جمعه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

فتنه شناسی از نگاه نهج البلاغه / اردشیر محمدی

فتنه شناسی از نگاه نهج البلاغه / اردشیر محمدی

فتنه شناسی از نگاه نهج البلاغه / اردشیر محمدی

 اردشیر محمدی

کرمانشاه دیلی:   ظاهرا هر از گاهی در فضای عمومی کشور واژه هایی ابداع می شوند که کارکرد بالایی در منازعات سیاسی دارند . کسی منکر استفاده از واژه ها در مبارزات و رجز خوانی های سیاسی نیست و در تمام ادوار تاریخ ، واژه ، ابزاری بوده که دولتمردان و قدرتمداران با اهرم آن رقبای خود را به حاشیه رانده و آنان را از میدان مبارزات به در کرده اند . یکی از واژه هایی که در سالهای اخیر به کرات از سوی یک جریان خاص سیاسی استعمال شده واژه « فتنه » است که همچون شمشیر داموکلس آن را بر بالای سر رقبای خود قرار داده و امکان هر گونه تحرک را از آنان گرفته است . فتنه شناسان بدون این که ابعاد و ماهیت جریان فتنه را واکاوی نمایند صرفا هر نماد یا شخصی را که مغایر با اهداف و منویات خویش ببینند مصداق فتنه اش خوانده و آن را به بد ترین وجه ممکن تخریب نموده اند . اما در این میان ممکن است خیلی ها ندانند ماهیت واقعی فتنه چیست و فتنه گر واقعی چه شخص یا اشخاصی می باشند .

امام اول شیعیان (ع) در نهج البلاغه می فرماید : «  … ان الفتن اذا اقبلتْ شبَّهت و اذا ادبرت نبَّهتْ. یُنکَرْنَ مقبلاتٍ و یُعْرَفْنَ مدبرات. یَحُمْنَ حَومَ الریاح، یُصِبْنَ بلداً و یُخْطِئْنَ بلداً. اَلا و انَّ اخوفَ الفِتَن عندی علیکم فتنةُ بنی امیة، فإنَّها فتنةٌ عَمیاءٌ مُظلمةً: عمَّتْ خُطَّتُها و خَصَّتْ بَلِیَّتُها، و اصاب البلاء مَن ابصر فیها، و اخطأ البلاءُ من عمِی عنها. …

« فتنه‌ها هنگامی که روی می‌آورند شبیه حق می‌باشند و آنگاه که می‌روند و به پایان می‌رسند، حقیقت خود را می‌نمایانند و هوشیار می‌سازند. ناشناخته می‌آیند و شناخته شده می‌روند. همچون گردباد می‌گردند و شهری را ویران می‌کنند و شهری را وامی‌گذارند. آگاه باشید که نزد من بیمناکترین فتنه‌ها برای شما فتنه  نفاق بنی امیه است زیرا که آن، فتنه‌ای کور و تاریک است. همگان را در برمی‌گیرد و مصیبتش خاص مؤمنان است و گرفتاریش به کسانی می‌رسد که از آن آگاهی دارند و بی‌خبران را آسیبی نمی‌رساند.»

 از نگاه امام علی (ع) خطرناکترین نوع فتنه ، فتنه « نفاق » است که وی بنی امیه را به عنوان نماد آن معرفی می کند . نفاق و دورویی و تشبث به ظواهر دین برای رسیدن به مقاصد و اهداف سیاسی ، فتنه بزرگی است که امیر مومنان از آن بیمناک است و پیروانش را به شناخت واقعی آن انذار می دهد اما این که ریشه نفاق از کجا نشئت می گیرد باز امام علی (ع) شاخصه هایی را مطرح می کنند که می تواند قتنه واقعی را برای ما تبیین نماید .

اولین عامل فتنه از دیدگاه نهج البلاغه « خود پرستی » است . خودپرستی به مفهوم خود را حق دیدن و بی چون و چرا و بدون منطق از آراء و نظریات خود دفاع کردن و آن را محور حب و بغض قرار دادن است. خود پرستی دنیا و آخرت انسان را تباه کرده و قدرت درک حقایق را از انسان سلب می کند .

« لجاجت » دومین عامل فتنه است که در موارد بسیاری مانع شنیدن حرف حق می شود برای انسان لجوج محور « من» است نه خدا . اگر لجوج حق را مثل آفتاب هم آشکار ببیند، سر تسلیم در برابر آن فرود نمی آورد به همین خاطراست که در فتنه ها حاضربه پذیرش حق و حمایت از آن نمی باشد. از عوامل دیگری که امیر المومنین (ع) آن را از اسباب بروز فتنه ها معرفی می کند « کینه » است . ایشان می فرماید :« سبب الفتن الحقد » سبب و مایه ی فتنه ها کینه است  . پیروی از شهوات ، دلبستگی به قدرت و دنیا ، مال پرستی ، ریاست پرستی و … همه عواملی هستند که در نهج البلاغه به عنوان بستر و زمینه فتنه مورد شناسایی قرار گرفته اند .

باید دید در میدان فتنه شناسی کدام اشخاص و گروهها متصف به صفات فوقند ؟ ، کدام گروهها و اشخاص ، از دین به عنوان سپری برای رسیدن به مقاصد دنیایی و ریاست استفاده می کنند ؟ چه اشخاصی بیشترین تشبث را به ظواهر و عوام فریبی دارند ، صبحانه ساده شان را در معرض نمایش مردم می گذارند اما دستشان تا مفارق در کیسه بیت المال است و به ریش همه هم میخندند ؟ کدام جریان مصلحت ملت و خلق خدا را فدای کینه و کینه جویی خود می نماید ؟ چه شخص یا اشخاصی خود را مظهر حق و حقیقت دانسته و یک درصد هم حاضر به پذیرش اشتباهاتش نیست ؟

با این اوصاف شناخت فتنه و فتنه گر واقعی نمی تواند کار دشواری باشد …

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, 25 مرداد 1394 ساعت 6:16 ق.ظ

18 نظر

  1. فتنه گر واقعی آنهایی هستند که با سیاست های غلط خود مردم را در تنگدستی و سختی قرار می دهند نه آنهایی که حرفشان به مذاق آقایان خوش نمی آید

  2. ما در انتخابات مجلــــس دهـــم اسلام آباد غرب

    به یاری خــــداوند متعال هیچ وقـــــــت به همراهان فتنه 88 که
    هر روز رنگ عوض می کنند ویک روز اصلاح طلب یک روز اصولگرا یک روز زرد ویک روز قرمز هستند

    هیچ رایی نداده وتنها وتنهاوتنها به افراد صادق الوعده رای میدهیم
    همـــان کسانی که زمینه را برای ایل بازی و باند بازی فراهم نکنند تجربه 8 ساله ها نشانگر این واقعیت تلخ درتاریخ اسلام آباد است
    آن بی مروت هایی که با رای مردم آمدند معـــــروف شدند ، مغــــــرور شدند و مغلـــــــوب شدند!
    آقای محمدی بهتراست با این قلم فرسایی ها غیر مستقیم برای اینگونه افراد تبلیغ نکنی که خودت هم تخریب خواهی شد
    این چیزهایی را حضرتعالی نوشته ای مردم می توانند به انگلیسی با فرانسه برایتان ترجمه کنند چه برسد به فارسی روان .
    لطف خودت را درطیف نویسندگانی قرار نده که مردم خط فکریشان را درافق افراد ببینند!
    اگر قرار است بنویسی به خاطر صداقت – انسانیت وبه احترام ورسالت قلــــم بنویسید
    نه الان که بازار انتخابات درحال داغ شدن است .
    بااحتـرام

  3. دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
    دل غم دیده ما بود که هم بر غم زد 
    زیستن در برخی سرزمین ها چه دشوار است وقتی که نشانه آزادی در شخصیت و هویت را, بر خطرها و خون ها نوشته اند و دیوارهای بلند زندان ها, آزادی خواهان راانتظار می کشند و تخاصم جای تعامل,تهدید جای تکریم,آشوب جای امنیت, نزاع جای صلح و توحش جای قانونمندی را به تاراج برده است گویی جدل میان آنها مستمر و همیشگی ست و چه شوم سرنوشتی ست وقتی که خود را به خلوت ترین گوشه درونمان تبعید کرده ایم و آنچنان به این اسارت تن داده ایم که هیچ تاثیری در هیچ وجودی نداریم,نظاره گران خاموشی هستیم که گویی با تمام دیکتاتوران همه سرزمین ها همگام و همقدم و هم مسیر شده ایم! براستی تارسیدن به تو ای کشور آزاد چندین هزار… هزار… هزار… گام نرفته فاصله داریم؟؟؟

  4. سپاس از اینکه این درد مشترک را با شیوایی و زیبایی بیان کردید,قلمتان همواره توانا باد…

  5. درود استاد برای مطلبتان

  6. جناب محمدی ظاهرا”شمامی خواهیدازمنظردین وبایک ظرافت خاصی بدون درنظرگرفتن شرایط زمانی ومکانی یاران خود راباسوءاستفاده ازکلام مولاعلی مبراوپاک نمایید.گویاشمافرسنگهااز غافله واقعیتهاعقب هستیدومی خواهیداین آبروی ازدست رفته فتنه گران را بازسازی نمایید.آنچه که ازمحتوای حرفهای شمااستنباط می شودظهوروبروزفتنه ی دیگری است که اززمان صدر اسلام تازمان حاکمیت مولاعلی علیه السلام ازحلقوم جاهلان دینی بیان می شدکه عقبه وماحصل آن تامدتهاازاذهان مردم زودباوروعامی پاک نگردید..جناب محمدی اگرمانظری به جنگ خوارج بیندازیم به خوبی پی می بریم که باچه دسیسه ای جاهلان متهجروقتی دررویارویی سپاهی که به دستورعمروعاص قرآنها رابرسرنیزه کردندرودرروی قرآن ناطق(علی علیه السلام)قرارگرفتندوگفتندچنانچه باقرآن بجنگیدماباتوخواهیم جنگید.آری القاءچنین چیزی به ذهن ساده آن مردم زودباورخودنوعی فتنه گری واغواوعوام فریبی بودکه مصداق فتنه آفرینیهای زمان ماست. پیامبر عظیم الشأن ماچه خوب درباب فتنه  زیبافرمودند:هنگامی که فتنه هاچون شب تارشمارافراگرفت به قرآن پناه برید.آری دراین زمان خیلی ازکسانی که رندان روزگاردرباب فتنه گری هستندهرازچندگاهی گفته هایی ازامام راحل رابه صورت ناقص به مردم تلقین می کنندتابه آنان القاءکنندکه راه امام بارهبری فاصله دارد.امابدانیدمرجعیت دینی وروحانیت بیداروآگاه مابه خوبی این دسیسه هارارصدمی کنندوبادستورات الهام بخش دین مبین اسلام آنهانقش برآب می کنندحال من ازشماسؤال دارم کدام گروه تابع شهوات وهواهای نفسانی است ودستشان آلوده به بیت المال است .به یقین باوردارم درهر گروه وقشری افرادخوب وشایسته وجوددارد.امااگروجدان خودراقاضی کنیدخواهیدفهمیددرکدام گروه انحراف وانحطاط وفتنه گری بیشتراست.ممن باشناختی که ازشمادارم می دانم به قانون احترام می گذاری وازقانون شکنی بیزاری می جویی حالاببینیم درطول عمراین دولتهاهروقت جناح اصلاح طلب پیروزمیشدرقیب باتمکین واحترام به قانون کوچکترین اعتراضی نداشت وبه طرف مقابل تبریک می گفت ولی متأسفانه طرف دیگربعدازپیروزی رقیب خودواردفازومدارلجاجت وقانون شکنی گردیدندومردم رادرمضیغه وسختی قراردادندوتاماهاکشوررامتشنج وناآرام کردند.جناب محمدی چه خوب است که انسان واقع بین وحق گراباشدوبه خاطراهداف چندروزه عده ای دین ووجدان خودش رالکه دارومعیوب نکند. آنچه که درطول تاریخ به یادگارمی ماندصداقت وراستگویی افراداست.ممکن است این واقعیعت ازحلقوم کسی بیرون آیدکه اعتقادی به حزب وحزب بازی نداشته باشد.پس چه خوب است انسان واقع بین وحقیقت خواه باشد.

  7. سلام اقای رشیدی این مطلب چه ربطی به انتخابات مجلس دهم داشت بنظر شما مطلب در حمایت از کدام کاندیداست اگر شفاف بفرما یید بهتر نیست درضمن اقای یاور یکطرفه حکم صادر نکن 

  8. در پاسخ به یاور عزیز

    دوست ارجمند ، تحلیل حضرتعالی و نقد شما به مطلب حقیر مبسوط و مشروح بود بنابراین پاسخ مبسوط به آن مستلزم وقت و فرصت بیشتری است اما سعی می کنم به لحاظ احترام به مخاطبین ، فرازهایی از مطالب جنابعالی را پاسخ دهم :
    فرموده اید : « .. شما می خواهید از منظر دین و با یک ظرافت خاصی بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی و مکانی یاران خود را با سوء استفاده از کلام مولا علی مبرا و پاک نمایید » . در پاسخ به این فراز از اظهارات جنابعالی باید عرض کنم که مطلب بنده ناظر به کارکرد واژه ها در منازعات سیاسی است و قصد تطهیر و مبرا کردن کسی را ندارم . واژه « فتنه » که این روزها مجددا لقلقه زبان برخی گروههای سیاسی گردیده قبل از آن که به درستی واکاوی شده و مفهوم و ابعاد آن مورد تبیین قرار گیرد به اهرمی برای تاراندن رقیب از میدان سیاست تبدیل شده است خصوصا این که بکارگیران این واژه در متهم کردن دیگران به فتنه گری قبل از هر چیز از دین و ایمان مردم مایه می گذارند . بنابراین رجوع به منابع دینی خصوصا کتاب گهر بار نهج البلاغه برای تبیین واژه ای با این اهمیت بجز « روشنگری » هدف دیگری برای آن قابل تصور نیست . قطعا ذهن سیال و وجدان بیدار مخاطبان در این زمینه به درستی قضاوت خواهد کرد و مصادیق « سوء استفاده » از ارزشهای دینی را تشخیص خواهد داد
    فرموده اید : « گویا شما فرسنگ ها از قافله واقعیت ها عقب هستنید و می خواهید این آبروی از دست رفته فتنه گران را بازسازی نمایید … » دوست عزیز کاش برای انسجام بیشتر مطلبتان ابتدا « واقعیت ها » را تشریح می کردید تا فاصله خود را با واقعیت ها بهتر درک می کردیم . اگر منظورتان از واقعیت ، انتخابات سال 1388 است که بنده به عنوان یک کنشگر و علاقمند سیاسی در متن آن بودم و مثل همه فعالان سیاسی در جریان اتفاقات ریز و درشت آن هستم . اگر منظورتان حوادث پس از انتخابات سال 88 است که متاسفانه عده ای عمدا یا سهوا نخواستند همه واقعیت های انتخابات در فضایی مسالمت آمیز روشن شود و با تبدیل آن به یک مناقشه و منازعه سیاسی ، سعی در مصادره به مطلوب کردن آن را داشتند . قضاوت یکسویه راجع به حوادث پس از انتخابات سال 88 و انداختن بار تقصیر به گردن جریان اصلاح طلب در شکل گیری آن ، منصفانه نیست چرا که جریان مقابل نیز به همان اندازه مقصر بود . توصیه می کنم حوادث آن سالها را فارغ از علقه های سیاسی و حزبی و با دیدی روشن و منفطن تحلیل نمایید .
    فرموده اید : « من از شما سئوال دارم کدام گروه تابع شهوات و هواهای نفسانی و دستشان آلوده به بیت المال است … » برادر عزیز بدترین نگاه به مقوله سیاست ، نگاه جزم اندیش و مطلق انگارانه است ، نگاهی که خود و همفکرانش را سفید و پاک دیده و جریان مقابلش را سیاه و آلوده می پندارد . سیاست و گروههای سیاسی نیز مانند هر امر دیگری ، نسبی است بنابراین در تمامی گروههای سیاسی هم افراد پاک دست و سالم وجود دارد و هم کسانی که تابع شهوت و هوای نفس اند . به نظر من شهوت قدرت ام الفساد همه مفاسد است و کسانی که از هر ابزار غیر مشروعی برای رسیدن به قدرت سیاسی استفاده می کنند از همه فاسدترند ولو این که ظاهری موجه داشته باشند .
    این که جریان اصلاحات بعد از هر شکستی ، اوضاع را متشنج کرده و مردم را در مضیقه قرار داده باشد چندان واقعی به نظر نمی آید بجز حوادث سال 88 که آن هم نتیجه بی تدبیری وزارت کشور و صدا و سیما و مسئولان برگزاری انتخابات بود فکر نمی کنم در جای دیگری اصلاح طلبان به نتیجه انتخابات تمکین نکرده باشند . علی ایحال هدف من از این مقاله دفاع از یک جریان سیاسی و کوبیدن جریان دیگر نبود هدف از تحریر این مطلب تبیین « واقعیت ها » است که هدف و مقصود رسانه ها نیز همین است . همان واقعیت هایی که شما در انتهای مطلبتان به درستی به آن اشاره کرده اید . مجددا از حوصله و سعه صدر حضرتعالی سپاسگزارم .

  9. جناب آقای محمدی سلام علیکم

    من درکامنت قبلی هم به قانونمندی شماونکات بارزاخلاقی دیگرکه درشمادیده ام حیفم آمدکه به نظرات شماجواب ندهم .هرچندبعضی ازمواردی که بنده بیان کردم ممکن است باعث رنجش شما گردد لذا ازاین بابت پوزش می طلبم.شمادرموضوع فتنه شناسی ازدیدگاه امام علی (علیه السلام)بدون مقدمه واستفاده ازشرایط خاص زمانی همه تقصیرهارابه گردن طرف مقابل انداختیدویک طرفه بدون دفاع طرف مقابل نیزحکم محکومیت صادرکردید.خودشمابه عنوان یک تحلیل گر وحامی جریان اصلاح طلبی مدتهاست که دراین سایت قلم فرسایی می کنیدودروادی شبه ناک فضای غبارآلودسیاسی جریانی رامتهم نموده اید.امایقین دارم که جنابعالی فردمتعادلی هستیدوحساب شمارابابعضی افرادلجوج وقلدرماب که شیطنت وبحران آفرینیشان درشهراسلام آباد هویداومبرهن است جدامی دانم .خودشمابه خوبی همه جریانهارادراسلام آباد رصدمی کنیدوهرازچندگاهی نیزاظهارنظرهایی درفضای مجازی بیان می کنید.درهرجریان وگروهی افرادمختلفی باتفکرات خاص وعملکدهای مختلف وجوددارد.خودشماشایدافرادی که به عنوان مطرودسیاسی که هیچگونه مقبولیتی درمیان مردم ندارندو خود را منتسب به اصلاح طلب می دانندممکن است نه قبول داشته باشیدونه به آنهااعتمادکنید.امادرجریان شناسی ونبایدجزئی نگری ویاکلی نگری هدف واقعی باشدزیرامااگریک چیز کوچک رامیکروسکوپی بنگریم خطاست ویااینکه خطای بزرگی رابا سرپوش گذاری کوچک ببینیم جفاست بلکه بایدواقع گراباشیم وبدون حب وبغض درموردهرچیزی اظهارنظرکرد.جناب محمدی عزیز من به عنوان یک برادرازشماخواهشمندم یک بارهم که شده بحران سازی جریان اصلاح طلبی رابه دور از ابهام وگردوغبارسیاسی واکاوی کنیدواشتباهات وخطاهای عمدی آنان رادریک اظهارنظربیان کنید.من درکامنت قبلی خدمتتان عرض کردم درپیروزی رقباچه کسانی لجاجت وبحران سازی کردند.شمابازواقعیت رابیان نکردیدوتقصیررابه گردن افراددیگرانداختید.چه خوب است مابی جهت بارکج دیگران رابرای مقصدکج آنان به دوش نگیریم .خودبنده خیلی ازافرادی که دارای تفکرکج بودندازآنهابرائت جستم هرچندباتفکرم قرین بودند.خدمت شماعرض کردم که حساب شما باافراددیگرجداست والابه هیچ وجه جواب نمی دادم.من اصالت خانوادگی وفهم بالایتان رابه تفکرتان ترجیح می دهم . همه مادارای اشتباهات خواسته یاناخواسته ای هستیم امیدوارم خداونددراین فضاهای متشتت ووارونه چندروزه ماراغرق امیال نفسانی دیگران قرارندهد.ان شاءالله

  10. یاور کم اوردی

  11. جناب شزیفی نه تنهاکم نیاورده ام بلکه سرریززیادی آن دامن افرادی چون.شماکه فقط تلگرافی می توانیدجواب بدهیدخواهدگرفت.خودشمابهترمی دانیددرحوزه اصولگرایی توهین وافتراویاوه گویی جایی نداردوآنچه برای من حایزاهمیت است بیان واقعیت وحفظ ارزشهاازطریق ایجادتفاهم ودوستی است.اگرمردمیدانی بفرماتادرمیدان سیاست و فضای مجازی  باهم زروآزمایی کنیم .امیدوارم صبروحوصله وآگاهی کافی داشته باشید.

  12. به جناب یاور عزیز
    بنده از حسن نظر و سجایای اخلاقی حضرتعالی سپاسگزارم و از این که همشهریانم علیرغم اختلاف در مشی سیاسی و فکری با همدیگر تعاملی منطقی و دوستانه دارند خوشحالم . ادب و احترام ایجاب می کرد که مجددا به اظهارات جنابعالی به صورت موجز و مختصر پاسخ دهم :
    1 . این که دوستانی مثل حضرتعالی که برخوردار از بینش فکری و سیاسی هستند به صورت مستعار و نا آشنا در عرصه مجازی حضور پیدا کرده و اظهار نظر کنند به نظرم پسندیده نیست . اگر صلاح دانستید منبعد با هویت واقعی ، مسائل را تحلیل کرده و فارغ از هر پیامدی به بیان دیدگاههای خود بپردازید مطمئنا بنده و سایر مخاطبان محترم استفاده خواهیم کرد .
    2 . مجددا ناگزیرم تاکید کنم که هدفم از این مطلب انداختن بار تقصیر بر دوش یک جریان سیاسی نبود ، نیت من تنویر اغراض جریان های سیاسی در بکارگیری واژه هایی است که در یک مقطع زمانی استعمال شد اما متاسفانه هنوز هم هر عمل سیاسی ناهمسو با خود را با همان واژه ها می کوبند و از میدان به در می کنند . والا هیچ جریان سیاسی مبرا از خطا و اشتباه نیست
    2 . به مصداق آیه شریفه فبشر عبادی الذین یستمعون القول …. حاضرم با دوست فهمیده ای همچون جنابعالی در خصوص وقایع پس از انتخابات سال 88 مباحثه ای داشته و قضاوت را به خوانندگان و مخاطبان عزیز بسپاریم . برای من در این مباحثه رعایت ادب و نزاکت بسیار مهم است که الحمدالله حضرتعالی از آن برخوردارید . به قول مولای متقیان علی (ع) : إیاك و ما یستهجن من الكلام، فإنه یحبس علیك اللئام و ینفر عنك الكرام ، بپرهیز از به زبان آوردن سخنان زشت، زیرا که فرومایگان را گرد تو جمع می کند و گران مایگان را از تو می راند.

    توضیح کرمانشاه دیلی:

    سلام

    کرمانشاه دیلی نیز نیز در راستای پیشنهاد آقای محمدی و البته در صورت پذیرش آقای یاور عزیز میزان این مباحثه باشد.

  13. بخدا جناب محمدی راه را کج تشخیص داده اید.شما ناخواسته از هتاکان به اهل بیت و منافقین فتنه گر حمایت میکنید.مواظب قلمتان باشید نکند روز حساب گرفتار شوید.

  14. این آقای کلهر مذهب توضیح دهند وجه تسمیه کلهر مذهب چیه ؟ چجوری دو اسم نامانوس را کنار هم گذاشته که هیچ معنی خاصی از آن به ذهن نمی رسد …..

  15. درود برشما جناب محمدی که باروشنگری وبیان واقعیتها خواب ازچشم کاسبکاران فتنه گرفتی به گونه ای که دچارسراسیمگی شده وبا عناوین جعلی اظهارنظر میکنند

  16. خفتگان را خبر از عالم بیداران نیست…
    سپاس از شما برای بیداری وجدان بشری و انسانی,قلم پر توانتان مستدام باد

  17. چه بسیارند انسانهایی که بسادگی قربانی جنایاتی می شوند که در طول تاریخ در جامعه انسانی به وقوع پیوسته است و نابخشودنی ترین آنها هژمونی دیندارانی ست که بدنبال مریدخویی و مرشدخوانی بوده و با تحریک احساسات مذهبی و وسعت بخشیدن دامنه آنها در اجتماع و سنجیدن آن با ملاکهای عینی و بیرونی فرصت ولایت فکری بردیگران را فراهم کرده و با تلقین شور کیهانی و الهامات,شعور انسانی و معلومات را به سخره گرفته اند و بزرگترین آفت اداره جامعه توسط آنها دگماتیسم و سلب تفاوت و تنوع و کثرت گرایی بوده و نه تنها مانع ترقی و گسترش دانش هستند بلکه محرک انسان در واپسگرایی و حرکت قهقرایی بوده اند زیرا قدرت آنالیز و اندیشه و نقد بر مسائل و برخورد منطقی و عقلانی را سلب کرده و توهم و خیال را به جامعه تزریق می کنند چراکه دریک جامعه بیمار میتوان قهرمان پرور و خودقهرمان پندار شد و دراین میان مردم تماشاگران مبهوتی برای دیدن رکود فرهنگی ,سیاسی, اجتماعی, تاریخی و حتی بی اعتباری باورهای دینی هستند…کاش آنان که می باید می فهمیدند علی را… هنگامی که می فرموده است:ان الفتن اذا اقبلتْ شبَّهت و اذا ادبرت نبَّهتْ…..

    آقای محمدی عزیز قلمتان شیوا,بیانتان گویا و کلماتتان توانا باد

  18. سرکارخانم مراقب هژمونی دینداران باشید زبان سرخ سرسبز می دهد بر باد و اگر خواننده نهج البلاغه مولای متقیان هستید شما را ارجاع میدهم به فرمایش آن مرد عدالت  كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ
     

    1. سلام برشما
      “از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است”
      از نهج به منهج رسیدن مرا کافی ست مغرضانه خواندن نهج البلاغه ملال آور است چرا که علی را فقط خواندن کفایت نیست و او را باید زیست…
      فاصبر ان وعد الله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون (روم/ 60)
      موفق باشید 

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه