شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۶

یادی از سیدخلیل عالی‌نژاد

یادی از سیدخلیل عالی‌نژاد

 یادی از سیدخلیل عالی‌نژاد

اسلام آبادتایمز: نمی‌توان به صحنه آمد و به قبرستان این شهر نرفت. قبرستان‌های شهرهای مختلف را به خاطر وجود بقاع متبرکه و یا اماکن تاریخی باید دید ولی به صحنه رفتن و یادی از خلیل عالی نژاد نکردن درست نیست.

“خلیل آن دوست مهربان برای همه یکدل با هم دل‌ها و هم نفس با هم نگاه‌های خوب آن مغنی شیدا و پرجذبه که امروز می‌زیست اما دل به جغرافیای دیگری داشت، جغرافیای عشق و جنون.”این جمله‌ای است که فردی که در کنار مزار این درویش موسیقی دان زندگی می‌کند در مورد ش می‌گوید و به احترامش گوشه چشمی خیس می‌کند.

سید خلیل عالی‌نژاد در صبح بیستم آذر سال ۱۳۳۶ در صحنه دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم سید شاهمراد و مرحوم برادرش هم تنبور می‌نواخت اما به دلیل درگذشت آنان خلیل از آنان بهره‌ای نبرد. نوازندگی تنبور را به تشویق مادرش نزد استاد سید نادر طاهری آغاز کرد و بعد از دو سال نزد استاد شاه ابراهیمی رفت و از درویش امیر حیاتی هم بهره برد.

به دعوت استاد شاه ابراهیمی سرپرستی اولین گروه تنبور نوازی موسوم به تنبور نوازان صحنه را به عهده گرفت همزمان به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت و از گنجینه ی پنهان در سینه آن مرحوم بهره برد. به گفته خودش موسیقی علمی را نزد استاد کیخسرو پورناظری و همچنین سه تار و تار نوازی را نزد ایشان فرا گرفت.  در اواخر دهه پنجاه از دانشکده موسیقی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد که ثمره این دوران نوشتن رساله تنبور از دیرباز تا کنون است.

در سال ۱۳۵۹ به دعوت استاد پورناظری به گروه تنبور شمس راه یافت که حاصل این همکاری تک نوازی و جواب آواز در آلبوم صدای سخن عشق به خوانندگی شهرام ناظری است.

خلیل تنبور هم می‌ساخت که سازهای ساخته او با مهر شیدا و قلندر موجود است اما سازسازی را فقط جهت تحقیق و پژوهش در مورد این ساز انجام می‌داد. پیرمردی که در کنار قبر وی خانه دارد و به نوعی کلیددار مزار وی نیز هست در مورد سازسازی خلیل عالی‌نژاد می‌گوید: روزی با سهراب نامی آشنا شدم که از دوستان نزدیک آقا خلیل بود و در مورد سازسازی خلیل اینگونه می‌گفت: خلیل به نیازمندان سازسازی می‌آموخت تا از این راه امرار معاش کنند.

  خلیل صدای گرمی داشت و آواز را از مکتب استاد میرزا حسین خادمی آموخته بود و حنجره‌اش را وقف مولا علی(ع) کرد. از مرحوم نادر نادری هم نواختن دف را آموخت. در اواسط دهه ۶۰ گروه تنبور نوازی بابا طاهر را تشکیل داد. حاصل کار این گروه چهار آلبوم به نام‌های قلندری، سماع مستان، آئین مستان و ثنای علی است که دو آلبوم آخر فقط مجوز انتشار دارد که آن هم با تلاش محمدرضا درویشی صورت گرفت.

با توجه به درگیری‌های قومی خلیل ناچار شد ترک وطن کند و به کشورهای چین، هند و سوئد سفر کند. در ۲۷ آبان سال ۱۳۸۰ در شهر گوتنبرگ سوئد بعد از سال‌ها زیستن در اختفا به دست کوردلان این زمان تکه‌تکه شد و بدنش را به آتش کشیدند و پیکرش در شهر صحنه به خاک سپرده شد. بازهم همان پیرمرد خوش برخورد در مورد جنازه‌اش می‌گوید: “تمام بدنش سوخته بود ولی صورتش کاملا سالم مانده بود و هیچ چیزی از صورتش نسوخته بود.

منبع:خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط admin در چهارشنبه, 19 مهر 1391 ساعت 11:55 ق.ظ

2 نظر

  1. یا علی مدد.اقا سید خلیل شیر مولا بود و نترس.در سوئد هم مخفی نبود.اقا خلیل شهید راه عشق شد

  2. استاد بزرگ وسید گرانقدر وشهیر راه حق روحت شاد

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه