پنجشنبه, ۳۰ فروردین ۱۳۹۷

اعتقادات جامعه و رسالت روحانیت / دكترمجید حسينی

اعتقادات جامعه و رسالت روحانیت / دكترمجید حسينی

اعتقادات جامعه و رسالت روحانیت / دكترمجید حسينی

 مجید-حسینی

کرمانشاه دیلی: اعتقادات هر انسانی ریشه در تربیت های اجتماعی و خانوادگی آدمی دارد . قطعا هر مقدار رنگ و بوی تربیت در این دو پایگاه کمرنگ شود اعتقادات نیز کمرنگ می گردد . حالا اگر اعتقادات را به سیاست گره بزنیم قطعا با تلاطم های  سیاسی اعتقادات آدمی دچار تلاطم می شود . برای مثال اگر کسی دم از خدا و پیامبر و معاد و عدالت بزند اما بعد مشخص شود در مقامی که بوده سو استفاده کرده و دروع گفته و حق کشی کرده و اختلاس کرده و … قطعا طرفدارانش را دچار یک استحاله ای می کند که جبرانش ممکن نیست . پینه های پیشانی یک زمانی نماد انسانهای مومن و مورد احترام جامعه بود امروز آیا همین معنا را می دهند ؟ محاسن بلند و تسبیح در دست نشان از یک انسان مسجدی خداترس می داد اما آیا امروز هم همین معنا را می دهد ؟ ما بجای اینکه آسیب شناسی کنیم این مسایل را متاسفانه با توجه به ظاهر سازی ها در بی اعتقاد کردن مردم بیشتر کوشیده ایم و قطعا باید پاسخ این تعصب بی محتوا را بدهیم . روحانیت  وظیفه  دارد بررسی کند که چرا از اعتقادات صد درصدی به اعتقاداتی رسیده ایم که به سمت صفر میل می کند ؟ مردم چرا به بی خدایی بیشتر از خدامحوری روی نشان می دهند ؟ البته نه در حرف که در عمل ! چرا روحانیت دیگر جایگاهش همانند سابق در دل مردم نیست ؟ این رفتارهای خشن با روحانیت سببش چیست ؟ ایا به اینها توجه کرده ایم ؟ حال بجای بررسی رفتارشناسی مساله  امده ایم متوسل به کاینات شده ایم و البته که نتیجه اش عکس شده است ؟ ساختن ادمهای فرازمینی از برخی مسوولان ادم را یاد ان داستانهای دیو وپری امیر ازسلانی می اندازد . یا حرفهایی که این روزها در باره برخی گناهان می گویند بیشتر ادمی را روی گردان می کند تا جذب . سخنان این روزهای روحانیت در خصوص نوروز ، شادی مردمان ، حجاب ، خشکسالی ، کنسرت ، کتک زدن بچه برای نماز و امثالهم نشان دهنده شتابزدگی و عصبانیت روحانیت از وصعیت بوجود امده و کم شدن فروغ جایگاه آنان نزد ملت دارد . این رفتارهای  عصبی و بی پشتوانه هیچگاه ملت را به ریل اعتقادات پر رنگ بر نمیگرداند بلکه در بی اعتقاد کردن انها هم دخیلند .ایا بهتر نیست یکبار بنشینیم  و به بررسی رفتار چهل ساله روحانیت بپردازیم . پیامبر هم اینگونه با سنتهای اعراب بادیه نشین در  نیفتاد که روحانیت معزز در افتاده است . انقدر که پیامبر ابوسفیان را تکریم کرد و خانه وی را همسنگ کعبه در امنیت قرارداد و ماههای حرام را برسمیت شناخت و …. ما برعکس هرسال بیشتر از پارسال نوروز و چهارشنبه سوری و سیزده بدر و کوروش و فردوسی و … را  می کوبیم و فصای سنت ها را بر مردم تنگ و تنگ تر می کنیم .
همیشه از ایات غضب و قهر خدا و امتحان الهی می گوییم و هیچگاه از بهشت و رحمت و گذشت و مهربانیش بر منابر نگفتیم و گویا قصد گفتن هم نداریم .
انگاه در پیرامون همین مردمانی که روحانیت معزز ما چهل سال است جهنم خدارا به رخشان می کشند انسانهایی با اعتقادات ضعیفتر و گناهان عدیده وجود دارند که در ناز و تنعم و پرآبی و پر محصولی و پر خنده و شادی و رقص و آواز هستند و این سوال  را بر ذهنشان مستولی کرده که ما با این همه نماز و روزه و نذر و صدقه و زکات و امداد و …. چرا  باید قهر خدا گریبان گیر مان شود و انها بی همه انها چگونه است که مشمول مهر خدایند و براستی آیا آموزه های روحانیت عزیز نباید به روزتر شود که حداقل مایه شرمساری مومتان نگردد!!

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, 16 فروردین 1397 ساعت 8:27 ب.ظ

دیدگاه