خرید لباس بازیکن ملی نمی‌خوایم نمی‌خوایم

یعنی استقلال در تاریخ نزدیک به هفتاد ساله خود از مهرداد اولادی باحال‌تر رو نکرده بود! استاد در آخرین مصاحبه خود تاکید فرموده‌اند: گناه من بازیکن ملی چیست که به استقلال آمده‌ام!نتیجه اخلاقی: تا قبل از استقلال استاد مشغول جدول حل کردن و همچنین فروش تنقلات روی نیمکت باشگاه نفت تهران بود حالا یکطوری حرف می‌زند انگار قرار بوده برود چلسی جای دروگبا را پر کند!نتیجه غیر اخلاقی: مانده‌ایم متحیر چرا این بازیکن ملی چهار تا پیشنهاد لیگ یکی هم ندارد؟!نتیجه غیر اخلاقی: آخرین باری که اولادی دعوت شد تیم ملی کارلوس کروش هنوز با کفاشیان نرفته بود استرالیا که بعد سر امضای قرارداد با آل اشپورت دعوایشان شود! همچنین آخرین باری که اولادی به تیم ملی دعوت شد هنوز تیم ملی وارد مقدماتی جام جهانی هم نشده بود!نتیجه آماری: دروغ چرا! 16 آذر 1391 جای رافخایی دعوت شده به تیم ملی برای بازی‌های غرب آسیا! بعد رفته نفت تهران و هم از آنجا خط خورده از تیم ملی. چند ماه بعدش امیر خان هم روی حساب اینکه فکر می‌کرده هر کسی را بیاورد از مجیدی و برهانی بهتر است این بنده خدا را از روی نیمکت نفت آورده استقلال! حالا این کجایش بازیکن ملی است؟نتیجه آماری 2: کسی که با سیزده بازی ملی و یک گل زده – مثل پژمان جمشیدی – خودش را بازیکن ملی حساب می‌کند را باید برد موزه فیفا به‌عنوان هدیه فدراسیون ایران در آنجا به ثبت رساند!خطر اتصالیبا خواندن مصاحبه مفصل مرزبان با فارس به نتایج زیر رسیدیم!الف: ایشان و اکبرآقا با هم قرار گذاشته بودند که مثل دو تا برادر با هم کار کنند، بعد که با ایشان برای سرمربیگری مذاکره کردند تاکید داشته اگر اکبرآقا نیست می‌آید!ب: ایشان در آلمان اسم بزرگی دارند چون مدتی در لیگ دسته سه آلمان سرمربی بوده اند! طفلی آلمانی‌ها هم آدم بزرگ ندارند هر کسی آنجا در دسته سوم مربیگری کند می‌شود نام بزرگ!ج: ایشان اسم بزرگی دارند فهمیدید؟ احترام بگذارید. شما در مقابل سرمربی دسته سه آلمان هستید. تعظیم کنید!نتیجه اخلاقی: بعضی آدم‌ها را باید قبل از داغ کردن از برق بیرون کشید! خطر اتصالی دارند!بینوایان قسمت دوم!مدیرعامل باشگاه صبا که هنوز ضرب‌المثل تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد را نشنیده، در مصاحبه‌ای اعلام کرده: «ما درخواست‌های مرفاوی را با بضاعتمان تامین کردیم!»1- آخیش! دلمون برای صمد سوخت!2- صمد بازیکن ملی خواسته، بازیکن استانی براش گرفتن بضاعتشون نمی‌رسیده خب!3- اردوی ترکیه خواسته کنار دریاچه نمک اردو زدن. بضاعتشون همینه!4- حقوق به اندازه سرمربی لیگ برتری خواسته بهش به اندازه مربی لیگ دویی دادن! بضاعتشون همینه!فقط امیدواریم آقا صمد یک وقت بضاعت‌های فنی رو نکرده خودش را برای این جماعت رو نکند وگرنه سال بعد با این وضع تیمداری لیگ دو نباشند لیگ یک را باید بروند!دیفال!یکی از دیگر عجایب زندگی در ایران این است که رییس فدراسیون فوتبال بسته پیشنهادی منتشر شده در سایت خود فدراسیون را تکذیب می‌کند! سرمان را به کدام دیوار بکوبیم.قسمت دوم بیانیه کانون مربیان الجزایرکانون مربیان الجزایر که همین یکی دو روز پیش با صدور بیانیه‌ای وقت ارزشمند مردم و جوهر چاپخانه‌ها را به هدر داده در عوض برای طنزنویسان مطبوعاتی سوژه‌های فراوان فراهم کردند و با صدور بیانیه دوم خود نشان دادند که نه تنها از رو نمی‌روند بلکه اصولا از رو هم نمی‌روند!این بیانیه تقدیم به شما:با سلام ! ما جمعی از اعضای کانون مربیان دور خودمان جمع شده به تعریف از خود پرداخته و در نهایت تصمیم گرفتیم بعد از اینکه قربان صدقه خودمان رفتیم بیانیه زیر را صادر کنیم. از طنزنویسان مطبوعاتی هم تقاضا داریم ما را سوژه نکنند. ما خودمان به اندازه کافی سوژه هستیم.1- به فاصله 48 ساعت پس از صدور این بیانیه رییس تلویزیون الجزایر به همراه کلیه مقامات کشوری و لشکری باید آب دستشان هست بگذارند روی زمین و بیایند دیدن ما! از آنجا که ما خیلی خوش هیکلیم و لب خزینه هم نشسته‌ایم کلیه اعضای لشکری و کشوری وظیفه دارند بیایند دور ما جمع شده کمی ما را باد بزنند بلکه سوختگی ناشی از امضای آن سیصد دلال روزنامه‌نگارنما التیام پیدا کند. لازم به ذکر است که خواستید بیایید دوربین تان را هم بیاورید حداقل چهار نفر ما را ببینند!2- تا اطلاع ثانوی فدراسیون فوتبال الجزایر حق بستن قرارداد با خلیل هویج را ندارد. اگر هم بستید اقلا ما را بگذارید کمیته فنی بیاییم در جلسه حیثیت نداشته این آقای هویج را ببریم زیر سوال دلمان خنک شود!3- ما حاضریم در یک جلسه که با حضور کروش و بدون حضور مترجمش برگزار شود به زبان فارسی چنان او را منکوب کنیم که اصلا خودش هم نفهمد ما چه می‌گوییم!4- اصلا ما همه یک سمت، کروش هم یک سمت! ببینیم کی بهتر می‌زنه؟در پایان تاکید می‌کنیم حق شکایت برای ما از کلیه طنزپردازانی که با شخصیت نداشته ما بازی کردند محفوظ است!