خرید لباس شما گریه می‌خواهید، ما هم تقدیمتان می‌کنیم!

«ماه عسل» در شرایطی به روال ماه رمضان سال‌های گذشته پیش می‌رود و با همان مشی از یک ایده تکراری برای نگه داشتن مخاطبانش بهره می‌برد که بقای این برنامه انعطاف عمل حداقلی عوامل این برنامه را برای تغییر فضایش را نیز گرفته است. با این اوصاف، باید پرسید ‌آیا با این رویکرد قرار است سال‌ها شاهد چنین برنامه‌ای باشیم؟ واکنش‌های عوامل این برنامه نشان می‌دهد که پاسخ مثبت است.به گزارش «»، نخستین بار که شبکه سوم سیما به عنوان شبکه جوان، سراغ طراحی یک برنامه متفاوت مناسبتی رفت، کوله پشتی با اجرای تازه فرزاد حسنی بود که تابستان‌ها روی آنتن می‌رفت تا آنجا که این تاک‌شو در برنامه‌ای با حضور سردار رادان به جنجال کشیده شد و حسنی از این مجموعه حذف شد و از همین جا بود که احسان علیخانی به چشم آمد. اما برنامه «ماه عسل» با اجرای او، نقطه اوج علیخانی بوده است؛ برنامه‌ای که ظاهراً میهمان معمولی دارد و از چهره‌ها نیستند ـ هرچند بعضاً چهره‌ها نیز میانشان بودند ـ اما ‌هر کدام به عنوان بخشی از یک اتفاق یا حادثه هستند و قرار است مخاطب با این حوادث آشنا شود و حس کند آنقدر‌ها هم وضعیت بدی ندارد و از او بسیاری وضعیت بدتری دارند و به همین دلیل، شکرگزار باشد؛ رویکردی که موافقین و مخالفانی دارد؛ مخالفانی که می‌گویند این ترویج کنار آمدن با دشواری است و موافقینی که می‌گویند دعوت‌شدگان از بدبختی گذشته‌اند اما در مقابل این پاسخ هست که چرا موارد همه شبیه به هم و تکراری شده است؟! پاسخ خوردن کفگیر این برنامه به ته دیگ است. این برنامه سال به سال بیشتر تأمین شد تا آنکه امسال دکور برنامه که شبیه جعبه جواهر یا صدف طراحی و ساخته شده ـ از ۱۷۰۰ کیلوگرم آهن است ـ نشان داد احتمالاً منابع مالی این برنامه بیش از سال‌های پیشین ‌بوده؛ اما با وجود گذر از دکورهای کلیشه‌ای، فضای این برنامه که به کلیشه‌ای آکنده از سوژه‌های تکراری و شعارزدگی با‌‌ همان رویکرد مورد اشاره تبدیل شده و نه تنها اراده‌ای برای تغییرش نیز وجود ندارد، بلکه اصرار بر استمرار این وضعیت وجود دارد. علیخانی در پاسخ به اینکه چرا برنامه با تغییرات بسیار کم نسبت به سری‌های قبل روی آنتن رفته، ‌گفته است: «ماه عسل یک برنامه برند است و بینندگان ما را با یک شاکله نسبتا ثابت پذیرفته‌اند و برنامه برایشان با ویژگی‌های مشخصی تعریف شده است. تغییر آن ریسک‌پذیری بالاتری دارد تا حفظ این ثبات؛ افزون بر اینکه خود برنامه بستری است برای اینکه سوژه‌های گوناگونی در آن اتفاق بیفتد. این برنامه فضایی کلی در ذهن مخاطب ایجاد کرده ‌که دستکاری آن ریسک دارد».در این میان، گزارش تازه شرق مبنی بر اینکه میهمانان برنده جوایز چندصدمیلیونی این برنامه که عملاً برنده شدنشان به واسطه لطف خدا قلمداد شد و به این جوایز به اشتباه جنبه قدسی و معنوی داد، برندگان جوایز طرف‌های قرارداد مشهور تلویزیون هستند و این برنامه یک عقبه اینچنینی داشته، بیشترین نگاه‌ها را نسبت به این برنامه تغییر داد؛ مرد سرایداری از کرج که برنده «لکسوس» ۲۶۰میلیون تومانی، نوجوانی از سلماس که برنده «بنز» ۳۰۰ میلیون تومانی‌ و نوجوان تبریزی که برنده ۱۱۰میلیون تومان جایزه نقدی شده بود. کاظم اسفندیاری، میهمان اول برنامه «ماه عسل»‌‌ همان برنده خودرو «لکسوس» ۲۶۰میلیونی یکی از شرکت‌های تولید و توزیع کننده آبمیوه است. میهمان دوم این برنامه مهدی تاج‌بخش که با پدرش در برنامه «ماه عسل» حضور یافت،‌‌ همان برنده خودرو ۳۰۰میلیون تومانی بنز از سوی یکی از شرکت‌های تولید و توزیع کننده برنج و چای است و برنده سوم یعنی ابوالفضل حیدری که به جای او برادرش در برنامه «ماه عسل» حضور یافت، برنده جایزه ۱۱۰میلیون تومانی یکی از شرکت‌های تولید کننده برنج است. حضور برندگان مسابقات قرعه کشی این سه شرکت در برنامه «ماه عسل» که مدعی اجرای برنامه‌هایی با تم مذهبی در ساعات افطار در ماه مبارک رمضان است، در حالی است که این سه شرکت آگهی‌های تبلیغاتی جداگانه و برخی به صورت برنامه زنده در شبکه سوم سیما داشته‌اند. با این حال شاید این موضوع نیز قابل دفاع باشد و بعید نیست علیخانی با‌‌ همان جسارتش که بسیاری از اوقات بیش از حد طبیعی است، بگوید بالاخره باید یک تعداد برنده می‌آوردیم و این‌ها را آوردیم یا اساساً منکر این موضوع شود و زیر بارش نرود. نقد اساسی شاید هیچ کدام از این‌ها نباشد، بلکه نقد اساسی متوجه بنیان این برنامه است که شیوه‌اش،‌‌ همان شیوه صفحات حوادث برخی روزنامه‌هاست که شاید هر کدام از ما دوره‌ای مشتری ثابتشان بوده باشیم. این برنامه در ماهی که باید مظهر شادی باشد، در لحظات افطار که باید برای یک روز جهاد با نفس و عبور موفق از این عرصه خوشحال بود، جز‌و اندوه، چه ‌ دارد و مجری نیز جز این، چه برنامه‌ دیگری ریخته است؟ «ماه عسل» دقیقاً شبیه فیلم‌هایی است که ضعف ساختاری‌اش را هر منتقدی می‌فهمد اما التهاب داستان و درآوردن اشک و آه کاراکتر‌ها، مخاطب عام را در فضایی می‌برد که نه تنها این ضعف‌های فاحش را نبیند، بلکه به شدت از اثر دفاع کند. ماه عسل با همین رویکرد ‌سر پا مانده است و تأکید دارد: «شما گریه می‌خواهید، ما هم تقدیمتان می‌کنیم!» بد‌ترین صحنه‌ها وقتی است که شخصی با گریه یا بغض یا ناراحتی شدید درباره گذشته‌ و وضعیت کنونی‌اش سخن می‌گوید و مجری برنامه خنده‌هایی می‌کند که روح هر بیننده‌ای را می‌آزارد و این ذهنیت را تقویت می‌کند که سرنوشت این آدم‌ها اهمیتی برای مجری برنامه ندارد و تنها هدف جذب مخاطب با وسیله کردن این دسته از مردمانمان است! اگر تجدیدنظری نشود، حق نداریم که بپذیریم واقعاً چنین فضای بدی در عقبه این برنامه هست و این خنده‌ها در مقابل وضعیت ملتهب دیگر، یکی از نشانه‌هایش است؟