دوشنبه, ۰۲ بهمن ۱۳۹۶

خاطرات رزمندگان

خاطرات رزمندگان

خاطرات یک رزمنده اسلام آبادی از حضور در جبهه های جنگ تحمیلی / قسمت دوم

خاطرات یک رزمنده اسلام آبادی از حضور در جبهه های جنگ تحمیلی...

خاطرات یک رزمنده اسلام آبادی از حضور در جبهه های جنگ تحمیلی / قسمت دوم     به نام خداوند شهیدان      اسلام آبادتایمز: بیسیم چی گردان بودم گوشه ای کز کرده بودم بچه ها شوخی می کردند و آماده رفتن به سوی عملیات والفجر 2 می شدند برای هم سربند می بستند اسلحه ها را چک می کردند دعا می خواندند و خلاصه هر کسی کاری انجام می داد. در این هنگام مجتبی با یک شیشه عطر بزرگ که از تبلیغات آورده بود وارد... ادامه مطلب »
  • نحوه مشاهده :