خرید لباس نگاه شما: راز ثروتمند شدن فوتبالیست ها

عباس رنجبر کلهرودی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:برنامه ماه عسل 5 شنبه 14 تیرماه با دعوت از 3 نفر از بازیکنان محترم فوتبال ، قصد داشت تا با بازگویی بخشی از سختی های که بازیکنان دعوت شده در زندگی داشته اند وضعیت موجود آنان را توجیه نماید .بعبارت دیگر بگوید که اگر وضع مالي فوتبالیست ها خوب است بدلیل سختی هایی است که آنان در گذشته کشیده اند.فوتبالیست های دعوت شده هرکدام بخشی از زندگی و سختی هایی  را که در دوران  كودكي  و نوجوانی تحمل کرده بودند ، تشریح کردند و گفتند که جهت گذران زندگی و کمک به معیشت خانواده کارهای متفاوتی را از جمله : فروختن بستنی یخی ، ترقه و فشفشه ،  بلال ، جوراب و… تجربه كرده اند و  همچنین به کارهایی مانند:  ظرف شویی در رستوران و کار در کارواش و رفتگری و…را قبل  و يا  همزمان  ورود  به فوتبال حرفه ای ،  اشتغال داشته اند. نکته ای كه در سخنان  بیان شده و توجیهات ارائه شده  مغفول و مکتوم ماند این بود که آنچه بر فوتبالیست های حاضر در برنامه ماه عسل  در گذشته  ، گذشته است ، شاید بر بسیاری دیگر ، سخت تر  گذشته باشد. آناني  که تجربه ای مشابه و يا سخت تر از  فوتبالیست ها داشته اند  ، ممکن است در حال حاضر یک شهروند معمولی و یا در یک شغل مهم و خاص شاغل باشند  . اما تفاوت در این است که هیچکدام از آن دو گروه میلیادر نيستند  و زندگی آنان  با زندگی مردم  عادی چندان متفاوت و حساسیت برانگیز نیست!نقل قول مشهوری بدین مضمون وجود دارد که می گوید: از راکفلر سرمایه دار معروف پرسيدند که رمز و راز ثروتمند شدن شما چیست؟ می گوید : ” من یک دلار پول داشتم با آن کاسبی کردم ،  شد یک دلار 20 سنت . با این پول مجددا کار کردم ،  شد یک دلار و 50 سنت . این پول را در جاي ديگري سرمایه گذاری کردم ،  شد یک دلار 80 سنت.  داشتم  به این تلاش و  تجارت پر رونق ادامه می دادم که خبر دادند  راکفلر بزرگ فوت شده  و چاه های نفت کالیفرنیا به شما به ارث رسیده است.  این  بود راز  و  رمز ثروتمند  شدن من !”بي ترديد دريافت دستمزد هاي  بالاتر از عرف جامعه ،   كه حاصل سخت كوشي نيست ،  مورد انتقاد مردم است   . اما آنچه كه بيشتر از ميزان دستمزد ، مورد انتقاد است ؛ نتيجه هايي ضعيفي  است كه دلهاي مردم را شاد نمي كند و لبخند از لبان آنان دور مي كند. صوفي ار باده به اندازه خورد نوشش باد             ور نه، اندیشه‌ی این کار فراموشش باد