جمعه, ۲۹ دی ۱۳۹۶

کوروش پادشاه روشنایی ها / دکتر مجید حسینی

کوروش پادشاه روشنایی ها / دکتر مجید حسینی

کوروش پادشاه روشنایی ها / دکتر مجید حسینی

مجید-حسینی

 کرمانشاه دیلی:  این روزها دو دسته سخت مشغول کوروش هستند:
اول ایرانیان رادیکالی که همه چیز خود را خلاصه در کوروش کرده اند و او را تا سرحد خدایی می پرستند و بر این عقیده حاضرند هر خطری را بجان بخرند و دوم کسانی که سخت در نفی ایران باستانند و به هر بهایی میخواهند کوروش را تحقیر کرده و او را تا سر حد یک ستمگر پایین آورند ولی براستی نیک رایی کجاست و کدام است ؟
من معتقد به رای سومی هستم و ان رای سوم نه آن افراط است و نه این تفریط !
کوروش بنده ای از بندگان صالح خدا و انسانی پاکیزه سرشت بود و اگر شهرتی در جهان کسب کرد نه بواسطه امپراطوری بزرگش بود و نه قدرت شمشیرش و نه به تخت شاهی اش بلکه به کردار نیکی بود که از خود به یادگار گذاشت و جایگاه رفیعش به همین ها بود که خداوند وعده همراهی با محسنین را داده است و او به تمام معنا محسنی بود که قدم در وادی احسان گذاشته بود .
گزنفون مورخ یونانی مشهور در باره وی می نویسد “کوروش براستی همه فرمانروایان قبل و بعد از خود را تحت الشعاع عظمت خویش قرا ر داده بود ” و او یگانه مرد غیر یهودی است که در تورات از او به نام مسیح و ناجی یاد میشود. هرودت می نویسد ایرانیان وی را پدر میخواندند و بابلیان او را پیامبر می دانستند یهودیان او را به منزله مسیح می شناختند و فرزانگان یونان او را خردمندی همچون افلاطون به شمار آورده و می ستودند . من دیگر سخن دانیال نبی به بشارت ظهور کوروش را تکرار نمی کنم و یا سخن اشعیای نبی از قول یهوه خدای یهود که گفته او شبان من است و تمامی اهداف مرا به اتمام خواهد رساند. بعدها نیز مسلمانان آرایی در باب وی صادر کردند که مهمترینش نظریه مرحوم ابوالکلام بود که وی را از پبامبران الهی میدانست و علامه طباطبایی به استناد رای ابوالکلام هندی وی را ذوالقرنین قرآن معرفی کرد به احتمال قرین به یقین .
کسی نمی تواند تاثیر کوروش و پادشاهان پس از وی بر تاریخ و تمدن و فرهنگ و معماری و نظم و امنیت و حقوق و … را نادیده بگیرد و او را از صفحه روزگار محو نماید . شوربختانه امروز به اشتباه داریم با این افراط و تفریط ها کوروش را که می تواند همچنان برای ایران و ایرانی افتخار آفرین باشد به محاق می فرستیم .
اینجانب به عنوان یک ایرانی مسلمان نه موافق بت ساختن از کوروش بزرگم و نه موافق تحقیر بی شرمانه ای که از وی میشود .
کوروش در جایگاه خود باید مورد توجه هر ایرانی قرار گیرد و در حد یک دادگر و احتمالا نبی مورد احترام باشد نه کمتر و نه بیشتر .
امروز که داد جهانیان روی حقوق بشر صلا شده است بهترین دفاع ما می تواند اشاره به دستورالعمل های حقوقی کوروش باشد و ما خود را از پرچمداری حقوق بشر در دنیا نیندازیم.
آنانی که هیچ ندارند و بویی از تاریخ انسانی بشریت نبرده اند امروز سلاح تیز کرده و صلاح دانسته اند که خود را پیشرو و یکه تاز عرصه اخلاق و انسانیت و حقوق شهروندی بنامند و این در حالی است که ما کوروش را داریم و خود را از وی دریغ می نماییم .
نه تنها منشور کوروش که به تنهایی برای کیش و مات دروغگویان حراف بی عمل حقوق بشر کافی است که لوح ها و سنگ نبشته های بجا مانده از هخامنشیان همه گویای منش انسانی آنهاست و پر از حقوق حقه شهروندان! برای مثال لوح هایی که بعدها در پاسارگاد یافت شد نشان از محاسبات دستمزد کارگران و جیره غذایی آنان (تو بگو حق مسکن و خواروبار امروزین) میدهد و در برخی از آنها اضافه حقوق مربوط به زایمان زنان کارگر (حق تاهل ) و دستمزد خزانه داران و…. بیان می کند ! براستی نمونه ای دیگر میتوان برای این خرد در آن عصر بافت ؟
سخن به درازا می کشد اگر من بخواهم از کوروش فقط مختصری دیگر افزون کنم اما حیفم می آید به عنوان یادداشت اشاره نکنم که نامی است عاریت گرفته از شاعر بازسرایی های حکمت کهن سید علی صالحی که از زبان ایشان بخشی از منشور پارسومانش را تکرار می کنم :
بی عاقبت او
که بر پیشانی مردمان حکومت کند
بی فردا او
که بر درماندگان حکومت کند
شهریاری که نداند شب مردمانش
چگونه به صبح می رسد
گور کن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است
مردمان من
امانت آسمان اند بر این خاک تلخ
مردمان من خان و مان من اند
من فرمان دادم تا تباهی و بیداد را
از دیار آدمیان برهانند
تا بلا بمیرد
تا بیم و گرسنگی بمیرد
جنگ و جهالت بمیرد
فرمان دادم
پروانه و آهو و پرنده را پاس بدارند
زیرا زمین و هرچه در اوست
گرامی من است
و من این کلام مقدس را
به آیندگان نیامده خواهم رساند
شما نیز باور مردمان و عاشق عدالت باشید
مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند
دست هیج دشمنی
به سرزمین ما نخواهد رسید
ایران عزیز ما بی گزند خواهد ماند
خوشایند و بی خلل
شادمان و پرشکوه باد میهن ما و مردمان ما
من کوروش
شهریار روشنایی ها
گفتم تا بر این سنگ سرد بنویسند
جز آتش آزادی
هیچ چراع روشنی بر این پهنه
نخواهد پایید
پس ای امیران آینده
بدانید که شهسواران و
شهریاران میمیرند
اما شادمانی مردمان هرگز

نوشته شده توسط admin در یکشنبه, 07 آبان 1396 ساعت 8:44 ق.ظ

1 نظر

  1. بسیار عالی

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه