چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶

دکترفلاحت پیشه: شایعاتی لایق خود و خانواده‌ های خود را در مورد بنده پراکنده اند

دکترفلاحت پیشه: شایعاتی لایق خود و خانواده‌ های خود را در مورد بنده پراکنده اند

دکترفلاحت پیشه: شایعاتی لایق خود و خانواده‌ های خود را در مورد بنده پراکنده اند

 فلاحت پیشه

مطلب زیر به قلم دکتر فلاحت پیشه و برگرفته از کانال خبری ایشان می باشد.

کرمانشاه دیلی:  دوازدهم رمضان امسال حدود ساعت 10 صبح سرکار خانم چنارانی نماینده نیشابور سراسیمه وارد صحن مجلس شد و گفت: “داعشی ها وارد مجلس شده اند و دارند همه را می کشند” باور نمی کردیم کسی از “دژ مجلس” بگذرد، به شوخی گفتم خانم نگران نباش حتما تروریست های سال گذشته دنبال من آمده اند،با شما کاری ندارند.
چند دقیقه بعد آقای کرمپور نماینده دیگر مجلس با پیراهن خونین وارد شد…
تروریست ها از همه ی”گیت ها” گذشته ، اما راه را اشتباهی رفته بودند وگرنه تنها 30 ثانیه تا جایگاه تماشاگران مشرف بر صحن علنی مجلس فاصله داشتند.
بعد از اینکه آنها طبقه چهارم ساختمان ملاقات مردمی گیر افتادند،نیروهای زیادی درب مجلس را کنترل کردند و در عمل خطر رفع شده بود ،اما هنوز اغلب نگران بودند چون صدای گلوله در معابر مجلس شنیده می شد و جالب اینکه همگان سراغ من می آمدند و میگفتند:چطور مظلومانه رگبار 197 گلوله تروریست ها را تحمل کرده بودید؟
در آن ایام همشهریان عزیزی که با بنده تماس می گرفتند؛ به راحتی می توانستند “بغض” گلویم را احساس کنند، در آن چند ساعت فقط برای مظلومیت خودم،یاران شهیدم و جانبازم گریه می کردم.
یکسال پیش ساعت 14 بیستم تیر ماه برای حل مشکلات مردم شریف ریجاب عازم آن منطقه بودیم،از فرامرز اکبری فرماندار محترم شهرستان خواهش کردم همراه هیأت نباشد. چون پایش شکسته بود، نپذیرفتند و به دلیل وضعیت جسمی اش در صندلی جلو ماشین سوزوکی فرمانداری نشست. شهید کرمی راننده این خودرو فرمانداری بود. پای پله ها شهید نیک عزم بنده را کنار کشید و گفت: دکتر پرور همراه ماست، شما هم داخل ماشین ما بشینید. عذرخواهی کردم و گفتم به خاطر فرماندار و سید فرزاد افضلی مدیرکل محترم شیلات،رفت را خدمت آقایان و برگشت را با شما هستم.
ماشین ما که راه افتاد دکتر نیک عزم درب عقب را باز کرد و گفت: دکتر اجازه بده دکتر پرور هم کنار شما بنشیند و مسأله ای را با شما در میان بگذارد. به این ترتیب مسافران ماشین هدف، بنده،آقایان دکتر پرور،سید فرزاد افضلی،فرامرز اکبری و شهید کرمی بودند.
در طول مسیر گرم صحبت با اقایان بودم . و در یکی از پیچ های اول جاده ریجاب به یکباره گلوله باران شدیم و با اولین گلوله فریاد فرامرز بلند شد و به زبان کردی و مکرر می‌گفت: وای مادر دلم… با همان حالش با فرماندهی سپاه منطقه تماس گرفت و گفت: ترا بخدا به دادمان برسید قتل عاممان کردند.
صدایی از شهید کرمی بلند نشد بعدا فهمیدم این جوان مظلوم حتی فرصت فریاد زدن هم پیدا نکرده بود. همه خودمان را به کف ماشین انداختیم از هفت متری ناجوانمردانه مارا به رگبار بسته بودند. دود و ترکش شیشه و بوی باروت و فریاد عزیزانی که همه مرا صدا می‌زدند تلخ ترین لحظات زندگیم را رسم می کرد. بعد از حدود دو دقیقه مرگبار به یکباره صدای گلوله قطع شد. پرور گفت: دکتر آمدند تیر خلاص را بزنند. فقط گفتم پناه بر خدا چون آه و ناله فرامرز قطع نمی شد؛ گفتم فرامرز کمی دندان روی جگر بزار، تا فکر کنند کشته شده ایم وگرنه می آیند تیر خلاص را می‌زنند.

همه باهم به نجوا شهادتین را به زبان آوردیم. در آن آخرین لحظه عمرم، به دین هایم فکر می کردم و دلتنگ همسر و سه فرزندم;
همسرم؛ در نبودم تمام مشغله های زندگی ام به گردنش است.
زینب؛ مظلوم ترین فرزندم که هیچوقت نتوانست از من گلایه کند و در آن لحظات این جمله اش آزارم میداد که یکبار به خواهش گفت ; “بابا حداقل امشب شام را توی خونه باهم بخوریم.
زهرا؛ که معترض بود که بابا چرا همیشه نیستی
رضا؛ که وقتی شنیده بود دشمنان قصد جانم را دارند گفت: بابا بزار من برم باهاشون صحبت کنم تو را نکشند.
و روح الله برادر مظلومم که در کارخانه کاشی از کارگری اخراج شد و چون برادر فلاحت پیشه بود حقش را ندادند و گفت; به حرمت و آبروی تو شکایت نکردم. کارخانه ای که گفتند مال فلاحت پیشه است،به کانون نامردی دشمنانش تبدیل شد.
شهادت اول و دوم را خواندم، اشهد ان لاالله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله اما همینکه خواستم شهادت سوم(اشهد ان علی ولی الله) را به زبان بیاورم. چهره و صدای مرحوم پدرم به من قوت بخشید،که بعد از شایعه تصادفم در دوره اول نمایندگی که نامردان دیگری آن را پراکنده بودند و منجر به سکته مرحوم مادرم شدند،گفت: “من باور نکردم چون تو بیمه ابوالفضلی”
خدا می داند چنان قوت قلبی گرفتم که شهادت سوم را به زبان نیاوردم. پیش از رسیدن تروریست ها برای زدن تیر خلاص، به یکباره ماشین شروع به حرکت کرد، و در سرپایینی جاده ریجاب به سمت پرتگاه چند صد متری راه افتاد. بلافاصله ماشین را به رگبار بستند،یکی از گلوله ها که موی سر مرا سوزاند بود به پای سید فرزاد برخورد کرد و خون محل اصابت به صورت و سینه ام پاشیده شد. سید مظلومانه فریاد می زد دکتر پام آتیش گرفت ترا بخدا یه کاری بکن.
تیراندازی ادامه داشت،ماشین از آسفالت خارج شد و به سمت پرتگاه وارد شانه خاکی شد. فرامرز که با اصابت دو گلوله به کف جلوی صندلی شاگرد افتاده بود داد زد: کرمی فرمان را بچرخان الان سقوط می کنیم. گفتم:فرامرز کرمی شهید شده خودم فرمان را می چرخانم. دستم را بالابردم و فرمان راگرفتم دستم را نشانه گرفت تا نتوانم فرمان را بچرخانم و با اصابت گلوله به دستم دوباره خودم را به کف ماشین انداختم. خداکمک کرد که بدون هرگونه دید فرمان به سمتی چرخیده بودکه ماشین سقوط نکند .ماشین بعد از عقب نشینی در شانه خاکی،به صخره ای خورد و ایستاد. یکی از تروریست ها فریاد میزند که فرار کنیم الان نیروها می رسند، اما دیگری که رنگ پیراهن مرا هنگام چرخاندن فرمان دیده بود می گوید: “فلاحت پیشه هنوز زنده است.”
اسلحه او قفل می کند و چندبار قنداق اسلحه را روی آسفالت می کوبد، اما نتیجه ای حاصل نمی شود و تروریست ها فرار می کنند…

…در داخل ماشین دوستانم را صدا زدم،فقط پرور سالم بود. گفتم درب ماشین را باز کن تروریست ها رفتند، بخش دیگر مظلومیت ما اینجا بود،نه “حمایتی” و نه “کمکی” ؛ فقط آقایان محمدی و رضایی بخشدار و معاون فرماندار دالاهو به کمک ما آمدند. به سید فرزاد گفتم :غلامرضا گلوله های زیادی خورده، اجازه بدید اول اورا از خودرو خارج کنیم. درب سمت او به صخره گیر کرده بود.به ناچار فرامرز را روی زمین گذاشتم در حالیکه به شدت آه و ناله می کرد و خونریزی داشت.
نبض کرمی را گرفتم، به رضایی گفتم :زنده است اما رضایی دست زیر گلوی او گذاشت و گفت دکتر :شهید شده؛ باور نکردم. سرش را روی شانه ام گذاشتم و گفتم: ,”دردت بجانم یکم دوام بیار نمیذارم بمیری، میبرمت بیمارستان… سرش افتاد رو سینه ام، با چشمای باز و مظلومانه شهید شد”؛
در حالیکه گریه میکردیم سراغ فرامرز رفتیم من شانه و پرور پاهایش را گرفته بود و به سمت جاده آسفالت حملش کردیم.
فریاد می زد: “حشمت، حشمت را کشتند؛بروید او را بیاورید.” در حالیکه برای غلامرضا گریه میکردم، گفتم فرامرز دردت بجانم من زنده ام نگران نباش.
کنار جاده آسفالت رسیدیم یک ماشین پراید ایستاد،جوانی حدود 20سال و مردی حدود 40ساله؛
پسرجوان گریه میکرد و گفت: دکتر من جزو ستاد ریجاب شما بودم، تو را بخدا تا نکشتنت بیا فراریت بدم. بوسیدمش و گفتم من حالم خوبه یکی از مجروح ها را ببر. مرد همراهش هم مدام دستش را می کشید و می گفت :بابا بیا بریم، الان برمی گردن فلاحت پیشه را می کشند چرا می خواهی من و خودتو به کشتن بدی؟!
سید فرزاد هم از شدت درد فریاد می زد. تمام رگ و ریشه های پنجه پایش با گلوله دو زمانه تروریست ها متلاشی شده بود. او را هم به کنار آسفالت منتقل کردیم  و سرانجام بعد از حدود هفت دقیقه ماشین اسکورت نیروی انتظامی آمد.
به من گفتند:هدف تویی، بیا تو را از معرکه نجات بدهیم. عصبانی شدم و گفتم:”شما بروید دنبال تروریست ها نزدیک اند.”
 به تدریج ماشین های پایین جاده رسیدند، فرامرز ، سید و شهید کرمی را اعزام کردیم و خودم ماندم.
از تهران و کرمانشاه و هرجایی که تماس می گرفتند، از معرکه خارج شو،میگفتم تا ماشین های دولت را تحویل نیروهای نظامی و انتظامی ندهم سر صحنه می مانم  و ماندم.
بیش از نیم ساعت گذشت فرشاد بختیاری از سمت ریجاب به ما رسید و فریاد زد دکتر بیا از اینجا بریم قتلگاهه، گفتم :بقیه حالشان چطوره؟ گفت:دکتر حجت و حاجی جاسم تیر خوردند داریم میبریمشون، مشکلی ندارند.
برای آنکه با او هم نروم با عصبانیت فریاد زدم زود مجروحان را به بیمارستان برسان و رفت…و بعد از آمدن نیروی انتظامی، به سمت بیمارستان دالاهو حرکت کردم…

خاطره مظلومیت خود و عزیزترین رفیقانم را گفتم تا شاید قدر فلسفه زنده ماندنم را برای خودم بازگو کنم.
خدا می‌داند دیگر دنیا، مافیها و مافیایش برایم ارزشی ندارد.
در طول این مدت شبانه روز تلاش کردم تا طرح های مرده و کما رفته شهرم را احیا کنم شاید اینگونه دل خود را خوش نگه داشته باشم که به این دلیل توفیق شهادت نداشته ام.
بیستم این ماه باید سالگرد شهادت من می بود، که نشد.
آمدم تا سالگرد دوستانم را برگزار کنم. دیدم تروریست ها هنوز زنده اند. آنها پارسال قصد “جانم” کرده بودند و امسال قصد “آبرویم” را دارند. شایعاتی لایق خود و خانواده‌ های خود را در مورد بنده پراکنده بودند که قضاوتش را به خدا واگذار کرده‌ام.
شما که می بینید من جانم را برای شهرم بر طبق اخلاص گذاشته ام،به آبرویم چکار دارید؟
ای ناجوانمردان، در ناعادلانه ترین رقابت های انتخاباتی قلب مرا شکستید، این مردم شریف پوزه هایتان را بر زمین مالیدند و تبانی ها و خیانت هایتان به شهر و دیارمان را افشا کردند. با وجود همه کارشکنی ها و فضاسازی هایتان برنامه های عمرانی و توسعه شهرم را پیش بردم. هر روز می بینید که در کوران تحولات “سیاسی” “اقتصادی” و تصمیمات “حیاتی” مملکت با نام “شهر” و “استانم” می درخشم و به جای شما؛ نخبگان و مردمان دیگر شهرهای ایران اسلامی به “فرزنداسلام آبادغرب” افتخار می کنند.
با شهادت یارانم، قلب مرا شکستید و برای همیشه داغدارام کردید، دو بار با انتشار شایعه مرگ من، مادر مظلومم را سکته دادید، با دعوای کاذب هنگام انتخابات 1388، شش سال به ناحق علیه من در دادگاه پرونده سازی کردید و گفتید: “پرونده را کش دهیم تا “غرورش” را بشکنیم و با حکمی برای همیشه رد صلاحیتش کنیم.
البته در دل همان محافل توطئه گفته بودید: “این لامصب از لحاظ اقتصادی پاک است، نمی شود علیه اش پرونده سازی کرد”
این مظلومیت تاریخیم است که پاک بودن، قدرت، کارآمدی و درخششم منجر به حسادت بی پایان “ناجوانمردان” علیه من شده است…

  • مطالب مرتبط را در لینک های زیر بخوانید:

 

اظهارت جدید فلاحت پیشه: به دلیل بی عرضگی بعضی‎ها مدیون 2 جوان شدیم/ترسیدند و دنبال ماشین این تروریست ها هم نرفتند/راننده اصلا نفس نکشید و در لحظه جان باخت/من خودم را پشت صندلی مخفی کردم و اصلا تیر نخوردم/دستم مورد اصابت گلوله قرار گرفت

 

جزیات بیشتر حادثه تروریستی ریجاب دالاهو از زبان دکتر فلاحت پیشه: تیراندازی به سمت خودروی ما ۷ دقیقه ادامه داشت/ انتصاب حادثه به مردم منطقه دروغ است/ برای لاریجانی متاسفم/ من برای رسانه ملی متاسفم/پژاک از متهمان اصلی است

 

 

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, 25 تیر 1396 ساعت 12:47 ب.ظ

44 نظر

  1. اقا جان تور به خدا کم با احساسات این مردم ساده دل بازی بکن دست بردار از امام رضا……….. داشته باش چرا این قدر دنبال حاشیه هستی تو مثل اینکه نانت در حاشیه درست کردن کم داستان سرایی بکن جانم برو داستان نویس بشو تو به درد نمایندگی نمیخوری به خدا.شایعه چی برات درست کردن من که نشیندم تا الان خودت گفتی.انشا الله همینطور که میگی پاک باشی.حشمت به خدا دنیا حساب وکتاب داره برو فکر کن ببین صندلیت ………… نیست من با دلیل می گم ………….. حیف وقت نیست…..

  2. اگر رگبار گرفتن ورفتن این همه داستان ……….. و ………… از کجا امد…؟؟؟

  3. در سراسر گزارش ب…. و منیت موج میزنه، بعدش تا نباشد ……….. …… …………… چیزها

  4. آبروی شما آبروی ما است. ان شاء الله خداوند شما را توفیق دهد.

  5. ……………… بيل ؟؟؟؟

  6. دروغ گو دشمن خداست………

  7. اقای فلاحت پیشه خیالت راحت باشه هیچ سوژه ای دیگه باقی نمانده که باعث تفرقه و حکومت کردن شما باشه مردم اسلام اباد ،حمیل و شیان و حسن اباد متوجه …….. کاری های شما و اقای هاشم نوروزی شده اند برو راحت بخواب

  8. آقای فلاحت پیشه مدت 10 سال نماینده این مردم ساده وقلب پاک بودین هر گاه خواستن جواب نه در انتخابات به شما بگن . یا امام رضا (ع) کردین واسطه یا قول شرف دادین که اینبار برای شهرم میرم مجلس . همشهری عزیز اگر در این مدت به جای تغییر دادن مدیران وکارکنان حوزه تحت تصدیت که فقط بی برنامه گی جنابعالی ومشاورین عزیزت رامی رساند وباعث نارضایتی کارمندان میشه هیچ نتیجه مثبتی نداره . خیلی از عزیزانی که مدیر مدرسه ای هم نبودن اما با لطف جنابعالی شدن رئیس اداره اما زمانیکه دیدن شما رای نمیاورید شروع کردن به بدگویت واسرار روزهای که با هم بگو بخند داشتین را فاش کردن .کاشکی به جای این کارهات حداقل 500 جوان بیکار شهر دراین مدت مشغول بکار می کردین یا اینکه از این ……………… آورده که در تبلیغات خرج کردین حداقل کمک چند یتیم شهر را می کردین تا کار نیکی برای آخرتتان باشد .

    1. سلام .با موردی که کاربر عزیزی بنام رهگذر عنوان کرده که افراد بدون تجربه کار اداری را مدیر اداره کرده کاملا موافقم گند زدند به آموزش وپرورش .شما که هدفتان بچه های سیاسیاه است چرا از بچه های مظلوم سیاسیاه اسلام آبادکه شرف وآبروی خود وخانواده شان را برای شما گذاشتند استفاده نمی کنید ؟؟؟؟؟ دکتر ترا به همان امام رضا ( ع) اگه قراره ازاین به بعد کسی را مدیر اداره ای انتصاب بدهی سه چیز مد نظر باشه مردمداری و وجدان کاری وتجربه کار اداری .

  9. هم  چوه ……………..  برا  . ۱۹۷  تیر   همه رو  شمردی  . موی سرت سوخت  دستت تیر خورد  چرا از جای گلوله  که به دستت خورده  عکس نمیگیری ملت ببینن   نکنه  میخوای ……………….   اما   حیف به موی سوخته سر ………….  خدا وکیل  ………….فرضمان نکه  ممو ………

  10. واقعا جا تاسف داره، این نماینده مردم را چی فرض کرده…هر کاری کردی به خودت مربوطه، چرا رسانه ای میکنی.

  11. کسانی که با آبروی دکتر عزیزبازی کردن دوباره توسط همین مردم رد صلاحیت می شوند. یا امام رضا (ع).

    1. آقا محمد مواظب باش دکتر نیاد …………….

  12. دکتر فلاحت پیشه که سه دوره بعنوان نماینده از سوی مردم اسلام آباد و دالاهو انتخاب شده بدان که لیاقتشو داره انشااله همیشه موفق و سالم باشه

  13. به فامیل ها سفارش میکنم ترا بخدا بیشتر مواظبش باشید.
    چه داستان سرا وخیال پردازیه.

  14. جناب آقای دکتر فلاحت پیشه کسانی که موجب ترور شما شده اند مثل موش در گوشه ای قایم شده اند وهر بار توطئه ای جدید بر علیه شما نماینده توانمند ودلسوز درست می کنند اما مردم دارند می بینند که شما چطوری برای آبادانی وتوسعه شهر ودیارت ویافتن فرصت های شغلی برای جوانان تلاش می کنید وجوابشان را از مردم خواهند گرفت.شما یک نماینده ملی هستید ایران اسلامی به وجودت افتخار می کند .موفقیت شما را درجهت نابودی دشمنانت وتلاش برای سربلندی اسلام آباد از خداوند خواهانم.

  15. آخرش نفهمیدیم طرف این آقا کیست؟ چه اتفاقی افتاده؟ جریان چیه؟ این شاگرد اول مجلس، این افتخار اسلام آباد و دالاهو تا کی می خواهد این گونه در توهمات بسر ببرد. دست بردار عمو. حوزه انتخابیه شما صدها نفر با مدرک دکتری تواناتر از شما دارد. آخرین تاکتیک شما جنگ قبیله ای شما بود. نزدیکان همراه انتخاباتی شما همه اعتراف می کنند که باز سر آنها کلاه گذاشته ای. شما را حتی بچه های دوره ابتدای می شناسند. حاشیه سازی تا کی؟ برو و حداقل ده در صد شعارهای انتخاباتی را عملی کن شاید خداوند اندکی از سر فقصیرات تو بگذرد.

    1. باز زمستان خواهد رسید …وافراد کمی نخواهند بود که خودشان دنبال کلاه بگردند !!!!

  16. آخرش نفهمیدیم طرف این آقا کیست؟ چه اتفاقی افتاده؟ جریان چیه؟ این شاگرد اول مجلس، این افتخار اسلام آباد و دالاهو تا کی می خواهد این گونه در توهمات بسر ببرد. دست بردار عمو. حوزه انتخابیه شما صدها نفر با مدرک دکتری تواناتر از شما دارد. آخرین تاکتیک شما جنگ قبیله ای شما بود. نزدیکان همراه انتخاباتی شما همه اعتراف می کنند که باز سر آنها کلاه گذاشته ای. شما را حتی بچه های دوره ابتدای می شناسند. حاشیه سازی تا کی؟ برو و حداقل ده در صد شعارهای انتخاباتی را عملی کن شاید خداوند اندکی از سر تقصیرات تو بگذرد.

  17. اقایان کسی میتونه بگه این قضیه چیه توضیح بده حتما موضوع مهمی که همه سربسته وباکنایه درموردش حرف میزنند اگراصل موضوع بازبشه هرکسی میتونه راست یادروغ بودنش را بفهمه

  18. دکتر جان اطلاعات شخصی شما از طرف نزدیکان و اطرافیان خودت درز پیدا میکنه؛ ان شالله که پاک باشی، ولی خداوکیلی استاد حاشیه درست کردن هستی تا از این طریق کارخانه های که وعده احداث انها را دادی به فراموشی بسپاری

  19. بهترین عملکرد مسئولین اسلام آباد افتتاح یک دستگاه خودپرداز با حضور معاونت محترم فرماندار؟؟؟

  20. گوش کن حشمت جان این داستان را برای هالیوود بفرست شاید بجای فرهادی جایزه اسکار بگیری داستانسرایت حرف نداره

  21. گلوله که به سمت شما شلیک شد کنترلی بود چون به موهای شما را هدف قرار داد و بعد رفت پای افظلی را نشانه گرفت سر شما کنار پای افضلی بود یا پای افضلی روی کله شما بود
    ببین کم …… بگو ………… بزرگ میشه فرشته مهربان هم ایجا نیست کاری کنه برات

  22. این بزرگان کشور که میگی ابتدا فاتحه و بعد نماز شکر برای شما خواندن در آن واحد چطور متوجه شهادت و بعد سلامتی شما شدن، شبکه خبردر ابتدا زیرنویس کرد که شما زنده ای پس چرا فاتحه.. و اونهم بزرگان کشور، بابا بس کن تورو خدا کم مردم را به سخره بگیر

  23. ضمن رد . ومردود بودن حرکت غیر انسانی وحیوانی تروریستی.نصیحتی به تو ای انسان ای
    حشمت از خدا بترس از کسی نترس .دنیا دار مکافات است .اعمال غیر انسانی وغیر خداییت را کنار بگذار .همه این پستها گذرااست .بفهم بدان . ای کاش بخود آیی…

  24. سلام ودرو بر انسانهای نیک و نیک اندیش

  25. این مظلومیت تاریخیم است که پاک بودن، قدرت، کارآمدی و درخششم منجر به حسادت بی پایان “ناجوانمردان” علیه من شده است…

    سلام جناب پرندین و خوانندگان محترم.
    ازمحبوبیت و قدرت و درخشش دکتر فلاحت پیشه این چند سال واقعا کم گفتیم.وگرنه خود ایشان چنین نمی گفت.
    بعدخواندن این مطلب دکتر فهمیدم چقدر در حق ایشان ظلم روا داشته شده…چه رمان نویس عزیزوقهاری این سالها داشتیم و زمینه برای بروز استعدادش فراهم نکردیم.

    ضرب المثلی داریم: مشک ان است که خود ببوید نه آنکه عطاربگوید.بنظرم اینجا میتونه کاربرد داشته باشه.
    نمی تونم بیشترازین این بگویم و بنویسم آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است…

  26. در اون  بگیر ببند اون یارو چه جور دست شما را یک لحظه دید و تیر اندازی کرد اگه اینجوری بوئ شما  که بی دفاع بودین چرا نیامئ از نزدیک بزنه   از زف دیگهخ تو از کجا می دانی تروریست ها گفتن  الابته با خودشان که حشمت هنوز زنده است نکنه خودت با اونها …………. پسر میخواستی نامی برای خودت در بیاری واقعا داستان نویس بدی هستی    اخه ……………. تو …… و ………… که نمیشه راست گو باشین نگاه کن چه گندی زدی اموزش و پرورش هر …………… ل… و ال….. و ا……. اوردی  اونا  دو باره گند زدنت شروع انشا اله که ……….. بشین  شما و دارئ دسته ات  راستی جریانت این    ……….. …………… جدید چیه  ……………  واقعا از صمیم قلب ارزو دارم که دروغ باشه مواظب ……………. این شهر خراب شده باش   منصب به هر قیمتی به جان اون……………… و ……………. و بفیه …………….. ارزش نداره 

  27. درود بر انسانهای خدوم واقعی

  28. دوستان آبروی مومن حرمتش از کعبه بالاتراست،دکتر فلاحت پیشه و خانواده اش از هرگونه تهمتی مبرا هستند،ایشان با نان حلال به این مقام رسیده اند و هیچ گونه شک و شبهه ای در کارشان نیست.در موقعیت کنونی که بایستی همراه و پشتیبان ایشان در پیشبرد پروژه های شهرمان باشیم عده ای دنبال این مسئله هستند که به نحوی چوب لای چرخ این پیشرفت بگذارند،حال چه هدفی دارند خدا داند و بس…

  29. دکتر عزیز بیخود که شاگرد اول مجلس (به قول خودت البته) نشدی ماشالا انشانویسیت معرکه هست فیلنامه نویست همجنین . نمیدونم چرا همش یاد فیلم های هالیوودی میفتم

  30. تروریست کسی است که به ………… مردم حمله میکنه،………….. بسه، برو خودتو اصلاح کن

  31. آدم نمی دانه راجع به این مرد چی بگه بابا دیگر کم مردم رو نادان فرض کنید

  32. شما چنان از پرگ رفتی تا چند روز با پنبه اب دادن خوردی .بس کن الان جلو کولر گازی وابگوشت چربی هم خوردی وهوس داستان سرای کردید. مردم دیگه اینقدر گوج نیستن  

  33. جا دارد اردلان احمدی نیا را به عنوان مدیر نمونه کشوری از طرف دکتر فلاحت پیشه به جهانیان با اون ……….. که در اداره گهواره زده معرفی بشه

  34. اتفاقا تو و اطرافیانت هرچه لایقتان بود ب مردم گفته و میگید.
    البته مقصر خود مردمند ک ب چون تویی پر و بال میدهند

    اما چوب خدا صدا ندارد

  35. دکتر هر انچه که باید در مورد شما دانست میدانیم و مردم را نیز نادان فرض نکن و با احساساتشان بازی نکن
    داستان نویسی و فیلمنامه نویسی را ادامه میدادی موفق تر بودی
    بار کج به منزل نمیرسه
    بیخود این مردم ساده دل و فهیم رو هدف قرار دادی
    به جای توهین و تفرقه افکنی میان مردمانی پاک و همبسته
    برو خودتو اصلاح کن .
    با ارزوی موفقیت برای شما استاد عزیز

  36. ازحسادت بترکین منافق های بی لیاقت. فلاحت پیشه وتبارش همه نجیب وتحصیلکرده هستندبه امثال شمامزدوران هم وقعی نمی نهندواصلا جواب دادن به شمابی منطق ها راتوهین بخودمیدانند.ولی خودشان رانوکرمردم هم میدانندوبسیارمتواضع وخاکی هستندولی برای امثال شمامزدوران تره هم خردنمیکنند

  37. با توجه شناختی که از دکتر فلاحت پیشه دارم، ایشان هیچگاه مشکل اخلاقی نداشته اند و باید از عواقب تهمت ترسید که گناهی است نابخشودنی. در ضمن در مرام مسلمان نیست که با آبروی مسلمان دیگر بازی کند و به شایعاتی که میشنود دامن بزند.

  38. قابل توجه خود ومردم شریف شهرم. این آقا الان داره بعد از 12سال کلیپ بغض رو نشان میده.درحالیکه اسلام اباد همان روستای بزرگ است.
    حال چه موقع شهر خواهدشد خدا میداند؟؟ فقر وبیکاری به کنار ..همه سرکارن.؟!
    ده ها کارخانه احداث شده البته در عالم غیب…

  39. خدا لعنت كنه بد خواهانت رو واين شايعه پراكنهارو رسوا كنه دكتر جان تو بهتريني ودر قلب  همه ماها جاي داري درود خدا برت باد❤️???

  40. دكترجان ديگر درتاريخ غرب كشور يك بار ديگر فلاحت پيشه نامي نخواهد امد پديد وشك نكن بهترين نماينده وچهره سياسي كل غرب كشوري وهيچ گاه كسي در حد وقواره شمانبوده ونخواهد بود وكل اين هجمه هانامهرباني ها فقط وفقط از روي حسادته تا كور شود هرانكس نتواند ديد??????????❤️❤️❤️❤️

  41. حرف های بسیاری دارم برای همه امیدوارم دهانم بسته بماند چون پته ….را روی آب خواهم ریخت   سخنان ضبط شدش رو بعد از رای نیاوردنش در دور قبل در روستای …..را دارم  که به مردم چی گفتنوبه چه شخصیت هایی توهبن کردن  خواستین در خدمتم  نشر دهم  بس کنید  دیگر نگذارید……..   مهدی

  42. خدا نکند سه بار دیگر این آدم ………….. پاش تو اسلام آباد بیفتد . مایه …………. و بدبختی مردم خود فلاحت پیشه است

  43. بعضی از دوستانی که با این شرایط در حمایت از فلاحت پیشه کامنت میزارن حاضرن………………………………..تا نباشد …….. …………. نگویند ………… ، چهره واقعی نماینده روز به روز عیان تر میشه

  44. بخدا مردم از قبیله بازی و جابجایی مسولین طایفه سیاسیاه خسته شدن. برای شهرت چه کردی.

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه