جمعه, ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

یادداشت ارسالی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران برای اسلام آبادتایمز

یادداشت ارسالی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران برای اسلام آبادتایمز
  • یادداشت ارسالی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران برای اسلام آبادتایمز

توضیح اسلام آبادتایمز: اخیرا لیستی از نخبگان اسلام آباد غرب توسط یکی از وبلاگهای شهرستان که البته این وبلاگ بعدا فیلتر شد تهیه و تکمیل گردید که در میان آنها نام دکتر ستار پروین نیز به چشم می خورد.

دکتر ستار پروین دوره کارشناسی خود را در دانشگاه شاهد تهران پشت سر گذاشت سپس دوران کارشناسی ارشد و دکترای خود را در رشته جامعه شناسی در دانشگاه تهران با موفقیت سپری نمود. این نخبه اسلام آبادی اکنون در حالیکه فقط 32 سال سن دارد عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تهران است.

دکتر ستار پروین از باب تعلق خاطری که به اسلام آباد غرب، شهرستان زادگاه خود دارد، مطلبی را پیرامون حوادث اخیر از جمله قتل یک زن در مرکز شهر بوسیله سلاح گرم و همچنین اتفاقاتی که پیشتر در اسلام آباد غرب افتاده بود( قتل یک نوجوان در یک نزاع خیابانی و قتل ناجوانمردانه یک بانوی فرهنگی و …) نگاشته است که متن این مقاله که به زبان عامیانه و فارغ از واژگان و عبارات غامض و پیچیده می باشد، در ذیل آمده است:

  • خشونت: مسئله یا راه حل مسئله

دکتر ستار پروین

عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

 اسلام آبادتایمز: همه روز در گوشه و کنار محیط محل زندگی خود اخبار و حوادث ناگواری می‌بینیم و یا می‌شنویم که ویژگی اصلی آن‌ها خشونت و پرخاشگری است. برخی از این نوع رفتارها به حدی شدیداند که به تعبیر دورکیم، احساسات و وجدان جمعی یک جامعه را جریحه‌دار و به خود معطوف می‌کند.

خشونت در همه جوامع وجود داشته و دارد و تصور جامعه ای بدون آن تا حدودی ناممکن است.

آمارها نشان می‌دهد که رفتارهای خشن در کرمانشاه به نسبت سایر استان‌های کشور قابل تامل است، به طوری که در خودکشی، کرمانشاه بعد از ایلام در رتبه دوم قرار دارد و یا در قتل، در رتبه های بالا قرار دارد. در این بین، شهرستان اسلام آباد غرب یکی از شهرستان‌های استان هست که هر از چند گاهی حوادث خشونت بار ناگواری در آن اتفاق می‌افتد که متأسفانه به طور مداوم تکرار می‌شود.

بررسی جامع و علمی علل و عوامل تأثیرگذار در این گونه رفتارها از حوصله این بحث خارج است و صرفا تلاش می‌شود به بررسی اجمالی موضوع پرداخته شود.

       از منظر جامعه شناسی، خشونت به هر نوع رفتاری اطلاق می‌شود که یک کنشگر عامدانه و با نیت قبلی به کنشگر و یا موضوع دیگر صدمه، رنج و آسیب وارد می‌کند. موضوع رفتارهای خشن می‌تواند فرد، گروه و یا حتی طبیعت و محیط زیست باشد. در بطن خشونت، قدرت و صدمه زدن قرار دارد. بدین معنا که کنشگر باید توانایی صدمه زدن را داشته باشد.

صدمه و آسیب می‌تواند فیزیکی، اجتماعی، روانی و نمادین باشد. خشونت طیف وسیعی از رفتارها را شامل می‌شود ولی در بین رفتارهای خشن، قتل، نزاع‌های فردی و گروهی و خودکشی بیشتر از سایر رفتارها، تأثیرگذار است و بیشتر وجدان جمعی جامعه را درگیر خود می‌کند. خشونت می‌تواند به درون و یا بیرون معطوف شود.

شدیدترین نوع خشونت به درون خودکشی است که متأسفانه در بین استان‌های غربی کشور-ایلام، کرمانشاه، لرستان و همدان-دارای بالاترین آمار می‌باشد. شدیدترین نوع خشونت به بیرون، قتل می‌باشد. قتل با وجود آنکه به لحاظ کمی دارای کمترین میزان و فراوانی است ولی به لحاظ تأثیرگذاری بر ذهنیت و امنیت افراد قابل توجه است. در بین انواع قتل‌ها، امروزه شاهد قتل‌هایی در فضاهای عمومی هستیم که به شدت، احساسات مردم را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. دلیل این موضوع این است که سریع به سطح آگاهی جامعه می‌رسد و وجدان جمعی جامعه نیز به آن واکنش نشان می‌دهد.

    جامعه‌شناسان ریشه رفتارهای خشن را در محیط و ساختارهای فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای پی جویی می‌کنند. به معنای دیگر انسان‌ها ذاتاً خشن نیستند بلکه تحت تأثیر محیط پیرامون، دست به رفتارهای خشونت بار می‌زنند.

نظریه‌های ساختی-کارکردی (تئوری فشار) وجود آسیب‌ها و جرائم مختلف و به ویژه جرائم خشن را در ناهماهنگی ساختی-کارکردی و وجود فشارهای اجتماعی پی جویی می‌کنند. در این تئوری‌ها، جرم و آسیب اجتماعی اساساً مسئله طبقه پایین جامعه است و به عنوان پیامد مستقیم محرومیت و خشم این طبقه در نظر گرفته می‌شود، نظریه‌های فشار مبتنی بر این عقیده است که اغلب افراد، اهداف و ارزش‌های مشابهی دارند اما توانایی دسترسی به اهداف مشخص به وسیله پایگاه اقتصادی-اجتماعی محدود می‌شود. به دیگر عبارت فرصت‌ها و وسایل مسدود شده برای دست‌یابی به اهداف مقبول اجتماعی، ایجاد فشار و محرومیت می‌کند.

فشار اجتماعی می‌تواند در سطح کلان و خرد تولید آسیب اجتماعی کند. فشار در سطح کلان حاکم شدن شرایط آنومیک است که در آن تغییرات سریع و یا عدم توازن میان وسایل و اهداف اجتماعی بر اقشار و گروه های پایین جامعه، تولید فشار می‌کند. آنومی اجتماعی به معنای شرایطی است که در آن هنجارها و قواعد اجتماعی توان راهنمایی رفتارهای افراد را از دست می‌دهند. در فشار اجتماعی در سطح خرد، افراد به این دلیل در جرم و کجروی اجتماعی درگیر می‌شوند که فشارها و استرس‌ها را در روابط خود مثلاً محیط خانواده گی و یا کار تجربه می‌کنند. پاسخ به فشار، پاسخی در جهت کاهش احساس محرومیت و ناکامی است.

حضور محرک‌های منفی مانند بیکاری، عصبیت ناموسی و … و نبود محرک‌های مثبت مانند پول از عوامل ایجادکننده فشار می‌باشد. جرم و خشونت می‌تواند راهی برای افراد باشد تا از فشار اجتماعی تحمیل شده بکاهند. گاهی ریشه فشارها، در بطن فرهنگ و ساختارهای فرهنگی-گاهاً غلط – است بدین معنا وقتی افراد در شرایط خاصی قرار می‌گیرند، ساختارهای فرهنگی مجوز استفاده از خشونت را به صورت خودآگاه و یا ناخودآگاه صادر می‌کند. این ساختار فرهنگی عمدتاً از طریق یادگیری نسل به نسل منتقل می‌شود به طوری که می‌توان از آن به عنوان فرهنگ خشونت یاد کرد.

   جامعه‌شناسان تضادگرا، ریشه رفتارهای خشن را در تضاد منابع و تلاش افراد و گروه‌ها بر سر رسیدن به منابع کمیاب در نظر می‌گیرند. وجود منابع و منافع-مانند اختلافات مالی و ملکی- روابط مسالمت آمیز میان افراد و گروه‌ها را می‌تواند به روابط خصمانه و خشونت با تبدیل کند.

   شهرستان اسلام آباد غرب از جمله شهرستان‌های استان کرمانشاه است که میزان رفتارهای خشونت باری که عمدتاً به قتل می‌انجامد و به سطح آگاهی عمومی می‌رسد، بالا است و از فراوانی قابل ملاحظه ای برخوردار است به طوری که می‌توان از آن به عنوان یک مسئله اجتماعی یاد کرد، مسئله ای که به طور مکرر، تکرار می‌شود.

مسئله اجتماعی پدیده ای است که با ارزش‌های اساسی مردم تباین دارد و افراد خواهان تغییر وضعیت حذف و کاهش آن هستند. دلیل مسئله بودن رفتارهای خشونت با و پرخاشگرانه این است که شاید از نظر عددی نسبت به سایر آسیب‌های اجتماعی و جرائم کمتر اتفاق بیفتد-هر چند در مقایسه با شهر های مشابه میزان آن نیز قابل تامل است- ولی به لحاظ تأثیرگذاری بر امنیت روانی، ذهنی و عینی شهروندان قابل ملاحظه است و تا مدت‌ها در اذهان افراد باقی می‌ماند و تأثیرات اجتماعی عمیقی بر جا می‌گذارد.

   بخش عمده ای از رفتارهای خشن حاصل یادگیری هنجارهای فرهنگی ناشی از ساختارهای فرهنگی آشکار و پنهان است، بدین معنا که افراد در شرایط خاص قرار گیرند و زمانی که تحت تأثیر محرک‌های منفی مانند مسایل مالی، ناموسی قرار گیرند هنجارهای فرهنگی به افراد اجازه رفتار خشونت بار و پرخاشگرانه را می‌دهد و گاهاً افراد از این گونه رفتارها هیچ گونه احساس پیشمانی ندارند.

    به عنوان مثال زبان بخشی فرهنگ است که می‌تواند بر رفتار افراد تأثیر مثبت و منفی داشته باشد.

زبان محلی اسلام آباد غرب با وجود آنکه مانند زبان‌های دیگر کلمات محبت آمیز و خشن دارد ولی در کاربرد روزمره، الفاظ و لحن خشن بیشتر نمود دارد، که همین موضوع می‌تواند منجر به رفتارهای خشن شود.

جنبه دیگر موضوع این است که خشونت کارکرد حل مسئله ای دارد و افراد به راحتی برای حل اختلافات و مشکلات بین فردی و بین گروهی ترجیح می‌دهند از رفتارهای پرخاشگرانه جهت حل این مسایل استفاده کنند که این موضوع هم تحت تأثیر هنجارهای فرهنگی است. یعنی هنگامی که بین کنش گران اختلافی به هر دلیل پیش می‌آید به جای استفاده از ارتباط کلامی و گفتمانی، از طریق خشونت فکر می‌کنند که زودتر به نتیجه و اهداف خود می‌رسند.

سنت‌های فرهنگی نیز به این موضوع دامن می‌زند و افراد را به جهت استفاده از خشونت –حتی به صورت ناخودآگاه-تشویق و تایید می‌کنند.

    برخی از نظریه پردازان معتقدند که برای حادث شدن هر نوعی از جرم، وقوع همزمان سه رویداد لازم است اول،مجرم با انگیزه،دوم نبود نظارت و در نهایت هدف و یا قربانی مناسب. برای بررسی رفتارهای خشن و ارائه راهکار توجه به هر کدام از این سه موضوع، می تواند اثر گذار باشد. شناخت میدانها و زمینه هایی که خشونت در آن اتفاق می افتد و همچنین رابطه بین فرهنگ و رفتارهای پرخاشگرانه که افراد را تشویق می کند تا برای حل مسایل و اختلافات خود از خشونت استفاده کنند از دیگر موضوعاتی است که نیازمند تامل است.

نوشته شده توسط admin در دوشنبه, 11 دی 1391 ساعت 12:44 ب.ظ

دیدگاه