا مردم اسلام آباد می خواسته اند به تعبیر آقای فلاحت پیشه “در مقابل گروه اهل حق موضع گیری نمایند” یا نه ؟ وجود ندارد اما این اظهار نظر از عضو کمیسیون امنیت ملی مقداری عجیب به نظر می رسد.

بخش هایی از این گفتگو را در ادامه مشاهده می کنید.

*واقعا خدا به شما رحم کرد که از این ترور جان سالم بدر بردید.

بله. متاسفانه به دلیل بی عرضگی بعضی‎ها مدیون 2 جوان شدیم.

سفر شما به این منطقه پنهانی که نبود؟

نه من هر زمان میخواهم به منطقه‌ای بروم، اعلام می‌کنم. منطقه‌ای که ما به آنجا رفتیم، منطقه ای امن است و من حتی سلاح کمری خود را در این سفرها حمل نمی کنم، اما گویا این بار دامی برای ما پهن شده بود. وقتی ما رفتیم به این منطقه، یکباره ماشین ما و فرماندار و دو مدیرکل را هفت دقیقه به گلوله بستند.

*فاصله‌شان چقدر بود؟

ما که آنها را ندیدیم. همین که شلیک کردند، ما که پشت ماشین نشسته بودیم، خودمان را پشت صندلی انداختیم. نیروها به این گمان ما کشته شده‌ایم، جلو نمی‌آمدند، اما این یکی از دوستان ما، دلش سوخت و با ماشینش به خط این تروریست‌ها زد و شهید شد.

*تأمین داشتید؟

چه تأمینی! از اول گفتند همه چیز در کنترل ما است، اما 7 دقیقه تیراندازی شده. بعد وقتی آمدند به این‌ها گفتم که یک پژو ماشین متعلق به  تروریست‌ها بود و تعقیب شان کنید اما بعد معلوم شد که ترسیدند و دنبال ماشین این تروریست ها هم نرفتند.

*دقیقا کجا این کمین و دام برایتان گذاشته شده بود، در کوه بودند یا…

نه همان کنار جاده، سر پیچ ما با آنها برخورد کردیم. بعد تا اولین رگبار را بستند، فرماندار اکبری یکباره داد زد که«وای! شکمم»، یک گلوله هم به فرماندار خورد، از سمت دیگر هم به راننده اصابت کرد. راننده بنده خدا، وقتی تیر خورد، اصلا نفس نکشید و در لحظه جان باخت.وقتی راننده شهید شد ماشین از حالت کنترل خارج شد و جلوی ماشین به سمت کوه و پشت آن به  سمت دره ای با عمق هزار متر قرار گرفت. من که روی صندلی عقب نشسته بودم خودم را پشت صندلی مخفی کردم و اصلا تیر نخوردم.

تیراندازان بدون وقفه ای حدود 30 ثانیه ماشین را به رگبار می‌گرفتند. بعد چند ثانیه سکوت می‌کردند که ببیند کسی چه می‌کند، کسی سرش را بیرون می‌آورد یا نه. ما هم آن پایین با هم مشورت میکردیم که بگذاریم، تروریست ها فکر کنند ما کشته شده‌ایم. بعد از چند ثانیه سکوت، دوباره رگبار می‌گرفتند. آنها همینطور از راه دور به ما تیراندازی می کردند تا اینکه تیر به پاهای سرنشین جلو اقای افضلی اصابت کرد. گلوله مدام به ماشین می‌خورد ولی  به ما نمیخورد. این افراد برای زدن تیر خلاص جلو نیامدند حدس ما این است که گمان کردند ما اسلحه کمری داریم و اگر جلو بیایند ممکن است به آنها تیر بزنیم.

همراهان دیگر ما که پایین تر بودند با خود فکر کردند که حتما ما شهید شدیم تنها دکتر نیک عزم از دوستان سابق من در ماشین دیگر برای بر هم زدن صحنه با سرعت به سمت ماشین ما می آید که متاسفانه تیر به او برخورد می کند و وی نیز شهید می شود. البته او ماشین را تا شهر می برد و بعد آنجا از فرط خونریزی به شهادت می رسد.

تروریست‌ها مدام به ما شلیک می‌کردند تا جایی که یک باره ماشین صدای «تق» داد و انگار در این بین ترمز دستی ماشین ما وقتی کامل گلوله باران شد ناگهان کشیده شد و دنده عقب به سمت دره حرکت کرد. من دستم را جلو بردم که فرمان را بپیچم که همان جا دستم مورد اصابت گلوله قرار گرفت. آنها وقتی حرکت ماشین ما را دیدند که به سمت پرتگاه می رود ماشین خود را به حرکت در آوردند و از صحنه گریختند. من حتی صدای تیک آف ماشین آنها را نیز شنیدم.

*چندتا ماشین بودند؟

یک پژو بود. در همین حین ماشین فرمانش یکباره چرخید، به سنگی برخورد و به دره سقوط نکرد . یعنی اگر اطمینان داشتند که ما به پرتگاه سقوط نمی کنیم، حتما باز هم تیر می‎زدند. آنها جلوتر ماشین خود را آتش زدند و گریختند.

*خودتان احتمال می دهید پشت پرده این اتفاق به کجا و چه گروهی برسد؟

چند گروه هستند که ادعا کردند تیراندازی کار آنها بوده است. گروه پژاک نیز انجام این عمل را رد کرده است. اما به گمان من هر دو گروه دروغ می گویند همه این اظهارات برای رد گم کردن است. اما این موضوع که منشا تیراندازی از سوی خارج است من شک ندارم که همینطور است و این افراد از خارج از مرزها ساماندهی شده بودند.انجام این عملیات اگر چه از سوی خارج انجام شد اما من گمان نمی کنم به دست داعش اتفاق افتاد چرا که شکل و نحوه ترور شبیه به ترورهایی نیست که داعش انجام می دهد.

*بعضی‌ها هم این را بحث شخصی می‌دانند.

چه افرادی با من مشکل شخصی داشتند؟ هر دو نفری که در انتخابات به شدت مخالف و روبه روی من بودند آقایان افضلی از گروه اهل حق و فرماندار اکبری کنار من در ماشین تیر خوردند و مجروح شدند. این ادعاها را بی بی سی و خبرگزاری های آن طرف مطرح کردند چون کار داشت شدت می گرفت و مردم اسلام آباد می خواستند موضع گیری در مقابل گروه اهل حق نمایند که ما بیانیه دادیم واعلام کردیم که این عملیات از سوی خارجی ها برنامه ریزی و اجرا شده است.

*آقای فلاحت پیشه! از فروردین ماه امسال در ایران به تناوب اخباری از دستگیری گروه‌های تروریستی مطرح می‌شود. این اخبار از چند جهت قابل بررسی است. از یک سو حس ناامنی را در مردم ایجاد کرد و از سوی دیگر هوشیاری سیستم اطلاعاتی را می رساند. البته در این میان یک بحث هم این است که در مناطق مرزی همچون مناطق کردنشین اعمال نفوذ گروه های تروریستی زیاد شده است.

به اعتقاد من آمریکا و دشمنان خارجی ما تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا در سطح کلان و راهبردی ایران را در اهدافش با شکست روبه رو کنند و حال که می بینند موفق نشدند به انجام حرکت های ایذایی روی آوردند. ترور برای کشور ما کارکرد ایضایی دارد و هدفش آن است که مولفه های امنیت ملی کشور را تضعیف کند و مشخصا هم در قالب مرزها صورت می گیرد.

دشمنان هیچگاه مرزها را از دستور کار خود خارج نمی کنند گاهی با ایجاد اختلافات قومی و گاهی نیز در قالب ایجاد اختلاف میان مرکز و مرز . هم اکنون از مرزها برای رخنه دادن گروه های تروریستی بهره برده می شود. چون ترور و تروریسم امروز راهبرد غالب در منطقه خاورمیانه است. در طول شش سال اخیر نیز جریاناتی که شکل گرفت مانند جریان بیداری اسلامی و دشمنان برای منحرف کردن این جریانات، تنها ابزاری که با آن می توانست دموکراسی ناشی از این جریانت را به تاخیر بیندازند استفاده از همین ابزار تروریسم است.

در دوره‌ای از تروریسم و ترور در ایران برای براندازی استفاده می‌شد؛ اما در شرایط کنونی به شکل ایذایی(براي اذيت كردن و آزار رساندن) از آن استفاده می‌شود؛ ولی حق مردم ایران است که از این نظر نیز در امنیت کامل به سر ببرند. معتقدم در بخش حقوقی و سیاسیِ ترور از جانب دولت و قوه قضائیه کم‌کاری صورت می‌گیرد و از لحاظ امنیتی نیز زحماتی کشیده می‌شود؛ ولی انتقاداتی وارد است.

زمانی که حادثة ترور اتفاق افتاد شبکة خبر فقط زیرنویس کرد که در حادثة سوءقصد به فلان مکان دو نفر جان باختند؛ متأسفانه حتی رسانة ملی هفت الی هشت ساعت نمی‌دانست که باید این دو نفر را شهید اعلام کند؛ این اتفاق، خبر روز دنیا شده است؛ ولی هنوز مسئولان جمهوری اسلامی درکی از آن نداشتند و حاضر نبودند به خانوادة این دو شهید تسلیت بگویند که مظلومانه شهید شدند؛ اما پس از آنکه برخی از نمایندگان مجلس از وزیر کشور سؤال کردند و تذکر دادند آقای کاتب متنی را در رابطه با پيام تسليت خواند.معتقدم تروریسم واقعیت تلخ آیندة تحولات است.

*به نقش گروهک‌ها و رقابت میان آنها اشاره کردید. یکی از راهبردهای داعش استفاده از نیروهای داخلی است؛ حتی در مستندی که از وزارت اطلاعات در مورد تهران پخش شد داعش قصد استفاده از نیروهای داخلی را داشت برای مقابله با چنین اتفاقي چه باید کرد؟

من در منطقه‌ای نماینده هستند که همة اقلیت‌های کشور در آنجا حضور دارند از جمله شیعه، اهل حق، اهل سنت؛ ولی داعش رخنه‌ای ندارد.

*به نظرتان حادثة تروریستی که برای شما اتفاق افتاد به داعش مرتبط نیست؟

به نظرم به داعش ربطی ندارد. شیوة داعش متفاوت است. راهبرد همان راهبرد است. سال 2001 میلادی که بحث پرداختن غرب به شرق مطرح شد و حملاتی صورت گرفت؛ تحلیل‌های بسیاری در مورد این منطقه ارائه شد. مثلاً یکی از تحلیل‌ها که متفاوت بود و میان آمریکا و انگلیس وجود داشت؛ تحلیل مدیریت موزائیک از سوی انگلیسی‌ها بود. طبق این تحلیل، انگلیسی‌ها نقشة تقسیم ایران به هفت الی 10 کشور و عراق به سه کشور و ایجاد گسل‌های قومی را داشتند؛ بر اساس این تحلیل کشورهای کوچک راحت‌تر مدیریت می‌شوند. آمریکایی‌ها اما راهبرد دیگری مطرح کردند و آن مدیریت کلان بر اساس روش‌های غربی است. در نهایت نیز تحولات بر اساس دیدگاه آمریکایی شکل گرفت؛ چون آمریکایی‌ها بخش سخت‌افزار نقشه یعنی اقدامات نظامی را برعهده داشتند.

تروریست‌ها امروز سعی دارند ایدة انگلیسی‌ها یعنی ایجاد گسل قومی را زنده کنند؛ مثلاً گروه‌های تروریستی در جنوب کشور با توجه به تفاوت‌های زبانی شکل می‌گیرند و در بخشی دیگر بر اساس دین و مذهب شکل می‌گیرند و برای ایجاد تفرقه از اهل سنت حمایت می‌کنند؛ ولی واقعیتی وجود دارد و آن اینکه امروز با استفاده از پول عربستان و همکاری‌های راهبردی، گروه‌های تروریستی عملاً به یکدیگر نزدیک شده‌اند و فاصله ایدئولوژیک میان آنها از بین رفته است تا آنها به تهدیدهای خرد و کلان علیه کشوری مانند جمهوری اسلامی اقدام کنند.

زمانی باور اینکه ایدئولوژیک‌ترین گروه‌های تروریستی به منافقینی که سعی در ایدئولوژی‌زدایی و نگاه چپ دارند، نزدیک شوند، سخت بود؛ اما امروز به دلیل هدف مشترک و اقدام تروریستی علیه ایران به یکدیگر نزدیک شده‌اند.

ایران کشوری با تنوع قومی و زبانی است و تروریست‌ها قصد استفاده از این قضیه را دارند و به نظرم به رغم همة این شرایط، چنین راهبردی در ایران تاثیرگذار نیست؛ چون مردم ایران در بحث مقولة امنیت، خود را پایبند به تحکیم آن می‌دانند؛ مثلاً در حادثة تروریستی اخیر مردم بیشترین کمک را کردند و مجروحان را با اتومبیل خود منتقل کردند. مردم ایران به امنیت خود حساس هستند تا زمانی که قاطبة مردم دنبال امر امنیت‌شکن نباشند، این امر تبدیل به یک شکست ساختاری برای یک کشور مستقل نمی‌شود و هیچ وقت این اتفاق در ایران نمی‌افتد. فقط ممکن است عده‌ای در قالب اقدامات ایذایی وارد ایران شوند و اقداماتی انجام دهند و متواری شوند.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, 28 تیر 1395 ساعت 11:03 ب.ظ

23 نظر

  1. واقعا متاسفم برای کسانی که این اقا را با تشویق های نابجا متوهم کرده اند و متاسفم برای خود این شخص که علاوه بر آنکه اختلاف قومی و مذهبی را بنیان گذاشت الان میخواهد مردم را آنچنان در مقابل هم قرار دهد که منطقه را به خاک و خون بکشاند و برای حفظ منافع شخصی خودش امنیت اجتماعی را متزلزل کند
    درود بر شما اقای پرندین

    1. به نظر من در بین افرادی که در کامنت ها از جناب دکتر فلاحت پیشه انتقاد می کنند واورا به اختلاف افکنی در بین اقوام متهم می کنند وموجب تشنج وناؤامی در بین مردم گردیده اند از مظنونین وحامیان فاجعه تروریستی محسوب می شوند ونباید از چشم های تیزبین سربازان گمنام امام زمان(عج) دور باشند.

    2. تو یکی ……….. شو این قضیه …………….. فلاحت بود

    3. در جواب اسکان : فعلا برو گوسفنداتو آب ودان بده اونوقت بیا اظهار نظر کن! درضمن کمی هم شعور خودت را ارتقاء بدید بد نیست!فکر کنم کامنتم خیلی سنگین بود که به تو فشار آورد!

  2. اقای فلاحت چرا اینقدر مسئله را می پیچانی؟ چرا تااین حد دست وپا می زنی ؟منطقه را ناامن نکن. وفتی نظام از جریان اول تا اخر اتنتخابات شما خبردارد شما می خواهی چه چیز را پنهان کنی ؟تو خودت داری به موضوع دامن می زنی ؟ شگرد تو فدا کردن دیگران است .هرچه در مورد این قضیه حرف بزنی به ناامن بودن منطقه کمک می کنی . شما به عنوان عضو کمیسیون امنیت ملی احتیاط کن . مردم از شما انتظار دارند . تو درفتار گذشته خودت تجدید نظر نکرده ای .هیچ خبری از احتمال درگیری بین شیعه و اهل حق دیده نشد ه که شما بیانیه داده ای .احتیاط کن مرد

  3. ما که نفهمیدیم این فلاحت چه شخصیتی داره، ولی میدونیم تمام جریانات ناشی از منیت های ایشانه

  4. بخدا شورش را درآورده.پر رویی تا کی؟ چه کسی میخواسته در مقابل مردم اهل حق موضع گیری کند؟ و اگر موضع گیری می کردند چه نتیجه ای می داشت؟کدام آدم عاقلی برای دفاع از ایشان سرو صدا می کند؟ پی کو آن موضع گیری؟ چرا کوتاه نمیاید و مردم را با بدبختی شان رها نمیکند؟ چرا این آقا 10سال است امنیت روانی مردم را به خطر می اندازد و مسولان مملکت و شورای مثلا نگهبان کاری نمی کنند.شاید رویش نمیشد و می ترسید بگوید مردم د  مقابل اهل حق و خالدی می خواستند موضع گیری کنند وگرنه اسم آقای اکبری را نمی برد.داش حشمت معلوم نیست اسلامآباد را به کجا می خواهد ببرد.وای ب حال کسی که فلاحت پیشه افتخارش باشد.وای به مملکت یرکه نماینده مجلس اش او باشد.  
    خودشان که عرضه داشتند و نترسیدند و تنها سالم ماجرا بودند چرا دنبال تروریست ها نرفتند؟

  5. چرا الکی میگی دستم گلوله خورده !!!! چرا نمیگی شیشه خودرو دستمو یه خراش کوچولو انداخت.

  6. همون امام رضاخودش هست وخودش تقاص گناه کارومیده انشاالله

  7. باسلام بعضی هابجای اتحادبین اقوام کردباعث کینه وکدورت وتفرقه شدن خدابراباعث وبانیش هرکی که هست نداره

  8. باسلام
    واقعا جای تاسف داره دوجوان شهیدشدند ونماینده این حوزه میخواست ترور بشه هنوز بعضی ها بغض های شخصی خودشون رومطرح میکنند
    اینکه افرادی میخواستن ایشون رو بکشن اینم تقصیر فلاحت پیشه س..اخه کینه دیگه تاچه حد
    دراین مواقع بعضی ها اگرنمیتونن حس انسان دوستی نشون بدن حداقل سکوت کنن که باطنشون اینجور مشخص نشه..
    کینه های شخصی باعث شده بعضی ها درکی ازشرایط نداشته باشن

  9. اقتصاد ایران در آستانه بن‌بست است

    محسن رنانی

    بخش‌هایی از سخنرانی دکتر رنانی همایش «افزایش مقاومت، تنوع تولید»

    منبع: ایلنا

    اقتصاد ایران به علت چند لایگی و پیچیدگی رکودی که به آن گرفتار است در آستانه ورود به بن بست است. چرا که اصولا دولت ابزار لازم برای خروج از رکود را در دست ندارد. رکود کنونی عمیق ترین رکود اقتصاد ایران در سالهای پس از جنگ جهانی دوم است، چرا که به طور همزمان گرفتار پنج نوع رکود اقتصادکلانی، رکود ساختاری، رکود نهادی، رکود جهانی و رکود درآمدهای نفتی است و خروج از آنفعلا خارج از مقدورات دولت است.

    در شرایط کنونی یگانه ابزار دولت برای به حرکت واداشتن اقتصاد ایران، ابزارهای پولی و اقتصاد کلانی است که اگر دولت به سمت استفاده از این ابزارها برود موجب آشوب‌های تازه‌ای در اقتصاد می‌شود که آن را با انفجار تورمی رو به رو می‌کند. بنابراین دولت فعلا از همین یک ابزاری مرسوم هم نمی‌تواند برای خروج از رکود استفاده کند.

    اشتباه دولت؛ اولویت تورم بر رکود
    متاسفانه مشکل اصلی امروز اقتصاد ایران این است که رکود هنوز مساله اول همه قوای سیاسی کشور نیست، که اگر بود سگینال، گفتارها و رفتارهای مقامات سیاسی کشورمتفاوت می‌بود.

    البته خطای مهم دولت یازدهم نیز این بود که تورم را نسبت به رکود بیشتر جدی گرفت، احتمالا به این علت که کنترل آن راحت تر است،و با محدود کردن نقدینگی و اجرای برخی سیاست‌های انقباضی تورم را کنترل کرد وبعدبه مردم اعلام کرد که ما توانستیم یکی از مشکلات اقتصادی را حل کنیم.

    در سالهای ۹۲ تا ۹۳ من سراغ برخی مقامات و سیاست‌‌گذاران کشوری رفتم و به آنها دومساله را گوشزد کردم: اول اینکه فاز دوم هدفمندی یارانه ها را تا زمان خروج از رکود اجرا نکنند، و دوم این که فعلا به تورم کاری نداشته باشند و بروند سراغ مدیریت رکود.

    مردم ایران به تورم ۲۰ تا ۳۰ درصدی عادت کرده‌اند و چهل سال است با تورم دو رقمی زندگی می‌کنند، پس این ساختار اقتصادی به تورم دو رقمی عادت دارد و خودش را با آن منطبق کرده است، بنابراین توصیه من این بود که دنبال کاهش تورم به زیر ۲۵ درصد نباشید. اما متاسفانه کسی توجه نکرد، به طوری که اکنون سیاستگذاران کلان کشور به سراغ تورم یک رقمی رفته‌اند و حتی نظام سیاسی هم آن را به عنوان یکی از اهداف اصلی اقتصادی کشور اعلام کرده است. در حالی که آسیب تورم برای اقتصاد بسیار کم‌تر از آسیب رکود است.

    بارها گفتم و نوشتم که برای نجات اقتصاد ایران ما نیازمند یک گروه مشورتی ملی از متخصصان حوزه‌های مختلف اقتصاد برای تدوین نقشه درمانی این اقتصاد هستیم. کمیته نجات اقتصاد ملی می‌توانست طیف گسترده‌ای از اقتصاددانان طیف‌های مختلف را در بر بگیرد. برای کمک به اقتصاد کشور هستیم اما چه در دولت فعلی و چه دولت قبلی هر کدام فقط از مشاوران نزدیک خود، که دارای متعلق به نحله فکری خاصی بودند استفاده کردند.

    امروز سه مساله بحرانی و خطرناک، شامل رکود، بحران آب و فساد در کشور وجود دارد که اگر به سرعت برای حل آنها قیام نکنیم کل ساختار کنونی را سیاسی را در هم می‌ریزد. این‌ها دشمنان اصلی جامعه ما هستند که به گمان من مساله بحران رکود از دو بحران دیگر خطرناک تر و عاجل تر است. بنابراین باید گفت امروز رکود مهمترین مساله نظام سیاسی کشور است و اگر از اندک فرصت‌های باقی مانده برای درمان آن استفاده نشود، به زودی امواج ورشکستگی‌ها، بیکاری کارگران، فقر حاشیه‌نشینان و سایر مسایل اجتماعی بحران‌هایی ایجاد می‌کند کهکل کشور را به مخاطره می‌اندازد.

    بمب بیکاران پنج میلیون نفری
    من به طور جدی نگران پنج میلیون دانش آموخته‌ای هستم که خارج از بازار کار حضور دارند. البته در آمارگیریهای رسمی به کسی بیکار می‌گویند که تا ۴ هفته قبل از روز آمارگیری در جست‌وجوی کار بوده باشد اما کاری نیافته باشد. بنابراین از نظر مرکز آمار کسی که بیکار است اما در چهار هفته گذشته به جست‌وجوی کار نرفته باشد، بیکار محسوب نمی‌شود. اما دقت کنیم که هیچ کس نمی‌رود که برگردد خانه نشین شود. بلکه همه می‌روند دانشگاه که بعد از فارغ التحصیلی، اشتغالی پیدا کند. بنابراین اگر اکنون پنج میلیون فارغ التحصیل داریم که بعداز چند ماه دوندگیو جست‌وجوی کار، اکنون خسته و ناامید شده‌اند و دیگر دنبال کار نیستند، نمی‌توانیم بگوییم این ها چون دنبال کار نرفته‌اند پس بیکار نیستند. به گمان من این‌ پنج میلیون دانش‌آموخته فاقد اشتغال را باید بیکار محسوب کنیم و به پنج میلیون بیکار رسمی بیفزاییم. این‌ انتظارات و سرخوردگی این بیکاران اکنون به یک بمب بزرگ اجتماعی تبدیل شده است که اگر منفجر شود ابعاد آن تمام حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی را در بر می‌گیرد.

    تعریف رکود این است که رشد اقتصادی یک کشور در دو فصل متوالی زیر صفر باشد و اگر در دو فصل متوالی رشد اقتصادی بالای صفر بیاید یعنی آن اقتصاد از رکود خارج شده است، البته ممکن است با فروش نفت و منابع طبیعی دیگر شاخص‌های رشد بالا بروداما این به معنی واقعی، تحرک و رونق در اقتصاد کشور محسوب نمی‌شود.

    ۱۰ سال و ایجاد یک میلیون شغل
    دو تعبیر، از زمان آغاز رکود در کشور وجود دارد. با یک نگاه،‌ رکود جاری از سال۱۳۸۴ شروع شده است و با نگاه دیگر از سال ۱۳۸۷. در نگاه اول باتوجه به اینکه در سال ۸۴ شاغلین کشور حدود ۲۰ میلیون نفر بوده‌اند و در سال ۹۳ این رقم به حدود ۲۱ میلیون رسیده است به این معنی است که در طول ده سال اشتغال کل کشور تنها به اندازه یک میلیون شغل افزایش یافته است. این درحالی است که در ده سال قبل از آن یعنی دربازه زمانی ۷۴ تا ۸۴ به طور متوسط تقریبا هر ۲ تا ۳ سال یک میلیون شغل جدید ایجاد شدهاست. پس از این منظر که با وجود ورود سالیانه یک میلیون نفر به جمعیت در سن کار،‌ میزان اشتغال زایی اقتصاد ما به یک سوم تا یک چهارم قبل رسیده است به این معنی است که اقتصاد وارد رکود شده است.

    دوبرابر شدن نقدینگی در دولت یازدهم
    در نگاه دوم، معیار ما تعداد کارگاه های صنعتی بالای ۱۰ نفر شاغل است. در سال ۸۷ تعداد این کارگاه‌ها ۱۷ هزار واحد بوده درحالیکه در سال ۹۲ این رقم به ۱۴ هزار واحد رسیده است نکته جالب اینجاست که این رکود در هر دو نگاه، زمانی اتفاق افتاده که مابالاترین درآمدهای نفتی و ارزی را داشته ایم. رنانی سپس به میزان نقدینگی کشور اشاره کردوگفت: در سال ۸۴ میزان نقدینگی در کشور حدود ۷۰ هزار میلیارد تومان بود که تا سال ۹۲ هفت برابر شد و به پانصد هزار میلیارد تومان رسید. در دولت یازدهم نیز نقدینگی دو برابر شده و به رقم عظیم هزار هزار میلیارد تومان رسیده است. اکنون اینجا این سوال مطرح می‌شود که با توجه به این حجم نقدینگی چرا در این سال‌های اخیر تورم بالاتر نرفته است؟ جواب این سوال این است: چون در این سال‌هاسرعت گردش پول نصف شده است.

    در سال ۹۲ گردش پول به حدی بود که یک تومان پول در سال ۲ بار دست به دست می‌شد. اما اکنون این سرعت نصف شده است. خطر امروز اقتصاد ما این است که کوچکترین اشتباهی در سیاست های اقتصاد کلانممکن است موجب بازگشت سرعت به گردش نقدینگی کشور شود که در این صورت باید انتظار یک انفجار تورمی عظیم را داشته باشیم. به همین علت دولت خیلی نمی‌تواند روی متغیرهای کلان مانور بدهد و سیاستگذاری کند. ما باید دنبال راههای دیگری برای خروج از رکود باشیم.

    پس انداز خانواده‌ها
    مطابق آمار اکنون ۱۰ سال است که خرج خانواده ها بیشتر از درآمدهای آنها است و در واقع آنها دیگر پس اندازی ندارند که از آنها بخواهیم با به کارگیری آن پس اندازها و افزایش تقاضای کل، موجب رونق اقتصادی شوند. زیرا امروز درهر خانواده ایرانی یک دانش‌آموخته بیکار یا یک دانش‌جو یا یک سرباز وجوددارد وخانوارهای ایرانی مجبورند پس اندازهای گذشته‌شان را نیز خرج امور روزمره این فرزندانشان کنند.

    با توجه به ناهماهنگی‌ها و اختلافاتی که در فضای سیاسی کشور وجود دارد و باتوجه به عدم هماهنگی قوای کشور در مورد اولویت‌های اول ملی کشور،بحث سرمایه گذاری خارجی و توسعه‌ گردشگری به عنوان عوامل رونق بخش به اقتصاد ایران عملا منتفی است. همچنین نظام بانکی به علت فساد درونی و نیز مشکلات ساختاری نظری بالا بودن مطالبات معوقه و انباشت دارایی‌های آنها در بخش مسکن و مستغلات، عملا دیگر توانایی حمایت از بخش تولید را ندارد. خانوارها نیز به علت فقدان پس انداز و حجم بالای بیکاران آنها و عدم افزایش متناسب دستمزدها، توانایی افزایش تقاضا برای تحریک تولید را ندارند. دولت نیز به علت خطر انفجار تورمی، نباید وارد تحریک اقتصاد از طریق سیاست پولی شود. کاهش درآمدهای نفتی دولت هم اجازه نمی‌دهد که با سیاست مالی تقاضای کل را تحریک کند. بنابراین اقتصاد عملا در یک بن بست رکودی قرار گرفته است که خروج از آن با راههای مرسوم و سیاست‌های معمول اقتصادی توسط دولت امکان پذیر نیست.

    افق امید
    بنابراین از نظر من تنها یک راه برای خروج اقتصاد کشور از بن بست رکودی وجود دارد وآن اجماع و عزم نظام سیاسی برای ایجاد افق امید بخش و آینده‌ای بی ابهام در فضای سیاسی و اقتصادی کشور است تا اقتصاد کشور افق پیدا کند و سرمایه‌های موجود به تحرک درآید. در واقع اقتصاد ما با کمبود سرمایه روبه رو نیست. چون چیزی حدود سه تا چهار برابر نیاز کشور، سرمایه‌گذاری صنعتی کرده ایم. شهرک‌های صنعتی ما با یک چهارم ظرفیت کار می‌کنند. این بدین معنی است که آنها می‌توانند چهار برابر وضع موجود، تولید کنند. همچنین اقتصاد ما با مشکل کمبود نیروی انسانی روبه رو نیست. ما فقط پنج میلیون دانش‌آموخته دانشگاهی بیکار داریم. مشکل اقتصاد حتی نقدینگی هم نیست. اگر اقتصاد ما افق پیدا کند همین نقدینگی یک میلیون میلیارد تومانی موجود که به گردش درآید می‌تواند نیاز ما را مرتفع کند. چون سرعت گردش پول می‌تواند تا دو برابر وضع کنونی بالا برود و بنابراین به این معنی است که نقدینگی کنونی می‌تواند تا دو برابر وضع کنونی عملکرد اقتصادی داشته باشد. بنابراین گیر اصلی اقتصاد ما عدم اطمینان‌ها و بی‌ثباتی ها سیاسی و کلان و تنش‌های خارجی است که موجب بی‌افق شدن اقتصاد ما شده است. و برای حل این مساله نیز باید نظام سیاسی همت و قیام کند و کاری از دست دولت ساخته نیست.

    ایرانیان خارج از کشور
    در نظر بگیرید که سرمایه ایرانیان خارج از کشور حدود 2 هزار میلیارد دلار است اگر فقط پنج درصد آن به داخل کشور بیاید یعنی ۱۰۰ میلیارد دلار وارد کشور شده است. اما برای ورود این سرمایه‌ها اول لازم است فضای کشور باثبات شود و ایرانیان خارج از کشور احساس ثبات و امنیت کنند تا سرمایه‌هایشان را به داخل بیاورند. یعنی برای ورود سرمایه ایرانیان خارج نیز باید افق سیاسی کشور با ثبات و امن شود.

    وقتی سرمایه گذار نمی‌داند که در سال آینده انتخابات ریاست جمهوری چگونه است؟ چه کسی کاندید می‌شود؟ چه کسی بیشترین شانس را برای ریاست جمهور دارد ویا چه کسی تایید صلاحیت میشود؟ او چگونه سرمایه‌های خودش را از اکنون وارد چرخه تولید که مستلزم زمین‌گیر شده چند ده ساله سرمایه‌هاست بکند؟ این درحالی است که تجربه نشان داده است هر فرد تازه‌ای که در انتخابات ایران برنده شود خط مشی سیاسی کشور را کاملا تغییر خواهد داد. و این به معنی عدم اطمینان و بی افقی آینده اقتصادی کشور است.

    در آمریکا از سه سال قبل همه می‌داند که کاندیداهای فلان حزب این ۲ نفر هستند و آن یکی حزب آن ۲ نفر. و از یک سال قبل هم مشخص می‌شود که از هر حزب دقیقا چه کسی کاندیدا خواهد شد. و به طور کلی هممشخص است که مواضع سیاسی و اقتصادی این حزب چیست و مواضع حزب بعدی چیست و می‌دانند که کاندیداها از مواضع احزابشان تخطی نمی‌کنند. بنابراین فعال اقتصادی و سرمایه‌دار با یک افق روشنی از فضای سیاسی و اقتصادی کشور روبه روست که بر اساس آن می‌تواند برنامه ریزی وسرمایه گذاری کند.

    بلاتکلیفی سرمایه گذاران در ایران
    اما متاسفانه چنین شرایطی در ایران وجود ندارد. من سرمایه گذارانی را می‌شناسم که الان ۳ سال است می‌خواهند به بازار وارد شوند ولی نگرانند.اول منتظر بودند ببینند که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری چه می‌شود. بعد که اختلافات داخلی در مورد توافق اتمی پیش امد منتظر شدند ببینند آیا مذاکرات به توافق می‌انجامد یا نه. بعد گفتند ببینیم گویا عده‌ای در داخل مخالف برجام هستند صبر کنیم ببینیم چه می‌شود. بعد گفتند صبر کنیم ببینیم انتخابات مجلس چه می‌شود. اکنون نیز دوباره منتظر انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هستند. آنچه سرمایه های ما را و اقتصاد ما را زمین گیر کرده است این عدم اطمینان‌ها و بی ثباتی ها و بی افقی های فضای سیاسی و اقتصادی ایران است.

    ایجاد افق در اقتصاد فقط به عهده دولت نیست و در توان دولت هم نیست. بلکه کل نظام سیاسی کشور باید عزم و قیام کند تا این امر صورت بگیرد و افق روشنی برای آینده کشور پدیدار شود.

    امروز اقتصاد کشور مشکل ریسک ندارد بلکه مشکل عدم اطمینان دارد به طور مثال یک روز صبح سرمایه‌گذار ما بیدار می‌شود می‌بیند یک مصاحبه یک سخنرانی یک خطبه، کل فضای امیدهای اقتصادی را نقش بر آب کرده است.

    دعوای سیاسیون در تریبون‌ها
    اقتصاد ما نیازمند افق است و افق اقتصادی مستلزم ثبات سیاسی است و ثبات سیاسی نیازمند درک مشترک و واحد مقامات سیاسی از اولویت‌های کشور است. و داشتن اولویت های مشترک برای کشور نیازمند گفت و گوی موثر و مستمر و جدی میان مقامات است. متاسفانه اکنون مقامات سیاسی ما درک مشترکی از مشکلات کشور ندارند. آنان به جای گفت و گوی جدی با یکدیگر، نقدها و جواب نقدهای یکدیگر را از پشت تریبون‌ها و سخنرانی ها و مصاحبه ها می‌دهند و همین کارشان تازه افق سیاسی و اقتصادی ما را تیره تر می‌کند. آنان به جای اینکه بنشیند در خلوت وبا یکدیگر گفت و گو و بحث و حتی دعوا کنند و به یک نقطه نظر مشترک برسند و همه به آن پای بند باشند، دائما نظرات متعارض با یکدیگر می‌دهند و زهر ابهام و سم بی ثباتی را در جان این اقتصاد می‌ریزند.

    سوخت شدن فرصت برجام
    یک نمونه از این دعواهایی که بین گروههای سیاسی کشور شد همین مساله برجام بود. با دعوایی که پس از توافق برجام در کشور راه انداختند فرصت تاثیر گذاری برجام بر روی اقتصاد ما از دست رفت‌، برجام چه غلط وچه درست، امضا شده است و ما باید آن را تبدیل به یک فرصت می‌کردیم و با استفاده از آن برای اقتصاد افق به وجود می‌آوردیم، وقتی در جامعه به سبب برجام امید ونشاط به وجود آمد، باید از آن استفاده می‌کردیم و در روح این نشاط می‌دمیدیم. اماازچند ماه قبل از برجام عده‌ای شروع کردند به موضع گیری علیه مذاکرات و برجام و این که این توافق بد است و خیانت است و با این کارها اثر روانی که برجام می‌توانست برای اقتصاد ما داشته باشد را از دست دادیم. حالا هم برجام را امضا کرده ایم هم گشایش های اقتصادی که می‌توانست از آن پدیدار شود را از دست داده ایم.

    ما باید با برجام مثل قطعنامه ۵۹۸ در پایان جنگ برخورد می‌کردیم. بعد از قطعنامه هیچ کس جرات مخالفت با آن را نداشت. این درحالی است که شیوه پذیرش قطعنامه خیلی اشتباهات داشت، اما غلط یا درست ما آن را پذیرفتیم و تصمیم گرفتیم از فرصت قطعنامه استفاده کنیم و اقتصاد را به جلو ببریم و همه گروهها، حتی کسانی که با پایان جنگ به آن شکل مخالف بودند، بعدا به قطعنامه احترام گذاشتند و هیچکس نگفت قطعنامه خیانت بود.

    مقامات سیاسی ما در برجام توافق نداشتند وعده‌ای از آن حمایت و عده آن را خیانت شمردند و این باعث شد سرمایه گذاری که آماده حضور در بازار بود ناگهان عقب نشینی کند زیرا می‌دید حتی مقامات سیاسی کشور به آینده برجام اطمینان ندارند؛ این یعنی عدم اطمینان و با این عدم اطمینان‌ها ما فرصت طلایی اثرگذاری برجام را از دست دادیم.

    سرمایه ایرانیان خارج از کشور
    یکی از نهادهای ایرانیان مقیم آمریکا در سال ۹۲ پیام داد که ما حاضرم ۱۰۰ میلیارد دلار ظرف پنج سال در کشور سرمایه گذاری کنیم اما یک سری انتظاراتی داریم که آن انتظارات هم بی راه نبود؛ ما باید شرایط را مهیا می‌کردیم که ایرانیان خارج از کشور به راحتی به کشور رفت وآمد کنند و همین تردد آنها به ایران اثر اقتصادی اش برای کشور ما به اندازه تردد ده تا ۱۵ میلیون توریست خارجی بود. مهیا کردن شرایط سیاسی و قانونی برای تردد چهار میلیون ایرانی خارج از کشور یک مساله ساده‌ای است و زیاد سخت نیست.

    مساله امروز ما نبود سرمایه نسیت بلکه نبود وفاق سیاسی است؛ حتی اگر اختلافات ایدئولوژیک وجود دارد در مورد رکود باید به یک وفاق برسیم. مانند جنگ تحمیلی که همه گروههای سیاسی متفق القول بودند که برای دفع دشمن باید همکاری کنیم، رکود فعلی خطرناک تر از جنگ است، چون پتانسیل مخرب ۱۰ میلیون بیکار و ۱۱ میلیون حاشیه نشین پشت سر آن استو با یک حادثه یا واقعه پیش بینی نشده می‌تواند موجب یک بی ثباتی اجتماعی و سیاسی بشود. اگر پتانسیل این گروههای آسیب دیده و حذف شده به حرکت درآید و این نیروها وارد کنش های دفعی و اعتراضی شوند شاید نتوانیم آن را مهار کنیم.

    حرکت به سوی بن‌بست
    من معتقدم هنوز این وفاق سیاسی در بین سیاستمدار برای مبارزه با رکود ایجاد نشده است ما داریم از رکود خارج می‌شویم اما نه به سمت رونق بلکه به سمت بن بست. اگر نظام سیاسی تصمیم نگیرد که از دولت برای مبارزه با رکود حمایت کند و همه بخش ها و نهادهای عمومی کشور زیر نظر فرماندهی اقتصادی فعالیت نکنند وضعیت بدی در انتظار کشور است.اگر مانند جنگ تمام نهادها و دستگاهای دولتی و شبه دولتی و عمومی گوش به فرمان فرماندهی اقتصاد بودند شاید می‌توانستیم خیلی سریع از رکود خارج شویم. اما اکنون بسیاری از بخش های بیرون دولت نه تنها برای خروج از رکود دولت را یاری نمی‌کنند بلکه با بی ثبات کردن فضای کشور، موجب ابهام در اقتصاد و تداوم رکود می‌شوند.

    اگر این وفاق و درک مشترک و همکاری وجود داشت دیگر نیروهای نظامی جایگزین وزیر خارجه نمی‌شوند و مصاحبه‌ای که قرار است وزیر خارجه انجام بدهد یا بیانیه‌ای که باید مقامات سیاسی صادر کنند را نظامی ها تنظیم و اعلام نمی‌کردند. برای خروج از رکود نخست همه باید به حوزه های مرتبط با خودشان برگردند.

    کشور مانند بیماری است که همزمان بیماری های متعددی دارد واگر جراح به این بیمار دست بزند دچار تشنج می‌شود. در چنین شرایطی درمان در بن بست قرار می‌گیرد. ما اکنون در آستانه بن بست اقتصادی هستیم. و تنها راه این است که نظام سیاسی برای اصلاح این وضع قیام کند.

    من به عنوان کسی که یک سال قبل از اجرای هدفمندی یارانه ها در مناظره با مشاور اقتصای رئیس دولت دهم اعلام کردم هدفمندی با این شیوه بیش از ۶ ماه تا یک سال بیشتر دوام نمی‌آورد و نه تنها شکست می‌خورد و به اعتبار دولت آسیب می‌زند بلکه پیامدهای خطرناکی برای اقتصاد ایران و نظام سیاسی دارد، اکنون نیز اعلام می‌کنم اگر نظام سیاسی برای خروج از رکود قیام نکند و اقتصاد ما وارد بن بست شود، برای ۳ تا ۵ سال آینده نخواهیم توانست اقتصاد را از رکود خارج کنیم و این، با توجه به وجود ده میلیون بیکار و یازده میلیون حاشیه نشین، خیلی خطرناک است.

    یک سال آینده برای اقتصاد ما خیلی مهم است این آتشتهیه که از الان برای انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده به ضرر ثبات کشوراست و رکود را تداوم می‌بخشد؛ پیام انتخابات آینده باید این باشد که تصمیمات کلانی که در سالهای اخیر گرفته شده هیچ تغییری نخواهد کرد. اگر پیام انتخابات آینده این باشد که تصمیمات سالهای اخیر تغییر خواهد کرد دوباره وارد دوره ابهام جدیدی خواهیم شد خواهیم شد و افق اقتصاد تیره تر خواهد شد و رکود تعمیق خواهد شد. پس این فرصت یک ساله را از دست ندهیم.

    اولین اقدام نظام سیاسی باید اعلام آشتی ملی برای تمام حوادث و اختلافات سالهای اخیر که موجب شکاف و نقار در فضای سیاسی و اجتماعی ما شده است باشد. گام دوم نیز اعلام عفوعمومی است به طوریکه هر ایرانی که شاکی خصوصی ندارد شامل عفو شود و بسیاری از ایرانیان خارج از کشور بتوانند بازگردند و سرمایه به ایران بیاورند. این اقدامات باید با این قصد باشد که همه افراد این را برداشت و احساس را به دست آورند که کشور دارد به سوی یک افق با ثبات و به سوی آینده‌ای روشن و متحد حرکت می‌کند.من امیدوارم همه فعالان سیاسی ارشد کشور به خطیر بودن شرایط پی ببرند و عزمی برای ایجاد اتحاد ملی برای خروج از رکود فراهم شود.

  10. باسلام 
    چند نکته هست  که باعث شده من گیج بشم از خود فلاحت پیشه میخوام شفاف پاسخ من یکی رو بده 
    1. هفت دقیقه رگبار  یعنی در هر ثانیه یک تیر  شلیک شده  درسته ؟ حالا در هر دیقه 60 تیر خوب در هفت دقیقه  میشه 420 تیر  که 4 نفر شلیک کردن که به عبارتی میشه 1680 تیر  شلیک شده  حالا بذاریم به قول ایشان بعضی وقتا تیر اندازی متوقف شده و کمترین زمان شلیک موثر 1 دقیقه باشه  اما چرا روی ماشین ها فقط تعداد بسیار ناچیزی تیر هست حدودا 15 تیر به ماشین اصابت کرده بر فرض اینکه چند تیر هم به شیشه های بغل خورده باشه پس ما بقی تیر ها در طول هفت دقیقه به کجا اثابت کرده . پس باید خدا رو شاکر باشیم تلفات زیادی نداد و فقط برای اون دوعزیز متاثر باشیم که بیگناه به شهادت رسیدند
    2 . یک بار میگویی افرادی که بهتون حمله کردن نقاب داشتن  اما الان میگویی که چهرشون رو ندیدین اینم شفاف سازی کنید 
    3. گفتی که سعادت شهادت نداشتی اگه داشتی پس چرا قایم شدی 
    4. اخرش رو صندلی عقب نشستی یا دراز کشیدی یا قایم شدی شفاف سازی شود 
    5.از حرفهای شما معلومه به خاطر بهم نریختن جو منطقه گفتی کار تروریست های خارجه اما انگار خودتم میدونی کار کیه . ایا اگه این اتفاق در تهران شکل میگرفت باز هم سوقصد کنندگان رو به یک منطقه خاص از شاباد منتسب میکردی و خودت و طرفدارانت باز میگفتن کار اونها هست .
    6. خواهشا به شعور مخاطبین بازی نکنید . من خودم به شخصه نه مخالف شما هستم نه موافق بعنوان بیطرف نظراتم رو گفتم  و از این اتفاق سخت قلبم ازرده شده چون هیچ کس دوست ندارد مرگ عزیزی را ببیند حتی دشمن خودش چه برسه به همشهری و همزبان خودمان . به نظر من سکوت اختیار کنید بهتره تا هر روز یه چیزی بگید  و ای کاش روز اول کامل همه چیز راتوضیح میدادید تا مردم از همه چیز اگاه و با خبر میشدن . حالا توضیح ندادین پس دیگه بیخیال بشید امیدوارم به زودی زود این افراد شناسایی بشوند تا امنیت و ارامش به فضای شهرم برگرده 

    1. تو چقدر شفافی جناب شفاف سازی مهم اینه ک ما تو این حمله ک معلوم نیس کار چ کسانی بودن دو شهید دادیم درضمن عزیزم جناب سناتور گفتن ک حدس میزنن کار تروریست ها باشه و اسم شخص یا اشخاص نیاوردن و نمیارن ولی مطمئن باش تا وقتی ک اونا رو نگیرن اروم نمیشینه 
      داشتن نماینده برش دار و قوی لیاقت میخواد ک هر کسی نداره دوست عزیز  شما در انتخابات شرکت نکردین یا اینکه کردین و ب نتیجه دلخواهتون نرسیدین ک این دو بحث جداس اگر شرکت نکردین ک حق ندارین در مورد دکتر فلاحت پیشه اظهار نظر کنید چون افرادی ک در انتخابات شرکت نکردن حتما مشکلی داشتن دکتر نماینده تمام اون افرادی هستش ک تو انتخابات رای دادن چه به ایشان چه به کاندیداهای دیگه تو ک رای ندادی حق دادن نظر نداری.

    2.  وجواب شما :
      دوست عزیز به سند شناسنامه ام از زمان کامبیز جعفری تا الان افتخار این را دارم که پای هیچ صندوق انتخاباتی نرفتم و نخواهمم رفت چون نماینده مجلس کاره ایی نیست رییس جمهور کاره ایی نیست و همیشه به حال مردم که با هاشون بازی میشه تاسف میخورم و از ته دل میخندم چون هیچکسی به فکر مردم نیست و تنها ما خودمان باید به فکر خودمان باشیم . من اظهار نظر نکردم فقط گفتم شفاف به مردم بگه جریان چطور بوده  همین و گفتمم نه مخالفشون هستم نه موافق . در اخر حرفهامم گفتم انشاله پیدا بشه هرکسی هست تا ارامش به سرزمینم برگرده  فکر نکنم حرفهای من انقدر هم بد باشه که شما ناراحت شدید . و برای اون دو عزیز هم که بی گناه شهید شدن ناراحت شدم اما هوارادان بارها در بیمارستان  میگفتن خدا رو شکر دکتر سالم هستند یعنی جان اون دوتا براشون مهم نبود .

  11. بنده خواهشی ازهمه چه مخالفان وچه موافقان وخصوصا دکترفلاحت پیشه عزیزدارم اونم اینه اولامنطقه روآماده سرمایه گذاری وگردشگری کنیدنه اینکه منطقه روناامن جلوه بدین دوما جنگ دینی وقومی وقبیله ای راه نندازیداین مردم هم نژادوهم خون وهم جواروهم مرزانندحتی رابلطه سببی ونسبی برقراره چرامیخواین چنگ مردموبخون هم آغشته کنین خشت آول گرنهدمعمارکچ تاثریامیروددیوارکج روزاول سیاست تفرقه وجنگ دینی راه انداخییدکاری نکنیدخون مردم بیگاه بریزه ونان مردم به واسطه ناامن بودن منطقه آجربشه همین باتشکرمرادی

  12. نتیجه توهین و بد اخلاقی انتخابات بهتر از این نمیشود.بهتر است در ایام انتخابات انسان حرمت دیگران را لجنمال نکند.. جلسه شورای اداری در کرند بوده اینها برای ماهی کباب به دالاهو رفته اند

  13. همشهریان عزیز مطمئن باشید هیچ ادم عاقلی برای دفاع از فلاحت خودش را درگیر چیزی نمیکند.ما برادران اهل حق را همشهری خود میدانیم و آنها را دوست داریم.این حرفهای فلاحت فقط ……………. از ترس است.طرفداران دو آتشه وی خیال خام را از سز بیرون کنند ک در صورت ……………….. ایشان( خدای ناخواسته ) کسی برای دفاع از حشمت و طرفداراش………………… اینها همه حرفه

  14. آقای پرندین عزیز کجا ی نوشته های بنده بد بود که حذف فرموده و بی معنی اش کرده اید.آیا توهینی بود؟

    پاسخ کرمانشاه دیلی:
    سلام دوست عزیزم
    کلمات حذف شده در خاطرم نیست اما حذف برخی عبارات صرفا به دلیل توهین نیست و گاهی اوقات به خاطر بار حقوقی آنها و یا دلایل دیگر می باشد و گرنه شما بزرگوار هستید و بدین خاطر از جنابتان پوزش می طلبم.

  15. به وضوح می بینیم که دراینجا بسیاری ازکامنت ها بطورچشمگیری له ویا علیه نماینده است. جهت یادآوری بایدگفت که وظیفه نماینده قانون گذاری ونظارت برکاردولت است که متاسفانه در مملکت ماعملا چنین نیست واینها وارد مسائلی میشوند که نه وظیفه آنهاست ونه درشان یک نماینده میتواند باشد. مثلافشارآوردن برای جابجایی چندین مدیرورییس ومعاون رییس درحوزه شهروروستایشان رابعنوان وظیفه اصلی خود قلمدادمیکنند وکارنامه نماینده گی شان درپایان دوره چهارساله هم بیشترازاین چند تاجابجایی ها نیست. اما باید دانست که دردمکراسی های بزرگ این مدیران بالایی درسطح کشوری هستند که بعد ازهرانتخاباتی جابجا میشوند ونه مدیران میانی وسطح پایین. که البته درموردمابرعکس است وآنهایی که درراس مملکت پست های کلیدی دردست دارند علیرغم هرانتخاباتی میمانند وکسی هم یارای کمترین اعتراض به آنها راندارد.

  16. سلام گیلان غربی ، حالا تقرییادر رابطه با موضوع کامنت گذاشتی . برای خواننده قابل قبول است

    1. آقاویاخانم ناشناس، حرف ات راقبول ندارم، چرا که سخنان دکتررنانی که چندکامنت بالاترازایلنا کپی کرده وبصورت کامنت گذاشته ام هزاربارمهمترازاظهارنظرشخصی من است. مسئله مهم الان خارج شدن ازبحرانی است که دامنگیرماشده وهستی ماراتهدید میکند ودکتر رنانی هم بخوبی برعوامل بحران (هرچند نه بطورکامل وهمه جانبه) انگشت گذاشته وراه حل خروج ازآنراهم ارائه میدهد. ممکن است من وشما باتمام آنچه که ایشان میگوید موافق نباشیم اما باید آگاه بود که ما الان دروضعیت نرمالی نیستیم وبه این مسئله فکرنمی کنیم که چرابعد ازیک سال ازتوافق موسوم به برجام هنوزبسیاری ازمشکلات ما درروابط بین المللی حل نشده وتاحالا بقول معروف هم چوب را خورده ایم هم پیازرا.

  17. بانی تفرقه و جنگ مذهبی در منطقه فلاحت پیشه است ، اگه فلاحت پیشه راست می گوید چرا روز بعد از انتخابات که طرفدارنش با تصاویر توهین آمیز به جامعه محترم اهل حق توهین می کردند عکس العمل نشان نداد و برای آنها دست شادی تکان داد

  18. باسلام
    انتخابات قبل درنظر بگیر که چالابکری ها شدن همه کاره
    الان ما به این خاطر به دکتر رای دادیم که مدیران اتوبوسی که بعضی سابقه مدیر مدارس نداشتن برکنار بشن .اگر جلیلیان رای میاورد الان چکار می کردین

  19. دوستان کامنت ها را خلاصه و کوتاه بنویسید که کسی آن ها را بخواند.

  20. جناب آقاي نماينده خواهش ميكنيم كمتر به بدبختيامون اضافه كن! جنگ دين و قبيله اي نداشتيم ك به لطف شما راه افتاده ….سعي نكن با فرافكني و گريز از اصل افكار امومي رو مخدوش كني كه شك نكن نتيجه عكس ميبيني 

  21. جناب آقای نماینده روزی که ریس جمهور امد بعد از اتمام سخنرانی درورزشگاه به جای اینکه یخه دوتا وزیر مثل وزیر نفت برای افتتاح پتروشیمی که به لطف شما در 22بهمن عقب افتاد یاوزیر بهداشت برای تکمیل بیمارستان وزیر کار برای این همه بیچارگی مردم بگیری رفتی دوره مهمانی وکباب نوش جان کردن توکه مردم برایت اهمیتی ندارد حرمت اون دوجوان رانگه می داشتی که هفتمشان نگذشته بود اگر کسی دیگه به جای خودت این کار راکرده بود حا لا چه نمی گفتی

  22. برای رفع مشکلات شخصی افراد از ان ها می خواهد …………………….. وای ازاین………………. ، ……………. . ببین ما به کی دل خوش کرده ایم . کسی که در کشور ونزد مسولین کاملا شناخته شده است .

  23. زمانی که وزرا کشاورزی و اطلاعات در سطح شهر اسلام اباد بازدید داشتند نماینده فهیم و دلسوز ما در یکی از روستا های اسلام اباد مشغول کباب خوری بود و انها را همراهی نمی کرد..فقط فرماندار با انها همراه بود

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه