شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶

مستقل بودن و فراجناحی رفتار نمودن ترفندی برای جذب آراء / ر.منصوری

مستقل بودن و فراجناحی رفتار نمودن ترفندی برای جذب آراء / ر.منصوری

مستقل بودن و فراجناحی رفتار نمودن ترفندی برای جذب آراء / ر.منصوری

انتخابات

 

 

یک کاربر با مشخصات نامعلوم و با امضای ر.منصوری که پیشتر نیز کامنت های ایشان را دریافت نموده بودیم ، مطلبی را در خصوص موضوع مطرح شده توسط دکتر مجید حسینی در خصوص شفافیت مواضع کاندیداها که با مطالب دکتر رشیدی و آقای محمدی تداوم یافت ، ارسال نموده که آن را در پستی جداگانه تقدیم مخاطبان عزیز می کنیم.

 

کرمانشاه دیلی:  در زمان انتخابات پدیده های بسیاری برای مخدوش کردن حقیقت ظهور می کنند که از شناخت سرخوردگی و کمبودهای توده هایی از اجتماع نشات می گیرد و کنکاش و تلاش عده ای برای استفاده ابزاری از واقعیت های غم انگیز زندگی مردم که همچون سدی مانع تحول مثبت در فضای انتخاباتی است که منجر به سوق دادن نظر آنان به سمت انتخابات کمی و تشویق آنها برای مشارکتی که در آن افراد خاصی ذی نفع می گردند و صدمه تاجایی است که دست یافتن به انتخابات کیفی که احزاب جای افراد و خرد جای ارادت را بگیرد به آرزویی سخت و دست نیافتنی مبدل می کند.

غفلت مردم از میزان تاثیر خود بر امورات باعث شده تا نتوانیم باورهای خود را به صورت یک شیوه سیاسی صحیح درآوریم و دادوستدهای سیاسی ، روحیه قهرمان پروری ، نبود مشارکت جمعی ، رفتارهای حماسی در حوزه سیاسی ، هنرمندی در تخریب رقبا، شعارزدگی ، گارد سیاسی قبایل ، فقدان برنامه ها با پشتوانه اجرایی ، عدم عزت نفس برای مسؤلیت پذیری و … دلایل بسیار دیگر باعث شده تا فرصت سوءاستفاده افراد فراهم گردیده تا جایی که برای کسب آرا درود گویان آمده و پس از کامیابی بدرود گویان بروند. بدون آنکه خود را ملزم به پاسخگویی در برابر مردم بدانند و در آنزمان است که ما مویه کنان فغان وامصیبتا سر می دهیم در حالیکه بانی و مسبب مشکلات ما انتخابهای نامناسب ما می باشد.

ترفند مستقل بودن و فراجناحی رفتار نمودن و اعمال اراده شخصِ مستقل در تصمیمات نیز برای جلب نظر و آرایی از اصلاح طلبان و اصولگرایان و رای های سرگردان است که نتیجه آن گرفتار شدن بیش از پیش ما در دام پوپولیسم است که باعث شده دموکراسی در حضیض به سر برد.

آنچه ما امروز بجای کاندید مستقل بدان نیاز داریم آرای مستقل است و آزاد بودن از قید و بندهایی که باعث شده سخنان پرطمطراق و دهان پر کن را در الفاظ نمایان کنیم و تشخیص دهیم اما متاسفانه پای عملمان برای وقوع آنها لنگ است.

ما نیازمندیم تا روش انتخاب  خود را برای برون رفت از این وصف و وضع تغییر دهیم زیرا هر شخصی از ما ، فردی است که سازنده مجموع هستیم.
” ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا, تو ز خویشتن برون آ… تو ز خویشتن برون آ “

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, 25 شهریور 1394 ساعت 11:01 ق.ظ

11 نظر

  1. با تشکر از شما که چندین بار است مطالبی اموزنده و زیبا نوشته و در اختیار ما قرار داده با تشکر از مدیریت سایت 

  2. کوشش وعزم و فداکاری و ایمان درست
    گر به هم دست دهند سد سکندر شکنند

  3. ما هم ازاین ترفندها بداستقبال نمی کنیم از ماست که برماست ولی شخص مستقل ممکنه برای عزل ونصب ازافراد شایسته استفاده کنه وحزب رو درنظر نگیره

  4. مطالب ارزشمندی را بیان فرمودین . تلاش فراوان و جهد عظیمی لازم است تا انگونه شویم که باید باشیم

  5. از بذل توجه مدیریت محترم نسبت به مسائل جاری استان و همینطور نظرات ارائه شده سپاسگزارم و برای مخاطبین و همراهان نیز آرزوی توفیق و موفیقت را دارم مانا باشید

  6. تحلیل منطقی و بجایی است مشکل ما این است نه انقدر حزبی عمل می کنیم نه انقدر استقلال سیاسی داریم که انتخاب های شایسته ای داشته باشیم متاسفانه عبرت پذیری هم در وجودمان نیست

  7. درود بر شما خانم منصوری
    مثل همیشه پویا و با انگیزه و دقیق
    ادعای مستقل بودن در حوزه سیاست هم ریشه روانشناختی دارد و هم معلول متغیرهای سیاسی است . ریشه روانشناختی این پدیده به روحیات محافظه کارانه و غیر شفاف ما ایرانی ها بر می گردد خصوصا این که این روحیه در میان مردمان غرب کشور مشهود تر است
    اما به نظرم عامل اصلی این پدیده ، هزینه های زیاد عمل سیاسی است . ورود به حوزه های حزبی و تعریف شده سیاسی موجب تحمیل هزینه هایی است که کنشگران ما رغبتی برای پذیرفتن این هزینه ها ندارند …
    انشاالله که مطالب بیشتری را از شما در این سایت ببینم موفق باشید

    1. هزاران درود برشما 
      از سخاوتمندی نگاهتان بر این کلمات سپاسگزارم و امیدوارم در محضر شما و سایر بزرگواران بیاموزم آنچه بدان نیازمندم, مستدام باشید

  8. یاامامزاده داود! خانم؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی اینارو یه خانم نوشته!!!!!!! اونم اسلام ابادی

    پاسخ کرمانشاه دیلی:
    سلام
    دوست عزیز اسلام آباد یک شهر سرشار از نخبه و فرهیخته و در عین حال از سیاسی ترین شهرهای ایران می باشد.

  9. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ: مردم گمان مى‏كنند، همين كه گفتند ايمان آورديم، رهامى‏شوند و آزمايش نخواهند شدسوره عنكبوت
    در قضاوت عادل باشیم

  10. ((( منظری دیگر برای ایل و ایل گرایی )))
    باسلام واحترام .

    مدتهاست که این تفکر ناصحیح از سوی کاندیداهای سود جوی مجلس و شورای شهر و یا غیره دربین مردم رواج شده که ایل گرایی باعث تظلم و نخبه کشی و ناعدالتی درانتخابات ها وغیره است .
    ولی بنده و خیلی های دیگر با دلیل و برهان اثبات می کنیم که ( ایــل ) درگذشته وحال جایگاه داشته ودارد
    واین صحبتها حاصل تحقیق وتفحص شخصی در جوامع مختلف حتی خارج از ایران است .
    ابتدا مزایای ایل :
    همه می دانیم که زیر بنای هر جامعه که از ابتدا از خانواده متشکل گردیده ( عـــرف ) است و این عرف خیلی مزایای و محدودیتها دارد که امروزه جامعه شناسان و روانشناسان برخلاف گذشته به آن بشکل فرآیندی لازم نگاه می کنند چراکه از مقایسه نسل قدیم با نسل جدید که از زمین تا اسمان متفاوت اند نبـــود یک آیتم قوی ( بعنوان عرف وایل )باعث این همه اختلاف رفتاری ( جدا از تکنولوژی ) گردیده است .
    باتوجه به تبلیغات رسانه های غربی جهت تضعیف بنیاد خانواده و اجتماع، منشاء تمام بی محبت های نسل جدید ( فـــردگرایی ) است چون درغرب قبیله معنایی ندارد و هر که هرکاری بخواهد می کند و ( عـــرف ) را که نعمتی بزرگ درجامعه مابوده قرنهاست غربی کنار زده اند که حاصل آن : تنهایی ها – اعتیاد ها – خودسری ها – بی اعتمادی ها – قطع صله رحم ها – خودکشی ها – خودسوزی ها – خیانت ها و… است
    درجامعه ای که عرف کم رنگ شود بی حجابی – روسپیگری – فاحشه بازی – اعتیاد و …. چهره ای عادی گرفته و جایگاه پیدا می کنند وحتی به شغل تبدیل می شوند .
    درگذشته فرآیند مثبت عـــرف ، با توجه به قدرت و حاکمیتی که داشت جلوی خیلی از بزهکاریهای آشکار امروزی را می گرفت که حتی انسان از شنیدن آن هم خجالت می کشید چه رسد به اجرا درملا عام .
    آری . عزیزان عرف وایل (جدا ازدیدگاه سودا گران سیاسی کار ) در درون خود هزار وجه مثبت ازقبیل ( همبستگی – همدردی – رسم بزرگ وکوچکی – حیا وآزرم زنان – و احترام برای ریش سفیدان و گذشتگان )و… دارد .
    امــروزه که عرف آرام آرام از جامعه رخت بر می بنند بدانجهت است که خیلی انسانهای ظاهرا موجه ولی باطنا غافل همین که با یک گوشی لمســی مشغول وایبر و تلگرام بازی هستند فکر میکنند عقل کل است ولی
    همین نسل جدید اکثرا در تشخیص راه زندگی خود مانند( تحصیل – ازدواج – معاشرت و…) می لنگند آمار بالای طلاق های استان کرمانشاه نشانگر وموید این مطلب است
    وقتی که(عـــرف) قربانی منیت وفردیت شد دیگر جایی برای توجه به مــردم و درواقع انسان دوستی نمی ماند
    فشار عرف که نباشد خانوم با ناخن های بلند رنگ شده گویی برای اجرا در سیرک قدم بیرون می گذارد
    وقتی عرف نیست اعتنایی به مردم نیست ووقتی مردم برای فردمهم نباشد ( خودش می ماند وخودش و هرکاری که می کند را دست می پندارد و انتقاد را دشمنی مطلــق می داند )
    عرف در فرهنگ هزاران ساله ما همواره یار دیرینه عقــل وشرع بوده است اما امروزه فرهنگ بی ارزش غــرب آنچنان در اذهان غافلان نفوذ کرده که این یاران دیرینه که برای نجاب بشریت بوده اند جدای ازهم فراموش می شوند
    هرجا عرف نیست . عقل رفته رفته ناتوان میشود وهرجا عقل و عرف نیست دین هم ضعیف میشود
    وخود خواهی جای خداخواهی را می گیرد .
    آری . برادارن وخواهران اگر قراراست بیاندیشیم نباید از دید تنگ کاندیداهایی که هدف آنها فقط جلوس بر کرسی مجلس و شورا ست نظاره کرد بلکه به موارد مثبت وجود ایل وقبیله و طایفه و عرف هم بنگریم .
    درگذشته بخاطر عمق این مفاهیم فوق از هر هزار ازدواج . چند مورد جزیی طلاق و خیانت و… بود ولی اکنون نسل جدید باوجود امکانات وبی وجود عرف از هر هزار ازدواج تنها اندکی ماندگار می ماند !
    همه ما که تحصیل کرده هستیم می دانیم که پند های ساده وصادقانه بزرگان وریش سفیدان ما چقدر کارگشا و سازنده بودند چون جنس علم آن قدیمی ها عمل بود وبا آنچه ما حفظ کرده ایم فرسنگها فاصله دارد ولی امروزه نسل پرادعای جدید مخالف هرگونه موعظه اند و فقط بلد هستند تکنولوژِی را به رخ قدیمی تر بکشانند ان هم تکنولوژی که دیگران ساخته وتازه اینها به ندرت استفاده مثبتی می کنند.
    پس لطفا کور کور انه گذشته خود و تبار مان را که بر پایه های ایل وعرف استوار است تخریب نکنیم .
    چراکه جریانات سیاسی و سوء استفاده از ایلات در انتخابات ها موضوع دیگر و موقف دیگر دارد .

    بااحترام

    1. “مرو راهی که با ریگی بلغزی
      مشو بیدی که با بادی بلرزی
      تو را قدر و تو را قیمت گران است
      مکن کاری که یک ارزن نیرزی”

      انسان موجود ارزشمندی ست و ملاک این ارجمندی نژاد,زبان,جغرافیا,اعتقادات دینی و مذهبی, طبقه اجتماعی,ثروت و دارایی و… نیست بلکه چگونگی شخصیت است و یکی از لوازم اثربخشی در شخصیت, احترام به بزرگان است و این امر از جامعه کوچکی چون خانواده تا اجتماعات بزرگتر جاری و غیرقابل تغییر است,اما باید این مسئله را نیز مورد توجه قرار داد که جایگاه حرمت نگاری متفاوت است و نباید نادیده گرفت که در حقوق عمومی و اجتماعی همه باهم برابر و یکسان هستند و بزرگی نه به زاد بلکه می تواند به دانش و میزان آگاهی باشد و هرچه افراد داناتر و مسولیت پذیرتر باشند از انجمادفکری دورتر و پیشرفت آنان قابل تصورتر است و عرف تاجایی از وجاهت مردمی برخوردار است که باعث استحکام روابط و زیست محیطی باشد و تجربه بخوبی نشان داده حضور عرف در عرصه سیاست منجر به تجاوز به شخصیت افراد و طایفه سالاری و بازتاب اطاعت و تسلیم پذیری جامعه استثمار شده است و احساس تمایز گروهی بر سایرین و ارجحیت هویت بر شخصیت, افراد را به مجموعه ای از قبایل سیاسی تبدیل کرده که چون ماشه ای بر شقیقه اتحادی ست که می تواند جامعه را بسمت و سوی قانونمندی سوق دهد اما متاسفانه شور قبیله گرایی علتی نامعقول است برای آنکه هرطایفه بخود حق دهد تا افکار و امیال دیگران را باخود همسو و یا تصاحب کند چرا که منفعت هر گروهی در حذف رقبای دیگر نهفته است و بقای هر ایلی در فنای سایرین است و دراین فضا به راحتی خشونت ها پدیدار می گردند و تزاحمات ایجاد می شوند و بقولی از هابز:” هر انسان گرگ انسان است” و تااین روند که برای کسب پیروزی و توفیق هر قوی ضعیف را و هر قویتری قوی را حذف کند ادامه داشته باشد ساده ترین حقوق انسانی بخاطر غفلت ها نقض می گردد و مابجای همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر به روابط خصمانه و نژادی خو می گیریم و دوستان متحدی که می توانند بانی ایجاد تغییر باشند به دشمنان متفرقی تبدیل می شوند که شتاب دهنده بسمت انحطاط هستند زیرا حتی فکر صحیح را نمیتوان با روش غلط اعمال کرد و باتوجه به شواهد میتوان نتیجه گرفت که قبیله گراییمان نه تنها علتی برای اتحادمان نیست بلکه خود تهدیدی برای درهم شکستن انسجام جامعه است و چنین امری سزاوار متروک و مطرود شدن است و با تحقیقات کم عمق نمی توان تزلزل عرف را بعنوان علت العلل آسیب های اجتماعی چون طلاق و فحشا و اعتیاد و … دانست و سایر عوامل را نادیده گرفت, واقعیت این است هرگاه سحر و جادوی عرف دام می گستراند نیک فرجامی عده ای درآنجا خیمه زده تا با تملق چندطایفه و ائتلاف آنها پله های قدرت را صعود کنند و مردم را بیشتر از پیش به شوربختی سقوط گرفتار کنند و این یک اتفاق پیچیده و ناآشنا نیست, پس نفی طایفه گرایی و خودبرتربینی می تواند مشوق روح همدلی باشد و ما برای کاهش تفرقه و اصطکاک جامعه و آنتاگونیسم و فروکش هیجانات زیانبار نیازمند یک استراتژی واحد هستیم تا حافظ سلامت روانی و عدالت اجتماعی و محرک خردجمعی باشد, در دنیای روبه رشدی که علاوه بر قوانین داخلی هر کشور, قانون جهانی برجوامع حاکم است تا نظام جهان میهنی بوجود آید و همه انسانها بدون درنظر گرفتن مرزهای قراردادی که باعث شقه شقه کردن انسانهاست شهروند یک سرزمین باشند سخن از قبیله گرایی سخنی شگفت انگیز است که برروی آن چمباتمه زده ایم و گویی فریاد هم نای کشیدن ندارد در جایی که باید برای مردم تحول آفرین و بیدارگر باشد نه به مانند لالایی غمگین برای خوابی سنگین آنهم در زمانی که ما به بیداری نیازمندیم… عمق فاجعه آشنا نبودن شهروندان با حقوق شهروندی ست و استقبال مصرانه از غلو در شعار که اشخاص خاص را حول مدار قدرت متمرکز می کند و قلمی که دراین راستا حروف چینی می کند بایستی خون بالا بیاورد وقتی که رواج کدخدامحوری و خویشاوندسالاری و باندبازی و القای خودبرتربینی را بعنوان ارزش های قوی برافکار مستولی می کند تا کسانی که شهر و شعور مردم را ملک اختصاصی خود می دانند با بسترسازی و تاثیرگذاری این مؤلفه ها به تثبیت شخصیت و منفعت خود و تضییع حرمت و منافع دیگران بپردازند, گویی زیستن درجوامع گرم و عاطفی باعث غفلت هزارساله ما گشته است تا ندانیم جامعه و مردم حق دارند محور باشند, حق دارند پیگیر مطالبات قانونی خود باشند ,حق دارند مباحثی را مطرح کنند که گوشی برای شنیدن آنها وجود نداشته, حق دارند با انتخاب آگاهانه و عادلانه از مزایای قدرت تفویض شده خود به نماینده بهره مند گردند, نه اینکه تنها موجبات بهره مندی عده قلیلی سودجویِ عافیت طلب را فراهم آورند, جای تاسف است که ما به تنبلی فکری گرفتاریم و درگیر تصورات دگم آلودی گشته ایم که بر سر تغییر و اصلاح شرایط فعلی سنگ پرانی می کند و به سرکوب توانایی و شایستگی افراد اصرار داریم و بجای یافتن راهی نو برای سرنوشتی نو,تسلیم و سازش و کرنش در برابر بزرگان را تقویت می کنیم و اینگونه می شود که بجای اینکه نماینده خود را با مطالبات مردم هماهنگ کند این مردم هستند که خود را با عدم توانایی نماینده سازگار می کنند و ما هم همچنان کوچکانی هستیم که در تصمیمات ناگوار بزرگان پیر شویم… سکوت تلخ توده ها و عدم قاطعیت نخبگان باعث شده مردم به مدت یکروز و آنهم فقط در کنار صندوق های رأی تاثیر داشته و حس سروری کنند و بعد آن هیچ یادی از آنها باقی نیست… اما تنها شیوه برای مقابله با این روند تقویت نهادهای سیاسی و مدنی ست تا موظف باشند مطالبات عمومی را شناسایی و مورد بررسی قرار دهند و راهکارهای مناسبی ارائه کنند که پشتوانه اجرایی و عقلانی داشته باشد و بخشی از قدرت سیاسی به جامعه منتقل شود تا مردم بتوانند از این طریق با قدرت در ارتباط بوده و از آزادی عمل برای پیگیری محرومیت و محدودیت ها برخوردار باشند تا جایی که جامه عمل پوشاندن به برنامه ها و رفع نیازمندیها و توسعه و عمران شهر بعنوان کارآمدترین ابزار برای خنثی کردن رقبای انتخاباتی باشد نه شعارهای مشعشع بی ارتباط و تحریک احساسات ناسیونالیستی و هیجانات عاطفی و محبوب القلوب گشتن اربابان جامعه باتوسل به روابط فی مابین که مردم را به سمت فروپاشی سوق می دهد ,جامعه ای که عقل گرا و علم گرا نیست و تمایلات عادت واره و فرسایشی و بیمارگونه دارد دستخوش افراط و تفریط های زیان آوری ست که رقابت در آن فاقد سلامت و اعتبار است و انتخاب هم بمانند کوفتن آب در هاون است و حاکمیت مردم فریبی زشت و درد آور است اما آنهایی که در مقاطع حساس بارها و بارها مصلحت مردم را نادیده گرفتند و خود را بزرگ و مردم را حقیر پنداشتند بدانند که :
      “بارش سراب آواز ناودان ها را برنمی انگیزند…”

  11. معادلات انتخابات این دور هم نشان داد چیزی تغییر نکرده و ما ز خویشتن بیرون نیامده ایم 

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه