جمعه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

سید حسین نصر/تصوف قرن هفتم و مكتب ابن‌عربی

 

سید حسین نصر/تصوف قرن هفتم و مكتب ابن‌عربی

دوره‌ی حیاتی یك سنت دینی به گونه‌ای است كه در بعضی از مراحل بعدی آن نوعی بازگشت به عصر طلایی آغازین وجود دارد، عصری كه نفوذ نیروهای معنوی در آن در بالاترین حد خود بوده و سنت نزدیك‌ترین دسترسی را با منبع آسمانی خود داشته است. چنین مرحله‌ای در تاریخ اسلام در طول قرن هفتم ه‍.ق (سیزدهم م.)، قرنی كه گواه بر وجود حیاتی به غایت معنوی و یادآور عصر خود پیامبر بوده، قابل مشاهده است. كافی است تا به قله‌های اوج تصوف این دوره نظیر ابن‌عربی، صدرالدین قونیوی، جلال‌الدین محمد مولوی، نجم‌الدین كبری و كل مكتب آسیای مركزی اندیشید تا به سرشت این فصل شگفت‌آور تاریخ اسلام و بویژه تصوف پی برد. از مهم‌ترین ویژگیهای این عصر، تأسیس مكتب ابن‌عربی بود كه به بخش مهمی از تصوف جلوه‌ی نوینی بخشید، بسیاری از جریانات مختلف معنوی را متحد ساخت و اساس بسیاری از پیشرفتهای بعدی آن قرار گرفت.
گسترش تعالیم ابن‌عربی در سرزمینهای شرقی اسلام، بدون شك، یكی از حوادث برجسته‌ی معنوی و عقلی این عصر است.
در سرزمینهای شرقی اسلام، تعالیم ابن‌عربی مناسبت‌ترین زمینه را برای رشد بعدی خود پیدا كرد. در اینجا بود كه آموزه‌های وی هم زبان عرفان نظری را دگرگون ساخت و هم بر الهیات و حكمت یا فلسفه‌ی سنتی تأثیر نهاد. مدت هفت قرن تمام سلاسل حكما و اولیاء بر آثار وی شرح نوشتند و شاهكار وی «فصوص الحكم»(1) تا به امروز در محافل دینی سنتی و نیز در مجامع صوفیه و عرفا تعلیم داده می‌شود.(2)

اثرپذیری از تعالیم ابن‌عربی
با تقسیم‌بندی پیروان و اثرپذیران از تعالیم ابن‌عربی در چندین طبقه‌ی متمایز می‌توان گسترش تعالیم وی را در این سرزمینهای شرقی و بویژه در «ایران»(3) به بهترین نحوی مورد مطالعه قرار داد.

الف. صوفیه
از میان این اثرپذیران، پیش از همه، خود صوفیان مشهور قرار دارند كه بسیاری از آنان خود استادان زبان فارسی نیز بوده، عناصری از تعالیم محیی‌الدین را به اشكال مختلف در آثارشان می‌توان دید. جلال‌الدین مولوی، بزرگ‌ترین شاعر فارسی‌زبان اهل طریقت، كه در جهان ترك‌زبان و نیز در شبه‌قاره‌ی هند و پاكستان نیز صاحب نفوذ بود، خود از طریق صدرالدین قونیوی، شاگرد ابن‌عربی و دوست و مصاحب نزدیك مولوی، با ابن‌عربی مربوط است. بعضی مثنوی را «فتوحات» به شعر فارسی خوانده‌اند. هرچند تردیدی وجود ندارد كه در مواردی بین این دو استاد سرآمد عرفان اسلامی ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، اما باید این را نیز به خاطر داشت كه مولوی نماینده‌ی صورت و شكل دیگری از تصوف است كه مكمل طریقه و شكل خاص تصوف ابن‌عربی است، نه اینكه صرفاً مأخوذ از آن باشد.
پس از مولوی، دیگر نویسندگان مشهور اهل طریقت، نظیر عزیز نسفی(4) و سعدالدین حمویه، گرچه به مكتب آسیای مركزی نجم‌الدین كبری تعلق دارند، ولی عمیقاً خود را مرهون شروح نظری عقاید ابن‌عربی می‌دانند.
حتی علاءالدوله سمنانی، كه برخی از اقوال ابن‌عربی را به نقادی كشیده، خود از او متأثر بوده است.(5) در بین شعرای برجسته‌ی اهل طریقت این عصر، در حالی كه برخی، نظیر حافظ و سعدی، از زبان و تصاویر خیالی سنایی، عطار و مولوی پیروی می‌كردند و یا در حالی كه از زبان رمزی و تمثیلی مشابهی استفاده می‌كردند، ابعاد جدیدی در همان چارچوب بدان افزودند، دیگران، به تعالیم ابن‌عربی رو كردند و آنها را در عالی‌ترین مضامین نظم و نثر فارسی تشریح كردند. «لمعات» فخرالدین عراقی، یكی از شاگردان صدرالدین قونیوی، بویژه آن‌گونه كه جامی در «اشعةاللمعات» به شرح آن پرداخته، نمونه‌ای كامل از این دست است. همان‌طور كه اشعار اوحدالدین كرمانی و «گلشن راز» محمود شبستری نیز همان جهت‌گیری را دارند. «گلشن راز»، كه حاوی نكات اصلی همه‌ی عقاید اهل طریقت به شیوه‌ی محیی‌الدین است، در ابیاتی زیبا و آسمانی سروده شده كه میراث مشترك همه‌ی فارسی‌زبانان گشته است و در پاكستان و در میان مسلمانان هند نیز بسیار مشهور است. علاوه بر این، شیخ محمد لاهیجی، مشهورترین مفسر گلشن راز و یكی از بنیادگذاران طریقه‌ی نوربخشیه(6)، خود عمیقاً تحت تأثیر شیخ‌الاكبر (لقب مشهور ابن‌عربی در شرق) بود. شاه نعمت‌الله ولی، شیخ بزرگ دیگری از صوفیه‌ی ایران و بنیان‌گذار طریقه‌ی صوفیه‌ی نعمت‌اللهی(7)، كه امروزه گسترده‌ترین طریقه در ایران با شاخه‌هایی در پاكستان و دیگر سرزمینهای مسلمان‌نشین است، «فصوص» را به زبان فارسی ترجمه كرد. او همچنین اشعار «فصوص» را به شعر فارسی درآورده و شرحی بر آن نوشت. شاه نعمت‌الله در اشعار زیر آشكارا به ارتباط خود با ابن‌عربی اقرار می‌كند:
كلمات «فصوص» در دل ما/ چون نگین در مقام خود بنشست
از رسول خدا رسید به او/ باز از او به روح ما پیوست(8)

برای نشان دادن ارتباط عمیق ابن‌عربی با پرنفوذترین شیخ صوفیه در تاریخ اخیر ایران، گواهی روشن‌تر از این نیاز نیست. شاعر بزرگ، عبدالرحمن جامی، كه در انتشار تعالیم ابن‌عربی كوشش بسیار مبذول كرد(9)، به همین طبقه از شعرا و شیوخ اهل طریقت متعلق است. او با شروحی كه بر آثار شیخ‌الاكبر نوشت، با تألیف آثار جدید مبتنی بر تعالیم نظری ابن‌عربی و با تصنیفات شعری مستقل خود، بر معاصران و نسلهای بعدی صوفیه‌ی فارسی‌زبان، تأثیر بسیار زیادی نهاد. سرمشق وی را شعرای متأخرتری نظیر صفایی اصفهانی(10)، شاعر برجسته‌ی اهل طریقت كه به دو نسل قبل تعلق داشت و عمیقاً متبحر در «فصوص» و نوشته‌های صدرالدین قونیوی و سراینده‌ی برخی از زیباترین اشعار عرفانی فارسی بود، پی گرفته‌اند.

ب. متكلمان شیعه
دومین طبقه‌ی متأثر از تعالیم ابن‌عربی، متكلمان شیعه هستند كه، با وارد كردن تعالیم وی در ساختار اعتقادی شیعه‌ی دوازده امامی، زمینه را برای پدید آمدن تلفیق فكری عصر صفویه– كه به موجب آن، بخش اعظم ایران به مذهب تشیع درآمد– فراهم ساختند. موضوع ارتباط نظریات ابن‌عربی و عرفان شیعی، كه با چنین سهولتی با آن عرفان تلفیق شد، امری است كه رسیدگی و تفحصی دقیق می‌طلبد.(11) بلافاصله پس از انتشار تعالیم ابن‌عربی، وی در بین متكلمان و عرفای شیعی پیروانی پیدا كرد چون سید حیدر آملی، كه شرحی نیز بر فصوص نگاشت(12)؛ ابن‌تركه، كه «تمهید القواعد»(13) وی مقدمه‌ای بر «فصوص» است و شرح مهمی نیز بر این اثر نوشته است؛ و ابن ابی‌جمهور(14)، كه در كتاب «المجلی»(15) خود منعكس كننده‌ی بسیاری از نظریات شیخ‌الاكبر است.

ج. نویسندگان اسماعیلی
همچنین، می‌باید از نفوذ ابن‌عربی بر نویسندگان اسماعیلی یاد كرد كه بسیاری از آنها، گرچه موطن بعدی آنها هند بود، ولی به زبان فارسی می‌نوشتند. تا به امروز، پرخواننده‌ترین تفسیر قرآن كریم در میان اسماعیلیه، تفسیر منسوب به ابن‌عربی است كه بسیاری از اسماعیلیه به گونه‌ای شگفت او را یكی از خود به شمار می‌آورند. مجموعه‌ی نویسندگان فارسی‌نویس اسماعیلی در طی قرون هفتم و هشتم ه‍.ق و تا زمانی كه اسماعیلیان در ایران فعالیت مخفیانه آغاز كردند، یكی از باارزش‌ترین و ساعی‌ترین گسترش‌دهندگان تعالیم ابن‌عربی در جهان اسلام به شمار می‌روند.

د. مكتب ملاصدرا
با ظهور صفویه، رنسانسی در فلسفه‌ی اسلامی در ایران صورت پذیرفت، كه نقطه‌ی اوج آن ظهور صدرالدین شیرازی یا ملاصدرا است. این حكیم بزرگ با تركیب فلسفه‌ی مشائی(16) و نظریات اشراقی (17) با عرفان ابن‌عربی، موفق به خلق چشم‌انداز عقلی جدید و مكتبی شد كه تا به امروز در ایران زنده و باقی است. ملاصدرا(18) عمیقاً متأثر از تعالیم ابن‌عربی بود. مهم‌ترین اثر وی، «اسفار»، مشحون از نقل عبارات «فصوص» بوده، به‌خصوص در نظریات مربوط به قوای روح و معادشناسی، نظریات شیخ‌الاكبر را منعكس می‌سازد.
می‌توان گفت در بسیاری از محافل و بویژه در مكاتب رسمی دینی ایران، در طول این چند قرن گشته، عقاید ابن‌عربی عمدتاً از طریق آثار ملاصدرا و شاگردان وی نظیر ملانعیما طالقانی، ملاعلی نوری(19)، حاج ملاهادی سبزواری، ملاعلی زنوزی و آقا محمدرضا قمشه‌ای شناخته شده است. با وجود این، نقش ابن‌عربی در تأسیس این مكتب مهم حكمت، جنبه‌ای دیگر و در واقع یكی از مهم‌ترین جنبه‌های نفوذ و تأثیر وی در قلمروهای شرقی جهان اسلام به شمار می‌رود.

ه‍. مفسران و شارحان ابن‌عربی
سرانجام، می‌باید به نقش مفسران و شارحان بلاواسطه‌ی آثار ابن‌عربی، كه وارثان بلافصل وی و ادامه‌دهندگان تعالیم وی به شمار می‌روند، توجه كرد. در میان این چهره‌ها، تا آنجا كه به عموم سرزمینهای شرقی اسلام و به خصوص ایران مربوط می‌شود، مهم‌تر از همه صدرالدین قونیوی، شاگرد و پسرخوانده‌ی اهل قونیه‌ی ابن‌عربی است كه تعالیم شیخ از طریق وی به این سرزمینها رسیده است.(20)
قونیوی، كه خود شیخی بزرگ از اهل طریقت بود، علاوه بر تألیف آثار مستقلی نظیر «نصوص»، «فكوك» و «مفتاح الغیب»– كه در كنار شرح حمزه فناری بر آن (مصباح الانس)، در ایران پیشرفته‌ترین متن فلسفی صوفیه به شمار می‌رود(21)– به شرح و تفسیر آثار شیخ‌الاكبر نیز پرداخت. در ایران، شرح قونیوی بر «فصوص»، همراه با شروح عبدالرزاق كاشانی و داود قیصری، در بالاترین سطح نسبت به شروح دیگر ارزیابی می‌گردد.
گرچه شروح متعدد دیگری بر «فصوص»، چه به عربی و چه به فارسی و نیز تركی، نوشته شده است، ولی شروح علی همدانی، علاءالدوله سمنانی و شرح مشهور جامی از لحاظ زبان فارسی، اهمیت ویژه داشته‌اند. این شروح در سطحی پایین‌تر از سه شرح فوق‌الذكر قرار دارند و در موارد بسیاری، مثلاً در مورد شرح جامی، مأخوذ از آن شروح به حساب می‌آیند. در حقیقت، كاشانی و قیصری، پس از قونیوی، مهم‌ترین مبلغان نظریات ابن‌عربی در شرق هستند؛ قیصری به دلیل شرح مهمی كه با مقدمه‌ی مستقلی حاوی یك دوره‌ی كامل متافیزیك اهل طریقت(22)، آغاز می‌گردد و كاشانی به خاطر شرح خود و نیز كتاب «تأویل القرآن» و بسیاری از آثار مشهور دیگر. راجع به شروح قابل ذكر دیگر «فصوص»، نظیر شروح بالی افندی و نابلسی و نیز آثار شعرانی، كه در روشن ساختن تعالیم ابن‌عربی نقش داشته‌اند، باید گفت گرچه اینها در جهان عرب مشهور گردیده‌اند، ولی در شرق تعداد قلیلی آنها را می‌شناسند و هرگز در ایران، پاكستان و هند به اندازه‌ی شروحی كه در بالا ذكر شده، شهرت نداشته و مورد توجه نبوده‌اند.
سنت تعلیم و شرح‌نویسی بر «فصوص» و دیگر آثار ابن‌عربی در خلال دوران حاكمیت عثمانی‌ها، صفویان، مغولها و حتی پس از آن و تا به امروز ادامه یافته است. گرچه تاریخ تفصیلی آن به هیچ وجه روشن نیست. در ایران، شیوخی نظیر ملاحسن لنبانی(23)، میر سید حسن طالقانی(24)، ملاجعفر آباده‌ای، سید رضی مازندرانی و میرزا هاشم رشتی، كه بعضی از شاگردانش در قید حیات‌اند، ظاهر شدند كه دوره‌ای از زمان، یعنی قرن یازدهم و دوازدهم ه‍.ق، را به امروز می‌پیوندند. به همین ترتیب شارحان عرب، ترك، هندی- پاكستانی بسیاری ظاهر شدند كه قسمت اعظم آثار آنان هنوز به‌درستی مورد مطالعه قرار نگرفته است. شروحی در چین، مالایا و اندونزی نیز وجود داشته است كه از شروح شناخته‌شده‌تر در ایران و جهان عرب مأخوذ بوده‌اند. بسیاری از شیوخی كه بر «فصوص» شرح نوشته‌اند، آن را در حلقات مدرسه و یا در محافل خصوصی در خانه‌ی خود، درس هم داده‌اند و بعضی نیز شروحی بر آثار صدرالدین قونیوی نگاشته‌اند. علاوه بر این، اینان سبب انتقال شفاهی یك سنت متافیزیكی بوده‌اند كه در هر نسلی برداشت جدید خود آنان و دیگر شیوخ از حقایق معنوی– كه حاصل سلوك شیوه‌های معنوی باطن‌گرایی اسلامی است– به آن شادابی و جوانی نبخشیده است.
همه‌ی گروههای فوق، كه به اجمال نام برده شدند، نماینده‌ی جنبه‌های مختلف گسترش تعالیم ابن‌عربی در ایران و دیگر سرزمینهای شرقی جهان اسلامی می‌باشند. تعالیم شیخ‌الاكبر در تمام سرزمینهای اسلامی منتشر شد و ثمرات معنوی با عطر و طعم گوناگون در هر سرزمینی با خود به همراه داشت. این تعالیم به جزء اصلی آن مجموعه‌ی عظیم متافیزیك و عرفان اهل طریقت مبدل شدند كه پرتو خود را در اشكال و الوان گوناگون بر تمام سرزمینهای دارالاسلام افكنده است و مكتب اهل طریقت، جزء اصلی و ماندگار حیات فكری این جهان، كه در آن جریانهای گوناگون در همین بافت فكری و روحانی تا به امروز می‌توان پیدا كرد، به شمار می‌رود.

پی‌نوشتها:
1. باعث تأسف است كه تا به امروز هیچ ترجمه‌ی كاملاً رضایت‌بخشی از این اثر به زبان انگلیسی موجود نیست، گرچه ترجمه‌ای بسیار عالی از بخشهای اساسی آن همراه با یادداشتهایی درخشان به زبان فرانسه تألیف T.Burchkardt تحت عنوان La sagesse des prophétes, Paris, 1955 در دست است.
2. نك. به اثر سید حسین نصر تحت عنوان Three Muslim Sages, PP.118 ff. و نیز به اثر هانری كربن تحت عنوان:
Creative Imagination in the Sufism of Ibn’Arabi, Translated by R. Manheim, London, 1969, Chapter I.
3. این تمایز و تقسیم‌بندی ضروری است، زیرا بخش معظمی از نوشته‌های در خصوص صوفیه در هندوستان نیز به زبان فارسی است. به‌خصوص آن بخش كه به كشمكشهای این دوره درباره‌ی وحدت وجود ابن‌عربی و وحدت شهود سمنانی مربوط می‌شود.
4. عزیزالدین نسفی، عارف وحدت وجودی و آگاه به اصطلاحات ابن‌عربی كه اصطلاح «الانسان الكامل» را از ابن‌عربی آموخته و در مجموعه‌ای از رسالاتش كه آنها را «الانسان الكامل» نامیده به ذكر اوصاف او پرداخته است. رسایل نسفی (كتاب الانسان الكامل) به تصحیح و مقدمه‌ی فرانسوی ماریان موله در تهران، در سال 1962، به طبع رسیده است. (دكتر محسن جهانگیری، «محیی‌الدین ابن عربی، چهره‌ی برجسته‌ی عرفان اسلامی»، ص435)- م.
5. در خصوص این چهره‌های برجسته‌ی تصوف به مطالعات بسیار هانری كربن، بویژه آنها كه در Eranos- Jahrbuch آمده است، مراجعه كنید؛ نیز نگاه كنید به:
M. M. Molé’s introduction and notes to Nasafi’s Le liver de l’homme parfait, Tehran- Paris, 1962.
و اثر دیگر وی تحت عنوان:
“Les Kubrawiya entre sunnisme et chiisme aux VIIIe. Et IXe siecles de l’hégire” Revue des Etudes Islamiques, Vol 29, 1961, PP. 61-142.
گزارش خلاصه‌ای در خصوص نفوذ ابن‌عربی در شرق را ماریان موله (M. Molé) در اثر خود تحت عنوان:
Les mystiques musulmans, Paris, 1965, PP. 100ff.
ارائه داده است.
6. سلسله‌ی نوربخشیه از فرق صوفیه منسوب به محمد بن عبدالله موسوی خراسانی (869-795) مشهور به نوربخش است. پیروان این طریقت نیز از تصوف ابن‌عربی متابعت كرده‌اند. سید محمد نوربخش، پیشوای طریقت نوربخشیه، ابن‌عربی را به وجه اتمّ، تزكیه نموده است. (جهانگیری، همان، ص452، متن و پاورقی)- م.
7. طریقه‌ی نعمت‌اللهی، از طریقه‌های بسیار مهم و معروف تصوف و نخستین طریقه‌ی تصوف شیعه است و از تصوف ابن‌عربی، در نظر و عمل، الهام گرفته است. شاه نعمت‌الله ولی، از اركان مشایخ این سلسله، از جمله معتقدان به ابن‌عربی و شارحان كتب وی بوده است. (همان، ص452)- م.
8. رساله‌ی «ابیات فصوص الحكم» در «مجموعه‌ی رسائل» «رضوان معارف الالهیه»، تهران، به نقل از مقاله‌ی حمید فرزام، به نام «ارتباط حافظ با شاه ولی»، مجله‌ی دانشكده ادبیات دانشگاه اصفهان، سال 1345، ش3-2، ص2.
9. نگاه كنید به اثر محمد اسماعیل مبلغ، تحت عنوان «جامی و ابن‌عربی»، كابل، 1343 (1464).
10. صفایی اصفهانی (1322-1309 ه‍.ق) نام وی محمدحسین و از شعرای قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری است… در احوال وی نقل كنند كه در اواخر عمر صفای ظاهری‌اش با آلودگی تریاك و حشیش مكدر شد. (دهخدا، «لغت‌نامه»)- م.
11. هانری كربن، از دیدگاه خاص باطن‌گرایی شیعی این مسئله را تا حدودی مورد توجه قرار داده است. با در نظر گرفتن این حقیقت كه ابن‌عربی به اعتراف خود فردی سنی مذهب بود و مع‌ذلك به غایت عزیز و مورد علاقه‌ی عرفای شیعی شد، تحقیق جامع‌تری می‌باید صورت پذیرد تا جایگاه نظریات ابن‌عربی را در ارتباط با كل ساختار شیعه و به طور كلی اسلام روشن سازد.
12. آثار سید حیدر آملی امروزه مورد مطالعه و تحقیق هانری كربن واقع شده‌اند. به اثر اخیر او تحت عنوان Sayyed Haydar Amoli (VIIIe/ XIVe siecle) theologien shiite du soufisme, Melanges Henri Massé, Tehran, 1963, PP. 72-101. و بویژه به مقدمه‌ی وی بر كتاب «جامع الاسرار» آملی كه از سوی وی و عثمان یحیی تحت عنوان La philosophie shi’ite, Tehran- Paris, 1969. منتشر شده است، مراجع كنید.
13. «تمهید القواعد» شرح كتاب «قواعد» تألیف ابوحامد محمد اصفهانی است كه او نیز از تابعان و شارحان ابن‌عربی است. ابن‌تركه در این اثر به تقریر اصول و قواعد عرفان ابن‌عربی و بویژه اصل و قاعده‌ی اساسی آن، وحدت وجود، پرداخته است. این كتاب، كه از كتب محكم و معتبر عرفان نظری است، سالیان دراز در ایران از كتب درسی به شمار آمده و استادان توانا و صاحب‌نظری، نظیر سید رضی لاریجانی و عارف نام‌دار آقا محمدرضا قمشه‌ای و آقا میرزا هاشم گیلانی، به تدریس آن اهتمام ورزیده و آنان نیز به این وسیله اندیشه و عرفان ابن‌عربی را نشر و گسترش داده‌اند. (جهانگیری، همان، ص433 و 434)- م.
14. محمد بن زین‌الدین علی بن ابراهیم احسایی، معروف به ابن ابی‌جمهور (متوفی بعد از 878)، عالم شیعی و مؤلف كتاب «غوالی اللئالی» در حدیث و «مجلی» در عرفان. (همان، ص437)- م.
15. كتاب «المجلی» اثر ابن ابی‌جمهور در عرفان است و به سال 1324 در تهران طبع شده است. وی در كتاب «مجلی» با عنوان «الشیخ الاعظم» از ابن‌عربی یاد كرده و به نقل اقوال و عباراتش از كتاب «فصوص» و «فتوحات» پرداخته و به این وسیله اندیشه و عرفانش را پراكنده و اغلب پذیرا گشته است. (همان‌جا، ص437)- م.
16. Peripatetic Philosophy
17. Ishraghi or Illuminationist doctrines (حكمت اشراق) حكمت اشراق، حكمتی است كه مبتنی بر تابش و اشراق است، حكمتی است غیررسمی در برابر حكمت رسمی. حكمت اهل خطاب است در برابر حكمت اهل بحث، حكمت ایمانی است در برابر حكمت یونانی. خود شیخ شهاب گوید: «من مسایل حكمت ذوقی را ابتدا از راه یافت و كشف و شهود به دست آوردم و سپس در جست‌وجوی برهان و دلیل برآمدم، نه برعكس».
دكتر سید جعفر سجادی، «شهاب‌الدین سهروردی و سیری در فلسفه‌ی اشراق»، ص 19و 27. م.
18. در خصوص ملاصدرا، نگاه كنید به:
H. Corbin (ed), Le liver des penetrations metaphysiques of Sadr al-Din Shirazi, Tehran- Paris, 1964, Introduction.
و نیز: S.H. Nasr, Islamic studies, part III.
19. علی بن جمشید نوری مازندرانی اصفهانی، متوفای 1246ه‍.ق- م.
20. جهت فهم میزان تأثیر و نفوذ ابن‌عربی در ایران، كافی است كه بدانیم، بر طبق آنچه عثمان یحیی به دست آورده، از میان نزدیك به یكصد و پنجاه شرح شناخته شده بر «فصوص»، حدود یكصد و بیست شرح آن به وسیله‌ی ایرانیان و دیگر مردم این منطقه نوشته شده است. در خصوص این شروح به مأخذ زیر مراجعه كنید:
O. Yahya, La Classification de l’oeuvre d’Ibn’Arabi, Vol I Damascus, 1964, pp.247 ff.
21. حقیقتاً عجیب است كه در خصوص این شیخ برجسته‌ی صوفیه كه تأثیر وی به این پایه گسترده بوده است، مطالعات بسیار كمی صورت پذیرفته است.
22. به اثر سید جلال‌الدین آشتیانی مراجعه كنید با عنوان: «شرح مقدمه‌ی قیصری بر فصوص الحكم»، با مقدمه‌ی فرانسوی و انگلیسی هانری كربن و سید حسین نصر، مشهد، 1966م، و همچنین رك: شرح فارسی آشتیانی بر مقدمه‌ی قیصری. مقدمه‌ی سید جلال‌الدین آشتیانی بر این اثر، علاوه بر این، دربردارنده‌ی بحث عالمانه‌ای در مورد شرح خود قیصری و شروح دیگر بر «فصوص» می‌باشد.
23. لنبانی (متوفی 1094)، حكیم صوفی ماهر در علوم حكمیه، مدرس به جامع كبیر اصفهان، كه تصوف را با حكمت مربوط ساخته… هیچ‌گاه بی‌شور و شوقی نبود و به قرائت كلام مولانا بسیار مایل بود. (صدوقی سها، منوچهر، «حكما و علماء متأخرین صدرالمتألهین»، انجمن اسلامی حكمت و فلسفه ایران، 1359، تهران، ص49.)
24. وی استاد حزین لاهیجی بوده است و به نقل وی مباحثه‌ی «فصوص الحكم» شیخ عربی می‌نموده است… و مسایل حكمت را با مشاهدات صوفیه انطباق می‌داده است. در اصفهان رحلت نمود. (همان‌جا، ص47)- م.

– به نقل از كتاب «آموزه‌های صوفیان، از دیروز تا امروز»، دكتر سید حسین نصر، ترجمه‌ی دكتر حسین حیدری و محمد هادی امینی. تهران، قصیده‌سرا، 1382.

 

نوشته شده توسط admin در شنبه, 11 شهریور 1391 ساعت 7:50 ب.ظ

دیدگاه