دوشنبه, ۰۹ شهریور ۱۳۹۴

گفت‌وگو با سرهنگ علي ساماني، فرمانده پادگان الله اکبراسلام آبادغرب

گفت‌وگو با سرهنگ علي ساماني، فرمانده پادگان الله اکبراسلام آبادغرب

  • گفت‌وگو با سرهنگ علي ساماني، فرمانده پادگان الله اکبراسلام آبادغرب/

در يكي از روزها كه هوا مزاج بهار گونه‌اي به‌خود گرفته‌ بود، راهي شهر «اسلام‌ آباد» شديم كه در 60 كيلومتري غرب كرمانشاه واقع شده است.

شب گذشته‌اش اتفاق جالبي افتاد. قصدمان را براي سفر به اسلام‌ آباد مطرح كرديم و پاسخ جالبي شنيديم: «خوش اقبال هستيد؛ زيرا فرمانده تيپ يكم امشب در يكي از تالار‌هاي شهر، وليمه بازگشت از حج‌اش را مي‌دهد؛ شما هم مي‌توانيد به آنجا بياييد!» راستي را كه خوش‌اقبال بوديم؛ چه اگر اين فرمانده تازه از حج بازگشته، با تأخير باز مي‌گشت، توفيق زيارتش را كه بوي آستان حضرت ربوبيت به خود گرفته بود، نمي‌يافتيم. جناب سرهنگ ساماني، دمِ در به ميهمانان خيرمقدم مي‌گفت. خودمان را معرفي و اظهار خوشوقتي كرديم كه ملاقات‌مان در چنين شرايطي روي داده است. پُر حرارت و گرم از درخواست‌مان استقبال كرد؛ با اين شرط كه ما هم يكي از ميهمانان اين وليمه‌خوران باشيم. با خوشحالي پذيرفتيم و اين‌گونه بود كه وقتي در دفترش گرد هم‌آمديم – تو گويي – سال‌هاست با يكديگر دوست هستيم…

جناب سرهنگ! سلام و خسته نباشيد. حجكم مقبول و سعيكم مشكور. ديدارمان را در چنين شرايطي به فال نيك مي‌گيريم. لطفاً براي ما از پيشينه يكان تحت امرتان بگوييد…

پادگان «اسلام‌آباد» كه به پادگان «الله‌اكبر»مشهور است، در مجاورت شهر اسلام‌آباد واقع شده است. نقطه آغاز اين پادگان به سال 1337 و افتتاح آن به سال 1342 باز مي‌گردد كه بر آن اساس، يكان‌هايي از نيروي زميني در اين پادگان سازماندهي شدند. به دليل قرارگرفتن تيپ يكم در دو محور راهبردي و مهم ـ محور قصر شيرين، سرپُل ذهاب، كرمانشاه و محور ايلام، اسلام‌آباد وكرمانشاه ـ از اهميت زايد‌الوصفي برخوردار است. اين پادگان در دوران دفاع مقدس به عنوان يك يكان پشتيباني كننده قوي، نقش قابل توجهي در پيشبرد اهداف جنگ داشته است.

چون به جنبه راهبردي اين منطقه اشاره كرديد، اين پرسش براي من به وجود آمد كه شهر اسلام‌آباد تا چه اندازه به صورت مستقيم متأثر از جريان جنگ بوده است؟

فاصله تقريبي شهر اسلام‌آباد تا مرز عراق، 100 كيلومتر است. از سوي ديگر، شهر اسلام‌آباد دومين شهر پرجمعيت استان كرمانشاه است. با توجه به حمله ناجوانمردانه ارتش عراق به شهر قصرشيرين، طبيعي بود كه بخشي از جمعيت جنگ‌زده را اسلام‌آباد پوشش دهد. يكي از اهرم‌هاي صدام از نظر رواني آن بود كه با كشاندن جنگ به درون شهرها فشار بر مردم را مضاعف كند؛ كما اينكه با موشك‌باران تهران اين انديشه را دنبال كرد. اسلام‌آباد بيشتر از 270 بار مورد حمله موشكي ارتش عراق قرار گرفته است. شايد كمتر به رزمنده‌اي بر بخوريم كه به منطقه غرب آمده باشد و حضور در اسلام‌آباد را تجربه نكرده باشد. از اين نظر، پادگان الله‌اكبر نقش دوچنداني در پشتيباني رزمندگان داشت…

پادگان الله‌اكبر با چه عملياتي شناخته مي‌شود؛ به بيان ديگر، كدام عمليات از دوران دفاع مقدس با نام تيپ يكم عجين شده است؟

منطقه تحت مسئوليت تيپ‌يكم، سومار و نفت‌شهر است. بهترين سندي كه آمادگي رزمي تيپ‌يكم را در دوران دفاع مقدس نشان مي‌دهد، عملياتي موسوم به عمليات «خوارزم» است. اهميت عمليات خوارزم، وقتي آشكار مي‌شود كه بدانيم اين عمليات به عنوان نخستين نبردي است كه با موفقيت گسترده همراه بوده كه به صورت ذاتي، رزمندگان ما را به يك «خودباوري» بالا رساند.

مي‌دانيم كه ارتش در اولين قدم، ماشين جنگي ارتش عراق را متوقف كرد. راهبرد بعد، آزادي مناطقي بود كه از اهميت راهبردي بالايي برخوردار بود. يكي از اين مناطق، ارتفاعات «ميمك» بود. ارتفاعات ميمك در همان روزهاي نخست جنگ، به اشغال ارتش عراق درآمده بود. فقط صد روز از جنگ گذشته است كه طرح عمليات خوارزم ريخته مي‌شود. براي اين‌كار، تيپ يكم الله‌اكبر در نظر گرفته مي‌شود كه از كفايت و توان رزمي قابل قبولي در آن شرايط حاد برخوردار بود. عمليات خوارزم، نخستين مشتي است كه ارتش عراق از نيروهاي مسلح ما دريافت مي‌كند. عدم توفيق اين نبرد، اي بسا كه موفقيت عمليات‌هاي بعدي را نيز به محاق مي‌برد.

من، تا پيش از آنكه راجع به ميمك مطالعه كنم، پاشنه آشيل ارتش عراق را اجراي عمليات «ثامن‌الائمه» مي‌دانستم، اما وقتي به چرايي و چگونگي نبرد خوارزم واقف شدم، تغيير عقيده دادم.  نكته‌اي كه نبايد مورد غفلت واقع شود، هماهنگي‌اي است كه ميان عشاير صورت مي‌گيرد كه آن‌هم هنر مردان همين تيپ يكم است.

در آن زمان چه كسي فرمانده تيپ يكم بود؟

در آن زمان جناب سرهنگ سهرابي فرمانده اين تيپ بودند كه بعد، به فرماندهي لشكر 81 هم منصوب شدند و در مقطعي هم رياست ستاد مشترك ارتش بر عهده ايشان بوده است.

بعد چه اتفاقي مي‌افتد؟

وقتي عمليات پايان مي‌پذيرد، مقام معظم رهبري – كه آن زمان نماينده امام در شوراي عالي دفاع بودند – در منطقه حاضر مي‌شوند. فرمانده وقت نيروي زميني – خدا رحمتش كند – زنده‌ياد ظهير نژاد بودند كه اوج اعجاب‌شان از توفيق اين نبرد را با استفاده از عبارت «الله‌اكبر» ابراز مي كنند و از همان موقع پادگان اسلام‌آباد به پادگان الله‌اكبر موسوم مي‌شود. واقعاً هم اين عبارت با آن هنرنمايي كه در نبرد ميمك داشت، برازنده اين پادگان است. از آن پس ديگر عراق نتوانست ارتفاعات ميمك را در اختيار بگيرد.

آيا مي‌دانيد چرا عمليات آزادسازي ارتفاعات ميمك به نبرد «خوارزم» موسوم شده است؟

بله! در همان روزگار گردان 217 تانك كه يك يكان عمل كننده در نبرد ميمك بوده، از فرماندهي خوش‌فكر بهره‌مند بوده كه نامش سرگردخوارزم بوده است. طرحِ خردمندانه و نبردِ مبتني بر قواعد رزمي كه ايشان به راه مي‌اندازد، سبب مي‌شود تا آزادسازي ارتفاعات ميمك، به عمليات خوارزم موسوم و شناخته شود.

ديگر عمليات‌هاي آفندي تيپ يكم كدام است؟

عمليات ديگري با همكاري تيپ 4 از لشكر 81 انجام مي‌شود كه بر آن اساس، ارتفاعات مهم و راهبردي «بابا‌هادي»، «بيشگان» و «آهنگران» كه در اشغال ارتش عراق بود، آزادمي‌شود. تيپ‌يكم، در عمليات بيت‌المقدس هم دخيل بوده است؛ به گونه‌اي كه گردان‌هاي اين تيپ به عنوان يك يكان عمل كننده در لبه نبرد بيت‌المقدس قرار مي‌گيرند. گردان‌هاي اين تيپ در دو عمليات بيت‌المقدس و فتح‌المبين هم حضور داشته‌اند. گردان 195 و 123 تحت امر همين تيپ بوده‌اند كه در عمليات «والفجر8» شركت داشته‌اند.

اين‌هم از نكات جالبي است كه عمليات ميمك به عنوان نخستين نبرد پيروزمندانه توسط تيپ يكم اجرا مي‌شود و وقتي روزهاي پاياني جنگ را هم از نظر مي‌گذرانيم، به نبرد «مرصاد» مي‌رسيم كه تيپ‌يكم به صورت مستقيم تحت تأثير اين عمليات قرار گرفت؛ چرا كه اين پادگان در حمله منافقان، براي مدتي تحت اشغال نيروهاي منافق قرار گرفت. لطفاً از اين منظر و رشادت‌هاي تيپ يكم در نبرد مرصاد براي ما و مخاطبان صحبت كنيد…

اگر از همين مسير به طرف كرمانشاه بازگرديد، به تنگه «مرصاد» برخواهيد خورد. در آنجا نمادهايي را خواهيد ديد كه هنوز هم گوياي زواياي نبرد مرصاد است. تانك‌هاي سوخته و تجهيزاتي كه از بين رفته، اما براي سربلندي ايران به نمايش در آمده است.

درباره عمليات مرصاد بايد به اين نكته اشاره كنم كه اين عمليات آخرين حركت مذبوحانه‌اي بود كه عراق در قالب حمايت از منافقان و گسيل نيروهاي جبون‌شان صورت داد. وقتي منافقان به منطقه‌اي مي‌رسند كه تيپ‌يكم واقع است، رئيس ستاد تيپ را تحت فشار قرار مي‌دهند كه با آنان همكاري كند، ليكن رئيس ستاد سرباز مي‌زند و همكاري نمي‌كند. اين‌هم از جمله افتخارات همين تيپ است كه رئيس ستاد تيپ را – پس از آنكه از همكاري‌اش نااميد مي‌شوند – با آويختن از سردرِ پادگان به شهادت مي‌رسانند. رئيس ستاد، سومين مقام تيپ به‌حساب مي‌آيد و پايمردي ايشان در عدم همكاري با منافقان، برگ زرين ديگري از افتخارات تيپ يكم است.

آيا تيپ سوم به صورت مستقيم با منافقان درگيري نداشته است؟

طرح اصلي منافقان در عمليات‌شان، استفاده از جاده‌ها به عنوان معابري كه اتصال را تسريع مي‌بخشد، بوده است. با اين‌حال، تيپ يكم مقاومت‌هاي پدافندي را در اين عمليات سامان داد كه شهدايي را نيز در همين عمليات تقديم انقلاب كرده است.  پادگان الله‌اكبر، بر سرِ هم، مدت زيادي در اشغال باقي نمي‌ماند و تنها موضوع، تعرضي است كه منافقان در به شهادت رساندن رئيس ستاد تيپ صورت مي‌دهند. يادآوري مي‌كنم كه اوج هنرنمايي ارتش در سركوب حمله منافقان، مربوط به هنرنمايي است كه بر آن اساس، هوانيروز قهرمان، در تنگه مرصاد دمار از روزگارشان بر مي‌آورد و براي هميشه آنان را به بخش تاريك تاريخ ملحق مي‌كند.

جناب سرهنگ! اجازه دهيد از شما درباره شرايط امروز تيپ يكم هم سؤال كنيم؛ اين پادگان، امروزه از چه مؤلفه‌هايي بهره‌مند است و به طور كلي شما اقتدار تيپ يكم را امروز در چه شاخص‌هايي ارزيابي مي‌كنيد؟

پس از پذيرفتن قطعنامه، يكان‌هاي تيپ يكم تا مدت زيادي در منطقه به‌سر ‌بردند. زحماتي كه فرماندهان براي اين تيپ كشيدند، انصافاً بايد بازگو شود و مورد تقدير قرار گيرد؛ چه در مبحث بازسازي فضاها و چه در باب آماده‌به‌كار بودن تجهيزات و…

مي توانم به طور قطع بگويم كه ما از آمادگي بسيار مطلوبي برخوردار هستيم و راهمان را همچنان براي رسيدن به نقطه مورد نظر با قدرت ادامه مي‌دهيم. با اطمينان اين واقعيت را مورد اشاره قرار مي‌دهم كه با وجود آنكه از تجهيزات كارآمد و به‌روزي برخوردار هستيم، تكيه‌گاه‌مان نيروهايي هستند كه همگي عاشق اسلام و سرزمين‌شان هستند و اين موضوع بهترين بازدارندگي را دربرابر هر دشمني ايجاد مي‌كند.

شما در چه سالي به استخدام ارتش درآمديد؟

من در سال 1365 به استخدام ارتش درآمدم. خيلي دوست داشتم كه فضاي جنگ را تجربه كنم و از اين رو، به ارتش پيوستم. ليكن، قسمت نبود كه حضور مستقيم در جنگ داشته باشم؛ چه جنگ در دوران دانشجويي ما خاتمه يافت.

از شما به عنوان يك صاحب‌نظر نظامي مي‌پرسم كه آيا منطقه ما به سمت يك جنگ جديد در حال حركت است يا خير؟

ما اگر دو جنگ روي‌داده در سال هاي اخير را – جنگ عراق و افغانستان – بررسي كنيم، به برخي از واقعيات دست خواهيم يافت كه برآيند آن به ما مي‌گويد كشورهاي مستكبر اشتباه ديگري را در اين منطقه مرتكب نخواهند شد. در باب افغانستان، واقعيت آن بود كه مردم بي‌ميل نبودند كه طالبان نابود شود؛ ولو به وسيله يك نيروي عصيانگر. درباب عراق هم همين قضيه صادق است؛ صدام به‌گونه‌اي عمل كرده بود كه سقوطش خوشحالي مردم را در پي داشت. از اين رو، مقاومت چنداني در عراق صورت نگرفت. حتي فرماندهان هم دل‌شان با صدام نبود. با اين حال آمريكا نتوانست به اهدافش دست يابد و مي‌بينيم كه با مشكلات عديده‌اي روبه‌روست. اين است كه ديدگاه من در باب آغاز يك جنگ ديگر، كاملاً منفي است. ما از مردمي غيرتمند و عاشق ولايت برخورداريم كه در موقع ضرور دمار از ياغي برمي‌آورند. از سوي ديگر، سابقة سرزمين ما – چه از بعد توانمندي‌هاي نظامي و چه از ديگر ابعاد- با همه كشورها متفاوت است. با اين حال، ما خاموش نمي‌نشينيم و آيه «وَاَعِدُّوا لَهُم مَااسْتَطعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» را به عنوان يك فرمان الهي همواره نصب‌العين داريم. اين را هم بگويم كه سرباز تا بنِ دندان مسلح، ولي بي ايمان در مواقع جنگ، هيچ كارايي نخواهد داشت.

دوباره مي خواهم درباره عملكرد تيپ يكم صحبت كنم. آيا رزمايشي كه گوياي آمادگي تيپ باشد، انجام شده است؟

بله! رزمايشي با عنوان «حيدركرار» توسط نيروي زميني طرح‌ريزي و ساماندهي و توسط تيپ يكم اجرا شد. اين  رزمايش، كاملاً مبتني بر اصول امروز جنگ بود. ما با مطالعه نبردهايي كه در منطقه صورت گرفته، ديگر از آن شيوه‌ نبردهاي سنتي فاصله گرفته‌ايم و مبتني بر قواعد جنگ امروز اين رزمايش را انجام داديم. اين نكته هم گفتني است كه آمريكا با اطلاع از اين رزمايش، نيروهايش را در شرايط «آماده‌باش» قرار داد.

اگر موضوعي باقي مانده كه من آن را طرح نكرده‌ام، لطفاً خودتان بيان كنيد.

بهتر است به اين موضوع بپردازيم كه ما چگونه اين پشتوانه بزرگي را كه خداوند ارزاني ما داشته – كه همانا بهره‌مندي از يك ارتش مردمي است – حفظ كنيم و آن را اعتلا ببخشيم. من، سال‌ها پيش روي اين موضوع فكر مي‌كردم كه ايمان چگونه فعاليت‌هاي ما را تحت تأثير قرار مي‌دهد. به پاسخش زماني پي بردم كه از نزديك روي يك واحد نظامي فرماندهي كردم. به صورت آشكار ارتباط اين دو موضوع برايم محرز شد. در عين حال،  نبايد غافل از روزگذار و نوع معيشت كاركنان‌مان باشيم كه اين موضوع نيز در حفظ آنچه پيشتر عرض كردم، آشكارا دخيل است.

منبع:سایت ارتش جمهوری اسلامی ایران

  

نوشته شده توسط admin در پنجشنبه, 02 شهریور 1391 ساعت 1:50 ب.ظ

5 نظر

  1. سلام میخاستم ببینم این امریه دوره کد که 25.2.92 اومدن و باید 25.4.92 ترخیص میشدن تا حالا نیومده پس کی میاد؟لطفا یکی پاسخ بده بخدا مردم از استرس سردرگمی

  2. بسمی تعالی….سلام. به فرماندهی تیپ زره ای اسلام اباد غرب . 8ماه کسری اوردم و هنوز داخل برگه سبز ثبت نشده ویک ماه و نیم میگذرد جناب و من الان داخل تیپ277مستقل قوچان خدمت میکنم اگه محبت کنید به این مشکل ما رسیدگی شود کد ملی.0921580959

  3. بنده خودم به عنوان کسی که در پادگان الله اکبر خدمت کردم از جناب سرهنگ سامانی بسیار راضی بودم انسان بسیار فهمیده و با شعوری بود و سرباز هایش را کاملا درک میکرد و من به سبب شغل سازمانی که داشتم با ایشون بسیار ارتباط داشتم که الحق و الانصاف انسان درستی هستند اما زیر دستانشان واقعا اذیت میکردند واقعا با اعصاب وروان ما بازی میکردند … تنها چیزی که باقی مونده یه سری خاطرات از پادگان الله اکبر

  4. با عرض سلام وخسته نباشید خدمت فرمانده محترم تیپ جناب سرهنگ سامانی میخواستم بگم که واقعأ خسته نباشید بخاطر این همه زحماتی که می کشید، ای کاش بعضی از کادری هام مثل شما بودند و واقعإ عاشقانه کار میکردند نه اینکه مجبوری کار کنند و فقط به عشق اذیت کردن سرباز سر کار بروند 
    با تشکر سرباز وظیفه زانا سلیمانی.

  5. سلام میخواستم بدونم این همه …….تفسیری برای….. دارید باجه …………….

اولین« قبل بعد  » آخرین 

دیدگاه

*