جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶

کدام شیوه اداره کشور موفقتر است؟ / سعید قادری

کدام شیوه اداره کشور موفقتر است؟ / سعید قادری

کدام شیوه اداره کشور موفقتر است؟/ سعید قادری

جناب آقای سعید قادری از اصلاح طلبان شاخص و خوشنام شهرستان اسلام آبادغرب می باشد که پس از مدتی حضور در کشور قطر و تدریس در مدارس ایرانی این کشور ، امسال مجددا به اسلام آبادغرب بازگشته است. آقای قادری به واسطه برخورداری از سجایای اخلاقی ، انسانی بسیار موجه ، دوست داشتنی و مورد احترام همگان می باشند. ضمن اینکه ایشان اصلاح طلبی بادانش ، اهل مطالعه و بهره مند از قلمی توانمند هستند.

کرمانشاه دیلی:  پس از فروپاشی نظام سلطنتی در ایران و پیروزی  انقلاب اسلامی، تاکنون کشور به دو شیوه اداره شده و نظام  اجرایی کشور طی  35 سال دو شیوه را در عمل آزموده و تجربه کرده است:

شیوه  اول: رئیس جمهور با اختیارات محدود و مقامی نمادین بوده و توسط  آراء مستقیم مردم انتخاب شده است. رئیس جمهور هیأت وزاء یا نخست وزیر را به مجلس معرفی و مجلس با رأی اعتماد نخست وزیر را به عنوان مسئول اجرایی کشور با اختیارات بیشتر از رئیس جمهوری انتخاب می کرد. نخست با هماهنگی و گاهی ناهماهنگ با رئیس جمهور اعضای کابینه را برای رأی اعتماد به مجلس معرفی می نمود در این شیوه دو اختلاف بروز کرد و خود را نشان داد و کشور را ملتهب نمود.سعید قادری

یکی اختلاف نخست وزیر و رئیس جمهور بود و دیگری اختلاف نخست وزیر و مجلس یود. هر دو اختلاف طی سالهای 58 تا 68 گاهی اوقات تا حدی پیش می رفت که رهبری نظام ناچار به دخالت می شدند. تا این اختلاف در اداره کشور اختلال ایجاد ننماید.

شیوه  دوم: پس از ارتحال حضرت امام (ره) و بازنگری قانون اساسی در سال 68 نظام اجرائی کشور به صورت  متمرکز در اختیار فرد رئیس جمهور قرار گرفت رئیس جمهور اختیارات وسیعی داشت. در این شیوه اشکال اختلاف نظر رئیس جمهور و نخست وزیر برطرف شد. اما هر 4 سال یک مجلسی با دیدگاهی مغایر با دیدگاه سیاسی رئیس جمهور کشور را با چالش روبرو کرده است. به عنوان مثال 4 سال از ریاست جمهوری آیت الله  هاشمی و مجلس با اکثریت چپ ، دوران  ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی با مجلس اصول گرای پنجم – دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد نیز  علیرغم تقریب نگرش سیاسی مجلس با وی خالی از منازعه دو قوه نبود. هم اکنون نیز این اختلاف دیدگاه مجلس با رئیس دولت تدبیر و امید، در انتخاب وزیر علوم و فناوری اظهر من الشمس نمایان شده و بخش مهمی از قوه  مجریه را قربانی نموده  و سکان اداره این حیاتی ترین بخش  «نخبگی  و علم کشور را بلاتکلیف نموده است. آیا این شیوه نیاز به بازنگری ندراد 35 سال تجربه این شیوه برای محک آن کافی نیست؟

شیوه دوم: شیوه حزب گرائی (پارلمانی): بستر اجرای این شیوه  وجود احزاب قوّی با اصول و مبانی محکم-  اهداف  متعالی – اعضاء متعهد و مسئول است. در همه نقاط کشور حزب تأسیس نمایند ، بودجه احزاب پرداخت شود ، احزاب در یک فرایند سالم بدون واهمه عضوگیری نمایند ، دیدگاه سیاسی – اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی خود را بیان و طرح های خود را برای اداره کشور بیان و افراد مناسب برای اجرای آن نامزد نموده و شورای نگهبان با وسعت نظر بیشتر اجازه انتخاب شدن بیشتری داده تا مردم نیز حق انتخاب بهتر و بیشتری داشته باشند .

این مجلس رئیس اجرایی کشور را انتخاب نماید که با مجلس دارای یک دیدگاه باشد دیگر کشور در دعوای جناحی بین دو قوه آسیب بیشتری متحمل نشود. این تقریب نگرش رئیس جمهور و مجلس که در دوره های دوم ریاست جمهوری 8 ساله اتفاق افتاده است ، هماهنگی دو قوه بیشتر شده و اداره کشور بهتر و همدلی و هماهنگی دو قوه بیشتر بوده است.

نوشته شده توسط admin در جمعه, 14 آذر 1393 ساعت 5:21 ب.ظ

3 نظر

  1. جمع مستان غزل خوانيم
    همه مستان سر اندازيم، سر افرازيم
    جز اين هنر ندانيم، كه هر چه مي توانيم
    غم از دلها بر اندازيم ، بر اندازيم…

    درود بر یار دبستانی و استاد گرانقدر و محجوب برادر سعید قادری
    مرقومه جامع و دلنشینی بود استفاده کردیم
    به نظر حقیر مشکل اصلی در روابط قوای کشور فقدان نگاه جامع و ملی سیاستمداران به مقوله سیاست است . نگاه جزیره ای سیاستمداران به موضوع قدرت و فقدان نگرش ملی به توسعه کشور ، مملکت را به چنین وضعیتی انداخته است . بر عکس کشورهایی همانند آمریکا که احزاب رقیب علیرغم رقابت شدیدی که با هم دارند اما در موضوع توسعه ملی خود شدیدا همگرا و متفقند در کشور ما متاسفانه این همیت در میان کنشگران سیاسی مشهود نیست و این نقطه آغاز این کشمکش ها و بگومگوهاست

  2. سعید قادر ی داری دست حسینی ومحمدی را می بندید مطلب خوبی بود ادامه بده انشائ

  3. مطلب در ظاهر جالب و تا حدی بدیع می نماید اما در واقع، تلاشی است البته سهوی (باتوجه به شخصیت نویسنده)برای کاستن از خصلت دموکراتیک نظام سیاسی.اولا جناب آقای قادری شما تا چه حد با مشکلات نظام های پارلمانی دقیقا از همین نوع یعنی کارشکنی و به بن بست کشاندن عمل سیاسی توسط گروههای رقیب که به منابع قدرت دست یافته اند اطلاع دارید؟ثانیا اینجا ایران است کشوری با دمکراسی نیم بندو نهادهای قدرتمند بشدت غیردموکراتیک.ثالثا تذکر آقای هاشمی را فراموش نکنید که در مقابل این نظر گفتند:تغییر نظام سیاسی مخالف جمهوریت نظام است.دریغ که مسائل فراوانند و مجال اندک.

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه