شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶

شور قبیله گرایی، تهدیدی برای درهم شکستن انسجام جامعه / ر. منصوری

شور قبیله گرایی، تهدیدی برای درهم شکستن انسجام جامعه / ر. منصوری

شور قبیله گرایی، تهدیدی برای درهم شکستن انسجام جامعه / ر. منصوری

 شور قبیله گرایی، تهدیدی برای درهم شکستن انسجام جامعه ر. منصوری

مطلب علمی و ارزنده زیر را یکی از مخاطبان فهیم و دانای کرمانشاه دیلی ، ارسال نموده است که مطالعه آن را به مخاطبان عزیز توصیه نموده و به صاحب قلم دست مریزاد می گوییم.

“مرو راهی که با ریگی بلغزی
مشو بیدی که با بادی بلرزی
تو را قدر و تو را قیمت گران است
مکن کاری که یک ارزن نیرزی”

کرمانشاه دیلی:  انسان موجود ارزشمندی است و ملاک این ارجمندی نژاد , زبان , جغرافیا , اعتقادات دینی و مذهبی , طبقه اجتماعی , ثروت و دارایی و …. نیست بلکه چگونگی شخصیت است و یکی از لوازم اثربخشی در شخصیت, احترام به بزرگان است و این امر از جامعه کوچکی چون خانواده تا اجتماعات بزرگتر جاری و غیرقابل تغییر است. اما باید این مسئله را نیز مورد توجه قرار داد که جایگاه حرمت نگاری متفاوت است و نباید نادیده گرفت که در حقوق عمومی و اجتماعی همه باهم برابر و یکسان هستند و بزرگی نه به زاد بلکه می تواند به دانش و میزان آگاهی باشد و هرچه افراد داناتر و مسولیت پذیرتر باشند از انجماد فکری دورتر و پیشرفت آنان قابل تصورتر است.

عرف تاجایی از وجاهت مردمی برخوردار است که باعث استحکام روابط و زیست محیطی باشد و تجربه بخوبی نشان داده حضور عرف در عرصه سیاست منجر به تجاوز به شخصیت افراد و طایفه سالاری و بازتاب اطاعت و تسلیم پذیری جامعه استثمار شده است و احساس تمایز گروهی بر سایرین و ارجحیت هویت بر شخصیت، افراد را به مجموعه ای از قبایل سیاسی تبدیل کرده که چون ماشه ای بر شقیقه اتحادی است که می تواند جامعه را به سمت و سوی قانونمندی سوق دهد.

اما متاسفانه شور قبیله گرایی علتی نامعقول است برای آنکه هر طایفه بخود حق دهد تا افکار و امیال دیگران را با خود همسو و یا تصاحب کند چرا که منفعت هر گروهی در حذف رقبای دیگر نهفته است و بقای هر ایلی در فنای سایرین است و در این فضا به راحتی خشونت ها پدیدار می گردند و تزاحمات ایجاد می شوند و بقولی از هابز :” هر انسان گرگ انسان است” و تا این روند که برای کسب پیروزی و توفیق هر قوی ضعیف را و هر قویتری قوی را حذف کند ادامه داشته باشد ساده ترین حقوق انسانی بخاطر غفلت ها نقض می گردد و مابجای همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر به روابط خصمانه و نژادی خو می گیریم و دوستان متحدی که می توانند بانی ایجاد تغییر باشند به دشمنان متفرقی تبدیل می شوند که شتاب دهنده بسمت انحطاط هستند.

زیرا حتی فکر صحیح را نمیتوان با روش غلط اعمال کرد و با توجه به شواهد میتوان نتیجه گرفت که قبیله گراییمان نه تنها علتی برای اتحادمان نیست بلکه خود تهدیدی برای درهم شکستن انسجام جامعه است و چنین امری سزاوار متروک و مطرود شدن است و با تحقیقات کم عمق نمی توان تزلزل عرف را بعنوان علت العلل آسیب های اجتماعی چون طلاق و فحشا و اعتیاد و … دانست و سایر عوامل را نادیده گرفت، واقعیت این است هرگاه سحر و جادوی عرف دام می گستراند، نیک فرجامی عده ای در آنجا خیمه زده تا با تملق چند طایفه و ائتلاف آنها پله های قدرت را صعود کنند و مردم را بیشتر از پیش به شوربختی سقوط گرفتار کنند و این یک اتفاق پیچیده و ناآشنا نیست.

پس نفی طایفه گرایی و خودبرتربینی می تواند مشوق روح همدلی باشد و ما برای کاهش تفرقه و اصطکاک جامعه و آنتاگونیسم و فروکش هیجانات زیانبار نیازمند یک استراتژی واحد هستیم تا حافظ سلامت روانی و عدالت اجتماعی و محرک خردجمعی باشد.

در دنیای روبه رشدی که علاوه بر قوانین داخلی هر کشور، قانون جهانی برجوامع حاکم است تا نظام جهان میهنی بوجود آید و همه انسانها بدون در نظر گرفتن مرزهای قراردادی که باعث شقه شقه کردن انسانهاست شهروند یک سرزمین باشند، سخن از قبیله گرایی سخنی شگفت انگیز است که برروی آن چمباتمه زده ایم و گویی فریاد هم نای کشیدن ندارد.

در جایی که باید برای مردم تحول آفرین و بیدارگر باشد نه به مانند لالایی غمگین برای خوابی سنگین آنهم در زمانی که ما به بیداری نیازمندیم.

عمق فاجعه آشنا نبودن شهروندان با حقوق شهروندی است و استقبال مصرانه از غلو در شعار که اشخاص خاص را حول مدار قدرت متمرکز می کند و قلمی که دراین راستا حروف چینی می کند بایستی خون بالا بیاورد وقتی که رواج کدخدامحوری و خویشاوندسالاری و باندبازی و القای خودبرتربینی را بعنوان ارزش های قوی برافکار مستولی می کند تا کسانی که شهر و شعور مردم را ملک اختصاصی خود می دانند با بسترسازی و تاثیرگذاری این مؤلفه ها به تثبیت شخصیت و منفعت خود و تضییع حرمت و منافع دیگران بپردازند.

گویی زیستن در جوامع گرم و عاطفی باعث غفلت هزارساله ما گشته است تا ندانیم جامعه و مردم حق دارند محور باشند، حق دارند پیگیر مطالبات قانونی خود باشند ، حق دارند مباحثی را مطرح کنند که گوشی برای شنیدن آنها وجود نداشته، حق دارند با انتخاب آگاهانه و عادلانه از مزایای قدرت تفویض شده خود به نماینده بهره مند گردند.

، نه اینکه تنها موجبات بهره مندی عده قلیلی سودجویِ عافیت طلب را فراهم آورند, جای تاسف است که ما به تنبلی فکری گرفتاریم و درگیر تصورات دگم آلودی گشته ایم که بر سر تغییر و اصلاح شرایط فعلی سنگ پرانی می کند و به سرکوب توانایی و شایستگی افراد اصرار داریم و بجای یافتن راهی نو برای سرنوشتی نو، تسلیم و سازش و کرنش در برابر بزرگان را تقویت می کنیم و اینگونه می شود که بجای اینکه نماینده خود را با مطالبات مردم هماهنگ کند، این مردم هستند که خود را با عدم توانایی نماینده سازگار می کنند و ما هم همچنان کوچکانی هستیم که در تصمیمات ناگوار بزرگان پیر شویم.

سکوت تلخ توده ها و عدم قاطعیت نخبگان باعث شده مردم به مدت یکروز و آنهم فقط در کنار صندوق های رأی تاثیر داشته و حس سروری کنند و بعد آن هیچ یادی از آنها باقی نیست.

اما تنها شیوه برای مقابله با این روند تقویت نهادهای سیاسی و مدنی است تا موظف باشند مطالبات عمومی را شناسایی و مورد بررسی قرار دهند و راهکارهای مناسبی ارائه کنند که پشتوانه اجرایی و عقلانی داشته باشد و بخشی از قدرت سیاسی به جامعه منتقل شود تا مردم بتوانند از این طریق با قدرت در ارتباط بوده و از آزادی عمل برای پیگیری محرومیت و محدودیت ها برخوردار باشند تا جایی که جامه عمل پوشاندن به برنامه ها و رفع نیازمندیها و توسعه و عمران شهر بعنوان کارآمدترین ابزار برای خنثی کردن رقبای انتخاباتی باشد نه شعارهای مشعشع بی ارتباط و تحریک احساسات ناسیونالیستی و هیجانات عاطفی و محبوب القلوب گشتن اربابان جامعه باتوسل به روابط فی مابین که مردم را به سمت فروپاشی سوق می دهد.

جامعه ای که عقل گرا و علم گرا نیست و تمایلات عادت واره و فرسایشی و بیمارگونه دارد دستخوش افراط و تفریط های زیان آوری است که رقابت در آن فاقد سلامت و اعتبار است و انتخاب هم بمانند کوفتن آب در هاون است و حاکمیت مردم فریبی زشت و درد آور است اما آنهایی که در مقاطع حساس بارها و بارها مصلحت مردم را نادیده گرفتند و خود را بزرگ و مردم را حقیر پنداشتند بدانند که :
“بارش سراب آواز ناودان ها را بر نمی انگیزند…”

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, 03 آبان 1394 ساعت 8:04 ب.ظ

15 نظر

  1. ?

  2. عالي وبدون نقص است جاي حرفي براي خواننده باقي نكذاشتيد درود بي كران برشماست

  3. باتشکر از نویسنده ناشناس و مجهول باید خدمتتان اذهان کنم گفتن این مطالب برای شهری مثل اسلام ابادخیلی زود است وما امادگی برای اینطور رفتارکردن نداریم مگر اینکه معجزه ای مثل یدبیضا اتفاق بیفته انتخابات ما مشکلات زیادی دارد ومشکل فقط قبیله گرایی نیست

    1. شتیدم برای گفتن این حرفها. دیرشده و فکر چاره باید کرد کسی از خودمان بخودمان دلرحمتر نیست

  4. باتمام احترام باید بگم که نظره بنده اینست که نویسنده یکی از افراد همبن سایت است که بانام تازه ای فعالیت میکنه و درکل مطالب احتیاج به فکرزیادی داره و عالی و پویاس باتشکر

    پاسخ کرمانشاه دیلی:
    سلام
    خیر اینگونه (نویسنده یکی از افراد همبن سایت است که بانام تازه ای فعالیت میکنه) نیست.

  5. سلام جناب پرندین، آقای صفری رییس گهواره، چرا اینقدر ………………….. می یاد؟

    پاسخ کرمانشاه دیلی:
    سلام
    دوست عزیز شما به جای طرح چنین مسئله ای ای که مشخص است چه هدفی را دنبال می کند، می توانید انتقادات خویش از آقای صفری را به صورت مستدل و منطقی نوشته و برای ما ارسال نمایید.

  6. درود بر شما
    قبیله گرایی یا حاصل طالبان قدرت است یا محصول جهل و تعصب عوام . وقتی رسیدن به قدرت از انچنان اصالتی برخوردار باشد که طالبان آن برای چشیدن طعمش به هر ابزاری متمسک شوند طبیعی است که قبیله گرایی را هم به عنوان یک ابزار مورد استفاده قرار می دهند . کاری که فعلا از دست اهل قلم و اصحاب رسانه بر می آید نوشتن است و نوشتن است ….
    موفق باشید

    1. ” شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی 
      مردی از خویش برون آید و کاری بکند ”

      با درود بی پایان خدمت شما
      متاسفانه طالبان قدرت,برای دستیابی به آن, به مخربترین ابزار طمع کرده اند چرا که هرچه درباره قبیله و یا جامعه ای تعصب و گرایش شدیدتری وجود داشته باشد به همان میزان انگیزه و جسارت بیشتری برای صدمه به سایر قبایل وجود خواهد داشت و این تفکیک اشخاص و قرار دادن مرزها میان افرادی که گاه دردها و خواسته ها و سرنوشت مشترکی دارند عملی ناپسند و نارواست به قولی از مانس; مرزها خراشهایی بر سرتاسر “قلب” بشر است که این خطوط گاهی از شدت خونریزی ها گلگون میشوند… 
      و بهترین و لازمترین کار ممکن که بر عهده اهل قلم است همان نوشتن و نوشتن و نوشتن است,قلمتان همواره نویسا باد.

  7. احسنت

  8. مطلب خوب و جالب بود مرسي

  9. من در هیچ قبیله ایی نیستم ولی این قبیله گری آبرو برای ما هم نذاشته هرجا میگیم اهل اینجاییم میگن ععععع قبیله بازید..
    البته خودشون هم کم از قبیله داری ندارن ولی انگار برای ما بیشتر نمایانه..

  10. همینکه درجایی که مردمش شهرت به قبیله بازی دارن شما با شجاعت میگین در قبیله ای نیستم خودش یه اتفاق خوبه امیدوارم بقیه ما هم به صراحت شما برسیم 

  11. تشکر

  12. واقعا دست مریزاد داره افرین براین قلم و افرین به انتخاب مدیریت سایت قبیله گرایی معضل بزرگیه که دامن این شهرو گرفته و نویسنده شفاف و کامل و باابهت بیان کرده اونطور که پیگیر بودم که نویسنده یک خانم اسلام ابادیه واقعا جای خوشحالی داره که یه زن اینقدر تحلیلگر باشه تقاضا میکنم راههای مقابله با قبیله گری و تشکیل حزبهارو هم بیان کنن تشکر از جناب پرندین عزیز

    1. باسلام و تشکر از شما
      دست مریزادی از آن کسانی باد که وقت گرانبهای خود را به خواندن این کلمات اختصاص داده اند, وجودتان بی بلا باشد,اما پیگیری درباره هویت کار دشواری نیست آن هم در سرزمینی که جنسیت را بو می کشیم و گاهی نبودن ها بسی شایسته تر از بودن هاست…
      در پناه خدا باشید 

  13. درد ته له بان سر مه میمگه

  14. خسته نباشی و تسکر فراوان 

  15. خودتان را با نوشتن خسته کردین و دیدین داریم با همون کاسه همون اش سابق می خوریم

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه