پنجشنبه, ۰۳ اسفند ۱۳۹۶

” بارش سراب آواز ناودان ها را برنمی انگیزد ” / ر . منصوری

” بارش سراب آواز ناودان ها را برنمی انگیزد ” / ر . منصوری

” بارش سراب آواز ناودان ها را برنمی انگیزد ” / ر . منصوری

 راضیه منصوری

کرمانشاه دیلی:  چه کتاب قطوری ست رنج نامه دردآلود مردمی که میراث دار جفای تلخ روزگارانند و وارثان رشته های طویلی از مشکلات عدیده ای که آنها را در حصار مصائب آنچنان به اسارت مبتلا نموده است که مرغ آمین را تاب ماندن و شکیبایی در سرزمین گرفتاران نیست وقتی دست های استغاثه کوتاه شده،منتشای اعجاز شکسته،فریاد در جبن لرزان و ندای دادخواهی خاموش گشته و آسیب ها سلسله وار بر مردم می بارند ، وقتی درمیان بقعه های خاموشی، ناله ها در نای داریم و باید چون لاله های لالِ زبان بسته باشیم، وقتی تمام سلول ها حرفند و امتداد همه حرف ها به شک می رسد و دیوار یقین کوتاه است و گوش انسان برای شنیدن حقیقت سنگین و وقتی که باید کلمات را بر راویان بی اثری چون حسرت و آه خواند و زندگی دراین فضای انحصاری به مانند انعکاس درد است که مدام تکرار می شود…
براستی غمنامه ی ملال آور این مردم یادگار کدامین نامهربانی های تاریخ و لماظه گذشتگان است که نسل آسیب دیده را در تکرار سیکلی معیوب با بحران های روانی و اجتماعی روبرو کرده و ژولیدگی روح و روان آنها را به همراه داشته است؟
مردمی که اقتدار و پیشرفتشان متاثر از اندیشه های قدرت طلبانه و عملکردهای مصلحت اندیشانه به محاق رفته است و فقر معیشتی، بیکاری و ناتوانی در تأمین نیازهای پایه ای بارزترین نمودار زندگی آنهاست و این محصولی از نگاه نابرابر در تصویب اسناد توسعه جامع،ناتوانی دولت ها در مدیریت،ضعف راهکارها در حیطه مسائل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است، نظام اداری بوروکراتیک و ناکارآمد و همچنین جو ایده آلیستی و تقدس گرایانه،انزوای نخبگان، نادیده گرفتن اشخاص توانمند،جایگاه پررنگ ثناگویی و تملق پروری و تضعیف تخصص در مقابل ارتباطات از جمله عواملی هستند که در سطح کلان و منطقه ای علت هایی برای شرایط هول آور و ناگوار کنونی محسوب می گردند و کاستی ها و حرمان های مردم ماحصل عوامل متعددی از فعل و ترک فعل هایی از جانب دولت ها و نمایندگان و مدیران بوده که عملکردشان باعث قرار نگرفتن در مسیر توسعه یافتگی بوده است، برای دستیابی به توسعه شاخص های زیادی تاثیرگذارند و دولت ها به تنهایی قادر نبوده اند این بار سنگین را به سرمنزل مقصود برسانند لذا باید عوامل موثر دیگر را نیز درنظر گرفته و نیز تقویت نمود،یکی از عوامل تاثیرگذار مجلس است که به فرموده بنیانگذار ج،ا،ا در رأس امور است به گونه ای که چگونگی عملکرد نمایندگان و استفاده از ظرفیت مجلس برای توسعه در سطح استان یا حوزه انتخابیه بیانگر میزان مسولیت پذیری آنان نسبت به میثاقی ست که با مردم بسته اند و داشتن برنامه هایی برای ایجاد توسعه و استراتژیک اندیشی و قدرت مذاکره هنگام تصویب اسناد توسعه مناطق و بودجه های سالانه مالی برای ایجاد منابع درآمدزا باید ازمسائل موردتوجه نمایندگان باشد و درنظر گرفتن زمینه های توانایی بخش و ارائه سازوکارهایی که با بررسی منابع طبیعی و نیروی کار و شناخت کیفی و قابلیت های منطقه ای و همینطور سنجش توانایی و استعدادها می تواند نخستین گام ها برای رفتن به سمت ترقی محسوب گردد و این امر نیازمند تلاش های متحدانه مجمع نمایندگان استان به عنوان نهادی موثر در برنامه ریزی است تا بسترگشای تنظیم برنامه های قابل دفاعی باشد که قدرت چانه زنی را بالا برده و تصویب اسناد استراتژیک استان را تقویت نماید و دسترسی به چنین برنامه هایی با مددگرفتن از توان متخصصان و نخبگان استانی محقق خواهد شد تا با تهیه تم برنامه ریزی و تعیین استراتژی به پروژه های عمرانی دست یابند که بتواند با درنظر گرفتن راهکارهای اجرایی به رفع نیازمندی ها بینجامد و راهی گشاینده در بن بست کنونی باشد و در آینده نیز از این توان برخوردار باشد که اثرات سودمندی جهت بهبود و ارتقای وضعیت داشته باشد و در نهایت توزیع متوازن فعالیت ها و قابلیت ها و گسترش صنایع تبدیلی و تکمیلی ، تشویق کارآفرینان برای سرمایه گذاری در بخش صنعت و رشد اقتصادی را به ارمغان بیاورد اما متاسفانه در تاریخ گذشته جمیع رفتارها و فعالیت های روی داده حاکی از ضعف سیاست گذاری منطقه ای و ناتوانی در تعیین راهکارهایی ست که مطابق با استانداردها به پیشرفت منجر گردد و انحراف از وظایف ذاتی نمایندگان و شکاف میان منافع گروهی با منافع عمومی و پرداختن به مسائل حاشیه ای باعث گردیده مردم همچنان زبون پیشامدهای رگباری باشند و سهم آنان از شور وصف ناپذیر انتخابات و گره زدن امیدهایشان به آراءشان تنها خشنودی کوتاهی باشد که منتخبین در دفاع از حقوق آنها شالوده سخنان انتخاباتی خود می کنند و در محیطی پر قیل و قال شعارهای پوپولیستی را ملاک سیاست و برنامه های خود قرار می دهند و نیازمندی های جاری جامعه را ابزاری برای پیشبرد اهداف خود قرار داده و با پلتیک و سیاه نمایی آنچنان رقابت باشکوهی برمی انگیزند که مردم احساس کنند گویی نجات دهنده را یافته اند اما مشاهدات و روایات نشان می دهد اشخاص بارها و بارها برای جذب آراء به سمت مردم درودگویان آمده اند و پس از کسب موفقیت بدرودگویان رفته اند… و اینگونه است که سرنوشت مردم در میان لن ترانی ها به قهقرا می رود.
دریغا که آینده جوانان ما در نبود اندیشه مردم گرایانه و وظیفه محور و تکروی های بی تکلیف نادیده گرفته می شود و مرحمت نمایندگان برای این مردمان فقط ترویج ادعانامه هایی پر از لفاظه گری ست که در آن در رابطه با فقر و عدم اشتغال و نابرابری و رفع تبعیض ها عملکردی که در زندگی مردم تغییراتی ایجاد کرده باشد قابل ملاحظه نیست و اقداماتی هم اگر صورت پذیرفته باشد یا با نیازها همسو نبوده و یا از تاثیرات کافی و لازم برخوردار نبوده است و متاسفانه اغلب تمرکز صرف ارتقای جایگاه لیدرهای انتخاباتی ست و بخاطر نگاه قدرشناسانه به اشخاص خاص، منافع اجتماعی به قربانگاه می رود، مقبول بودن خویشان و مطرود شدن اشخاص کارآمد و بکار گرفتن مدیران مطیع یا منفعل یا تبلیغاتی بلیه ای برای شایسته سالاری هستند و چه بسا شیوه مدیریتی آنها بجای بهبود اوضاع موجب تاخیر و رکود در رشد و ترقی باشد و این عزل و نصب های رمانتیک تبعات هزینه آوری به همراه داشته و مدیران غیرپاسخگو به سهولت ناتوانی های خود را در برخورداری از حمایت قدرت و عدم شفافیت پوشش می دهند در حالیکه حرکت به سوی پیشرفت باید گذار از عوام فریبی باشد و برتری منافع عمومی بر تعصبات فردی، پاسداری از حقانیت و راستی بر ظاهرفریبی و ناراستی، ترجیح ضابطه گرایی و حق خواهی بر رابطه گرایی و شخص محوری و غلبه خدمت طلبی بر سروری جویی حلقه های مفقوده برون رفت از این بحران ها هستند ولی دغدغه حفظ هژمونی ها و ارائه دفاعیات مبتنی بر توجیه ماحصلی جز تضییع حقوق ملت نداشته است…
اما امر دیگری که نباید مغفول بماند کسب روحیه مشارکت جویانه و عدالت طلبانه مردم است مردمی که مطالبه گر نباشند و سقف انتظارات و توقعاتشان کوتاه باشد توان دفاع از منافع اجتماعی و اقتصادی و سیاسی را نخواهند داشت و مورد هجوم انواع آسیب های محیرالعقول قرار خواهند گرفت، مردم باید بدانند رسالت آنها منحصر به انتخاب رئیس دولت و نمایندگان و… با روش های دموکراتیک نیست مارکس وبر می گوید: “شهروند بودن به معنای توانایی مشارکت مردم در تصمیم گیری و تنظیم سیاست هاست و نیز شرکت داشتن در انتخاب رهبران” از شاخص های توسعه سیاسی علاوه بر حضور در انتخابات،مشارکت در سایر فعالیت هایی است که باعث تمرکز زدایی در اداره امور می گردد و عامل برابری را رونق می بخشد و نقش سازمان های مردم نهاد در بهبود و ارتقای شرایط موجود در فرآیند رشد و بزرگ شدن جامعه تاثیرات قابل توجهی دارد که باید با بسترسازی فرهنگی باین مهم دست یافت و توجه به نخبگان و حضور متخصصان علوم مختلف و اشخاص تاثیرگذار برای تشریح اهداف و برنامه ریزی و استفاده حداکثری از مزیت ها و قابلیت ها نیل به اهداف را تسهیل خواهد دادـ مشکلات آنچنان فراوان و در هم پیچیده هستند که برطرف کردن آنها توسط یک نهاد تصوری آرمانگرایانه است و نقش و حضور مردم را طلب می کند تا با جلب مشارکت افراد بومی و گروه های متشکل از اشخاصی که اراده و علاقه به رفع معضلات دارند شکاف میان مردم و قدرت ها با تعاملات دوسویه کاهش دهند و با عزم ملی و همگانی میان دولت و نمایندگان و مردم تدوین گزاره هایی که در زمینه های مختلف منجر به توسعه گردد رویکردی امکانپذیر خواهد بود که با توسل به جریان های اجتماعی و عزم سیاسی و ائتلاف نخبگان میسر خواهد بود و گرچه راه طولانی و صعب است اما مقصد دلپذیر و زیباست…

سرسبز آن درخت که از تیشه ایمن است 
فرخنده آن امید که حرمان نمی شود… 
پروین اعتصامی

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, 05 بهمن 1395 ساعت 4:56 ق.ظ

9 نظر

  1. توسعه نیافتگی در سطح کلان اتفاق میفته و عمر درازی می خواد ولی نمایندگان میتونن کاری کنن که مشکل بیکاری اینهمه جوان حل بشه که اونم امیدی بهش نیست

  2. حانم منصوری دست مریزاد . این نوشته لطیف و در عین حال پر معنا چه زیبا خشونت های دنیای ما را به تصویر کشیده است . قلمتان مانا باد که بدرستی فرموده اید گوش ها شنوا نیستند و قامتهای اندیشه کوتاه.

    1. “دردهای آشنا
      دردهای بومی غریب
      دردهای خانگی
      دردهای کهنه‌ی لجوج…”

      بی کران درودها بر شما استاد بزرگوارم برای نسلی که وارثان بی شماری از دردها هستیم حضور شما و چون شمایانی التیامی بر این همه تلخی هاست… از نگاه سخاوتمندتان براین واژه ها متشکرم

  3. دست مریزاد قلمتان همیشه شیوا باد .ای آگاه

    ….بگذار نام من نیز کس نداند تا در راستای تایید دیدگاه شما در عمل حرکتی کرده باشم. ودر عمل از خود نمایی دور باشیم.خیلی ها حرف میزنند غافل از اینکه دوصد گفته چون نیم کردار نیست.وامروز ه این امر از آسیبهای ماست

  4. سلام و درود به مشکلات واقعی مردم اشاره شده دست شما سلامت ولی برای مشکلات شهرستان اسلام اباد اختلافات قومی و قبیله ای و این اواخر جنگ مذهبی ندیده گرفته شد چیزی که اونم بخاطر همت نمایندگان عزیزمان بود

  5. درود بر شما خانم منصوری
    وضعیت هر جامعه و حجم مسائل و مشکلات آن برایندی است از نحوه حضور و تعامل مردم در فرایندهای سیاسی و اجتماعی . مردم ما نیز در برابر رخدادهای سیاسی برخوردهای متنوع و در عین حال متفاوتی داشته اند . اما مواجهه مردم در برابر دو رخداد مهم سیاسی اجتماعی اخیر یعنی رحلت آیت الله هاشمی و حادثه پلاسکو نشان داد که رویکرد مردم به حوادث سیاسی اجتماعی رویکردی فعالانه است و همین رویکرد هم موجب امیدواری است
    انشاالله موفق و منصور باشید و قلمتان در راه آگاهی هماره و پرتوان باد

    1. درودها بر شما استاد
      مسولیت پذیری اجتماعی رابطی برای اتصال و استحکام گروه ها و مشارکت همگانی درباره رویدادهای تاثیرگذار بر زندگی جامعه است و اگر مردم رویه انفعال را در پیش نگیرند با توانایی های خود بعنوان عضوی سازنده جمع میتوانند تحولی مثبت را در فضای جامعه ایجادکنند
      از شما برای حضورتان سپاسگزارم و وجودتان مستدام باد

  6. درود بر شما سرکار خانم منصوری

  7. تا دردمندی و شعور و دانایی هست… و تا واژه های پر احساس و قلم توانا و فکر زیبا هست…خاموشی نیست! تاثیر قلمتان ، تحسین بر انگیز و موجب مباهات است .موفقتر از همیشه باشید.

    1. “در اين ديار كه نام ونشان ز درمان نيست
      هزار درد به دنبال يك دل افتاده است…”
      به امید روزی که دردهای نهفته و نگفته آدمیان از عمق دل ها زدوده شوند و کلمات شادی های جامعه را هلهله کنند…
      از بذل عنایت شما سپاسگزارم

  8. محکم ببار باران.نم نم علاج زخمهایمان نیست. آرام در گوشه ای نشسته ایم کار از چسپ وباند وپانسمان گذشته.زخم به روحمان رسیده.برای چشمهایمان نماز باران باید خواند.بغض کرده اند ابریند اما نمیبارند.به امید روزی که خداوند در رحمتی برایمان بگشاید…
    تشکر فراوان از اینکه بامطالب ارزنده مشکلات و درد جامعه را باقلم زیبایت بیان می کنی

  9. پایدار باد قلمهایی  که در التهاب و آتش سختیهای مردمان زجرکشیده نمی سوزند و در  موجهای متلاطم روزگارشان  سردرگم نمی شوند و همواره درست می لغزند ،

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه