دوشنبه, ۰۷ اسفند ۱۳۹۶

تحلیل نابرابری اجتماعی در قرن بیست و یکم

مترجم: توکل آقایاری هیر
مقدمه:

نظرات و ایده‌های جامعه‌شناختی مهم و کلیدی که بتوانیم در مورد نابرابری‌های اجتماعی قرن بیست و یکم پیشنهاد کنیم کدامند؟ و تئوری‌ها، ‌ایده‌ها و موضوعات تحقیقی که باید توسعه داده شوند کدامها هستند؟ نابرابری در شکل‌های تازه‌ای وارد قرن بیست و یکم می‌شود با این حال بسیاری از این اشکال تازه دارای همان مضامین و محتواهایی خواهند بود که در طول قرن گذشته و حتا پیش‌تر از آن در سنت جامعه‌شناسی مطرح بوده‌اند.
کلید مهم قرن بیست و یکم تحلیل دو فرایند: جهانی سازی(globalization) و نوسازی (modernization) است. جهانی‌سازی نتیجه‌ی تکنولوژی‌های جدید اطلاعاتی و ارتباطی بوده که نه تنها بازارهای مالی و سرمایه‌ای بلکه فرآیندهای فرهنگی و سیاسی را نیز از نو شکل داده است. جهانی‌سازی به شکل اساسی و بنیانی نهادهایی اجتماعی و روابط آنها را بازسازی کرده که باعث تأثیر‌گذاری بر درجه و شکل‌های نابرابری اجتماعی گردیده است. نوسازی، ‌همچنان که رژیم جنسی به آرامی از شکل محلی به شکل عمومی درآمده و زنان به فضاهای عمومی استخدامی و دولتی وارد می‌شوند، ‌هنوز ادامه دارد. در حالی که در کشورهای «جنوب» جهان، ‌نوسازی اغلب انتقال از جامعه‌ی سنتی به جامعه‌ی صنعتی قلمداد می‌شود در اینجا منظور من [از نوسازی] نوسازی روابط جنسی [روابط بین زن و مرد] در جهان پیشرفته است همچنان که زنان در این کشورها در بیشتر صحنه‌های عمومی و همگانی ظاهر می‌شوند. جهانی‌سازی و نوسازی نباید یکی شمرده شوند بلکه باید دو فرایند جدا از هم در نظر گرفته شوند که تأثیرات یکپارچه و نابرابری [نسبت به یکدیگر] دارند. که بین این فرایند ها را در ارتباط با اشکال جدید کاری، شبکه‌ی جهانی، بازسازی رفاه [اجتماعی] و سیاست بررسی خواهیم کرد.
بازسازی جهانی:
در قرن بیست و یکم، همانند گذشته، نابرابری اجتماعی در سطح جهان بازسازی خواهد شد با این حال ماهیت روابط تغییر یافته، شدیدتر شده و سریعتر گشته و از اهمیت فاصله‌ی فیزیکی کاسته خواهد شد. خود سلسله مراتب [و نظام ارباب رعیتی] جهانی (global hierarchy) در نتیجه‌ی روابط جدید اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بازسازی خواهد شد. عصر اطلاعات جا افتاده و تکنولوژی‌های جدید کامپیوتری بیش از پیش قدرتمندتر گشته و حتا برقراری روابط سریع‌تری را امکان پذیر خواهد ساخت. چنین بازسازی جهانی، به شیوه‌هایی که هنوز مجبور به پی بردن به آنهائیم ، کلیدی برای شکل‌های جدید نابرابری اجتماعی خواهد بود.
ما برای دستیابی به اشکال فضایی (spatial) و زمانمند (temporal) بازسازی نابرابری‌ها، نیاز به توسعه‌ی مفاهیم جدیدی خواهیم داشت.
مفاهیم موجود مثل «تراکم زمان ـ مکان» (space – time compression) (Harvey ۱۹۸۹) یا «محلی سازی» (glocalisation) (Robertson ۱۹۹۲) به دلیل انواع جدید بازسازی مکان ـ ‌زمان کهنه گردیده و نیاز به جایگزینی خواهد داشت.
تجدید ساختار مکان و زمان برای گروه‌های مختلف اجتماعی، معانی متفاوتی خواهد داشت. مفاهیم «پراکندگی قومی» (diaspora) (Cohen ۱۹۹۷) و «دورگیت» (hybridity) (Gilroy ۱۹۹۳) به شکل روز افزونی در دنیایی که رو به جهانی شدن دارد رایج خواهد شد. ما در مورد این مسائل که آیا قومیت‌های پراکنده‌ای که در دولت ـ‌ ملّی‌ها به چشم می‌خورد، این امکان برایشان هست که با روابط در سطح جهانی خود و نیز سهل‌گیری‌هایی که در شبکه‌های تجاری و اقتصادی که قبلاً توسط ملاحضات ملّی محدود بودند به وجود می‌آیند، بر قدرت خود بیافزایند یا اینکه با واکنشی از طرف اکثریت اعضای جامعه که موقعیت و موفقیت‌هایشان را در خطر می‌بینند مورد آزار و اذیت قرار خواهند گرفت؛ بحث خواهیم کرد. ما در مورد ماهیت شکل‌های جدید دورگیت و راه‌های مؤثری که موجب می‌شوند هویت‌های شکل گرفته، ‌شکل دو باره یافته، منشعب شده، ادغام گردیده و تغییر یابد بحث خواهیم کرد.
بازسازی رژیم جنسی (gender regime)
آنچه همزمان با جهانی‌سازی صورت می‌گیرد، نوسازی رژیم‌های جنسی است. روابط جنسی، با ورود زنان به فضاهای استخدامی عمومی، همگانی و دولتی و متعاقباً کاهش وابستگی آنها به شوهر یا پدران‌شان، به طور کلی تغییر شکل داده است. انتقال و گذار در رژیم‌های جنسی از شکل محلی به شکل عمومی آن در برخی کشورهای غربی در قرن نوزدهم آغاز شده و در قرن بیست و یکم نیز ادامه خواهد یافت.
این گذار برای برخی از زنان نظیر زنان جوان تحصیل کرده‌ای که در بخش‌های رسمی مشاغل پُر درآمدی را بدست می‌آورند، موجب کاهش نابرابری شده ولی برای دیگر گروه‌ها صرفاً در حکم تغییر شکل نابرابری‌ها خواهد بود بدین نحو که شغل‌های کم درآمدی را جایگزین کارهای خانگی خواهد کرد. نیز این گذار برای برخی از زنان به معنی پیدایش فرصت‌های جدید بوده ولی برای بقیه تنها به معنی الگوهای تازه‌ای از انتخاب‌های محدود خواهد بود که با توجه به قومیت و طبقه‌ی افراد فرق خواهد کرد.
آموزش ،‌گر چه در دسترس بسیاری از زنان بزرگسال نیست، تغییر دهنده‌ی موقعیت بسیاری از زنان جوان در عصر اطلاعات است. زنان جوان بسیاری، همچنان که با افزایش میزان تحصیلات خود [در شغل‌های مناسبی] استخدام می‌شوند فاصله و شکاف بین خود با مردان مشابه خود را به طور روزافزونی کاهش می‌دهند. به هرحال زنان بزرگسال، ‌با زندگینامه‌هایی که برای دوره‌های قبلی یعنی زمانی که انجام کارهای خانگی و خانه‌داری برای زنان در حکم هنجار بوده، بیش از پیش [از زنان تحصیل کرده] عقب می‌مانند. همین امر راه‌های جدیدی از نابرابری را در بین زنان می‌گشاید که مستقیماً مرتبط با سن آنهاست. این تغییر و تحولات،‌ تمایزات و تقسیمات سنتی بین زنان را که بر پایه‌ی قومیت و طبقه استوار بود کمتر کرده در حالی که تنوع زیادی را در طرح بندی نابرابری به وجود آورده است (Walby ۱۹۹۰, ۱۹۹۷, ۲۰۰۱).
شکل‌های جدید شغلی
جهانی‌سازی صورت‌های شغلی جدیدی را ایجاد می‌کند اما از طرق کاملاً متفاوتی فرآیندهای دیگر نظیر نوسازی را کوتاه‌تر می‌کند. از طرفی، توسعه‌ی اقتصاد مبتنی بر دانش، آنهایی را که سطوح بالایی از آموزش را دارا باشند، مشابه آنچه که در اکثر کشورهای غربی دیده می‌شود، بهره‌مند می‌سازد و از طرف دیگر تغییر‌پذیری و انعطاف صورت‌های شغلی جدید می‌توانند نامطمئن و کم درآمد بوده باشند. تعادل بین دو نوع توسعه‌ی یاد شده، ساختار نابرابری اجتماعی در کار و متعاقباً در بسیاری دیگر از جوانب روابط اجتماعی را تشکیل می‌دهد.
بر میزان اهمیت آموزش، دانش و اطلاعات به عنوان عوامل تولید در عصر اطلاعات بیش از پیش افزوده می‌شود (Castells ۱۹۹۶, ۱۹۹۸, ۱۹۹۱). از همین روی آموزش به شکل فزاینده‌ای به یک مبنای مهم و جدید درآمدی و کسب ثروت تبدیل شده است. که به عنوان «دارایی ملّت‌ها» (wealth of nations) تعبیر می‌شود (Reich ۱۹۹۳). دستیابی در آموزش در مهارت‌های اطلاعاتی می‌رود که در طرح بندی و الگو دهی نابرابری‌های اجتماعی حتا از آن موقعیتی که آموزش در گذشته داشته، مهم‌تر گردد. سؤالی که در این میان مطرح است این است که آیا دستیابی به آموزش سایر الگوهای نابرابری اجتماعی را تحت تأثیر قرار خواهد داد یا آنها را به یکدیگر نزدیکتر خواهد کرد؟ روشن است که از برخی جهات، بویژه از نقطه نظر اینکه افراد به کدام طبقه تعلق داشته باشند، آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد ولی الگوهای روابط در مورد قومیت متفاوتند ـ برخی گروه‌های قومی بهتر و برخی بدتر از حد متوسط عمل می‌کنند. الگوی جنسی که در حال ایجاد شدن است، و مرتبط با نوسازی روابط جنسی است، به دلیل اینکه زنان جوان در حال حاضر در کشورهای جهان غرب از نظر آموزش، گوی تبعیت را از مردان جوان ربوده‌اند، بیشتر معنی‌دار است. زنان [با آموزش بیشتر] بهتر برای اقتصاد اطلاعاتی که در آینده وجود خواهد داشت، ‌تجهیز می‌شوند. شرایطی که در آن امر یاد شده، سلسله مراتب جنسی را در اشتغال و حکومت تحت تأثیر قرار داده، کلیدی برای الگوهای جنسی نابرابری در آینده خواهد بود.
در هر حال دیگر جوانب بازار کار جهانی ممکن است بیش از آنچه موجب کاهش نابرابری‌ها شود، آن را افزایش دهد. افزایش تغییر‌پذیری و انعطاف در کار جهانی الگوهای نابرابری را بازسازی می‌کند (Standing ۱۹۹۹). انواع جدید تنظیمات کاری به نسبت زیادی، وقتی، پاره وقت، در شکل پیمانکاری‌های فرعی (subcontracted) و خود اشتغالی (self – employed) است. البته این امر نسبت به کشورها [ی مختلف] متفاوت است. برای مثال خود اشتغالی در ایالات متحده در بالاترین حد خود است، در اروپا رو به گسترش بوده و در ژاپن در حد پایین و ثابتی است. کار پاره وقت نیز گرچه در حوزه‌های کاری متعلق به زنان فرق می‌کند، در همه جا رو به گسترش است ـ البته تفاوت ذکر شده در ایالات متحده کمتر از بریتانیا می‌باشد. هر چند برخی از این اشکال جدید و قراردادی کاری از اهمیت بالایی در اقتصاد جدید برخوردار بوده و ایجاد بخش پُردرآمد، ‌با بهره‌وری بالا و مؤثری را تسهیل خواهد کرد ولی در بسیاری موارد دیگر بیشتر شغل‌هایی خواهند بود که اساساً بی‌ثبات و نسبتاً کم درآمد بوده و توسط قانون‌های کار نیز حمایت ضعیفی از آنها به عمل خواهد آمد. شکل‌های جدید نابرابری احتمالاً مستلزم ترکیبی از بی‌ثباتی (precariousness) و پاداش (reward) خواهد بود البته نه از نوع سنتی آن.
یک موضوع مهم این مسأله است که شغل‌هایی که توسط اقتصاد اطلاعاتی ایجاد می‌شود در چه جایگاهی‌ قرار می‌گیرند. در این میان برخی بسیار تخصصی بوده و نیاز به کارمندان بسیار آزموده و تربیت شده خواهند داشت اما بقیه ضعیف بوده و شرایطی مشابه کارهای کارخانه‌ای خواهند داشت نظیر کارهایی که در مراکز [خدمات] تلفنی صورت می‌گیرد. موضوع دیگر اینکه آیا شغل‌هایی که نیاز به آموزش بالا دارند، همانند آنچه در اکثر شغل‌های مردانه‌ی سنتی به چشم می‌خورد، ‌خود اتکا و خود مختار خواهد بود یا اینکه همانند آنچه در شیوه‌ی پرستاری (manner of nurses) دیده می‌شود منظم و قاعده‌مند خواهند بود.
این اشکال جدید کاری، به رابطه‌ی تنگاتنگ با جهانی‌سازی، نه تنها صورت‌های جدید نابرابری طبقه‌ای بلکه روابط بین طبقه‌ای، جنسی و قومی را نیز بازسازی می‌کنند. بویژه نوسازی روابط جنسی، شرکت زنان در آموزش و استخدام را افزایش می‌دهد. الگوهای در حال تغییر دستیابی به آموزش بخشی از استقرار مجدد زنان و دیگر گروه‌های اجتماعی در بیان الگوهای شغلی است. این فرآیند و پیکربندی‌های ناشی از آن شاید جدید باشند ولی هنوز با اشکال سنتی تقسیمات مبتنی بر طبقه، جنس و قومیت درگیرند.
شبکه‌ی جهانی (world wide web)
شبکه‌ی جهانی زمینه‌ی جدیدی است که تا حدودی بر فرآیند جهانی‌سازی دامن می‌زند. شبکه‌ی جهانی، به همان ترتیبی که الگوهای نابرابری مختص به خود را در قلمرو خودش ایجاد می‌کند الگوهای نابرابری اجتماعی در جهان واقعی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. جهانی‌سازی بر شکل‌های موجود نابرابری اجتماعی تأثیر گذاشته و در طی فرآیندی آنها را تغییر خواهد داد همچنان که شکل‌های جدیدی [از نابرابری] را در خود شبکه ایجاد خواهد کرد.
به همان میزان که بر اهمیت اینترنت افزوده می‌شود، و حتا بخش بیشتری ا ز وقت ما را به خود اختصاص داده و به طور روزافزونی به وسیله‌ای تبدیل می‌شود که امورات اجتماعی از طریق آن انجام گیرند، این فرآیندها نیز [فرآیندهای مورد اشاره در بالا] بیش از پیش اهمیت خواهند یافت. یک جهان اجتماعی کامل و جدیدی در درون شبکه، با اشکال متفاوت آزادی و نظم در حال ایجاد شدن است که جهان ذاتاً متفاوت خواهد بود چرا که ناشناخته خواهد بود هر چند زیاد نیز بی‌ارتباط با جهان شناخته شده نیست. صورت‌های نظم دهی آن نیز، به دلیل اینکه دولت‌ها به راحتی قادر به نظم دادن ارتباطات بین‌المللی نخواهند بود، متفاوت خواهد بود. یک سلسله از تکنولوژی‌های وابسته بویژه در شکل راه دور آن (نظیر موبایل انتقال داده، صدا و تصویر) در هم تنیده شده و از همین روی گسترش ارتباطات در سطح بسیار بالایی را امکان پذیر خواهد ساخت. چنانچه در مورد تلفن‌های فرستنده‌ی ایمیل (email) صادق است.
همه‌ی انواع نابرابری‌ها پیچیده‌اند. دسترسی به اینترنت خود بستگی به درآمد، آموزش و جایگاه فیزیکی و اجتماعی دارد. از این نظر شبکه شاید صرفاً نابرابری‌های موجود را تحت تأثیر قرار دهد اما اینترنت ممکن است که به کاهش دیگر انواع نابرابری‌های اجتماعی همانند آن نوع نابرابری‌هایی که در اثر اختلالات جسمانی بروز می‌کنند (معلولیت‌ها)، کمک کند. تکنولوژی گسترده ی اطلاعاتی (IT)، با تحرک ناشی از یک جامعه‌ی ساخت یافته بر محور نیازهای افراد سالم و توانمند، بر فایق آمدن بر برخی مشکلات کمک خواهد کرد.
اینترنت الگوهای نابرابری را از نظر دستیابی به قدرت و نفوذ سیاسی تغییر خواهد داد. گروه‌هایی که توان جا‌به‌جایی نداشته باشند [نظیر معلولین و …] توان تأثیر‌گذاری خواهند یافت، گر چه دستیابی نابرابر به شبکه خود موجب وخیمتر شدن نابرابری و پیدایش شکل‌های جدیدی از آن خواهد شد. اینترنت موجب تسلط هر چه بیشتر زبان انگلیسی و در نتیجه انگلیسی زبانان شده و نابرابری‌های زبانی و قومی مرتبط با آن را بیشتر خواهد کرد با این حال ممکن است در نهایت تکنولوژی جدید تسهیلاتی را در زمینه‌ی ترجمه به وجود آورده و موجب کم رنگی امر مذکور گردد.
اینترنت تأثیرات پیچیده‌ای بر روی نابرابری‌های جنسی و طبقه‌ای خواهد داشت. در حال حاضر حسابداری بیشتر توسط مردان صورت می‌گیرد و از همین روی توسعه و گسترش آن موجب انتفاع بیشتر مردان می‌شود. بهر حال مهارت‌های استفاده از کیبود (keyboard)، مهارت‌های زبانی، تغییری و مهارت‌های متنی اغلب در اختیار زنان هستند و از این نظر ممکن است که فرصت‌هایی را نصیب برخی از زنان نمایند. نوسازی روابط جنسی، که بیشتر مرتبط با آموزش بیشتر زنان جوان است، ‌بدین معنی است که شاید زنان مهارت‌های مورد نیاز بسیار بیشتری را برای استفاده در شبکه دارا باشند. در حال حاضر اینترنت یک تکنولوژی نسبتاً پُر هزینه‌ای است که افراد ثروتمند در مقایسه [با دیگران] بیشتر به آن و فواید متعاقب آن دسترسی دارند. با این حال در صورتی که دسترسی جهانی به آن میسر گردد، همانند تلویزیون و تلفن که در اکثر خانه‌ها یافت می‌شود، اینترنت خواهد توانست که به یک تکنولوژی عمومی و همگانی تبدیل شود.

بازسازی رفاه
جهانی‌سازی و نوسازی رژیم جنسی آن تمایل متضادی را در کار شکل دادن به باز توزیع امکانات رفاهی دولت‌ها موجب می‌شود. از یک طرف، رقابت جهانی در بین دولت ملّی‌ها و کاهش قدرت طبقه‌ی کارگری سنتی به منظور کاستن از هزینه‌های رفاه عمومی ادامه خواد یافت. همچنان که دولت‌ها بر سر جذب سرمایه‌هایی آزاد برای سرمایه‌گذاری در کشور خود رقابت می‌کنند، هزینه‌هایی که با چنین سرمایه‌هایی (آزاد) حمایت نشوند، ممکن است که کاهش یابند (martin & Schumann ۱۹۹۷). از طرف دیگر، زنان دارای حق رأی، یک گروه سیاسی که حامی رفاه عمومی است را پدید می‌آوردند بویژه از آنجایی که [فعالیت‌های] این گروه سیاسی در جهت مراقبت از کودکان، بهداشت و آموزش می‌باشد.
زنان جوان، در مقایسه با مردان و زنان مسن، بیش از پیش آراء موافق احزاب چپ می‌دهند و این در حالی است که زنان عمدتاً بیشتر از مردان از هزینه‌های دولتی در زمینه‌های بهداشت و آموزش حمایت می‌کنند. [البته] باید منتظر بحث‌هایی در مورد اینکه آیا زنان در نتیجه‌ی حمایت‌های جدید دولت رفاه جایگزین طبقه‌ی کارگر خواهد شد [یا نه؟] باشیم. اتفاق افتادن چنین جایگزینی در کشورهایی که زنان بیشتر در پارلمان‌های این کشور مستقر شده‌اند، نظیر کشورهای اروپای شمالی، ‌بیشتر محتمل است گرچه فشار ناشی از آراء زنان (بویژه زنان جوان) ممکن است که در اکثر دموکراسی‌های غربی به شکل فزاینده‌ای احساس شود. به طور خلاصه [می‌توان گفت که] زنان به حامیان جدید تأمین رفاه عمومی تبدیل شده و طبقه‌ی کارگر به عنوان یک نیروی سیاسی معین، ‌کاهش خواهد یافت (Walby ۲۰۰۱). [از این طریق] رفاه عمومی، ‌به علّت اینکه رژیم جنسی در حال نو شدن است، ‌ممکن است که جهانی‌سازی را نجات دهد.

بازسازی واحدهای سیاسی (حکومت‌ها)
دولت ـ ملّی‌ها به از دست دادن اعتبار خود به عنوان واحدهایی در دل آن شرایطی که نابرابری اجتماعی ساختاربندی خواهد شد، با ا

نوشته شده توسط admin در جمعه, 17 شهریور 1391 ساعت 7:47 ب.ظ

  • دیدگاه‌ها برای تحلیل نابرابری اجتماعی در قرن بیست و یکم بسته هستند
  • 3382 بازدید
  • چاپ چاپ

دیدگاه

نظرات در این پست بسته شده.