چهارشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۶

مردم رفوگران تبعیض / راضیه منصوری

مردم رفوگران تبعیض / راضیه منصوری

مردم رفوگران تبعیض / راضیه منصوری

 راضیه منصوری

کرمانشاه دیلی:   میهن دوستی احساس ژرفی ست که گویی جزئی از فطرت جدایی ناپذیر هر انسانی نسبت به سرزمین خود است که درطول دوران ها و در همه جغرافیاها وجود داشته است و از اینروست که همه مردم در مقابل تجاوز و تهاجم به مرزهایشان جان خود را که نزدشان گوهر گرانبهایی است سخاوتمندانه می بخشند و ملت ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و هشت سال مقاومت در جنگ تحمیلی شاهدی بر این مدعاست که تن فرزندان این سرزمین چگونه برای حفظ یکپارچگی ایران پاره پاره می گشت و پدران و مادران چگونه سالها نگاه منتظرشان بر مسیری دوخته میشد که جگر گوشه هایشان را برای دفاع از کیان کشور بدرقه می کرد و نجیبانه انتظار می کشیدند و امتداد آن نگاه، به کوچ روح والای فرزندان و یا بذل بخشی از جسمشان منتهی میشد و شاید هم در بی خبری از تقدیری گمشده و مفقود،هنوز هم نگاه های منتظر کشدار بر راه های رفته و نیامده دوخته شده باشد…
آری! از یاد نبریم که مردم این سرزمین، هم با مصائب جنگ ساختند و هم با مسائل بعد از جنگ… و در مقابل حجم وسیع محرومیت ها و از دست دادن ها سوختند و دم بر نیاوردند.
مردم این سرزمین در هر مقطعی که حضورشان طلب شده است غایب نبوده و لبیک گوی بوده اند. در جنگ برای حفظ تمامیت ارضی، تفنگ بر دوش گرفتند و در انتخابات ها برای رسیدن به دموکراسی، قلم در دست گرفتند. این مردم در کجای زمان ها و تاریخ ها خوانده شدند و حضور خود را از حاکمیت دریغ نمودند؟
ایران سرزمینی است که ملت بارها و بارها بخاطر آن بر خون نشسته و جان ها نثار پایداری آن شده است اما اکنون که تبدار است و در اثر کم توجهی در مداوا تشنج کرده است، مردم از سر عشق و استیصال نهادهای قدرت را برای التیام به یاری می خوانند و روا نیست که با نگاه متعجب انگشت اتهام بر مردم نشانه رود بلکه برای آسیب شناسی و جراحی علل اعتراضات باید از لایه های درونی به قسمت های بیرونی رسید.
از یاد نبریم که برخی پشت پرده ها توسط اشخاصی مطرح شد که در درون حاکمیت قرار دارند. مگر در حواشی مناظرات انتخاباتی نبود که مسؤلانی که خود را در قامت و قواره ریاست جمهوری می دانستند بجای آنکه از فرصت روی داده جهت طرح مشکلات و ارائه برنامه استفاده نمایند، آنرا محل یارکشی برای تسویه حساب های سیاسی نمودند؟ آیا دستاورد آن، کج نگریستن ملت به قدرت نیست؟
مگر چیرگی ادبیات “بگم بگم” در سپهر سیاسی نبود که رانت خواری ، فساد گسترده در بدنه مدیریت، اختلاس و تبعیض و نابرابری اجتماعی را بازگو نمود؟
مگر بر سر جدال لفظی صاحبان قدرت املاک نجومی، فیش های نجومی و آقازادگی و نابرابری های اقتصادی بیان نشد؟
آیا دستاورد آن، کج نگریستن ملت به قدرت نیست؟
مگر افشاگری های صریح و بی پرده درباره مهجوریت قانون، از لسان کسی که سالها ریاست جمهوری این کشور را بدست داشت و اقتصاد و امنیت و ثبات را به ورطه نابودی کشاند از یاد برده ایم؟ و آیا دستاورد موارد متعدد اینگونه، کج نگریستن ملت به قدرت هست یا نیست؟
وقتی بی اعتمادی بر فضای سیاسی کشور سلطه یافت همه این جملات از هر ناحیه ای که بیان میشد مانند پتک بر سر این مردم نجیب فرود آمد. این مردم اگرچه محرمان در نفحات و نغمات نبوده اند اما نامحرمان بر دردها و کاستی نیستند چرا که مصداق های عینی رنج و شاخص های عینی مصیبت را زندگی کرده اند.
حکایت مردم امروزی پر از افت و خیزهای اندوهناکی ست که سترگ ترین دردهای آدمی را نوحه گری می کند و روان ژولیده ما مانند خواب آلودگی تلخی ست که دردهای دوران را خمیازه می کشد و میزبان اندوهی زاینده و افزاینده هستیم که رشته های در هم تنیده نابرابری های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بر اطرافمان پیله بسته است و بلاهای ارضی و سماوی بی رحمانه بر ما فرو می بارد.
مردم معترضند چون احساس می کنند آماده خوران راحت طلب، کاسه و کیسه خود را از نعمت و التذاذ مملو کرده اند و روح زندگی را در وجود آنانکه توانایی تامین قوت لایموت را ندارند کشته اند.
مردم معترضند چون احساس می کنند فساد اقتصادی و شکاف طبقاتی و قارون پروری، باعث رخ دادن فقر و نابرابری است که به آرزوهایشان دهن کجی می کند.
معترضند چون نبود آزادی های سیاسی، بودن سیاست های ضد اجتماعی، تعلیق امید و نداشتن امنیت در حریم خصوصی و تمامیت خواهی ، کرامت انسانیشان را لگدکوب کرده است.
معترضند چون احساس رهاشدگی دارند و تقویم زندگیشان پر از فصل های بی پناهی ست…

مردم به مسائل زیادی معترضند که بخاطر اینکه دولت کنونی در جایگاه مقدسی قرار نگرفته است بیان آن را حق خود دانسته اند که البته این حق نیز در قانون اساسی تصریح شده است اما بخاطر معطل ماندن اصل 27 قانون اساسی که شرایط محقق شدن آن فراهم نشده است شاهد هرج و مرج های ناشی از بی تریبونی هستیم.
خشم برخی از معترضین که منجر به تخریب اموال عمومی و یا توهین به اشخاص می شود را نمیتوان کلی انگاری نمود. اعتراض به شرایط موجود در بخش های زیادی از مردم وجود دارد، حتی اگر به خیابان ها نیامده باشند و یا خیابان ها را ترک کنند.
باید هر کسی در هر جایگاه و مقامی، سهم خود را در فعال نمودن گسل های اجتماعی بپذیرد و به دنبال راه های مسالمت آمیز و برنامه های بدیل برای فروکش هیجانات مضر بود. این فریادها ماحصل انباشت صداهاست و کلماتی که در پستوی حنجره زنگ زده اند و ابزاری برای بیان مهربانانه و نقد دلسوزانه نداشته اند و اینگونه تلخ و زنگ دار انفجار یافته اند.
اعتماد مبنا و سرمایه یک جامعه دموکراتیک و سازگار است و هر خدشه ای که بر آن وارد گردد باعث ایجاد شکاف و پس از تعمیق، باعث ظهور بحران هاست و کسانی که طمع ورزانه اعتماد مردم را خرج زیاده خواهی های خود کردند بدانند انتخابات بعنوان نمونه بارزی از دموکراسی، باید پیام مردم به حاکمیت باشد و مردمی که امید را در صندوق می اندازند نا امیدیشان از صندوق های رأی، سرنوشت کشور را مخاطره آمیز خواهد کرد. لذا صدای مطالبات مردم باید به گوش حاکمیت برسد. بنابراین شایسته است که به دامان امن قانون توسل جست و راه های متمدنانه برای ایجاد فرهنگ گفتمانی که باید فرهنگ همگانی شود را گشود و خوش عاقبتی جامعه مونولوگ محور در جایی است که به سمت جامعه گفتگو محور گام بردارد و با پذیرش و تقویت نهادهای مدنی برای ایفای نقش نظارتی و مطالبه گری میتوان اعتراضات را کانالیزه هدایت و طرح نمود و با پاسخگویی و پیگیری آنها از میزان خشونت ها کاست. ملت باید بتوانند در قدرت سهیم باشند و روشنفکران و نخبگان نیز زبان رسای مردم بی صدا باشند و برای رسیدن به گفتگوی مستمر تلاش کنند و از پیله سکوت و محافظه کاری به در آیند و بجای تمرکز بر قدرت و سیاست، به عرصه عمومی بازگردند.
این روزها ما به کنترل خشم نیازمندیم. بخشی از مردم معترض بدانند که راه توسعه اقتصادی و سیاسی در تخریب اموال عمومی نیست و نهادهای نظامی و امنیتی بدانند اگر تخریب اموال عموم، در زمانی فرصت جبران داشته باشد خشم این نهادها ممکن است باعث صدمه بر جان هایی شود که امکان بازگشت ندارند و بر هر دو طرف واجب و لازم است که خشم را فرو خوردند و برای رفتار مسالمت آمیز باید هشیارانه عمل نمود. کسانی که اعتراض دارند را اگر از مردمی می دانیم که مجرای تنفس آنها بسته بوده است پس باید برای حفظ آرامش و امنیت کشور همه صداها را ولو مخالف شنید و شیوه پاسخگویی و اقناع را برگزید و اگر آنها را انکار می کنیم و اقلیتی فریب خورده و منتسب به عوامل بیگانه می دانیم با اطمینان خاطر از مقبولیت، مراجعه دوباره ای کنیم به آرای عمومی…

و یقین داشته باشیم حضور مردم در تمامی صحنه ها بسان رفوگران ریزبین و دلسوز خواهد بود.

نوشته شده توسط admin در جمعه, 15 دی 1396 ساعت 3:29 ب.ظ

3 نظر

  1. هرقانونی ودرهرجایی مقدس نیست، بجهت آنکه دراکثرکشورهای ازقافله تمدن مانده بسیاری ازقوانین تامین وتضمین کننده منافع اقلیت صاحب ثروت وقدرت است تا حافظ حق وحقوق آحاد ملت. واگرچنین نبوددنیای کشورهای عقب نگهداشته شده هم ازپیشرفت وآسایش همگانی برخوردارواصولا دیگرجایی برای شورش وانقلاب درآنها نمی بود. واگرآنجاهم درجایی ازقانون ازحقی برای ملت صحبتی بمیان آمده باشد تنها بر روی کاغذمانده وهیچوقت ازسوی دارنده گان قدرت جدی گرفته نشده است. در مملکت ما هم درخیلی موارددرقانون اساسی وهم درقوانین جاری اش به حقوق ملت اشاره شده که البته همزمان با پشت بند اما واگرفراوان که عملا جایی برای عملی شدن آن باقی نگذاشته اند. مثلا طبق قانون همه درابراز عقیده آزاداند ونباید کسی بخاطرداشتن عقیده ای موردپیگرد قرارگیرد. اما متاسفانه هرگزچنین نبوده وبسیاری درمملکت ما فقط بخاطردگراندیشی زنده گی شان تباه شده است. بازهم متاسفانه باید گفت که سیستم حاکم یک سیستم حامی پروراست تا یک نظم حافظ وحامی تمامی افراد ملت. وبرکسی هم پوشیده نیست که هرکس هم به اندازه جای پایی که درآن سفت کرده ازمواهب اش سهم می برد وبه حاشیه رانده شد گان هم که اکثریت ملت تشکیل میدهند جهت ابرازنارضایتی خود ازبی عدالتی موجودازهرمنفذی استفاده کرده ولوبه به قیمت تخریب اموال عمومی چرا که درنظرشان دیگرچیزی بنام عموم معنایی ندارد ونسبت به همه چیزاحساس بیگانگی کرده وازآن خود نمی دانند.

  2. ربط دادن به عوامل بیگانه کار قویی نیست چون در کشور ما حافظان امنیت انقدر مسولیت شناس و قدر هستند که اجازه چنین دخالتی در امور کشور و تحت سلطه دراوردن هرگز داده نمی شود حتی به قیمت خون تک تک ما مردم که اماده جانفشانی هستیم و چیزی که باعث این بی اعتمادی شده دقیقا همان چیزهایی است که از طرف خود قدرت بیان شده نه عوامل خارجی که از رهبر گرانقدرمان انتظار داریم جهت رفع این مشکلات اقدام نمایند و تمام نهادها را برای مبارزه با فساد فراخوان دهند و مردم هم باید ارام حرفشان را مطالبه کنند از غوغا چیزی درنمی اید و در پایان ما حرف‌های دشمنانمان را فراموش خواهیم کرد اما سکوت دوستانمان را هرگز

  3. سرکر خانم منصوری . مثل همیشه نوشته جاندار و ارزشمندی را ارایه کرده اید . متاسفانه آنچه در این رابطه عیان است نداشتن گوشهای شنوا و چشمان بینا است . دراین رابطه یاد جرج اورول افتادم که حیوانات وقتی قانون می نوشتند گفتند مه حیوانات باهم برابرند اما بعضی ها برابرترند و ما امروز این شده ایم بعضیها برابرترند ای وای ما ای دریغ

    1. سلام بر شما جناب دکتر حسینی بزرگوار و از لطف و عنایتتان بسیار سپاسگزارم
      ما امیدوارنه به آینده ای چشم دوخته ایم که در آن همه صداها شنیده شوند و به این دیدگاه رسیده باشیم که خرد جمعی راه رسیدن به مطلوب است

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه