جمعه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

تحلیلی بر انتخابات استان کرمانشاه / برنده واقعی کدام جریان سیاسی است ؟/ اردشیر محمدی

تحلیلی بر انتخابات استان کرمانشاه /  برنده واقعی کدام جریان سیاسی است ؟/ اردشیر محمدی

تحلیلی بر انتخابات استان کرمانشاه /  برنده واقعی کدام جریان سیاسی است ؟/ اردشیر محمدی

 اردشیر محمدی

کرمانشاه دیلی:  معمولا هر جنسی را با مقیاس خاص خود می سنجند ، برخی با وزن مانند گندم و حبوبات برخی با پیمانه مثل نفت و بنزین بعضی با عدد مثل کاسه و بشقاب ، بعضی نیز مانند فرش و پارچه با متر و ذرع سنجیده می شوند ، حکومتگران ، جریان های سیاسی و میزان مقبولیت آنان در بین مردم هم با انتخابات و صندوق رای مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرند . انتخابات بیانگر اعتماد مردم به حاکمان سیاسی است . اگر در یک انتخابات ، مردم نگاه خود را به جریانی غیر از جریان حاکم بیندازند به معنای آن است که برنامه ها و سیاست های آن جریان نتوانسته است خواسته ها و مطالبات مردم را محقق کند بنابراین منطق سیاست حکم می کند که آن جریان میدان را برای جریانی که مورد اقبال مردم قرار گرفته خالی کند ، به همین دلیل می گویند صندوق رای تابوت رادیکالیسم است زیرا اگر انتخابات و صندوق رای نمی بود مردم می بایست برای تغییر اوضاع دست به انقلاب یا شورش بزنند .

این که یک جریان سیاسی بعد از انتخابات پرشور هفتم اسفند اصرار دارد که الا و بلا اصول گرایان پیروز این میدان بوده اند از همین زاویه قابل تحلیل است زیرا بر اساس منطق سیاست ، پذیرش پیروزی رقیب به منزله وانهادن میدان قدرت است و باید به منویات و اراده مردم گردن نهاد اما این جناح می خواهد همچنان در سریر قدرت باقی بماند به همین خاطر نمی خواهد بپذیرد که رقیب وی در انتخابات و خروجی های صندوق رای پیروز شده است ، بنابراین سئوال اصلی این است که برنده واقعی انتخابات هفتم اسفند کدام جریان بوده ؟ و فلش نگاه مردم ، کدام رویکرد سیاسی را نشانه رفته است ؟ نتیجه انتخابات در مرکز کشور به عنوان میزان الحراره خواسته های عمومی مردم کاملا مشخص بوده و جای هیچ اما و اگری را باقی نمی گذارد خود همین جریان هم پذیرفته است که در تهران نتیجه را 30 به هیچ باخته اند اما آنان اصرار دارند که در شهرستانها حائز اکثریت بوده و اقبال مردم برای آینده سیاسی جامعه همچنان به آنان است . یکی از استانهایی که مستند ادعای پیروزی جریان اصولگرا است استان کرمانشاه است آنها می گویند برنده مطلق انتخابات در استان کرمانشاه اصولگرایانند و برای اثبات ادعای خود به منتخبان شهرستانهای استان استناد می کنند منتخبانی که قبلا از پایگاه رای آنها اطمینان حاصل کرده و آنان را لیست خویش قرار داده تا بدینوسیله مقبولیت خود را در میان جامعه به اثبات برسانند . تحلیل این موضوع مستلزم چند نکته مهم است که باید مورد تدقیق قرار گیرد :

یکم : معتقدم در شرایط فعلی ، جریانهای سیاسی در حال پوست اندازی هستند ، دوگانه اصلاح طلب – اصول گرا در اوضاع فعلی خصوصا در سالهای اخیر کارکرد خود را از دست داده و فاقد موضوعیت لازم است ، زیرا اگر یک واقعه سیاسی همچون مسئله برجام را به عنوان شاخص مواضع جریان های سیاسی در نظر بگیریم می بایست جریانی مثل اصولگرایان راجع به این واقعه موضع یکدست و یکنواختی می داشتند در حالی که واقعا این گونه نبود ، برخی کاملا موافق و مدافع برجام بودند و عده ای هم مخالف سرسخت آن . یا مثلا رویکرد اصلاح طلبان  به مقوله انتخابات و کیفیت ائتلاف با جریان اعتدال و اصولگراهای میانه رو رویکرد واحدی نبود ، این تشتتت و چندگانگی در مواضع دو جریان مهم سیاسی کشور قبل از هر چیز بیانگر آن است که جریان های سیاسی در کشور ما در حال دگردیسی است ، آینده سیاسی کشور قطعا شاهد رویش جریانهای سیاسی دیگری با مشخصه هایی غیر از آن چه که الان شاهدش هستیم خواهد بود ، این مشخصه ها در دو ویژگی متبلور شده و جناحهای سیاسی را حول محور این دو ویژگی ساماندهی خواهد کرد یکی « اعتدال و عقلانیت » در رویکردهای سیاسی داخل و خارج کشور و دیگری نگاه « آرمانی و رادیکالی » به مسائل سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و حتی اقتصادی . بنابراین چنانچه دولت فعلی را شاخص رویکرد اعتدال و عقلانیت بدانیم بیشتر منتخبان استان کرمانشاه از حیث دیدگاهها  و ویژگیهای فکری در داخل این جریان قرار می گیرند

دوم : برخی تحلیلگران ، انتخابات هفتم اسفند را محک مناسبی برای سنجش اقبال یا عدم اقبال مردم به دو جریان سیاسی رقیب نمی دانند ، به اعتقاد این افراد ، انتخابات زمانی شاخص و شاغول مقبولیت جریانهای سیاسی است که هر دو رقیب از توان و امکانات برابری در عرصه رقابت  برخوردار باشند ، اینگونه نباشد که یک جریان از تایید نیروهایش کاملا مطمئن بوده و با فراغت خاطر مشغول برنامه ریزی برای رای آوری انها باشد و جریانی دیگر تا آخرین روز تبلیغات از عدم تایید کاندیداهایش در خوف و رجا به سر ببرد . دو جریان سیاسی کشور در هماورد هفتم اسفند از این حیث شرایط برابری نداشتند یک جریان به حدی نیروی آماده و در صحنه داشت که برای گزینش حد نصاب های خود دچار دردسر می شد مثل شهر کرمانشاه که به جای سه نفر چهار نفر را معرفی میکرد و جریانی دیگر برای تکمیل لیست خود آنچنان در مضیقه بود که ناگزیر می شد به سراغ کسانی برود که نه مردم از انها شناخت کافی داشتند و نه علقه و وابستگی آن افراد  به مبانی و چارچوب های جریان متبوع قابل تصور بود .  بنابراین رای نیاوردن شخصی مانند بهروز خسروی در کرمانشاه نمی تواند به منزله عدم اقبال مردم به جریان اصلاح طلب تلقی شود زیرا وزن و اعتبار و معروفیت و سابقه سیاسی وی با کسانی همچون عبدالرضا مصری و ابراهیم عزیزی قابل قیاس نیست . در سایر شهرستانهای استان کرمانشاه هم می توان شرایط مشابهی را در نظر گرفت ، در میان کاندیداهای تایید صلاحیت شده برخی شهرستانها حتی یک کاندیدا با سابقه و صبغه اصلاح طلبی متناسب با شاخص های سیاسی این جریان وجود نداشت ، این مسئله با امتزاج نگاههای قوم گرایانه به مقوله انتخابات بعضا موجب رویکرد مردم آن شهرستانها به کاندیداهایی می شد که مورد حمایت جریان اصول گرا بود به همین دلیل باز هم معتقدم نمی توان رای آوری این افراد را نشانه اقبال مردم به « جریان اصولگرایی » تصور کرد .

سوم : سازماندهی ، اتخاذ تصمیم مناسب همراه با برنامه های دراز مدت و کوتاه مدت از عوامل موفقیت هر جریان سیاسی است ، این مسئله مستلزم داشتن انسجام تشکیلاتی است تا از طریق آن بتوان برنامه ها و راهبردهای احزاب و جریان های سیاسی را عملیاتی کرد . ضعف تشکیلات ، عدم هماهنگی نیروهای تصمیم گیر و مآلا تشتت در حوزه برنامه ریزی جریان های سیاسی موجب سردرگمی و بعضا دلزدگی مردم از یک جریان سیاسی می شود . واقعیت آن است که جریان اصلاحات در استان کرمانشاه فاقد انسجام تشکیلاتی است و از این حیث ، ضررهای زیادی متوجه این جریان سیاسی شده است ، منیت ها ، تشتت و چند دستگی در میان کنشگران سیاسی اصلاح طلب استان که بیشتر معلول توسعه نیافتگی سیاسی است به همراه فقدان برنامه های مدون و تعریف شده برای حضور در عرصه های سیاسی لطمه زیادی به این جریان وارد کرده که تبعات آن را به نوعی در انتخابات جاری شاهد بودیم . همین مسئله سبب شد که در گزینش لیست نهایی این جریان برای شهرستان های استان دقت کافی صورت نگرفته و خطاهای استراتژیکی را مرتکب گردند . این خطاها قبل از هر چیز به سود جریان اصول گرا تمام شد و رسانه های این جریان به خوبی از آن بهره برداری تبلیغی کردند . مثلا اگر  در شهرستان اسلام آباد چند تشکل سیاسی اصلاح طلب رابطه شخصی خوبی با دکتر فلاحت پیشه می داشتند و به جای جناب صابری وی را در لیست حمایت خویش قرار می دادند یا چنانچه در اورامانات جریان اصلاحات به مقبولیت شهاب نادری توجه می کرد و از ویژگی های شخصیتی ایشان شناخت کافی می داشت ممکن بود شرایط متفاوتی در سنجش مقبولیت جناحهای سیاسی استان به وجود آید ، این در حالی است که ویژگی های شخصی ، طرز فکر و دیدگاههای منتخبان دو حوزه اسلام آباد و اورامانات کمترین قرابت را با جریان اصولگرایی داشته و بدنه اجتماعی حامی این دو منتخب نیز اکثرا دارای گرایش اصلاح طلبی هستند.

چهارم : موضع گیری و رفتار سیاسی مردم استان کرمانشاه در انتخابات خبرگان رهبری نمود بیشتری داشته و از این حیث می توان میزان مقبولیت جریان های سیاسی رقیب را در گزینه های مورد اقبال مردم این استان ارزیابی کرد . هر دو جریان سیاسی دارای کاندیدای مشخص بوده و شرایط نسبتا برابری از حیث فعالیت های تبلیغی برای آنها فراهم بود . ضمن این که علقه های قومی و قبیله ای در این انتخابات به حداقل ممکن رسیده و « لیست های انتخاباتی » متعلق به هر یک از جریان های سیاسی ، محل رجوع و اقبال مردم برای گزینش کاندیدای مورد نظر خود بود . اگر چه از حیث شهرت و وزن سیاسی ، کاندیدای مورد حمایت جریان اصول گرا در انتخابات خبرگان وزانت بیشتری داشت و احتمال موفقیت وی بیشتر قابل تصور بود اما پیروزی خیره کننده دو کاندیدای مورد حمایت جریان اصلاحات در استان کرمانشاه زاویه نگاه و علقه مردم این استان را به دو جریان سیاسی رقیب هویدا کرد . امری که  رسانه های مجازی و غیر مجازی منتسب به جریان اصول گرا به راحتی از کنار ان گذر کرده و توجه چندانی به آن ننمودند .

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, 10 اسفند 1394 ساعت 8:23 ب.ظ

5 نظر

  1. من خودم سیاسیاهی هستم خداوکیلی آقای برنده با این حرکاتش آبروی ایل سیاسیاه رابردچون امام رضا راسپرکرده ونیزه برسرقران قرارداد بااحساسات مردم بازی کردآبروی تمامی زنان راروی خیابانهارابه نمایش گذاشت برنده ای خوب است که درکمال صداقت بامردم درآید درمیدانی که فقط یک رقیب برای خودش گذاشته این هنرنیست مردآن است که درکشاکش دهرسنگ زیزین آسیاب باشد انشاالله این همه قول ریاست که به طرفدارانش داده بتواند عمل کندوگرنه…….

  2. اين سخن شما ازروي کينه وحقارت تونه سيا 
    سيا  هي ونه کلهر ابروي اسلام ابادي را شما 
    بردين نه فلاحت پيشه که با ۵٠ تا ۶٠ نفرميتينگ تبلغاتي 
    داشتين ديگه بس کنين

  3. اين سخن شما ازروي کينه وحقارت تونه سيا 
    سيا  هي ونه کلهر ابروي اسلام ابادي را شما 
    بردين نه فلاحت پيشه که با ۵٠ تا ۶٠ نفرميتينگ تبلغاتي 
    داشتين ديگه بس کنين

  4. اصول گراها اگر منابع قدرت را از دست بدن پایگاه چندانی در میان مردم ندارند پایگاه رای واقعی اصول گراها در اسلام آباد غرب میزان رای آقای نصرت الله مهدی زاده است باور کنید به همان تعداد در اسلام آباد بیشتر طرفدار ندارند

  5. ضعف استان کرمانشاه تشکیلات اصلاح طلبان است باند بازی و خودمحوری مانع انسجام آنهاست به این دلیل نمی توانند از فرصت خوبی که در اختیارشان است استفاده کنند

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه