شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶

اعلام استقلال به سبک پوتین ،جهنم به سبک بارزانی!!!!/ مجید حسینی

اعلام استقلال به سبک پوتین ،جهنم به سبک بارزانی!!!!/ مجید حسینی

اعلام استقلال به سبک پوتین ،جهنم به سبک بارزانی!!!!/ مجید حسینی

.

.

کرمانشاه دیلی:   روزی که روسیه در بلبشوی نا آرامیهای داخلی اوکراین به جزایر کریمه یورش برد و یک رفراندوم خود ساخته را برگزار کرد و بر اساس این ژست دموکراتیک خاک اوکراین را ضمیمه خود کرد ، جهان فهمید که رویه زشتی در حال مد شدن است و این دیوار کج تا ثریا کج خواهد رفت و اکنون نمونه دومش را در رفتار دولتمردان اقلیم کردستان عراق میبینیم که از نا آرامیهای داخلی عراق  بهره برداری قومی کرده و کرکوک را اشغال و بلافاصله اعلام استقلال از کشور مادر می کند و این نشان می دهد که چقدر این دولتمردان  واقعا مستقل عمل می کنند!!!           

حزب بارزانی بدون اینکه با دیگر متحدانش شور کند و نظر آنها را بخواهد با تعجیلی که برای تصدی پست رئیس جمهوری کردستان ! از خود نشان داده بقول حسنین هیکل خود را وارد یک جهنم بزرگ کرده است . این در حالی است که اعضای حزب طالبانی به عنوان یک حزب تاثیر گذار و رقیب سنتی بارزانی مخالفت صریح خود را با استقلال کردستان بیان داشنه اند و این اولین و مهمترین مانع آقای بارزانی خواهد بود و جهنمی که حسنین هیکل هم بدان اشاره کرده در همین راستا قابل بررسی است و البته همین کم چیزی نیست و نشانه این است بسیاری از کردها مخالف این تصمیم – حداقل در این بازه زمانی – هستند.         

همان اندازه که کشورهای جهان پیشرفته دنبال همگرایی هستند ، کشورهای جهان سومی دنبال واگرائی و کوچک شدن هستند و این بر می گردد به حس قدرت طلبی سیاست مداران این کشورها که اکثرا فکر می کنند با تجزیه و جدائی بخشی از سرزمین مادری و اعلام استقلال خدمتی تاریخی انجام می دهند  و اما عواقب آن را در نظر نمی گیرند و آن می شود که الان تمونه اش را در سودان جنوبی میبینیم.                

بارزانی باید قبل از این اقدام برای خود چند مسئله را روشن می کرد که نکرده است و این نشان میدهد که وی کردستان و کردها را به قهقرا خواهد برد و این رویا پردازی وی هیچ کمکی به ارتقای کردستان نخواهد کرد که برخی از این مسائل عبارتند از :  

1 – همه کردهای اقلیم کردستان با نظر ایشان موافق نیستند و ایشان نیک می داند هیچگونه  یک دستگی بین احزاب و طوایف اقلیم کردستان حاصل نشده است تا بر اساس آن ایشان به عنوان رهبر کردها بتواند استقلال را اعلام کند ؟ ازطرفی احزاب و جریان های درون اقلیم کردستان نه تنها یک پارچه نیستند بلکه برخی بشدت مخالفند به ویژه جریان حزب میهنی کردستان که نمی خواهند نقش درجه دوم را بپذیرند ودر غیاب جلال طالبانی هنوز قادر به ارائه یک نظر منسجم و جامع نمی باشند و قبل از اینکه به فکر تجزیه باشند به فکر جایگاه رئیس جمهودی عراق هستند . 

2 – بارزانی باید قبل از این اقدام با طوایف و جریانات کردهای کشورهای همسایه صحبت میکرد و نظر آنها را جویا میشد که اینکار را هم نکرده است و برای همین است که  اکثریت  کردهای کشورهای همسایه همچون ایران ، ترکیه و سوریه مخالفت صریح خود را با این مسئله اعلام کرده و هیچگونه اعلام پشتیبانی از بارزانی نکرده اند. لذا بارزانی خود را تنهاتر از همیشه می بیند. به یاد دارم که بی بی سی در سالها پیش با برخی فعالان کرد مصاحبه هائی انجام میداد و در میان سوالات خود عمدا سوال از کشور مستقل کرد میکرد که همگی بدون استثنا آن را رد میکردند و یادم می آید که برخی از فعالان کرد ایرانی در جواب سوال کننده می گفتند که ما هم کشور و هم دولت داریم و نیازی به کشور خاصی به نام کردستان نداریم و ای کاش بارزانی  به این آرشیو رجوع می کرد. 

3 – بارزانی باید با دولتمردان همسایه خود در این باره رایزنی میکرد که نیاز فردای  او  مراوده با این کشور هاست که اینکار را هم انجام نداده است و لذا تمام همسایگان یک صدا این عمل بارزانی را محکوم کرده اند و حتی هشدار هم داده اند که اجازه این کار را نمی دهند. بارزانی باید از خود می پرسید اکنون  که همسایگانش را از دست داده بجای همسایگانش چه کسانی را با خود میخواهد همراه کند ؟ آمریکا و اسرائیل ؟ بدیهی است اسرائیل و آمریکا اولا جائی در میان مسلمانان ندارند و در ثانی دوست دار ملت کرد نیستند و یقینا دوستی با این دو ، حرکت روی لبه تیغ است .جلال طالبانی سالها پیش گفته بود کردستان بدون همسایگانش خفه خواهد شد و افسوس که این سخن بگوش بارزانی نرفته است .    

4 – بارزانی باید یک رجوع به تاریخ هم میکرد و صفحات تاریخ را به نیکی مطالعه میکرد و می دانست که در حافظه تاریخ مخالفت کردها با کشور مستقل کرد در بعد از فروپاشی عثمانی برگ زرینی است که از رهبران فرهیخته کرد بجای مانده و دلایل رد آن را بدرستی مطالعه میکرد. 

5- و مهمتر ایتکه تمام جریانهای سیاسی عراق اعم از برادران اهل سنت و شیعه ، مذهبیون و غیر مذهبی ها ، قبایل و عشایر کرد و ترکمان و عرب و … با جدائی کردستان مخالفند و با تمام اختلافات سیاسی که دارند اعتقاد به حفظ یکپارچگی عراق داشته و دارند و عاقل کسی است که این وحدت ملی در خصوص یکپارچگی عراق راببیند . 

و چندین و چند پرسش دیگر که به ذکر همین ها بسنده میشود . امروز شاید بارزانی از کرده خود پشیمان است اما راه برگشت  را بر خود بسته است .اما باید بداند با اینکار فقط کردها را به یک جنگ داخلی تمام عیار سوق می دهد  ، در حالیکه می تواند با پذیرفتن اشتباه خود نام نیکی از خود بجای بگذارد. بارزانی باید بداند که با اشغال کرکوک و چاپ اسکناس و اقدام برای رفراندوم خود خوانده و نیز اعلام استقلال یک جانبه نمی تواند در قامت یک رهبر فراگیر ظاهر شود و این رفتارها هیچگونه منفعتی به حال مردمان کرد نخواهد داشت و حرکت وی تنها فرصتی  است برای آدم کشی های بیشتر داعش پس همان به که عذر تقصیر به درگاه خدای آوردو به اعتلای عراق یکپارچه کمک کند تا در دلها جاودانه شود .و باید دانست که جهان اسلام امروز بیشتر به همگرایی نیاز دارد و ته واگرایی و خردمند آن کسی است که این همگرائی را تشخیص و در راه اعتلای آن قدم بردارد. 

فاعتبروا یا اولولالباب !

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, 26 تیر 1393 ساعت 7:04 ب.ظ

34 نظر

  1. دوست عزیز عراق ۱۰۰ سال از تشکیلش می گذره و در تمام این ۱۰۰ سال کردها جنگیدن می دونید چرا ؟ چون عراق سرزمین مادری کردها نبوده اما …. باید اتحاد در عراق حفظ بشه و تجزیه نشه چون این به نفع تمام عراقی ها از کرد و عرب و ترکمن و … هست و باید به اتحاد احترام گذاشت 

  2. بعد از انتشار اخباری راجع به چاپ اسکناس های کردی و دیدن تصویر روی آن ، بنا داشتم مطلبی در این خصوص برای مطالعه کاربران سایت آماده کنم که با خواندن مقاله دوست ارزشمندم جناب مجید حسینی منصرف شده و محورهای مورد اشاره همین مقاله را در مذمت اقدام مسعود بارزانی کافی دیدم . اگر تصاویر منتشره از سوی بانک خودخوانده کردستان منتسب به حزب بارزانی باشد ، این اقدام آنها ناقض تمامیت ارضی ایران است و وزارت امور خارجه باید واکنش قاطعی در این خصوص نشان دهد . برخی از رهبران کرد متاسفانه هیچگاه نخواسته یا نتوانسته اند واقعیت های سیاسی منطقه را درک کنند آنچه که برای آنان اصالت دارد سوار شذن بر موج احساسات مردم مظلوم کرد و رسیدن به امیالی کوتاه مدت است که تحت هیچ شرایطی منافع درازمدت این مردم را تامین نخواهد کرد . اقدام بارزانی نه تنها با مخالفت شدید دولت های همسایه روبرو خواهد شد بلکه حتی اقدام او مورد تایید آمریکا و غرب هم نیست . تجزیه عراق ، قبل از هر چیز امنیت ملی کشور بزرگی مانند ترکیه را تهدید خواهد کرد ، کشوری که هم پیمان غرب و عضو پیمان نظامی ناتو است و در شرایط فعلی ، غرب ناگزیر از حمایت از هم پیمان نظامی خویش است . اقدام بارزانی فاقد هرگونه منطق عقلانی و دیپلماتیک است و ایشان قطعا هزینه زیادی را بابت اقدام نسنجیده خود خواهد داد .

  3. بزرگوار از کی تا حالا عراق کشور مادر کردها شده کشور مادر همه کردها در اصل ایرانه مناطق کرد نشین فعلی همگی زمانی مال ایران بودند از نظر پیشینه تاریخی و پیوستگی نژادی وریشه های فرهنگی کردها تنها با اقوام ایرانی پیوند دارند نه عرب و غیره حالا اینکه تشکیل دولت کردی در این زمان منطقی هست یا نه بحث دیگریست ولی کردها در طول تاریخی که جزو جغرافیای سیاسی عراق بوده اند با بدترین رفتارها و سرکوب از طرف دولت مرکزی مواجه بوده اند وایده ی جدایی از عراق در شرایط کنونی در واقع عقده گشایی کردها از سالها ظلم و ستم است نه فرصت طلبی اگر شما نگران این هستید که این مسئله به ایران کشیده بشه سخت در اشتباهید زیرا مناطق کرد نشین ایران همواره جزو ایران بوده و به لحاظ نژادی نیز کرد و فارس و لر و شمالی وبلوچ و…بهم پیوسته هستند و این قضیه در ایران هزار سال دیگر نیز اتفاق نخواهد افتاد مگر انسان می تواند پدر و مادر خود را عوص کند ولی عراق برای کردها مثل پدر و مادر نیست

    1. در مقاله هم نیامده که عراق سرزمین مادری کردهاست . کرد ایرانی است و ایران افتخار کرد است

  4. احتمالاً آقای حسینی قصدکاندیداتوری جهت مجلس آینده را دارند.

  5. آقای حسینی با سلام
    این یک واقعیت است که تقریبا 100 درصد کردهای اقلیم خواهان استقلال اند و مخالفت برخی از احزاب و تشکل های کرد صرفا تاکتیکی است.

  6. طبق ماده 140 قانون اساسی عراق کردستان رفتار نشده

  7. فقط بابت این مقاله باید بگویم متاسفم چون بسیار مغرضانه است. دوست عزیز اگر یادتان باشد چند سال پیش رفراندوم انجام شد و بیش از 90% مردم آری گفتند و اکنون نیز بارزانی ادعای استقلال ندارد بلکه قرار است رفراندوم برگزار کند اگر مردم تشخیص دادند استقلال، آنگاه قدم های بعدی را برخواهند داشت. در ثانی بهتر نیست در مورد کشور خودت اظهار نظر کنی و بگذاری مردم کار خود را بکنند.

  8. سعید اول کرکوک را اشغال کردند بعد اعلام استقلال نمودند در اخر گفتند رفراندوم یعنی همان کاری که پوتین کرد کجاش مغرضانس

  9. اتفاقا در راستای منافع کشور ایران است این مقاله در ثانی حرکت بارزانی خلاف اصل 140 قانون اساسی عراق است و ایشان طبق همان قانون اساسی که فدرالیزه شدن را به ایشان داده حق جدایی ندارد و با این کار فقط یک غزه دیگر ایجاد میکند تنها کشوری که از کار بارزانی دفاع کرده اسراییل است حتا امریکا هم محکوم کرده حرکت ایشان را

  10. جناب آقای حسینی این مطلب شما مصرف تبلیغاتی دارد و به قول دوست “اسلام آبادی ” حتما نظر کاندید شدن وبه تبع آن تایید شدن دارید آقای بارزانی گفته رفراندوم برگزار و در صورت موافقت اکثریت اقدام خواهد کرد نه خود به تنهایی معلومه کامل در جریان نیستی .

    کرمانشاه دیلی:
    دوست عزیز یقین داشته باشید که دکتر مجید حسینی قصد کاندیداتوری ندارند تا این چنین با ذهنیت در مورد این چهره ارزشمند اظهار نظر نکنید. شما به جای اینکه دنبال پس زمینه نویسنده این نوشتار بروید ، بهتر نیست دنبال نقد علمی و منصفانه باشید؟ یعنی این همه تحلیلگر در این مملکت دیدگاه های خویش را مطرح می کنند به تعبیر شما نظر کاندید شدن دارند؟ انصاف نیست که سرمایه های سیاسی و فکری شهرمان را اینگونه مورد خطاب قرار دهیم. اسلام آبادغرب به خاطر وجود نیروهای ارزشمندی همچون دکتر مجید حسینی ، آقای اردشیر محمدی و … به خود خواهد بالید

  11. با سلام من هم با نظر علی موافقم، قطعا این مقاله که با ادبیات نازل و شیوه ایی عجولانه نوشته شده است صرفا وارونه جلوه دادن واقعیات امروز عراق میباشد
    . دلایلم را به اختصار ذکر میکنم.عنوان مقاله به هیچ عموان مقایسه ایی درست از دو بحران عراق و اکران نیست، چرا که ضمیمه کردن کریمه به روسیه هرچند در ظاهر با عنوان خواست مردم کریمه از طرف روسیه مطرح شد اما ریشه عمیق تری در تقابل و رغابت غرب با روسیه دارد ف روسیه با ضمیمه کردن کریمه و افزایش مرزهای آبی خود در دریای سیاه به دنبال اعمال نفوذ بیشتر خود در اروپاه را دارد، الحاق کریمه و به وجود آمدن بزرگترین بحران سیاسی برای اروپا بعد از جنگ در ادامه تقابل دیرینه روسیه با غرب است! هرچند در جریان الحاق کریمه و وناآرامیهای شرق اکراین خواست توده مردم این نواحی نیز برای پیوستن به روسیه به هیچ عنوان قابل کتمان نیست!!! و قابل توجه جناب حسینی این که این سیاست روسیه به شدت مورد حمایت جمهوری اسلامی قرار گرفته و پوشش جانب دارانه تحولات اوکراین از طرف صدا و سیمای جمهوری اسلامی دلیلی بر این ادعا است.از طرف دیگر نمیتوان این عمل روسیه را اشغالگری نامید مگر نه اینکه هم در نواحی شرق اکراین و هم در کریمه رفراندوم با با اکثریت آرا برای پیوستن به روسیه اتفاق افتاد ! چطور بسیاری در ایران از حوزه ایران فرهنگی صحبت میکنند! و مورخین و سیاسیون ما در عزای از دست دادن اذربایجان و ارمنستان و افغانستان ناله ها سر میدهند وحتی در جمع های خصوصی از آرزوی الحاق این سرزمینها به ایران صحبت میکنند! در صورتی هیچ کدام از مردمان این سرزمینها علاقه ایی به پیوستن به ایران ندارند! ولی در مورد روسیه با وجود آنکه مردم شرق اکراین و کریمه برای بازگشت به به روسیه حاظر به پرداختن سنگین ترین هزینه ها هستند این اقدام مسکو تابیر به اشغالگری میشود!

  12. اما جوابی دم دستی در مورد ادله هایتان … در مورد بارزانی!!!
    اولا درابتدای مقاله تان اشاره به اشغال کرکوک کرده اید! خواهشا در استفاده از واژگان دقت کنید چرا که اشغال بار معنایی متفاوتی دارد ! هم اکنون نیز با اعمال سیاستهای تعریب منطقه کرکوک توسط رژیم گذشته عراق بیش از 65 درصد اهالی کرکوک کرد هستند و هیچگاه مسئله کرد بودن کرکوک چه برای صدام حسین و چه دولت فعلی جای شک و تردید نبوده است ، بلکه برای دولت مرکزی چاهای نفت عامل انکار هویت کردی و تعریب کرکوک بوده است، در نتیجه بازگشت کرکوک به زیر سیطره حاکمیت کردی هیچگاه حمل بر اشغال نمیتواند باشد! فرموده اید حاظر به بازپس دهی کرکوک نمیباشد! بازپس دهی به کی؟! متوجه سوالتان میشوید ! مرجع تصمیم گیری برای اداره کرکوک توسط حکومت حریم و یا دولت مرکزی خود اهالی کرکوک میباشند! آیا میخواهید این اصل بدیهی در دموکراسی را زیر پا بگذارید!
    در ادامه دلایلی را ذکر کرده اید! در دلیل اول آورده اید که این خواست همه جناح های حاکم بر کردستان عراق نیست! وبر غیر یکپارچه بودن جناحهای کردستان عراق اشاره کرده اید و صفت بشدت را بکار برده اید در صورتی که امنیت و توسعه اقتصادی و سیاسی حکومت حریم وابسته به همگرایی جریانات کردی در اصول کلی در حاکمیت حکومت حریم میباشد اگر غیر از این بود قطعا امنیت و آرامشی که در اقلیم کردستان حاکم هست هیچگاه برقرار نمیشد ! و حزب اتحادیه میهنی نیز هیچگاه حق تعیین سرنوشت را برای کردهای عراق مردود ندانسته است! اختلافاتی که شما ادعای آن را دارید قطعا در روز رفراندوم مشخص خواهد شد!
    در ادله دوم اشاره کرده اید باید از کردهای دیگر کشورها کسب تکلیف میکرد! اولا تحولات سیاسی کردستان عراق وابسته به تحولات سیاسی کشور عراق است و به شکلی سرنوشت سیاسی کردهای عراق وابسته به عمق بحران عراق است نه کسب تکلیف از اکرادی که مورد اعتماد و معتمد همفکران شما در ایران می باشد ، دوما تا الان نیز از طرف هیچ حزب و جریان سیاسی کرد در ایران و سوریه و ترکیه مخالفتی در حق تعیین سرنوشت کردهای عراق صورت نگرفته است!
    ادله سوم شما نیز به بیان دیگر اجازه دخالت خارجی در امور داخلی کشور دیگر را صادر میکند! بگذارید نکته ایی را خدمتتان عرض کنم دولتهای همسایه کردستان عراق به نسبت واقع گرایی و منافع ملی و همچنین برخورداری از آزادی و احترام به حقوق اقلیت با استقلال کردستان برخورد خواهند کرد! به عنوان مثال دولت ترکیه حتی به شکل ضمنی از استقلال کردستان حمایت کرده است که این امر بازتاب وسیعی نیز در بین رسانه های جهان داشت! دولت ترکیه با گشایش سیاسی و اعتراف به مسئله کرد به دنبال حل دمکراتیک این مسئله در کشور خود میباشد و سیاست سازش را جایگزین تقابل با کردهای خود نموده است خوشبختانه کردها ترکیه نیز از این سیاست استقبال کرده اند ، که این مسئله خود باعث میشود در صورت استقلال کردستان عراق شاهد تمایلات جدایی خواهانه از سوی کردها خود نباشد! همچنین حکومت حریم بعد از آلمان دومین شریک تجاری ترکیه میباشد که با برخورداری حکومت حریم از مابع سرشار انرژی میتوان پیشبینی کرد قطعا استقلال کردستان عراق از سوی حکومت حریم با به رسمیت شناختن از طرف ترکیه روبرو خواهد شد! اما دولتها و همسایگان دیگر که با مسائل حقوق اقلیتهای خود با نگاه امنیتی بخورد میکنند قطعا با استقلال کردستان مخالفت و از ان استقبال نخواهند کرد وخود را در غالب کاسه داغ تر از آش حامی یکپارچگی عراق نشان خواهند داد! اما من درست متوجه دلیل چهارم شما نشده ام کدام رهبر فرهیخته کرد بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی حاضر به نپذیرفتن استقلال کردستان بود! رفرنست این صفحات تاریخی را بفرمایید تا ما هم رجوع کنیم! و اما دلیل آخر وپنجم شما دوست عزیز اسلام آبادی ، بودن در کنار هم و زیستن در صلح و صفا آرزوی کل جامع بشری است اما عراق امروز به شدت گریبان بنیادگرایی اسلامی است، در واقع افراطی گری مذهبی لجام گسیخته امروز عراق راه را بر هر نوع همزیستی مسالمت آمیز بسته است ، حال از شما می پرسم آیا گناه کرد است که به افراطی گری اعتقاد ندارد! آیا گناه کرد است که جغرافیای کردستان جهانبینی اعتدال گرایی را در مسائل مذهبی به او داده است! و چون خود را قاطی در این شر خانمانسوز مذهبی نمی کند دولت و ملتش را آماج اتهامات بگیریم!
    حال من از شما خواهش میکنم به وجدانتان رجوع کنید!

    1. فرهاد عزیز
      باتشکر ازشما و دیگر عزیزانی که کامنت های مفید و پند آموزی برای بنده گذاشته اید و با پوزش از اینکه جواب قدری مطول خواهد شد به عرض عالیتان میرساند که:
      اول :به نظر میرسد که از مهمترین کارهایی که اهل قلم باید به کمک همدیگر در بسط و گسترش آن بکوشند تضارب آرا و اندیشه ها بدون جبهه گیری های مرسوم و محکوم کردن ها و تهمتها و افتراهایی باشد که نه تنها کمک به تنویر افکار عمومی نمی کند بلکه نوعی تشتت فکری و روانی را در جامعه حاکم می کتد که در نهایت نه سودی به حال نویسندگان دارد و نه مخاطبان . اگر به دنبال رضایتی راستین از سر اعتقاد و داوطلبانه هستیم نمیتوان از بحث آزاد و باز اجتناب کرداگر درپی آن هستیم که مردم نقش موثر تری ایفا نمایند و خواستها و انتظارات و دردها و آلام های خود را آزادانه بیان نمایند و اندیشه ها را عملی کنند این تنها در شرایطی تحقق می یابد که حداکثر آزادی و گشاده نظری وجود داشته باشد و از هرگونه شائبه و اضطراب و یا تشویش مرعوب کننده و نیز پیامدهای احتمالی اظهار نظری بی پروا در امان باشند . من درسال 75 در مقاله ای به نام نقد جدید به صراحت ذکر کرده بودم که در نقد جدید ” اندیشه ها مکمل همدیگرند و نه مدعی هم و نه مخرب هم ” لذا برخی نظرات از جمله نظر ابتدایی حضرت عالی نه تنها نقد نیست که اتهام است و انسان می ماند که این اتهامات که به راحتی زده میشود چگونه بعدا از دام آخرتی آنها رهایی خواهیم یافت ؟ در نقد قدیم روش همین بود که اندیشه را رها کن و صاحب اندیشه را بچسب و آنگاه تو برنده ای . نقد قدیم برای اینکه جلوه منطقی بخود دهد میگفت یا من درست می کویم و یا تو درست میگویی یعنی یکی از ما حتما نادرست سخن می گوید و البته آن کس هم که نادرست میگوید طرف مقابل است . این دیگر نقد نیست . امیدوارم این مقاله را بتوانم برای این سایت پر مخاطب بفرستم . برهمین اساس قصد پاسخی نداشتم اما به احترام زحمتتان وارد بحث شدم. این را هم عرض کنم که این مقاله بیش از اینها بود اما از آن کاستم تا حوصله اهل نظر سر نرود و البته بنده هم مدعی نیستم که هر آنچه گفته ام درست است و لاغیر . من مسئله ای را مطرح کرده ام که امید با نقد درست چون شمایانی تکمیل شود و درست ترین مسیر تنویر ،همین است . نوشته در نقادی صیقل میابد و گوهرین می شود اما نقدی که مکمل باشد و نه مخرب . علیهذا ما می توانیم تمام کارکردهای ارتباطی خود و دیگران را از گفته ها ، شنیده ها ، خوانده ها و … تحلیل و ارزیابی کنیم و کم و کاستیها و عیب و نقص های آنهارا بطور مجزا در مورد مصداق هر عنصر مشخص کنیم و آنگاه با آگاهی از کیفیت هر فعل ارتباطی نسبت به تصحیح اشتباهات یا تغییر دادن بخش هایی از آن و یا حذف کامل موضوع بررسی شده و جایکزین کردن گزینه مناسب تر اقدام نماییم . لذا یادمان باشد وقتی در ابتدای کلام بجای نقد تفهیم اتهام کنیم هیچگونه رغبتی به ادامه مطلب ورود نخواهد کرد . عاجزانه استدعا دارم که رفتار حرفه ای در نقد را رعایت کنیم.
      دوم :بدون تردید در این دنیا همگرایی برای رسیدن به صلحی عقلانی زودتر نتیجه می دهد تا واگرایی و تجزیه طلبی و بر این اندیشه راسخم. در مقاله حاضر ذکر کرده ام که جهان توسعه یافته به سمت همگرایی حرکت می کند اما جهان توسعه نیافته متاسفانه بر طبل واگرایی می کوبد و این بر میگردد به رهبران سیاسی و فرهیختگان جامعه و طرز فکر مردمان به نوع همزیستی مسالمت آمیز و برداشتی که از حق سرنوشت برای خود قائلند.از شما می پرسم اگر تجزیه طلبی خوب است چرا سالها که از رفراندم مردم کبک در کانادا میگذرد و یا اقدام مردم ایرلند در انگلستان و یا سیسیلیها در اسپانیا و یا …. این تجزیه طلبی به منصه ظهور نمیرسد ؟

    2. از دیداستکبار بله تجزیه خوب است اما برای همسایه چرا ؟ تا راحت تر ببرد کالا !آنانی که خود را مهد و واضع دموکراسی می دانند و ما هم این چیزها را از آنان یاد گرفته ایم اجازه کمترین فرو پاشی را در جوامع خود نمی دهند انگاه به راحتی ما را به نام حق سرنوشت به جان هم می اندازند و فشار می آورند تا دو نیمه و چند نیمه شویم که باید سودان دو نیم شود و چین چند نیم شود و …
      به راستی سودان پس از تجزیه به رفاه رسیده است و تمام مشکلاتش حل شده ؟ این پارادوکس مهمی است که باید در عرصه رفراندوم های کور!!! مشخص شود و توجه بدان همان گره کوری است که در ظاهر دیده نمی شود. اگر کسی بتواند این تضاد را برای من توضیح دهد ممنون می شوم .
      سوم : در مقاله حاضر رویه پوتین را محکوم کرده ام چرا ؟ چون وی در جریان ناآرامیهای داخلی اوکراین با هرنیتی که وارد شد اشتباه بود و ادبیات غلطی را وارد سیاست نمود که حالا حالاهادودش در فضای سیاست بلند خواهد بود و باش تاصبح دولتش بدمد، و البته بین اقدام پوتین و جناب بارزانی مشابهت هایی هست که انکار کردنش مثل انکار آفتاب در روز روشن است .
      از طرفی جمهوری اسلامی ایران هیچگاه اقدام روسیه در اوکراین را تایید نکرده است و نه تنها تایید نکرده که محکوم هم کرده است و هیچ مرجع قانونی چنین چیزی که شما می گویید اعلام نکرده است . کار روسیه بی هیچ تردیدی اشغالگری و تاقض حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین بود و نمی توان آن را با هیچ آبی شست
      چهارم : سازو کار رفراندوم در هر کشوری تابع قوانین همان کشور است و متاسفانه رفراندومهای خود خوانده و خارج از چارچوب که نمونه زیادش را در اوکراین هم می بینیم این روزها زیاد شده است که محلی از اعراب تدارد چون از مجاری قانونی آن عمل نشده است . نباید خود را فریب دهیم و به رفراندومهایی که در مهلکه و میدان های بحران به یکباره شکل میگیرند و بهانه ای میشوند برای برخی که به دنبال امیال خودباشند دل ببندیم. دموکراسی زمانی عمل می کند که افراد بتوانند به نحو با معنایی در ” عرصه عمومی ” مشارکت داشته باشند و در همان حال بدون دخالت های غیر قانونی مراکز قدرت به مسائل خویش – فردی یا جمعی – بپردازند. پیش فرض اجرای دموکراسی برابری نسبی در دست یابی به منابع اطلاعاتی ،مادی و … است ، اصلی که از زمان ارسطو بدیهی پنداشته شده است . بقول نوام چامسکی موثرترین شیوه برای محدود کردن دموکراسی انتقال تصمیم گیری از عرصه عمومی به نهادهای غیر پاسخگویی چون دیکتاتوریهای حزبی و شورای نظامیان و … است . اکنون سوال من این است که این رفراندومهای خود خواسته حاصل افکار عمومی است یا خواست عده ای که اطلاعات کامل را در اختیار افکار عمومی و عرصه عمومی قرار نمی دهند . من تردیدی ندارم که اگر امروز در سودان رفراندوم تکرار شود نتیجه عکس خواهد داد به شرطی که همه وضعیت موجود را برای افکار عمومی بگوییم .
      پنجم :از قدیم گفته اند آرزو بر همگان عیب نیست – البته من جوانان را با همگان عوض کردم – شک نکن من هم دوست دارم ایران به مرزهای دوران سه هزار سال پیشش بر گردد . قربانت بروم این در راستای همگرایی است و نه واگرایی و این درست نقض گفته خودتان است و ما هم حرفمان همین است به سمت واگرایی نرویم بلکه همگرایی را ترویج کنیم . اما بدانیم که جغرافیای سیاسی با جغرافیای فرهنگی متفاوت است و بحث شما در این زمینه را متاسفانه قبول ندارم .
      ششم : ما همه کردهستیم و به کرد بودنمان افتخار میکنیم . اعتلای ملت کرد خواسته هر کرد تباری است . اما احساس را باید از منطق جدا کنیم. بله حق با شماست کرکوک یک منطقه کردنشین است اما باید دانست که طبق اساسنامه عراق کرکوک جزء خاک اقلیم بشمار نمیرود و هرگونه تعرض به آن از سوی اقلیم به کرکوک اشغال آن محسوب می شود و نقض حاکمیت دولت مرکزی بشمار میرود. یقینا احساسات ما نباید بر واقعیات سرپوش بگذارد. اصل بدیهی اموکراسی به نظر تمام نظریه پردازان دموکراسی ، پایبندی به خود دموکراسی و انجام تعهدات دموکراسی است و باید پذیرفت که دموکراسی هم امری درجه بندی شده است آنگونه که آربلاستر می گوید و من باز اجازه میخواهم برای این اقدان واژه اشغال را تکرار کنم بنا به دلایل فوق
      ششم : تردید نکنید که حاکمیت اقلیم کردستان چون حاکمیت خود عراق چند پارچه استو تردید نکنید که بارزانی تنها رهبر کرد در اقلیم کردستان نیست و تردید نکنید که حق تعیین سرنوشت به جدایی از مام میهن منجر نمی شود و تردید نکنید که تحرکات اقلیم امروز در راستای نقض حاکمیت و تمامیت ارضی ایران و ترکیه و سوریه و حتی خود عراق هست . می شود بفرمایید مرز سیاسی این کردستان که میخواهد مستقل شود کجاست ؟ فعلا که کرکوک را اضافه کرده اید . حتما جاهای دیگری هم هست و اگر آن نقشه کردستان بزرگ مد نظر باشد که … این قصه سر دراز خواهد داشت .
      تردید نکنید که ترکیه به همین آسانی که شما گفنه اید حمایتی از استقلال اقلین تخواهد کرد و تاکنون هم ما چیزی از ترکیه ندیدئه ایم . در ثانی حداقل خواست ترکیه برای این مسئله که شما اذعان داشته اید تضمین عدم الحاق بخش کردنشین ترکیه به این اقلیم و رعایت قوانین ترکیه در مناطق کردنشین خود خواهد بود . ساده انگاری است اگر غیر این بیاندیشیم که این حداقل است .
      من فکر میکنم که در وضعیت حاضر این حرکت نمی بایست بر زبان جاری می شد . براستی اگر هر کسی حق سرنوشت دارد چرا استکبار هفت دهه است که از فروپاشی کشور فلسطین به نفع اسراییل حمایت میکند ولی جه شده است که این سوی جهان ملتی که در زندگی مسالمت آمیز زبانزد هستند به ناگاه باید مستقل شود ؟ کنه مسئله اشکال دارد . به امید همبستگی ملل مسلمان اعم از شیعه و سنی. جاوید برابری و برادری

  13. آقای حسنین هیکل که در زمان جمال عبدناصر سردبیر روزنامه الاهرام مصر بوده خیال بازنشستگی ندارد چون با سن بالای 90 سال بیعد میدانم مشاعرش خوب کار کند و تحلیل درستی از قضایا داشته باشد دوما او یک عرب است با حس ناسیونالیستی قوی و دیگر معلوم است .

  14. چرا کامنت های منو نمیذارین؟! جریان آزاد اندیشع!!!!!!!!!

  15. از مطلب فرهاد لذت بردم

  16. با سلام
    جناب حسینی من در ابتدای کامنت اول عرض کردم که نظر علی را تصدیق میکنم! چرا که در نوشتار شما چیزی جزء ارائه تحلیل حکومتی از وقایع عراق ندیدم! و مقدمه بلند بالایتان را در تفهیم اتهام به بنده را نیز در راستای همان برخورد کلاسیک در نقد کردن میبینم! گویا رغبتی به وارد شدن در این بحث ندارید! وبا جوابیه تان بنده رانیز از ادامه بحث منصرف کردید.
    موفق باشید

  17. آقای دکتر حسینی برایت از نظر شخص شما(نه دیدگاه سیاسی )احترام وارزشی فوق تصور قایل هستم چون شماراخوب میشناسم اما از دیگاه سیاسی ات حیرت کردم وبا ناباوری مقاله ات را خواندم چون باورم این است که حداقل دنیوی نیستی واما چند مطلب کوتاه: استقلال کبک کانادا(منطقه فرانسوی زبان)وایرلنددر انگلستان هیچگاه با قوه قهریه سرکوب نشده و آنهاخود منصرف شده اند مثلا در مورد ایرلند لندن اعلام کرددرصورت جدایی آنها نخواهندتوانست که واحدپولی پوند را داشته باشند وهمین از نظراقتصادی برای آنها یعنی فاجعه.ایران هیچگاه اقدام پوتین را درکریمه محکوم نکرد و البته تاییدهم نکرد چون روسیه شریک راهبردی ایران است و تا جایی که ما دیدیم کریمه دریک روند دمکراتیک به روسیه ملحق شد(برخلاف اوستیا و ابخازیا)ومردمش به امیدآینده بهتردرچارچوب فدراسیون روسیه به رفراندم رای مثبت دادند.درسودان جنوبی چیزی عوض نشده و درصورت ماندن درچارچوب سودان یکپاچه همان وضعی را داشتند که امروز دارند.واینکه دراساسنامه کرکوک جزو اقلیم نیست آیا این حق است ؟ درست است ؟ آیانه اینکه آنها به خاطر منابع نفتی ونه حق وعدالت دست روی کرکوک گذاشتند؟ وبااحترام فراوان

    1. سلام رضا جان
      از حسن نیتتان ممنون
      امروز ما نمیتوانیم بگوییم چه درست است و جه درست نیست انچه قانون اساسی عراق گفته و نمایندگان کرد هم به آن رای دادند میگوید کرکوک جزء اقلیم نیست . اگر امروز قصد اشغالش را داشتند بهتر نبودکه آنروز تا تکلیف کرکوک مشخص نمی شد تن به چیزی نمی دادند ؟ حالا که پذیرفته اند باید به تعهدشان پایبند باشند و گرنه سنگ روی سنگ بند نخواهد شد . سیاستمدار خوب سیاستمدار صبور است و متعهد و نه عجول و غیر متعهد . بحث من هم این است که منافع همگرایی بیشتر از واگرایی است که جایی مثل ایرلند . کبک و … حاضر به چشم پوشی از استقلال میشوند و در اینجا با هم هم عقیده ایم . اما سوال این است کریمه باید بر اساس قوانین اوکراین همه پرسی برگزار میکرد و نه بر اساس قوانین روسیه و اختلاف نظر همینجاست و البته اقناع تبلیغاتی روسیه هم در رای انان بی تاثیر نبود یقین بدان خیر سودان یکپارچه بیشتر از امروز آن بود و البته بحث من نافی نادیده گرفتن حقوق ملت کرد نیست . اشتباه نشود حقوق ملت کرد باید در همه قوانین حفظ گردد اما روش بارزانی روشی کاملا اشتباه بود که در زمان کاملا اشتباه و در غیاب دولت مرکزی عراق شکل گرفت . هر چیزی راهی و زمانی دارد . البته این بحث چند وجهی است که ای کاش در یک میزگرد بررسی میشد . ماهرچه بگوییم چون اختصار است ممکن است به ابهامات بیفزاید و من گمان میکنم این بحث باید در همینجا بسته شود
      زیرا با انتخاب فواد معصوم به ریاست جمهوری عراق حداقل این بحث تا یک دوره دیگر به تاریخ سپرده میشود باز هم تشکر از شما عزیز برادرم

  18. مسئله کبک و کانادا هیچ تناسبی با عراق و کردستان ندارد که بخواهیم به نتایج مشابه برسیم کردستان سودان هم نیست که بخواهیم به این نتیجه برسیم که به سرنوشتی مشابه سودان گرفتار میشود

  19. با سلام
    جناب حسینی خوشحالم که به بحث بازگشتید من نیز همانند شما مایلم دور از غرض ورزی ، افترا و تهمت بحث را با شما ادامه دهم . هرچند به زعم خود پایبند به این اصل بوده ام .
    بگذریم
    مایلم جوابهای خود را از قسمت دوم جوابیه شما شروع کنم.
    اشاره کرده اید که جهان امروز تمایل به همگرایی دارد و این همگرایی در کشورهای توسعه یافته بیشتر است، بنده نیز موافق این اصل هستم ، اما مسئله ایی که شما از آن غفلت ورزیده اید سازو کار رسیدن به این همگرایی در کشورهای توسعه یافته است . در کشورهای توسعه یافته تعهد دولت در قبال حقوق اقلیتها مانع واگرایی سیاسی در جامعه میشود! وهمان رهبران سیاسی و فرهیختگان جامعه که شما به اشاره کردید تا زمانی که خود را ملزم به حفظ حقوق همه گروهای جامعه بدانند باعث هم افزایی وحدت در جامعه خود می شوند! ولی شما در بحران عراق خلاف این پایبندی را در بین دولت عراق مشاهد میکنید! بعد از سقوط صدام وتوزیع قدرت براساس جمعیت گروهای قومی و مذهبی ، در هشت سال اخیر مالکی به اشکال گوناگون به دنبال محدود کردن قدرت اعراب سنی در عراق بود در واقع به حاشیه راندن سنی ها در عراق در کنار فاکتور امنیت در مناطق شیعه نشین و کرد نشین باعث انباشت خشم و اعتراض در جامعه عرب سنی مذهب عراق گردید! حتما مستحضر هستید که شهرهای جنوبی عراق که امکان مذهبی در آن قرار دارد در چند سال گذشته از امنیت کامل برخوردار بوده اند و همچنین ورود سالیانه ملیونها زائر به این مناطق باعث ورود سرمایه هنگفتی در مناطق جنوبی عراق گردیده بود! این وضعیت در کنار توزیع ناعادلانه درامد نفتی و سرازیر شدن این درامدها به مناطق جنوبی توسعه به شدت ناهمگونی را در عراق منجر شده بود! کردها نیز به واسطه امنیت و پرهیز از جنگ مذهبی وضعیت به مراتب بهتری را نسبت جنوب عراق داشتند! اما سهم مناطق سنی نشین به واسطه رانده شدن از قدرت ونگاه امنیتی به انان فقر و بدبختی روزافزون بود! همراهی مناطق سنی نشین با داعش را باید از این زاویه نگاه کرد! حال متوجه شدید عامل واگرایی در عراق نه بارزانی بلکه دولت مالکی بوده است؟!
    از طرف دیگر قبضه کردن قدرت از طرف مالکی نگرانی کشورهای منطقه الی لخصوص عربستان را در برداشت! همراهی و وکمک پنهان عربستان به داعش نیز در راستای تضعیف دولت شیعه مالکی است. در نتیجه عدم رعایت حقوق اقلیت سنی از ناحیه دولت شیعه عراق و در بعد وسیعتری جنگ پنهان ایران و عربستان مسببین وضعیت امروز عراق که در آستانه تجزیه قرار گرفته است می باشد نه بارزانی!!!
    همه تحولات منطقه را با چوب استکبار راندن چشم بستن به واقعیات منطقه است باید بپذیرم که باور به دومکراسی همچنان در منطقه خاورمیانه مبحثی روشنفکریست وگفتمانی در اقلیت است!!!
    در ادمه به مورد تجزیه طلبی در جهان استکبار اشاره کردید و فرموده اید که آنان خود هیچگاه تجزیه را برای کشور های خود بر نمیتابند و صرفا دنبال تجزیه کشورهای منطقه هستند که به شکلی منافع درازمدت خود را تامین کنند!
    باید درجواب این ادله شما بگویم پایبندی به نظام حقوق اقلیت یک رویه جهانی و مورد تاکید همه کشورهای دمکراتیک میباشد و به عنوان اصل بدیهی در حقوق بین الملل در جهان امروز پذیرفته شده است و جالب آنکه پایبندی کشورهای دمکراتیک و به زعم شما جهان استکبار نسبت بحقوق اقلیت بیشتر است حال آنکه شاهد حرکتهای واگرایانه از سوی اقلیتهای این کشورها نیستیم به خاطر این است که دولتهای مرکزی در این کشورها با دادن اختیارات بیشتر و پذیرفتن حقوق آنها جاذبه های ماندن با حک.مت مرکزی را برای گروهای اقلیت خود بیشتر کرده اند!
    به عنوان مثال برگذاری رفراندوم در سالهای 1980 و 1995 در ایالت کبک کاندا منجر به استقلال این ایالت از کاندا نگردید، چرا که دولت اوتاوا بادادن اختیارات بیشتر به مردمان این ایالت و توزیع کردن وسهیم کردن کبک در قدرت باعث جلوگیری ازتقویت تمایلات جدایی خواهانه گردید! اما نکته ایی که در این میان حائز اهمیت است هیچگاه دولت اوتاوا با توپ و تانک دولت اوتاوا را تهدید نکرد و به انتخاب مردمان کبک برای ماندن ویا استقلال احترام گذاشت.
    اما اجازه بدهید به مورد مشابه دیگری اشاره کنم جناب حسینی حتما پوشش ویژه بی بی سی برای همه پرسی استقلال اسکاتلند از روباه پیر که در تاریخ 27 اردیبهشت امسال برگذار می شود را تماشا کنید! شاید باورش برایتان سخت باشد اما بریتانیا کبیر اجازه همه پرسی استقلال را به اهالی اسکاتلند را داده است که در صورت جدایی اسکاتلند بیش از 40 درصد شبه جزیره انگلستان از انگلیس جدا خواهد شد! اما بازهم برخورد دمکراتیک با این خواست مردم اسکاتلند از ناحیه دولت انگلیس قابل تامل است! اما اگر منظورتان خود استکبار واقعی امریکا جهانخوار است که چرا دچار تجزیه نمیشود باید خدمتتان عرض کنم توزیع قدرت و ثروت در ایالتهای امریکا به شکل همگونی صورت گرفته است و توزیع قدرت و ثروت در آمریکا از مدل چند هسته ایی تبعیت میکند ، به عنوان مثال واشنگتن دیسی صرفا پایتخت سیاسی است ! شما این وضعیت را با کشورهای خاورمیانه مقایسه کنید که از یک مدل سانترال(تمرکزگرا) استفاده میکنند و باعث انباشت قدرت و ثروت صرفا در مرکز گردیده است!
    در مورد سودان نیز باید خدمتتان عرض کنم ذات همه پرسی قائم به شر موجب جنگ و آوارگی نیست . در واقع این ضعف جامعه مدنی ضعیف بودن به باور به دمکراسی وتوسل به قوه قهریه برای حل مشکلات عامل اختلافات در سودان جنوبی است! مگر نه متقابلا میتوان ادعا کرد که چرا همه پرسی چکسلواکی که منجر به تاسیس دو کشور مستقل از هم گردید به خوشنت نگرایید!
    اما مورد سوم
    نمیدانم چرا اصرار دارید حمایت ایران از سیاست روسیه در اکراین را کتمان کنید! شاید مقامات ایرانی به طور صریح و از تریبون رسمی اعلام نکرده اند که از دولت روسیه حمایت میکنند اما حتما بارها شنیده اید که تحلیلگران ایرانی در روزنامه های جناح راست و صداو سیما اقدام روسیه را دفاع ازمردم روس تبار اکراین و همچنین مخالفت با سیاستهای غرب در اکراین میدانند! در واقع حمایت پنهان ایران از روسیه طبیعی است چرا که خود را در اردوگاه مخالفت با غرب میداند و شورش کیف را توطئه غرب برعلیه دولت سرنگون شده اکراین میداند! حال شما یک مدرک ارائه کنید که جمهوری اسلامی اشغال کریمه را محکوم کرده است!
    مورد چهارم
    فرموده اید رفراندوم های خودخوانده محلی از اعراب ندارد و رفراندومهایی که در مهلکه و بحران به یکباره شکل میگیرند در راستای امیال قشر خاصی است! با این استدلالتان غیر مستقیم مرادتان همه پرسی اقلیم کردستان برای استقلال است و آن را فاقد مشروعیت میدانید و با شبیه سازی رفتار بارزانی با پوتین به دنبال متهم کردن بارزانی برای گرفتن ماهی از آب گل آلود هستید! و با پیش کشیدن مقوله اخلاق در سیاست این رفتار بارزانی را غیر اخلاقی میدانید! بگذارید نکته ایی را خدمتتان عرض کنم مبارزات کردها عراق برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت تاریخی به درازای یک قرن دارد و حتی قبل از شکل گیری کشور عراق اولین مبارزه برای احقاق حقوق خود را با دولت انگلیس انجام دادند در واقع با انقعاد پیمان لوزان و عدم پایبندی در قرارداد سور در ابتدا این انگلیس و بعدها با تقویت دولت مرکزی این دولت مرکزی بغداد بود که جنگ به درازای یک قرن را بر کردستان وارد کردند و به گواه اسناد تاریخ هیچ ده ای بدون جنگ در یک قرن اخیر بر کردستان سپری نشد، مرادم از رجوع به این وقایع تاریخی مشروعیت حق تعیین سرنوشت برای کردهای عراق بوده است، حتما شنیده اید که در جریان مبارزات کردهای عراق بیش از صدو هشتاد هزار مرد و پسر جوان برای نسلکشی زنده به گور شده اند! حتما شنیده اید که بزرگترین کوچ اجباری در یک قرن اخیر درخاورمیانه پس از حمله صدام در سال 1990 اتفاق افتاد حتما شنیده اید که بزرگترین کشتار دسته جمعی با سلاح کشتار جمعی بعد از حمله اتمی هیروشیما و ناکازاکی حمله شیمیایی به حلبچه بود!
    آری جناب حسینی این خواست و مطالبه قائم به شخص نیست که اگر اینچنین بود، منجر به همراهی ملت ستمدیده کرد عراق را دوشادوش رهبران خود نمی شد! خواهشا آن را تقلیل به امیال و خواسته های بارزانی نکنید! و جهت اطلاع شما نیز عرض کنم بارزانی مقدمات و اجرای این همه پرسی را با خواست شخصی خود نمی خواهد به سرانجام برساند بلکه با ارجاع این مسئله به پارلمان کردستان که در آنجا نمایندگان ملت کرد حضور دارند قرار است در این مورد تصمیم گیری شود ! و اگر این خواست مخالف خواست ملت کرد در کردستان عراق است با نمایندگان کرد که نمایندگی اراده سیاسی ملت کرد را دارند مواجه خواهد شد!
    اما جناب حسینی اگر واقعا دنبال چرایی این پیشنهاد بارزانی(اعلام همه پرسی) به پارلمان کردستان عراق هستید بنده خدمتتان عرض میکنم.
    اولا:
    ببیند بعد از سال 2003 و سقوط صدام کردهای عراق با کنار گذاشتن اختلافات خود و تشکیل دولت واحد زمینه هرکشمکش داخلی را خشکاندند و با مشارکت هردو حزب عمده در قدرت سیاسی زمینه امنیت داخلی بی سابقه ایی را فراهم نموده اند که خروجی این همگرایی و به دنبال امنیت شکوفایی اقتصادی اقلیم کردستان بود به نحوی که در سالیان اخیر با رشد اقتصادی بیش از 8 درصد پیشتاز توسعه اقتصادی در خاورمیانه بود این دستاورد سیاسی و اقتصادیی با صرف ملیونها دلار برای تامین امنیت به دست آمده است همچنانکه سخنگوی دولت کردستان عراق نیز اعلام کرد ما برای تامین امنیت در سالیان گذشته هزینه مالی بسیاری پرداخته ایم و اجازه نمیدهیم این دستاورد امنیتی توسط داعش به خطر بیفتد! در واقع این حق طبیعی هر دولتی است که از دستاوردهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی خود محافظت کند و در بحرانهای منطقه ایی دفع شر کند! اجازه بدهید مثالی خدمتتان عرض کنم تا مسئله روشن گردد. در جریان بحران اقتصادی اروپا در سال 2008 جریانات واگرایانه به شدت تقویت شد!!!
    به عنوان مثال جدایی‌خواهی اسکاتلندی‌ها در بریتانیا، فلاندرها در بلژیک، تیرول جنوبی‌ها در ایتالیا و باسک‌ها و کاتالونی‌ها در اسپانیا عمده‌ترین نمودهای این گرایش هستند.
    استدلال رهبران این مناطق این بود با توجه اینکه بحران اقتصادی دولتهای مرکزی گریبانگیر مناطق انها نیز خواهد شد خواستار استقلال بودند ! هچنان که روزنامه های اروپا مینویسند “شبحی بر فراز اروپا میچرخد شبح جدایی طلبی اروپا در شامگاه یک تحول انقلابی دیگر همچون قرن نوزدهم قرار دارد، تحولی معطوف به ایجاد دولت‌های ملی بیشتر!”
    شما توجه بفرمایید این تکلیف جهان مدرن است وریشه تمایلات جدایی خواهانه در اروپا امنیت اقتصادی است! حال میشود دغدغه دولت مردان کردستان عراق را بهتر درک کرد! امنیت وتوسعه اقتصادی که به بهای گزاف به دست امده است قربانی اختلافات شیعه و سنی در عراق نشود و حتی اگر بارزانی به همین دلیل نیز اعلائم استقلال کند میتواند اقدامی توجیه گرایانه باشد!
    دوما:
    دلیل دومی را که میتوان برای توجیه اقدام بارزانی اقامه کرد این است که بعد از اشغال موصل وسقو دومینه ای شهرهای سنی نشین به دست داعش و به چنگ اوردن منابع مالی و تجهیزات نظامی ارتش عراق به دست داعش برای اولین بار وضعیت جدیدی در عراق حاکم گردیده است و آن وضعیت این است که هرسه گروه قومی و مذهبی عراق از ساختار قدرت نظامی برخوردار گشته اند توجه کنید قبل از حمله داعش تنها نیروهای نظامی ارتش عراق و پیشمرگه بو که حالا با اضافه شدن قدرت نظامی داعش نقش ارتش عراق محدود به نمایندگی مناطق شیعه نشین شده است و دیگر ارتش عراق نمیتواند ادعا نمایندگی کلیت ملت عراق را بنماید با توجه به حمایتهای مالی و نظامی عربستان و بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس از داعش از یک طرف و حمایت ایران از مناطق شیعه نشین و دولت عراق از طرف دیگر جنگ خانمانسوز نیابتی از طرف قدرتهای منطقه سالها ادامه خواهد داشت و همین برخورداری قدرت نظامی هرسه گرئه راه رابر هر نوع سازش و راهکار دیپلماتیک بسته است، پس طبیعی است که بارزانی بخواهد دفع شر نماید! و “در شرایطی که گروه های افراطی همچون داعش در یک چشم به هم زدن زندگی میلیون ها نفر را از قرن ۲۱ به قرون وسطا بازگردانده اند، باید به کردها حق داد که نخواهند در این گرداب وارد شوند. طبیعی ترین واکنش کرد ها آن است که سرنوشت خود را از این وضعیت اسفناک جدا کنند.”

    مورد پنجم
    فرموده اید که دوست دارید مرزهای ایران به زمان سه هزار سال پیش ( در عصر هخامنشیان) بازگرد در جوابتان باید عرض کنم ایا این دوست داشتن دوطرفه است و یا یک طرفه! و ایا در تحقق این رویایتان خواست ملتهای آسیای میانه ، افغانستان و قفقاز مد نظر قرار گرفته است یا نه! و آیا ملت دولتهای امروز در این کشورها حاکمیت دولت ایران راقبول خواهند کرد یا نه! باید خدمتتان عرض کنم حتی در شکل یک پروژه فرهنگی دولت ایران عاجز از این اعتلاف فرهنگی خواهد بود! رفتار ایرانی ها با هم تباران افغان خود نقض این همگرایی فرهنگی می باشد!
    مورد ششم
    فرمایش کرده اید که احساس را باید از منطق جدا کرد ، و طبق اساسنامه عراق (فک کنم منظورتان قانون اساسی است) کرکوک جز خاک حریم محسوب نمی شود! خواهشمندم اطلاعاتتان را نسبت به تحولات عراق افزایش بدهید. چرا که در سال 2005 هنگام تدوین قانون اساسی ، حل مسئله کرکوک در آن گنجانده شد. ماده ۱۴۰ قانون اساسی جدید دولت را موظف کرد که تا پیش از پایان سال ۲۰۰۷ شرایط را برای رفراندم و سرشماری در مناطق مورد اختلاف کردها و عرب‌ها برگزار کند. تا مشخص شود که آیا این مناطق باید به اقلیم کردستان بپیوندند یا در قالب عراق بمانند. اما ماده ۱۴۰ هیچگاه اجرا نشد. و در واقع دولت نوری مالکی با سرباززدن از اجرای این قانون بزرگترین ناقذ قانون اساسی عراق میباشد نه بارزانی!
    در ثانی شما شرایط کرکوک در زمان حمله داعش را فراموش کرده اید این به اصطلاح ارتش مجهز عراق بود که با حمله داعش کرکوک را تخیله کرد و نیروهای پیشمرگ از ترس اشغال کرکوک توسط داعش اقدام به تصرف کرکوک نموده اند! حال این که امروز ادعا میکنند حاضر به باز پس دهی کرکوک نیستند چون هیچ امید برای اجرای ماده 140 قانون اساسی عراق از طرف دولت مرکزی ندارند! پس خواهش میکنم از به کاربردن اصطلاح اشغال اجتناب کنید.
    مورد هفتم
    بنده شک ندارم که جریانات سیاسی در کردستان عراق با هم اختلاف دارند اما یقین دارم این اختلافات را به صحن پارلمان برده اند و همه گروهای سیاسی کرد عراق در پارلمان حکومت حریم نماینده دارند و حتی جریانات مذهبی ! و مقایسه اختلافات جناحهای سیاسی حکومت حریم با دولت مرکزی عراق به هیچ عنوان از یک جنس نیستند! اما جناب دکتر استقلال کردستان مسئله ای داخلی و مربوط به کردهای عراق است و داعیه اتصال کردستان ایران را ندارند که ناقض تمامیت ارضی کشور ایران باشد و تنها دنبال اعمال حاکمیت بر مناطق کردنشین عراق هستند. خدمتتان قبلا عرض کردم
    در مورد حمایت ترکیه نیز قبلا عرض کرده بودم با توجه پروسه حل مسئله کرد در ترکیه از ناحیه دولت AKP و احتمال پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا و برخورداری از حقوق شهروندی 15 ملیون کرد ترکیه بر اساس معیارهای اتحادیه اروپا و همچنین تاکید و اصرار رهبر در بند کردهای ترکیه مبنی بر یکپارچگی کشور ترکیه ، دولت مردان ترکیه و حزب حاکم هیچ احساس خطری از ناحیه استقلال کردستان عراق نمیکنند! و اما در مورد حمایت ترکیه از اعلام استقلال حکومت حریم نیز می توان به اظهارات حسین چلیک سخنگوی حزب عدالت و توسعه ترکیه اشاره کرد که در مصاحبه با تلویزیون کُردی زبان رووداو در اربیل، تا حدودی مواضع این کشور درقبال تحولات عراق را روشن می‌کند. او گفته است ، “کردهای عراق برای مکان، نام و شیوه سرزمینی که در آن زندگی می‌کنند خودشان تصمیم‌گیری خواهند کرد . همچنین در مصاحبه با فایننشال تایمز هم تاکید کرده: در ترکیه حتی کلمه کردستان می‌تواند مردم را عصبانی کند، اما نام آنها کردستان است. اگر عراق تقسیم شود، که اجتناب ناپذیر است، باز آنها برادران ما هستند. عراق متاسفانه به سمت تجزیه می‌رود.”
    با تشکر از حوصله شما در خواندن این جوابیه

  20. به‌ڕێز كاك فه‌رهاد هه‌ناسه‌ت گه‌رم بو. سپاس ئه‌ڕا ئی دقه‌ت و حه‌وسڵه كه له نوسان ئی وه‌تاره پێشكه‌ش كردیه. به‌لام چه‌ن پیشنهاد ئهڕا دكتر حسدنی دیرم. كاكه نیازد چه‌س وه‌ختی له سه‌ر مسئله‌یك ئاگاهی نه‌یرید مه‌جبور نید له‌یوا افازات خوه‌د رو بكه‌ی كه هیچ بار علمیك نه‌یرید. تازه عنوان دوكتوریش یه‌ده‌ك كیشید. بریك باس گشتێ كردن و ناو چه‌ن نه‌فه‌ر فیلسوف و خاسه پیاگ هاوردن كه بار زانستی كاره‌گه‌د وه بان نیه‌وه‌ید. داوا كه‌م له دكتور حسینی كه‌میك سه‌تح زانستی وه‌تاره‌یلیان فره‌تر بكه‌ن.

  21. فرهاد عزیز
    سلام و بسیار ممنونم از نوشته خوبتان . اینبار واقعا روش نقد رعایت شده بود و بابت این رعایت تشکر مضاعف دارم.من و شما در برخی نکات مشترکیم و فاصله فکری ما در دوسه مطلب مثل اشغال کرکوک و رفراندوم و حدود و ثغور اقلیم و نوع دیدمان به تعیین حق سرنوشت خلاصه میشود که البته این هم کم چیزی نیست به احترامتان عرض کنم که همه ما به عنوان کرد تاریخ کردهارا میدانیم و بقول عصمت کمال که گفته است تاریخ ملت کرد بدل تاریخ سرخپوستان امریکاست ، رنج و محنت آنها فراموش نشدنی است و حلبچه گواه امروز این رنج و محنت است و در ثانی جایگاه جناب بارزانی و همه بارزانی ها در کردستان محترم و بزرگ است و من هم نگاهی غیر از این ندارم اما میگویم که جناب بارزانی در این مورد بخصوص مناسب عمل نکرده است و دیگر اینکه اصولا حمایت عربستان از داعش و دیگران ربطی به سنی و شیعه ندارد انها دنبال منافع خود هستند . مگر محمد مرسی شیعه بود و یا طرفدار ایران بود که با دسیسه و حمایت عربستان سرنگون شد و در آخر اینکه آیا نمیشود فرزانگان و فرهیختگان جهان سومی هم و غم خود را بر توزیع عادلانه قدرت و همگرایی بگذارند تا تجزیه طلبی ؟ بخدا میشود . البته بگویم که من هم با شما در زمینه بد عمل کردن مالکی موافقم و این هم از ضعف پارلمان عراق است اما روی کار آمدن مالکی روندی کاملا دموکراتیک دارد این را همه میدانیم. رویای ایران بزرگ را هم در رد نظر شما ذکر کردم وگرنه در دنیای امروز دیگر چنین رویاهایی به منصه ظهور نمیرسند.
    واقعا نمیخواهم اطاله کلام کنم . خوانندگان همه این کامنت ها را انشاالله مطالعه کنند که مجموعه همه اینها تکمیل کننده همند و باز از شما برادر خوب ممنونم که نقد های با حوصله ای روی نوشته بنده داشتید . توصیه شما را هم در خصوص مطالعه بیشتر فراموش نخواهم کرد. به امید سربلندی انسانیت و آزادی و رهایی انسان از قیود جهل که مولانا فرمودند در جهان یگ گناه است و آن هم نادانی است . یا حق

  22. با سلام و احترام

    جناب آقای حسینی
    در ابتدا باید اصل اساسی “حق تعیین سرنوشت” را یادآور شوم که هیچ کس به هیچ شیوه ای محق رد آن نیست.

    و در ادامه باید عرض کنم که “اعلام استقلال به سبک پوتین ،جهنم به سبک بارزانی!!!!” عنوان خوبی برای مقاله ای از جناب عالی به عنوان یک کرد و مرتبط با این مسئله نیست. در حالی که بسیاری از غیر کردها چه در عرصه سیاست و چه در عرصه روزنامه نگاری برخورد لفظی مناسب تری با این قضیه داشته اند.

    حال نگاهی می اندازیم به یادداشت جنابعالی و گِله های من؛

    شاید شما بهتر از من با درد و رنج کردها آشنا باشید هرچند همدردی ای با آن نداشته اید، و خوب می دانید محنتی که امروز گریبان کردها را گرفته چیز تازه ای نیست و به قرن ها پیش و پس از جنگ چالدران باز می گردد که کردها را در دو سوی مرزهای دو امپراتوری از هم برید و سرزمینشان را دو تکه کرد. و تازه این اول ماجرا بود و تا حدی قابل تحمل، چرا که تا آن زمان هرچند کردها دارای یک سرزمین واحد نبودند اما انکار هم نمیشدند. و فاجعه از زمانی شروع شد که باز طمع غرب گریبان مزوپوتامیا را گرفت و این بار نیز نوک پیکان به سوی کردها دراز شد؛ سرزمین دوپاره ی کرستان چهار پاره شد. در حالی که اعراب صاحب دولتهای متعدد شدند اما کردها بی نصیب تر از پیش سرزمینشان مستعمره ای شد که در هیچ با اشغالگرانش سهیم بود.

    “ممالک محروسه” با قدرت دیکتاتوری و پشتیبانی ناسیونالیسم ایرانی-فارسی (یا به عبارتی دیگر؛فاشیم) نابود شد. قرار داد ((سایکس _ پیکو)) (بین مارک سایکس انگلیسی و ژرژ پیکوی فرانسوی) در سال ۱۹۱۶ میلادی منعقد شد. “پیمان سور” ملغی شد و “لوزان” جای آن را گرفت. و کردها هر روز حلقه ی استعمار، استثمار، زور و کشتار را بر خود تنگ تر می دیدند و از این جا بود که نهضت های کردستان شروع به جرقه زدن کرد.

    قیام شیخ محمود برزنجی در سلیمانیه (۱۹۳۲ـ۱۹۱۹)، اسماعیل‌آقا سمکو (۱۹۳۰ـ۱۹۲۰)، قیام شیخ سعید پیران (۱۹۲۵)، ژنرال احسان نوری پاشا رهبر قیام آگری (۱۹۳۰ـ۱۹۲۷)، جعفر سلطان در منطقه اورامان پاوه (۱۹۳۲ـ۱۹۳۱)، قیام دیار بکر (۱۹۳۴)، قیام درسیم (۱۹۳۷)و… و… و….

    باری دوست عزیز، همزبان و هم سرزمین من؛ استقلال طلبی کردها چیز تازه ای نیست و این خواسته ی آنان نبود، این برآیند ظلم تاریخی ایست که بر کردها تحمیل شد و هر روز نه که از آن کاسته نشده بلکه به آن افزوده می شود.

    حال یک سئوال؛
    به نظر شما وجود یک دولت کردی سکولار که تا حدودی دموکراسی را رعایت می کند قابل تحمل تر است یا یک دولت بنیادگرای اسلامی که هیچ پرنسیپ اخلاقی ای را رعایت نمی کند؟!!

    و سئوال بعدی؛
    به نظر شما چرا باید دول غربی، آمریکا، کشورهای عربی و اسلامی و بسیاری دیگر پشتیبان و همکار داعش باشند؛ با آن آوازه ای که دنیا از آن به وحشت افتاد، و از سوی دیگر حرکت کردها به سوی “حق تعیین سرنوشت” در تمام چهاربخش آن را نابجا و خطرناک بدانند؟!!!

    باری هم ولایتی عزیز؛ مسئله عمیق تر از آن است که من و شما می توانیم بنویسیم.
    نام “کُرد” که می آید پیمانه های سنجشمان عوض می شود، چشم ها را می شوئیم و جور دیگر می بینیم. حالا اگر حق پایمال می شود، بشود، “غزه” که نیست اینجا “کردستان” است. اصلا ملتی به نام کرد وجود ندارد، سرزمینی به اسم کردستان توهمی بیش نیست، کردستان مال کردها نیست چرا که ما کردستان عراق داریم کردستان ترکیه، سوریه و ایران. کردها حق ندارند مال خودشان باشند می دانی چرا؟!! دوست عزیز!

    چون کردستان ثروتمند است، هر وجبش سرمایه است و دنیای کاپیتالیسم این را بهتر از من و شما می داند برادر. و بهترین راه به تاراج بردن این سرمایه ها و منابع از طریق مستعمره داران کردستان است نه از طریق خود کردها در سرزمین به نام کردستان واحد یا بزرگ.

    اما باز من و شما و همان دنیای سرمایه داری به خوبی می دانیم که تا مسئله ی کرد از راهی آشتیانه و تشکیل حکومت و ملتی دموکراتیک حل نشود، دنیای غرب خاورمیانه را به این راحتی رها نخواهد کرد و باز او داعش و داعش های دیگری را می پرورد تا “مزوپوتامیا”، سرزمین دین و تمدن بشر، روی آرامش را نبیند.

    با احترام

  23. ابتدا لازم میدانم از مدیران سایت تشکر کنم چرا که با عمل پایبندی خود را ازادی اندیشه با تایید کامنت های هرچند مخالف منش آنان باشد به اثبات رساندند. و نکته دیگر در رابطه با گروه نویسندگان سایت که به نظرم ابتکار جالبی است که یک سایت از یک تیم مولف برخوردار باشد و قطعا در عملکرد بهتر سایت تاثیر خواهد گذاشت. اما در مورد جناب دکتر حسینی بسیار خوشحالم که دیالوگ دوستانه ما خارج از افترا و تهمت صرفا برای تبادل و تضارب اندیشه صورت گرفت . و نکته دیگر جناب دکتر بنده به هیچ عنوان جسارت نکردم که شما را دعوت به مطالعه بیشتر کنم بنده عرض کردم اطلاعاتتان را نسبت به تحولات عراق افزایش دهید. وهمچنین سپاسگذارم بابت وقتی که برای مطالعه جوابیه بنده صرف کردید .باتشکر

  24. از نوشته فرهاد باز هم لذت بردم از دژوار کرماشان نیز هم. جناب حسینی من نمیدانم در سرزمینی که هیچکس در کرد بودنش شکی ندارد چرا ما در مورد کردهای دیگر اینقدر بی انصاف باشیم. کمی به وجدان خود رجوع کنیم آیا به دنبال خوشحال کردن عده ای نیستیم؟

    1. به دژوار کرماشان و سعید و بقیه دوستان سلام
      به گمانم دو چیز در خصوص یادداشت بنده خلط شده باشد. اول اینکه آیا من منکر ملت کرد یا محنت رفته بر آنان که البته بهتر است بگویم ما کردها در تاریخ یکصد ساله اخیر شده ام ؟ حاشا و کلا . ملت کرد آنچنان که در تاریخ بزرگ مانده است بزرگ خواهد ماند و شک نکنید که مزد صبوری خود را خواهد گرفت
      پس اگر برداشتی چنین شده است باید بگویم که هرگز چنین نیتی در کار نبوده است . و قطعا باید بزرگان کرد را پاس داشت که خدمات انان در تاریخ اظهر من الشمس است .
      موضوع دیگر بحث تعیین حق سرنوشت است که برخی برداشتشان این است که این نوشته برای همه آنرا تجویز کرده است ولی برای کردها خیر که این برداشت هم ناصواب است . نبشته بنده بر این پایه استوار است که در این مقطع زمانی جایگاه بحث استقلال کردستان مناسب نبود و البته اگر فرصتی دست دهد در یک نوشته جداگانه دلایل آن را خواهم آورد. از دژوار هم تشکر میکنم در خصوص عنوان که بجا بود. از فرهاد عزیز نیز در همینجا تشکر دوباره دارم و عرض میکنم که اگر هم گفته باشید من باید کتاب بیشتری بخوانم سخنی نیکوست چرا که ما عقل کل که نیستیم و همه چیز را که نمیدانیم و از سخن محترمانه که نباید رنجید . اتفاقا این خود یک فرهنگ است که همدیگر را به مطالعه دعوت کنیم که عمق سعه صدر و شکیبائی و انتقاد پذیری ما را در عمل نشان خواهد داد . شک نکنیم که بقول دکتر شریعتی که می فرماید اگر میخواهی دچار استعمار و استثمار و استحمار نشوی بخوان و بخوان و بخوان و حتما چنین خواهیم کرد . دست دردست هم نهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
      در پایان از همه عذر میخواهم که در این خصوص بیشتر نمیتوانم وقت بگذارم . از خدای بزرگ برای همه سعادت و صبوری و صلوه می طلبم . عید فطر همه نیز مبارک باد . خدایتان یار باد

  25. با عرض سلام و احترام
    به منظور عدم اطاله کلام و نه فقط به خاطر اینکه من هم سهمی در این تبادل نظرات و چالش داشته باشم’میبایست اذعان کنم ‘جامعه مدنی ما نیازمند روشنفکران واقعی و با مطالعه است’واقعن برای آن سالها که به داشتن همشهری همچون آقای حسینی افتخار میکردم متاسف هستم’و دو چندان برای دوستانی که همچنان ایشان راهگشای فکری آنان است’چون با هر اظهارنظری از طرف آنجانب بیشتر پرده از مونتاژکاری ایشان به عنوان متفکر برداشته میشود’آقای عزیز شما چه حرفی برای گفتن دارید’در قبال تحولات جامعه پیرامونتان ‘آیا بجای مونتاژ حرفهای این وآن خودتان هم زحمت فکر کردن به خود میدهید’آیا فکر نمی کنید حکومت اقلیم کردستان هم در راستای اراده جهانی برای ممانعت از جنگ افروزی بیشتر حکومت ایران’ استقلال طلب کرده وبا بستن  مرزهای خود ‘و حضور داعش در عراق در واقع مسیر کمک رسانی نظامی به بشار اسد سوری و حماس را سد کرده باشد’تلاش متفکر هر جامعه ساختن محیطی بهتر برای زندگی است’آیا میدانید هر ساله چند نخبه ورزشی’هنری’ علمی کورد بخاطر نداشتن دولت در حضور جهانی محروم میشوند’روشنفکر محترم اگر خیالاتی که در آن غرق شده‌اید مجالتان داد سری به کوچه پس کوچه های استان بزنید’مشاهده خواهیدکرد که تنها امید کسب روزی همشهریان ماشینهای سوخت کش مختص به اقلیم کردستان چگونه با خاب خود آخرین تیر را به پیکر اقتصاد این استان شلیک کرده و پیش بینی میشود شمار زندانیان عدم پرداخت قسط از شمار زندانیان مهریه زیادتر شود’ئیرنگە خوەدو وژداند تو بێ ئەوان خنکیەێد یا ئەوان بێ تو

  26. آقای حسینی ….این ها چه حرفهایی ست . …..

  27. من فکر میکنم اقای حسینی باید می گفت کار خوبیست و استقلال کردستان به عنوان یک کشور باید صورت میگرفت تا همه الان میگفتند به به و چهچه
    آرش دیگه تاسف نمیخورد بهمن عسبی نمشد آزاد بیسوادش نمیخواند و …
    این چه بساریست که هرکس خلاف ما فکر کند کافر و بی سواد و … است
    شما قبل از اینکه برای اقای حسینی با این وسعت فکر و انتقاد پذیری و افتادگی متاسف باشید بروید فکری واسه خود کنید بخدا نطیر این مرد بزرگ کم است .

  28. روی سخن من با آقای دژوار و سایر افرادی است که در باد استنقلال کردستان عراق خوابیده اند و گمان می کنند اگر کردستان عراق مستقل شد فردا کردستان و کرمانشاه ایران هم به آنها خواهد پیوست و بدین ترتیب خواب آنها تعبیر خواهد شد :
    اولا شما از طرف مردم استان کرمانشاه وکالت نامه ندارید که سخنگوی آنها شده و دم از همراهی مردم می زنید بنده به عنوان یک کرد کرمانشاهی یک وجب از خاک ایران عزیز را به تمام کردستان عراق ترجبح می دهم و در میان دوستان و همکلاسی ها و سایر افرادی که با آنها ارتباط دارم همین نگرش حاکم است . تعداد معدودی گه تحت تاثیر یک سری تبلیغات مشکوک داعیه دار استقلال کردستان شده اند می توانند تشریف ببرند کردستان عراق و همانجا مقیم شوند . دوما شما می توانید به عنوان یک تحلیل گر نظر خودتان را ابراز کنید اما حق ندارید به عنوان نماینده مردم کردستان ایران تعیین تکلیف کنید ما به شدت با افکار پوسیده تجزیه طلبی در ایران مخالفیم و حکومت جمهوری اسلامی را با هزار ایراد و اشکال بر حکومت امثال بارزانی ترجیح می دهیم .

  29. دوست عزیز خالد حسینی
    سلام علیکم
    برادر فهیم و ارزشی؛ باد که بوزد خواب معنا ندارد.

    و اینکه شما با استقلال کردستان یا هرجایی مخالف باشید، چون محترمید مخالفتتان نیز ارزشمند است و در جای خویش قابل تامل. اما به گمانم واقعیت تحولات منطقه چندان با ذائقه ی شما و برخی از همکلاسیهایتان جور نیست و تغییرات در راه است، بخواهیم یا نخواهیم!! اوضاع و احوال نشان می دهد، متاسفانه مسیر تحولات موازی خواست آن عده ی معدودی است که به قول شما؛ تحت تاثیر یک سری تبلیغات مشکوک قرار گرفته اند.

    به نظر من بر خلاف میل شما، کردها در سرزمینشان می مانند و حق خود را مطالبه و برای آن مبارزه می کنند. و با عرض تاسف احتمالا این شمائید (البته اگر کرد باشید!!!) که مکان جغرافیائیتان را باید تغییر دهید.
    چون به هر حال کردها در هر قالبی که باشد آینده و سرزمین خود را دارند.

    و در مورد تجزیه نیز باید عرض کنم سرزمینی که تجزیه شد کردستان بود و هست و حالا پس از یک قرن مبارزه و صرف هزینه های مادی و معنوی و ریخته شدن خونشان در سرزمین خودشان شاید کمترین حقشان تعیین سرنوشت خویش باشد.
    هرچند من به شخصه و به عنوان یک کرد با تشکیل سرزمینی با پایه ای استوار بر مدل “دولت-ملت” مخالفم و قایل و قانع به حکومت و ملتی دموکراتیکم، اما نمیتوانم خواست دیگر هموطنانم را رد و با آن مخالفت کنم.

    به هر روی برادر عزیز معتقدم ما بهتر است به همین باد قانع و عاقلانه پذیرای آن باشیم تا خدایی نکرده روزی نرسد که پس از یک طوفان حسرتش را بخوریم.

    با احترام

  30. آفرین خالد . دل ما را سرودید

  31. آقای دژوار عزیز
    متاسفانه وقتی تعصب بیش از حد باشد عقل و منطق کمرنگ است و حتی واقعیت هایی چون روز روشن هم انکار می شوند . کسی نخواسته است کردها را از سرزمینشان بیرون کند ما همه کرد هستیم اجدادمان هم کرد بوده اند و به کرد بودنمان مفتخریم اما کرد ایرانی و در چارچوب مرزهای تاریخی ایران عزیز .
    فرموده اید آن که تجزیه شد کردستان بود ؟ کدام تجزیه ؟ مگر کردستان کشور مستقلی بوده که تجزیه شده باشد اگر کشور مستقلی بوده لطف بفرمایید سابقه تاریخی ، نام حاکمان آن و دیگر خصوصیات آن را برای ما و همکلاسی هایمان بگویید . تعیین سرنوشت حق ماست حق همه کردهاست اما اگر خیلی از کردهایی که شما سنگ آنها را به سینه می زنید نخواهند زیر سلطه اجنبی هایی مثل بارزانی بروند چه ؟ قوم کرد یکی از اقوام بزرگ و با احترام ایران بوده و همواره به ایرانی بودن خود مفتخر است . ما هم به برخی تبعیض هایی که علیه هم شهریان و هم زبانانمان وجود دارد معترضیم اما راه حل آن پناه بردن به بیگانه و تجزیه مملکت نیست ما در درون مرزهای ایران برای حقوق کردهای عزیز تلاش می کنیم و انشاالله تلاش ما هم نتیجه خواهد داد

  32. با سلام
    در کامنت قبلی اشاره کردم (البته به صورت سربسته) و بیش از این جایگاهش نیست و مجال این بحث ها نیز اینجا نیست.

    “ممالک محروسه” با قدرت دیکتاتوری و پشتیبانی ناسیونالیسم ایرانی-فارسی (یا به عبارتی دیگر؛فاشیم) نابود شد. قرار داد ((سایکس _ پیکو)) (بین مارک سایکس انگلیسی و ژرژ پیکوی فرانسوی) در سال ۱۹۱۶ میلادی منعقد شد. “پیمان سور” ملغی شد و “لوزان” جای آن را گرفت. و کردها هر روز حلقه ی استعمار، استثمار، زور و کشتار را بر خود تنگ تر می دیدند و از این جا بود که نهضت های کردستان شروع به جرقه زدن کرد.

    قیام شیخ محمود برزنجی در سلیمانیه (۱۹۳۲ـ۱۹۱۹)، اسماعیل‌آقا سمکو (۱۹۳۰ـ۱۹۲۰)، قیام شیخ سعید پیران (۱۹۲۵)، ژنرال احسان نوری پاشا رهبر قیام آگری (۱۹۳۰ـ۱۹۲۷)، جعفر سلطان در منطقه اورامان پاوه (۱۹۳۲ـ۱۹۳۱)، قیام دیار بکر (۱۹۳۴)، قیام درسیم (۱۹۳۷)و… و… و….

    امیدوارم خودتان بیشتر مطالعه کنید و نیازی به توضیح من نباشد که اگر هم بود ایمل بگذارید برایتان شرح خواهم داد.

    و نکته دیگر اینکه؛ بهتر است قضاوت را به دست زمان بسپاریم
    و آن فردایی که می آید هر دو خواهیم بود و خواهیم دید.

  33. متاسفانه در این کامنت ها واقعیتی نهفته شده که کسی نمیخواد ان را ببیند . اونایی که اقای حسینی را محکوم کردهاند اصلا توجه تمیکنند که در این مقاله مبنای بحث اولا تمامیت ارضی عراق است . اول باید این را پذیرفت . بعد در فرض عراق یکپارچه این بنده خدا گفته کار بارزانی در این موقعیت که عراق رئیس جمهور نداشت و رئیس مجلس نداشت و نخست وزیر هم نداشته و دولت در حال جابجایی بود و نیز از ان طرف داعش ان افتضاح را بار اورده بجای اینکه کمک میکرد به حل بحران خود بحران دیگری پیش کشیده درست نبوده چرا شلوغش میکنید . دقیقا بارزانی دست پیش را گرفته که پس نیفتد . وی از بحران داعش دنبال امتیاز گیری است و میخواهد مسئله کرکوک و موصل را حل کند و با ضمیمه انها اقلیم خود را گسترش دهد و هرکی غیر این فکرکند خودش را به ان راه زده است . هرکس فکر کند داعش با اقلیم کردستان معامله نکرده اشتباه میکند . داعش دنبال حکومت بر بخشهای سنی نشین است و اقلیم ونبال استقلال کردها . خواهشا این را به تاریخ نبریم و به بحث تاریخی نکشانیمش او ن وقت باید دنبال خیلی جاهای تاریخ راه افتاد مثل رفتن بعضی سران کرد اقلیم که ژست مستقل بودن میگیرند در گذشته به شوروی سابق . چرا جلال طالبانی سریع برگردانده شد به عراق بعد از موضعگیری بارزانی و … و … آقایان و خانمها اینجا اقای حسینی پنج دلیل ذکر کرده اند که کار بارزانی اشتباه بوده همین کم بزنید تو سر این بنده خدا . من پنجاه دلیل میارم که این کار اشتباه بوده و بلکه بالاتر از اشتباه. بخدا حاصل این ژست در آینده چیزی جز بدبختی در منطقه نخواهد بود . البته خدارا شکر با انتخاب رئیس جمهور میانه روی مثل فواد معصوم این بحث رفت تا یک دو ره چهار ساله دیگر چرا که اتحادیه میهنی همانطور که اقای حسینی هم گفته مخالف استقلال به این سیاق دموکراتها هستند . لطفا وقتی بحث میکنید در چارچوب موضوع باشد نه امیال درونی خودتان. ما همه کرد هستیم و دنبال سرافرازی قوم کرد هستیم اما بر اساس منطق و دخالت زمان ومکان . لذت بردم من همه را خواندم ولی از تهمتهاتان به بقیه توبه کنید بهتر است بخدا این تذهبون . راستی یادم رفت بگم که من خودم اصالتا کرد منطقه کرکوکم

  34. شکی نیست که بارزانی داعیه پادشاهی بر اقلیم کردستان را دارد. این مقاله به نظر من اشاره به این دارد که بارزانی می بایست اول بررسی میکرد چقدر مقبول است و ایا این مقبولیت می تواند به او اجازه حرکت بدهد تا مستقل شود یا خیر بارزامی میخواست اتحادیه میهنی را دور بزند که امدن مام جلال نقشه هایش را نقش بر اب کرد . خداییش بارزانی در قامت یک رهبر نیست بلکه بیشتر به یک فرصت طلب شبیه است

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه