چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶

راهکارهای تقویت انسجام اصلاح طلبان استان کرمانشاه با رویکردی آسیب شناسانه / اردشیر محمدی

راهکارهای تقویت انسجام اصلاح طلبان استان کرمانشاه با رویکردی آسیب شناسانه / اردشیر محمدی

راهکارهای تقویت انسجام اصلاح طلبان استان کرمانشاه با رویکردی آسیب شناسانه / اردشیر محمدی

اردشیر محمدی

مطلب زیر دیدگاه آقای اردشیر محمدی در خصوص موضوع فوق می باشد که در گفتگوی انجام شده در گروه تلگرامی کرمانشاه دیلی مطرح گردید.

کرمانشاه دیلی:  در علوم سیاسی جدید ، حزب جمعیتی سازمان یافته در درون یک نظام سیاسی است که دارای عقیده ، برنامه و مرام مشترک است و در چارچوب قوانین موجود برای رسیدن به اهداف و برنامه های خود تلاش میکند . اگر این تعریف ساده را مبنای تلقی از حزب و فعالیت حزبی قرار دهیم باز تعداد احزاب سیاسی واقعی در کشور ما انگشت شمارند . زیرا احزاب موجود قبل از آن که دنبال ” برنامه ” و مرامنامه خویش باشند اهتمام آنان معطوف به “قدرت” و دستیابی به موقعیت های ممتازه است به همین خاطر می بینیم که غالب احزاب ما فصلی هستند ، موسم انتخابات سروکله آنها پیدا میشود اما بعد از انتخابات به محاق می روند .

فقدان انسجام تشکیلاتی در میان اصلاح طلبان استان تا حدودی متاثر از همین شرایط است . اگر بخواهیم وضعیت اصلاح طلبان استان و عدم انسجام تشکیلاتی آنان را آسیب شناسی کنیم بنده به دو مولفه مهم اشاره می کنم :
اول . فرهنگ اجتماعی و به طریق اولی فرهنگ “کارجمعی” در استان کرمانشاه فرهنگ عشیره ای است . در این فرهنگ ، هویت اجتماعی و سیاسی مبتنی بر مناسبات فامیلی ، ایلی و خویشاوندی است . شیوه های حل اختلاف در این فرهنگ ، از طریق سازوکارهای سرکوبگرانه با اتکای به مناسبات خویشاوندی اعمال می شود . در فرهنگ عشیره ای ، تعامل با دیگری ، مبتنی بر “زور” است . عوام وقتی میخواهند حرف غیر منطقی و زورمدارانه شخصی را تشریح کنند می گویند فلانی “کلهری” حرف می زند . کلهری حرف زدن در فرهنگ عامیانه ما مساوی است با حرف زور عاری از منطق . وجود این رفتارها منجر به معضلات عدیده ای همچون بی اعتمادی ، عدم وجود استدلال ، کمرنگ شدن عقلانیت ، بیگانه پنداشتن دیگری و …. میگردد . این در حالی است که کارسیاسی و تشکیلاتی مستلزم جمع نگری ، منافع جمعی ، برتری استدلال ، عقل گرایی و …. است . به عبارتی بخشی از بی انسجامی جریانهای سیاسی استان ریشه در مناسبات فرهنگی دارد .
دوم . این که 70 درصد مردم استان کرمانشاه به روحانی که منتخب جریان اصلاحات است رای میدهند یعنی این که سمت و سوی نگاه مردم به جریان اصلاح طلبی مثبت است اما همین مردم در انتخابات شوراهای شهر و یا مجلس شورای اسلامی به کاندیداهایی که صبغه اصلاح طلبی دارند رای نمی دهند . چرا ؟
در فقدان تشکیلات پروپا قرص سیاسی ، “چهره”های سیاسی نماد تشکل ها و جریان ها می شود . مرسوم است در استان کرمانشاه ، یک گروه سیاسی را دارودسته “فلانی” می نامند . به عبارتی در استان ما “فلانی” معرف و نماد یک جریان یا گروه سیاسی است و قوت و ضعف “فلانی ها” تاثیر بسزایی در موفقیت یا پسرفت گروههای سیاسی دارد . چهره های معرف اصلاح طلبی در مناسبات سیاسی استان چندان موجه نیستند به چند دلیل .
 اولا بخش قابل توجهی از آنان اشخاص با سابقه ای هستند که مناصب مختلفی را در ادوار گذشته در اختیار داشته اند . تندروی ، افراطی گری با صبغه انقلابی در کارنامه آنان قابل انکار نیست هنوز هم آن رفتارها از حافظه مردم محو نشده و طبیعی است که بخشی از جامعه به شعارهای اصلاح طلبی آنان اعتماد نکنند . ثانیا بخشی از سردمداران فعلی اصلاحات در استان کرمانشاه چهره های گمنام و ناشناخته ای هستند نه تنها سابقه سیاسی و هویت اصلاح طلبی آنان کمرنگ است بلکه سواد و دانش سیاسی آنان نیز که بایسته فعالیت اصلاح طلبی است با اما و اگر روبروست . ثالثا تعدادی از این چهره ها ، حزب و فعالیت حزبی را بستری برای مطامع شخصی خویش ساخته اند از نگاه اینان فعالیت سیاسی نردبانی برای ترقی است که از طریق آن باید بار خویش را ببندند . این نگاه ، موجب تفرق و تشتت در میان اصلاح طلبان می شود زیرا صاحب چنین دیدگاهی ، هر کنشگر سیاسی ولو در جریان همسو را به عنوان “رقیب” خود تلقی می کند .

برای انسجام تشکیلاتی اصلاح طلبان استان باید ابتدا چهره های موجه ، با دانش ، فرهیخته که وجاهت کافی در بین اصلاح طلبان دارند و از فعالیت حزبی و سیاسی تلقی منفعت طلبی ندارند محور جریان اصلاحات قرار گیرند . این چهره ها در استان ما کم نیستند اما در اقصی نقاط استان و کشور پراکنده اند باید سراغ آنان رفت و به کار جمعی و گروهی مجابشان نمود اگر چه جریان اصلاحات جریانی فراگیر و سراسری است و در پس پرده  این جریان ایدیولوگ های ارزشمندی فعالیت می کنند . اما رمز موفقیت اصلاح طلبی وجود ایدیولوگ هایی است که بتوانند مبانی اصلاح طلبی را با شاخصه های بومی سازگار کنند ، استان کرمانشاه از این حیث واقعا در مضیقه است . انسجام تشکیلات استان مستلزم هدایت و ارشاد یک یا چند ایدیولوگ بومی است تا بتوانند شرایط و موقعیت استان را با شاخصه های اصلاح طلبی تحلیل و از درون آن برنامه های عملی استخراج نمایند . چهره های مقبولی همچون ..که در شرایط فعلی نماد و چهره جریان اصلاحات استان هستند اگر چه شخصیتی کاریزما دارند اما ایدیولوگ نیستند به نظر می رسد ضعف اصلی استان همینجاست.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, 29 خرداد 1396 ساعت 6:27 ق.ظ

2 نظر

  1. متاسفانه دراستان  کم وخیلی کم هستند افرادی که برای مطامع خود به دنبال حزب وایده باشند.
    وچون کم هستند دوام وتداوم ندارند ودر برهه ی با ایده های احساسی ومطامع طلب قاطی میشوند، که در صورت موفقیت این گروه دوم هستند که پست ومقام میگیرند وگروه اصلی محو وکم انگیزه خواهند شد. ..واین روند همیشه تکرار میشود.
    وبخاطر همین منش سیاسی ست که طایفه گرایی پیروز میدان است.

  2. چگونه بدانیم ابوبکر بغدادی ازسوی خدا منصوب نشده است؟

    محمدمجتهد شبستری

    لب‌ّلباب مطالب آقای ناصر مکارم شیرازی که در روزهای اخیر در باب حکومت گفته‌اند چنین است: براساس یک سلسله مبانی و دلائل کلامی و فقهی، مسلم است که حاکم مسلمانان در همه عصرها باید از سوی خدا منصوب شود و نه از سوی مردم و احراز منصوب بودن شخص معین هم با همان مبانی و دلائل ممکن است.

    من از ایشان می‌پرسم:

    ابوبکر بغدادی (حاکم داعش) هم همین مدعای شما را دارد و براساس پاره‌ای از مبانی و دلائل کلامی و فقهی که شبیه همان مبانی و دلائل شما است ادعا می‌کند از سوی خدا منصوب شده است. شما چگونه می‌توانید با حفظ مبانی و دلائل ثابت کنید که او از سوی خدا منصوب نشده است؟ اگر نتوانید این مطلب را ثابت کنید در این صورت بدانید با این فتوا که داده‌اید جواز ایجاد هرج و مرج در سراسر جهان اسلام را صادر کرده‌اید!

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه