جمعه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

هر انسان را قطره قطره می توان گریست / ر . منصوری

هر انسان را قطره قطره می توان گریست / ر . منصوری

هر انسان را قطره قطره می توان گریست / ر . منصوری

 راضیه منصوری

کرمانشاه دیلی: بخاطر انزجار از این دنیایی که خصومت های مداومش مردم را در چنگال مرگ انداخته است روحم آینه ای شده که تمام مصائب و مسائل دردآور این دنیا به مانند سنگ است که نثارش می شود،با انبوهی آزمون در آزمون مواجه شده ام،سوالات زیادی پیش رو دارم و پاسخ ها بر من نامعلوم است چرا در این دنیا بس نابرده رنج ها را گنج ها میسر شده،حقیقت به تسخیر مصلحت درآمده ،باطل مشت بر دهان حق می کوبد، حرمت قلم ها شکسته می شود، باورها خلع می گردد ، دیوارهای بلند زندان ها آزادی خواهان را انتظار می کشد و دادجو ضعیف و پرخاشگو قدرتمند است؟

چگونه است که عدالت طلبی را بر خطرها و خون ها نوشته اند و تخاصم جای تعامل ، تهدید جای تکریم ، آشوب جای امنیت ، نزاع جای صلح و توحش جای قانونمندی را به تاراج برده است؟ دانش به غارت کسانی رفته است که جهل درونشان آشکارانه ندای اناالحق میزند و با تلقین شور کیهانی و الهامات ، شعور انسانی و معلومات را به سخره گرفته اند و تندخویان حریصانه بر مسند قدرت نشسته اند و مردمان غریبانه در بلایا و منایا گرفتار گشته اند و آتش قساوت و تبعیض سایه گسترانیده و حق و عدالت در میان این معرکه وحشت زا می سوزد و خاکستر می شود…
و “چونکه کلیات را رنج است و درد
جزوِ ایشان چون نباشد روی زرد؟”
به درونم نگاه می کنم پر هستم از سوالات بی جواب و حسرت های بزرگ و آرزوهای ته نشین شده و درماندگی دست های خالی! گویی وامدار رنج های دامنه دار بشریت هستم بی آنکه هیچ مرزی مرا از آنان و آنان را از من جدا کرده باشد و احساس می کنم درد مداوم ملت ها و امت های مختلف در تمام دوران ها, درد و سرنوشت مشترکی ست که همه آنها را شنیده و دیده و تجربه کرده ام،بر اندوهشان اشک ریخته و بر شادی های بی بهانه شان لبخند زده ام، گویا در حصار زمان و مکان اسیر نبوده ام و همه بر یک زبان و یک احساس و یک سرگذشت بوده ایم و کجا هستند آن کلمات بی ریا که راوی شکستن های روح همه ی آنها باشد ، چقدر تهی هستم از آن کلمات اکنون که از فریاد لبریزم… وسعت اینهمه درد چه ملال آور است و تاب و قرار از من می رباید وقتی می بینم دست های ویرانگر بیداد همه را می کشاند به سمت ویرانی خود…

نوشته شده توسط admin در سه شنبه, 08 فروردین 1396 ساعت 7:38 ب.ظ

6 نظر

  1. سلام.
    انسان اشرف مخلوقات است، و جایگاه او در عرش اعلی و معلم فرشتگان بوده است ، اما حیف که از مقام و مرتبه خود غافل شده و کارش خون و خونریزی شده است. او از جایگاهش بی خبر است.
    ما ز بالایئم و بالا می رویم.

    1. سلام بر شما
      درست می فرمایید متاسفانه انسانیت پیش پای مطامع دنیوی و قدرت طلبی ذبح می گردد و “عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی”

  2. انتخاب شایسته ی ما مهندس محسن غلامی

  3. ادیب گرانمایه سرکار خانم ر- منصوری

    ضمن شادباش روزگاران نو برشما و آرزوی دیر زیاد برای آن سرور و قلم همیشه پرتوان و زیبایتان که اینبار هم همانند پبشین موجز و پر محتوا نوشته اید . حقیقتا درد آورترین مباحث بشریت امروز را به تصویر کشیده و افسوس که پاسخی برای این همه نامردمی و نامردی وجود ندارد که اگر هم دارد گوش شنوا نیست . بشریت به نظر من از دو بابت رنج اساسی میبرد که هردو هم ظاهرا درمانند و نه علت و دلیل اول برداشت ها و تفاسیر هزاران رنگ از وازه حقوق بشر که بنوعی میتوان مکتب و دین امروزیانش نامید و دوم تفسیرهای نادرست از مکتب پیامبران. این دو متولیانی دارند که خود بدانها عمل نمیکنند و عجبا که هردو گروه حود را نجات دهندگان محنت کشان و بلا دیدگان تاریخ می نامند . نه جنگ مذهب ها کار گشای بشر امروز است و نه تفاسیر گاها متضاد از حقوق بشر می تواند رستاخیز آزادی و حریت این بشر شود .
    درد این است که هردو گروه متولی حقیقتا بیدردان روی زمینند . نه کاهنان از دیر باز گره گشای این بشر شده اند و نه روشنفکران مسیح بشارت دهتده آنان .
    ادبیات بشریت در درازنای تاریخ حرف از دستگیری و مهربانی و مهر و مودت را سر لوحه زبان و هدف و غایت خود کرده و کلام وحی هم با مهر و رحم و بخشندگی شروع میشود و همه میدانیم که خدا محبت است و بس . اما خدای این جماعت در طول تاریخ خشم و برخ کشیدن است و گویا جز در هنگامی که خود تشخیص میدهند مهربان و خطا پوش نمیشود . از آنسو خدای روشنفکران متکی به حقوق بشر هم خدایی فرو رفته در لاک خود و از انسان قهر کرده است و به عبارتی نامی بیش نیست که فقط بخاطر افرینش همین انسان سزاوار تشکری زبانی است و حق دخالت در زندگی انسان را ندارد . لذا اینجاست که ستم از هردو سو زیادت می گیرد و له شدگان تاریخ همان فرودستانی هستند که خود بر نا آگاهی تاریخی خویش به گفته لورکاچ می افزایند . راستی بایسته و شایسته بشر امروز چیست ؟ وعده آنسوی که تحریم های اینسویگیش جبران شود یا این جهانش نیز باید انسویه شود ؟ من مطمئنم که خداوند مارا برای زجر و درد و گریه و نفرت و کبر و غرور و …. بدین جایگاه نفرستاده است و بلکه اینجا همان بالای ماست اگر رحم و شفقت و دستگیری و بخشندگی و مروت و مدارا و صبر و ….. کار هر روزه این بشر شود . فرقی نمی کند اینها را دینداران ترویج کنند یا روشنفکران . مهم این است که این خصائل ملکه ذهن انسان معاصر شود که در ان صورت دینداران روشنفکران و روشنفکران دیندارانند و اختلاف از گفتشان برون می رود .
    راس همه این خطاها این است که همگان بر حب دنیایند نه حب انسان که حب دنیا قدرت طلبی است و حب انسان نوع دوستی و قدرت طلبان نه مردانند که اشباه رجالند و اشباه رجال نامردمان همیشه تاریخ . وحی الهی دعوتی است به انسانیت و حقوق بشر نیز. ای کاش متولیان هردو گروه کمی تکالیفشان را کوتاه تر می کردند انگاه نتیجه اش را چه شیرین میافتند . دنیا همیشه سبز است و پر از جنگل . ما امدیم خاکسترش کردیم و بیابان . انقراض گونه های گیاهی و جانوری کار ما انسانهاست نه طبیعت . گاهی هم باید به اشرافیت انسان شک کنیم . تو کز محنت دیگران بی غمی – نشاید که نامت نهند آدمی . در این لیله لرغائب از حق تعالی میطلبم که آشتی و برادری و صلح و ایمان و شادی نصیب همه بشریت کناد و مارا به تفسیری واحد از تعلیمات خود برساند که بسم الله الرحمن الرخیم – هست کلید درگنج حکیم . ایدون باشید .

    1. بی کران درودها برشما استاد بزرگوار و از نگاه سخاوتمندتان بر این کلمات ناچیز متشکرم افتخار من و بسیارهای دیگر تلمذ از محضر ارزشمندتان است که بر برهوت جهل، بذر دانش می کارید و شهد شیرین آگاهی را به کام تشنه کامان می ریزید از خداوند مهربان سلامتی و شاددلی شما را خواستارم و مانا و مستدام باشید

    2. آقا مجید سالهای سال عربی تدریس کردید!! الان خیلی تلاش کردید تا در متنتان از کلمات اصیل ایرانی استفاده کنید .؟؟؟!! وا….

  4. احسنت سرکار خانم منصوری. حرف دل من بود بیان شما. 

  5. لشکرِ فُقرا نطام اسلامی را تهدید می‌کند

    حسام‌الدین آشنا، سرپرست مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری:
    ما با بی‌عملی مسئولان و ناامیدی روزافزون مردم مواجه هستیم.

    ما در بسیاری از حوزه‌های سیاست‌گذاری عمومی دچار ناکامی شده‌ایم. تصمیماتی را گرفته‌ایم که یا در اصل غلط بوده یا در اجرا ضعیف بوده و یا اینکه نظارت ناکافی بوده و ما نتوانسته‌ایم اصلاح و تصحیح سیاست‌ها را دنبال کنیم.

    ما اقداماتی کرده‌ایم که دیگر رویمان نمی‌شود آن اقدامات را تغییر دهیم، توان این را نداریم که عذرخواهی کنیم، توان این را نداریم که توبه کنیم، توان این را نداریم که مسیر جدیدی را انتخاب کنیم.

    یکی از بحران‌های آتی جمهوری اسلامی ایران لشکر فقرا است؛ فقیرانی که از روی استیصال به خیابان‌ها خواهند آمد و چیزی هم برای از دست دادن ندارند.

    اکنون شش میلیون نفر از جمعیت کشور در فقر مطلق به سر می‌برند.

  6. درد ما حصار برکه نیست
    درد مازیستن با ماهیانی است
    که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است.احسنت بر قلمتان خانم منصوری

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه